به گزارش ایلنا به نقل از ارمنیوز، جنگ میان روسیه و اوکراین در ماههای اخیر وارد مرحلهای جدید شده است که دیگر تمرکز صرف بر درگیریهای نظامی و نبرد مستقیم میان سربازان نیست، بلکه محور اصلی نزاع به زیرساختهای انرژی منتقل شده است. در این راستا، هدف قرار دادن شبکههای برق، گاز و سایر منابع حیاتی انرژی به ابزاری کلیدی برای ایجاد فشار روانی و اقتصادی بر جمعیت غیرنظامی تبدیل شده است.
شهر بلگراد، واقع در مرز روسیه با اوکراین، نمونهای بارز از این تغییر رویکرد است. این شهر بارها هدف حملاتی قرار گرفته که عمدتا شبکه برق و زیرساختهای انرژی آن را هدف قرار میدهد. به گفته فرماندار منطقه، حمله اخیر اوکراین به بلگراد بزرگترین حمله تاکنون بوده و گرچه خسارات گستردهای به تأسیسات انرژی وارد کرده، اما تلفات جانی نداشته است.
این حملات در پاسخ به حملات گسترده روسیه به شبکههای انرژی اوکراین، به ویژه در کییف و خارکیف، انجام میشود که منجر به قطع برق و گرمایش هزاران خانه در اوج زمستان شده است. در این میان، وزارت دفاع روسیه نیز از حملات گسترده به تاسیسات انرژی اوکراین و کنترل برخی مناطق خبر داده است.
کارشناسان بر این باورند که هدفگیری انرژی، بخشی از آنچه میتوان «جنگ روانی» نامید، است. هر دو طرف تلاش دارند با اختلال در زندگی روزمره شهروندان، توانمندی روانی و اجتماعی یکدیگر را کاهش دهند. این رویکرد نشاندهنده تحولی اساسی در طبیعت جنگ است؛ جایی که انرژی دیگر فقط یک منبع اقتصادی نیست، بلکه به ابزاری برای فشار سیاسی و اجتماعی بدل شده است.
به گفته دکتر سعید سلام، مدیر مرکز مطالعات استراتژیک «ویژن» در اوکراین، روسیه با اتخاذ «سیاست فشار حداکثری زمستانی » بهطور سیستماتیک شبکههای برق و گاز را هدف قرار میدهد تا تابآوری شهروندان را کاهش دهد و شرایط انسانی دشواری ایجاد کند. این حملات بیش از ۴۰ درصد ظرفیت تولید انرژی اوکراین را از بین برده و میلیونها نفر را با کمبود برق، گرمایش و آب مواجه کرده است.
از سوی دیگر، اوکراین نیز با رویکردی موسوم به «سیاست بازدارندگی اقتصادی»، تلاش میکند با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و حملونقل روسیه، منابع مالی جنگ را محدود کند. این رویکرد نشاندهنده یک «نبرد ارادهها»ست که نه فقط صحنه نظامی، بلکه بازارها، امنیت انرژی و حتی نگرانیهای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
دیمیتری بریجع، کارشناس روسیه در مرکز مطالعات عربی-اوراسیایی، تأکید میکند که هدفگیری انرژی یک تحول عمده در جنگهای مدرن است. برق و انرژی به زیرساختی حیاتی تبدیل شده که عملکرد بیمارستانها، ارتباطات، حملونقل و حتی سیستمهای دفاعی را تضمین میکند. بنابراین، آسیب زدن به آن فشار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همزمان ایجاد میکند و زندگی روزمره شهروندان را هدف میگیرد.
به این ترتیب، بلگراد دیگر تنها یک شهر مرزی نیست؛ بلکه نماد مرحلهای از جنگ است که در آن «کاهش توانمندی روحی» به اندازه توان نظامی اهمیت دارد. در چنین شرایطی، شاید دردناکترین ضربه، نه از دست رفتن سربازان، بلکه خاموشی چراغها و اختلال در زندگی روزمره باشد، ضربهای که نشان میدهد جنگ وارد خانهها و زندگی مردم شده است.