گروه بینالملل دفاعپرس - خسرو هداوندخانی؛ این روزها شاهد لشکرکشی نظامی ارتش آمریکا به منطقه خاورمیانه و خلیج فارس هستیم. گذشته از انتقال هواپیماها و تانکرهای سوخت رسان، ناوهای هواپیمابر و ناوچههای جنگی هم به سمت منطقه گسیل می شوند.
خالی کردن برخی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه همچون عین الاسد و جابجایی نیروها نیز در راستای ادامه همین سناریو است؛ سناریویی که حرکتی تازه نیز تلقی نمیشود و در سالهای گذشته و در دوران برخی دیگر از روسای جمهورآمریکا همچون بایدن نیز این تاکتیک نخنما شده وجود داشته است.
اما هدف این لشکر کشی گسترده آمریکا در منطقه و در نزدیکی مرزهای آبی جمهوری اسلامی و تنگه مهم و استراتزیک هرمز چیست؟
دونالد ترامپ؛ رئیسجمهور آمریکا که همواره سعی کرده است خود را به عنوان شخصیتی غیرقابل پیشبینی و غیرمتعهد به قوانین و موازین بینالمللی جلوه دهد، چه در دوره اول ریاست جمهوری خود و چه بویژه در دوره دوم، سعی کرده است با رویکرد قلدرمآبانه و متکی بر قدرت، نیات و برنامههای خود را در مورد کشورهای هدف دنبال کند و آنها را به ناچار مرعوب سیاست های دیکته شده خود قرار دهد. رویکردی که حتی در قبال متحدین سنتی ایالات متحده و اعضای ناتو پیگیری میشود که نمود بارز آن ادعای حاکمیت بر گرینلند و یا الحاق کانادا به ایالات متحده میباشد.
اما در مورد جمهوری اسلامی، تقابل و تنش آمریکا سابقهای نزدیک به ۵ دهه دارد که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شد و تا بدین روز نیز ادامه اشته است.
در این ۵ دهه آمریکا سناریوهای مختلف و متفاوتی را برای تغییر رژیم جمهوری اسلامی و یا حداقل تغییر رفتار آن و همسو کردن ایران با سیاستها و منافع خود در منطقه مهم خاورمیانه به کار برده که شامل تجزیه سرزمینی، کودتا، جنگ تحمیلی، تهاجم فرهنگی و تحریمهای اقتصادی بوده است.
اگر در طول این سالها آمریکا و متحدین آن هربار به سراغ یکی از این سناریوها برای مرعوب و مغلوب کردن انقلاب مردمی ایران میرفتند اما از چند سال گذشته و بویژه از اغتشاشات سال ۱۴۰۱ میتوان چنین ادعا کرد که آنها برای رسیدن به این هدف مهم خود در صدد به کارگیری همزمان همه این سناریوها در چارچوب جنگ ترکیبی هستند.
یعنی در کنار بکارگیری استراتژی شبیخون فرهنگی و دو قطبی کردن فرهنگی جامعه در نزاع بین طرفداران حجاب و مخالفان حجاب، بحث ناامنسازی جامعه از طریق مسلح کردن و گسیل مزودران داخلی و خارجی و پروژه کشتهسازی را همراه با چاشنی تحریمها و فشارهای اقتصادی در دستورکار خود قرار دادند که در اغتشاشات سال ۱۴۰۱ به نتیجه ای نرسیدند.
در دور جدید اغتشاشات دی ماه سال جاری، رویکرد ناامنسازی که در سال ۱۴۰۱ جنبه فرهنگی داشت، با توجه به مشکلات اقتصادی و افزایش بی ضابطه ارز و دلار در کشور، ماهیت اقتصادی به خود گرفت و اعتراضات مسالمت آمیز بازاریان بهانه و فرصتی برای آشوب طلبان و اغتشاشگرانی شد که با هدایت لیدرهای آموزش دیده و حمایت شده از سوی سازمان موساد و آمریکاییها، این بار اغتشاشاتی را ایجاد کنند که خشونت، آدم کشی، تخریب و ناامنسازی در حد اکثریت چاشنی آن شود تا زمینه برای دخالت نظامی آمریکایی ها و اسرائیلی ها که شکست خورده و سیلی خورده جنگ ۱۲ روزه بودند فراهم شود.
اما این بار نیز این دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی در محاسبات خود نسبت به وفاداری مردم ایران به وطن و نظام مقدس جمهوری اسلامی دچار خطای محاسباتی شدند و حضور گسترده و میلیونی مردم ایران در راهپیمایی سراسری ۲۲ دی ماه، آب سردی بر پروژه ناامنسازی و سپس حمله به ایران توسط آمریکاییها و اسرائیلیها بود و جمهوری اسلامی توانست خیلی سریع بر اوضاع مسلط شده و پروژه دستگیری اغتشاشگران و لیدرهای آنان را شروع و آرامش را بر کشور حاکم کند.
آمریکایی ها که خود را شکست خورده این پروژه مفتضحانه می دانستند، این بار در چارچوب جنگ روانی و سیاست ارعاب و تهدید، باردیگر پروژه نخنما شده لشکرکشی به منطقه جهت اعمال فشار بر ایران را در غالب سناریو «یا مذاکره و یا جنگ» دنبال میکنند.
آنها به خوبی متوجه قدرت نظامی و بویژه موشکی ایران هستند و در چارچوب جنگ ۱۲ روزه طعم تلخ آن را چشیدهاند، بنابراین بسیار بعید است که این بار نیز بخواهند این پروژه شکست خورده را تکرار کنند.
آنها به خوبی واقفند که در صورت تعرض به جمهوری اسلامی، ناوهای جنگی و همچنین سایر پایگاههای نظامی آنان در سطح منطقه در تیررس مستقیم موشک های بسیار تخریبگر و نقطه زن ایران هستند. از طرف دیگر کشورهای منطقه نیز که میزبان پایگاههای آمریکا در خاک خود هستند، از بیم تسری جنگ ایران و آمریکا به داخل خاک خود، نهایت تلاش خود را در جلوگیری از وقوع جنگ آمریکا و ایران انجام خواهند داد.
از طرف دیگر آنها به خوبی می دانند که جمهوری اسلامی هنوز می تواند از توانمندی خود در همراهی گروه های مقاومت در این جنگ بهره ببرد کما اینکه در چند روز اخیر نیز انصارالله یمن آمریکا را تهدید به هدف قرار دادن کشتی هایش در صورت حمله به ایران کرد.
از حیث اقتصاد منطقهای و بین الملل نیز، شروع جنگ قطعا دست ایران را برای اخلال در روند عبور و مرور روزانه ۳۰ درصد سوخت دنیا از تنگه استراتژیک هرمز باز می گذارد که قطعا می تواند اهرم فشاری برای آمریکایی ها و متحدینش بوده و با افزایش قیمت نفت، بحران قابل توجهی را به اقتصاد بین الملل وارد کند. مضاف بر اینکه مشابه این حرکت را نیز انصارالله یمن می تواند پیاده کند و از عبور ومرور کشتیهای همپیمان با آمریکا و بویژه اسرائیلی ها جلوگیری کند؛ کما اینکه در جنگ دو ساله اسرائیل با حماس و در جهت حمایت از مردم مظلوم غزه این توانمندی را از خود نشان داد.
از طرف دیگر در چارچوب مذاکرات و دیپلماسی، آمریکاییها قطعا بدنبال تحمیل خواسته های خود بر جمهوری اسلامی بوده، همانی که مقام معظم رهبری از آن بدرستی تعبیر به صلح تحمیلی کردند، کما اینکه در مذاکرات هسته ای نیز بر روی غنی سازی صفر برای ایران تاکید می کردند و هیچ انعطافی در این زمینه از خود نشان ندادند و دست آخر هم در دل مذاکرات بر روی میز مذاکره توسط بازیگر کارهای کثیف خود یعنی اسرائیل بمب ریختند.
آنچه مسلم است این است که آنها در دل مذاکرات با جمهوری اسلامی بدنبال تضعیف ایران از طریق واگذاری امتیازات فراوان بوده و قطعا کنار گذاشتن فعالیتهای صلحآمیز هستهای، بهانهای برای واگذاری امتیازات دیگر همچون کنار گذاشتن توانمندی موشکی و ... خواهد بود.
یک نکته دیگر هم قابل تامل است و آن اینکه یکی از اهداف اصلی آمریکاییها از این رویکرد تهدید و ارعاب نظامی و لشکرکشی منطقهای و موضع گیری های متعدد نظامی و در کل جنگ روانی ایجاد شده، نگاه داشتن جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح و ایجاد یک شرایط حساس و دائمی امنیتی در کشور و در نتیجه برهم زدن تمرکز تصمیمگیران و تصمیمسازان اقتصادی کشور از پیشبرد اهداف و پروژه های اقتصادی و عمرانی در کشور است که باید نسبت به افتادن در این تله دشمن نیز هوشیار بود.
ایستادگی و مقاومت ملت و نظام جمهوری اسلامی و حفظ وحدت و اتحاد مقدس و همچنین تلاش و همت مضاعف و به تعبیر رهبری معظم انقلاب، تلاش دوبرابری دولتمردان برای رفع معضلات اقتصادی و معیشتی مردم و عدم تاثیرپذیری از تهدیدات دشمن در کنار توانمندی اثبات شده نظامی ایران، از مهمترین عوامل در جهت شکست سناریو روانی-نظامی آمریکا و متحدینش است. همچنین بهرهوری بیشتر و بهتر از ظرفیت مراودات اقتصادی با کشورهای دیگر و بویژه متحدین سنتی خود همچون روسیه و چین در مدیریت بهتر تحریمهای اقتصادی و خنثیسازی آنان اثرگذار است.
دست آخر اینکه ۲۲ بهمن امسال قطعا یکی از مهمترین و حساسترین روزهای تاثیرگذار در جهت اعتلا و ادامه حیات با شکوه این نظام مقدس است که مردم ایران با حضور گستردهتر و پرشورتر از هر سال میتوانند روزی با شکوهتر از حتی ۲۲ دیماه سال جاری را رقم بزنند و بار دیگر به دشمنان نظام و خاصه آمریکای جهانخوار نشان دهند که همچنان پشتیبان و حامی نظام جمهوری اسلامی بوده و بار دیگر چشم طمع آنان به این مرز و بوم مقدس را کور کنند.
انتهای پیام/ ۹۸۸
∎