شناسهٔ خبر: 76916871 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرآنلاین | لینک خبر

روزنامه اصولگرا: شمس الواعظین و عطریانفر و عطاءالله مهاجرانی اصلاح طلبانی بودندکه در اغتشاشات اخیر موضع انقلابی داشتند اما اکثر اصلاح طلبان خوب نبودند

نگاهی به مواضع اصلاح‌طلبان، اعم از کنش‌گران و فعالان سیاسی تا رسانه‌های اصلاح‌طلب نشان می‌دهد آنان حتی در ملی‌ترین حالت مواضع خود، کوشیده‌اند خود را جدا از نظام و در واقع خارج از حلقه مسئولان نشان دهند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: آنها در عین حال، اغلب با بزک کردن خشونت‌های کف خیابان و اعتراض نامیدن آن‌ها، از موضع‌گیری صریح نسبت به حملات به شهروندان، مأموران حافظ امنیت، ساختمان‌های دولتی، پایگاه‌های نظامی، اماکن مذهبی، بانک‌ها، فروشگاه‌ها و منازل و خودروهای مردم پرهیز می‌کنند. 
اگر دوقطبی 18 دی‌ماه را دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی بدانیم – که در واقع هم همین‌طور است- هیچ دو سوی این دو قطبی با این مواضع «در وسط ایستاده» همراه نخواهند بود.

از این منظر باید جریان اصلاحات را جریان بلاتکلیف وقایع دی‌ماه 404 نامید. جریانی که برخی ‌روزنامه‌نگاران و نیز فعالان سیاسی آن، انقلابی‌ترین مواضع ممکن را اتخاذ کردند، همچون ماشاالله شمس‌الواعظین و محمد عطریانفر و عطاالله مهاجرانی؛ اما برخی رسانه‌های رسمی و مسئولان تشکیلاتی جبهه اصلاحات، خط میانه‌ای را پیش بردند که گویی می‌خواهند پیش‌زمینه‌های حضور در هر دو قطب را برای خود حفظ کنند.

دلتنگی برای زن، زندگی، آزادی

چند روز قبل از آغاز اعتراضات بازار در اوایل دی‌ماه، مستندی در مورد موضع حمایتی ترانه علیدوستی نسبت به ناآرامی‌های سال 1401 از بی‌بی‌سی فارسی پخش شد. مستندی که کوشیده بود از چند روز بازداشت این بازیگر، یک فعالیت سیاسی و آزادی‌طلبانه پر و پیمان دربیاورد و از او قهرمانی سیاسی بسازد. ذوق‌زدگی سعید شریعتی، کنشگر سیاسی اصلاح‌طلب از میزان بازدید این مستند، نشان می‌داد که صحبت از آشوب‌های پاییز 1401 و تلاش بی‌بی‌سی برای تنفس رسانه‌ای به آن جریان، برای اصلاح‌طلبان خوشایند است. چند روز بعد و با آغاز اعتراض بازارهای فروش گوشی تلفن همراه و سپس پیوستن بازاریان به این اعتراض، جریان اصلاحات، با فراموشی نقش و مسئولیت خود نسبت به آنچه که دلیل اعتراضات بود، تلاش کرد خود را در کنار معترضین قرار دهد. 

سانسور آشوب

دو سه روز بعد، اغتشاشات در برخی شهرهای کوچک ایران آغاز شد. حمله به فرمانداری فسا، حمله مسلحانه به فرمانداری و مقر پلیس و بنیاد شهید و چند بانک در ملک‌شاهی و یا وقایع تلخ شهر ایلام و آشوب‌ها در آبدانان و حمله به فروشگاه‌ها و اموال عمومی و بانک‌ها بخشی از این اقدامات بود. با این حال، هم از نگاه اصلاح‌طلبان و هم از نگاه دولت که برآمده از جریان اصلاحات است، همچنان موضوع فقط «اعتراض» بود و کسی صحبت از آشوب و اغتشاش نمی‌کرد.

با آنکه در برخی شهرهای کوچک مراکز دولتی هدف حمله اغتشاشگران قرار گرفته و چند نیروی حافظ امنیت هم شهید شده بودند. همچنان تیتر رسانه‌های اصلاح‌طلب، افزایش اعتراضات، لزوم رفتن به میان معترضین و شنیدن حرف معترض، تنگناهای اعتراض کردن، احزاب و اعتراضات، ربط دادن اصلاحات اقتصادی به اعتراضات، بررسی ریشه‌های اعتراضات و تیترهایی از این قبیل بود و همچنان اغتشاش سانسور شد؛ آن هم در رسانه‌هایی که همیشه صحبت از آزادی می‌کنند.  طبعاً رویکرد درست، تأکید بر حق اعتراض و درعین‌حال محکوم کردن آشوب بود؛ اتفاقی که در رسانه‌های انقلابی رقم خورد و همزمان با پوشش اعتراضات و بحق دانستن آن‌ها، به انتشار خبر در مورد آشوب‌ها و تقبیح اقدامات اغتشاشگران پرداختند. 

خشونت عریان هم محکوم نیست؟ 

با بروز وقایع تروریستی 18 دی‌ماه، روزنامه‌های اصلاح‌طلب خط حمایت تلویحی از بازداشت‌شدگان و یا روایت میدانی از کف خیابان با نگاهی که اغتشاش را اعتراض می‌نامد، پیش بردند. محمد خاتمی بیانیه دیرهنگامی منتشر کرد، و گرچه در آن از کنایه به نیروهای امنیتی برای عدم کنترل پیشینی فضا دریغ نورزیده بود و نظام را نیز مورد انتقاد قرار داد؛ اما درعین‌حال تصریح کرده بود که اسرائیل و آمریکا توطئه‌ای را علیه ایران شکل داده‌اند. با این حال او نیز اشاره‌ای به ده‌ها شهید نیروی حافظ امنیت نکرده بود. 

روزنامه اعتماد که روزنامه رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت است، در اولین شماره پس از وقایع تروریستی 18 دی‌ماه، هیچ مطلبی در صفحه یک خود پیرامون این موضوع نداشت. شرق، دیگر رسانه اصلاح‌طلب صرفاً آن را ساعت شلوغی و دو روز اعتراض نامید و روزنامه هم میهن سراغ وکلا و خانواده بازداشتی‌ها رفت، درحالی‌که معلوم نبود چطور طی سه چهار روز و با وجود تعداد بالای بازداشتی‌ها، مجروحین، شهدا و کشته‌ها، آن‌ها توانسته‌اند، وکیل هم بگیرند! 

سخنرانی تلویزیونی رئیس‌جمهور سه روز پس از وقایع 18 دی‌ماه و تشریح جنایاتی که علیه مردم و نیروهای حافظ امنیت در آن شب سیاه روی داده بود، در رسانه‌های اصلاح‌طلب صرفاً با تیترهای به‌رسمیت‌شناسی اعتراض و شنیدن صدای اعتراض مردم انعکاس یافت و این رسانه‌ها حتی در مورد مواضع مسعود پزشکیان هم امانت را رعایت نکردند. همچنان روزنامه‌های اصلاح‌طلب سلاخی نیروهای حافظ امنیت در کف خیابان را سانسور کردند. 
شنیدن صدای معترض و مخالف هم همیشه برای اصلاح‌طلبان صرفاً یک شعار بوده است. آن‌ها هیچ‌گاه با مخالفان خود گفت‌وگو نمی‌کنند، هیچ‌گاه به میان معترضان نمی‌روند و هیچ‌گاه از فضای سانتی‌مانتالیسم نسبت به اعتراضات خارج نمی‌شوند. 

در انتهای رادیکالیسم

چند ساعتی قبل از پنجشنبه‌شب 18 دی‌ماه؛ قبل از آن حملات تروریستی هماهنگ در ده‌ها شهر ایران و قبل از قطعی نت، آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، در آن‌سویی که انتظار می‌رفت ایستاد و از نسبت به دخالت نیروهای غیررسمی و برخوردهای خشونت‌آمیز با معترضین هشدار داد. او البته پس از جنایتی که به نام اعتراض در کشور رقم خورد و در آن بهترین جان‌ها روی زمین به شیوه‌ای خشونت‌بارتر از داعش، پر پر شدند، واکنشی نشان نداد؛ درست مثل وقایع مشابه پیش از آن. 
او همچنین، حدود 20 روز پس از وقایع تلخ 18 دی‌ماه در ایران، با انتشار بیانیه‌ای مبهم با ادبیات رادیکال، به همدردی و سوگواری با خانواده‌های عزادار پرداخت. منصوری مدعی است که در این مدت اینترنت به‌طور کامل قطع بوده و از سویی می‌گوید: «ما به رسانه‌ها دسترسی نداریم.»
این ادعا در حالی مطرح می‌شود که در این روزها اینترنت داخلی وصل بوده و روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر و رسانه‌های اینترنتی اصلاح‌طلب نیز به‌روز شده است. لذا روشن نیست چرا منصوری مدعی نداشتن رسانه شده است؟ البته که بیانیه تند او در رسانه‌های اصلاح‌طلب منتشر نشده و با یک جست‌وجوی اینترنتی معلوم می‌شود فقط اینترنشنال آن را بازتاب داده است. 
اوج ابهام آذر منصوری آنجاست که به داغدیدگان تسلیت گفته، اما در مورد فاعلین این داغ‌ها و کسانی که این فجایع را ایجاد کردند، سکوت کرده است. او حتی حاضر نشده در بیانیه خود – که روشن نیست چرا به صورت انفرادی و نه حزبی و جبهه‌ای و تشکیلاتی منتشر شده- به آمریکا و اسرائیل و حمایت‌های متعدد رئیس‌جمهور آمریکا و مقامات صهیونیستی از آشوبگران اشاره کند. 

17302