شناسهٔ خبر: 76911708 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

قضات در برابر حقوق شهروندان مسئول هستند| محاربان مجازات شوند

آیت الله قوامی در تبیین مراتب ظلم گفت: یکی عامل ظلم است، یکی معاونت در ظلم دارد و کسانی هم راضی به ظلم هستند.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری تسنیم، با توجه به حوادث تروریستی اخیر، یکی از موضوعات مهم، بحث محاربه و احکام مربوط به آن در جمهوی اسلامی است تا بتوان از منظر فقهی و حقوقی در خصوص جرائم و جنایات محکومان تصمیم‌گیری کرد، در این‌باره خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، گفت‌وگویی با آیت الله سیدصمصام‌الدین قوامی، رئیس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی، پیرامون احکام محاربه و همچنین بررسی استدلالات فقهی در خصوص جایگاه حکومت اسلامی انجام داده‌ که با هم مرور می‌کنیم.

تسنیم: با توجه به شهادت مدافعان امنیت در حوادث اخیر یکی از بحث‌های مطرح شده حکم محاربه است. در باره این حکم و ادله آن از منظر قرآن کریم و فقه توضیحاتی را بفرمایید.

در ابتدا از تلاش حوزه و روحانیت در عرصه رسانه تقدیر می‌کنم؛ حوزه انقلابی به روز آگاه به مسائل مبتلا‌به و پدید آمده است و باید با دید بینشی و فقهی و علمی بدان توجه داشته باشد و آن را مورد بررسی قرار دهد تا پشتوانه‌ای برای حاکمیت و نظام انقلابی باشد. بحث را متبرک به آیه 33 سوره مائده می‌کنیم که خداوند فرموده است: «إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیم»، همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین (صالحان) دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود. پس طبق این آیه مجرمی که محارب بودن او احراز شده باشد مجازاتش یکی از چهار مجازات اعدام، صلب، قطع دست راست و پای چپ و تبعید است.

تسنیم: آیا در شرایط فعلی نیز می‌توان براساس همین آیه و احکام فقهی این مجازات‌ها را پیاده کرد؟

این تنها آیه‌ای در قرآن کریم است که در مورد محارب سخن گفته، این آیه دو خروجی داشته که یکی جوامع روایی است که معصومین به ویژه امام صادق(ع) حول این آیه جزئیات و فرعیات آن را بازگو کرده‌اند و دوم جوامع فقهی است که در جوامع فقهی، بابی باز شده که باب بزرگی است و حدود مختلف را گفته‌اند که یکی از آن حد محاربه است.

تسنیم: بهطور مشخص تعریف محاربه چیست تا بنابر استدلالات فقهی و روایی در اینباره به گفتوگو بپردازیم؟

تعریف محاربه از دید معصومین کسی است که سلاح می‌کشد و این اساس محاربه است که یا برای ترساندن و ارعاب و یا برای اسقاط یک نظام بر حق و عادلانه است؛ مهم این است که حرکت مسلحانه مشخص شود که از داخل نظام و علیه نظام اسلامی باشد، ما آیات جهاد فراوانی داریم اما این آیه برای کسانی است که داخل نظام دینی زندگی می‌کنند و علیه نظام دینی، حرکتی مسلحانه را انجام می‌دهند، البته ما به دشمنان این نظام که در منطقه هستند دارالحرب می‌گوییم یعنی جایی است که محاربه علیه نظام بر حق آنجا صورت می‌گیرد که در حال حاضر فلسطین اشغالی دارالحرب شده است و از طرفی آمریکا نیز با این کارهای علنی وارد جنگ شده و جنگ 12 روزه را ایجاد کرده و سپس مسئولیت آن را پذیرفت، آنها نیز دارالحرب محسوب می‌شوند. در مجموع محاربه حکم خودش را دارد و افراد داخل نظام هستند.

تسنیم: برای این محاربه، چه مجازات‌هایی در دین اسلام بوده است؟

اینها چند مدل هستند، برخی مردم را می‌کشند که در این‌باره امام صادق(ع)، می‌فرمایند اینها باید کشته شوند، برخی از آنها نیز افرادی را از درخت آویزان می‌کنند و به دار می‌کشند که باید با آنها نیز مقابله به مثل شود و برخی نیز دست و پای مسلمانان را می‌برند که ما در برخی از حوادث تروریستی اخیر نمونه‌هایی را دیدیم که با قمه، دست و پای نیروهای امنیتی و نظامی را قطع کردند، که در این باره در قرآن آمده است باید به‌طور ضربدری دست و پای آنها، یکی از راست و دیگری از چپ قطع شود، بحث بعدی تبعید است که باید محاربه نفی بلد کند و از آن سرزمین خارج شود، این شامل کسانی می‌شود که به نوعی آتش بیار بودند ولی قتلی مرتکب نشدند و به دار نیاویختند و شکنجه نکردند و دست و پایی را قطع نکرده‌اند، اینها هر یک مجازاتی دارد، چرا که محاربین درجات مختلفی دارند.

تسنیم: در حوادث اخیر، اقدامات انجام شده در صحنه تا چه میزان قابل تعمیم با احکام محاربه است؟

اگر در حکومت دینی و اسلامی، کسی از مسائلی ناراضی است و اعتراض دارد این شامل محاربه و نفی بلد نفی بلد نمی‌شود، ولی اگر کسی اعتراض‌اش را تبدیل به پشتیبانی و حمایت از محاربین کند و از نظر نیرویی و لجستیک کمک کند و در صفحات مجازی‌اش تبلیغ کند، حتی برای براندازی حکومت اسلامی دعا می‌کند و یا برای پیروزی‌شان، شیرینی پخش می‌کند و از کشته‌های محاربه ناراحت شود، اینها را باید تبعید کرد، اینها مسائلی است که قوه قضائیه اعم از ریاست و دادستان و سایر بخش‌ها به لحاظ قانونی و فقهی به آن تسلط دارند و مصادیق را پیدا می‌کنند و طبق آن براساس نظر قرآن کریم، حکم صادر می‌کنند، اینها نشان می‌دهد که محارب یک نوع کودتا‌چی است که می‌خواهد نظام عادلی را ساقط کند، این آیه منشأ برای احکام گوناگون شده و هم روایت و ابواب فقهی مصادیقی را برای محارب دارد که برخی شامل آن نمی‌شود.

تسنیم: آیا در باب محاربه، نظریات متفاوتی وجود دارد؟ و آیا این احکام شامل حکومت اسلامی در دوران فعلی نیز می‌شود؟

افرادی که در آیات قرآن کار می‌کنند و هم فقه‌القرآن راوندی و هم فاضل‌مقداد در مورد آیات‌الاحکام بحث می‌کنند که در آنجا دیدم که در مورد «انما جزاء الذین یحاربون اللّه و رسوله»، یعنی تا دوران رسول خدا(ص)، این آیات آمده و منظور نظامی است که در مدینه راه انداخت و اولیای ایشان و مؤمنان آن را ادامه دادند، در این‌باره اجماع داریم که احکام خدا بعد از رسول خدا تداوم دارد و اگر بخواهیم منجر به زمان حضرت رسول(ص) کنیم با آن اجماع نمی‌سازد لذا اجماع حاکم می‌شود و می‌گوید مراد از رسول یعنی همان حاکم که از طرف خدا احکام خدا را اجرا می‌کند و اولیا خدا کسانی که مسیر را ادامه می‌دهند و هم مؤمنین را شامل می‌شود لذا نظام الهی و دینی می‌تواند در طول زمان ادامه‌دار باشد، فقط منجر به زمان رسول خدا نیست و خود به خود توسعه پیدا می‌کند و شامل زمان ما نیز می‌شود.

آیاتی داریم که «اطیعوا الله و اطیعواالرسول و اولوا‌الامر منکم» است، و شامل اولوا‌الامر و معصومین و تابعین هستند. اولین نکته این است که این آیه منحصر به زمان پیامبر(ص) نیست و به بعد هم اشاره دارد، شامل زمان ما هم می‌شود؛ نکته دیگر اینکه آیا این نظام مشروع است، چون ممکن است عده‌ای بگویند اگر نظام مشروعیتش اثبات نشود، برعکس می‌شود و اگر نظامی نامشروع است مانند نظام شاه واجب است آن را ساقط کنیم و امام خمینی(ره) در ایام دی و بهمن شاه را فراری داد و آنجا واجب هم هست، پس اینجا باید مشروعیت نظام ثابت شود تا حکم محاربه، اجرایی شود.

تسنیم: در مورد مشروعیت نظام اسلامی ایران، بفرمایید که چگونه به لحاظ فقهی قابل اثبات است؟

اینکه باید مشروعیت یک نظام را ثابت کنیم، می‌توانیم ببینیم علما و فقهای اسلام تائید کردند و امام خود فقیه بود و نظریه ولایت فقیه را داد و فقهای بزرگ همانند آیت‌الله العظمی گلپایگانی و آیت‌الله العظمی مرعشی و آیت‌الله هاشم‌زاده آملی و ‌آیت‌الله العظمی اراکی ایشان را تائید کردند و خود خبرگانِ قانون اساسی، نوعا از فقها بودند، پس این نظام فقه و شریعت است و در مقدمه آن آمده که این نظام تداوم نظام انبیا و معصومین است، پس یعنی یک نظام سیاسی نیست که مانند مارکسیست‌ها بیاید و برود و یا همانند نظامات غربی باشد، بلکه نظام، امتداد خدا و رسول خدا(ص) است و امتداد اولی‌الامر است و در جای خودش باید بحث شود. در فقه سیاسی نیز بحث این است که هم نظام دینی و براساس عدالت و شریعت است و قانون اساسی آن همین را می‌گوید مقدمه قانون اساسی است که این نظام براساس وحی و براساس آموزه‌های معصومین و مطابق با موازین و قواعد دینی است و مشروعیت آن به فقیهی است که جامع الاشرایط باشد.

می‌بینیم که امام مشروعیت‌اش را از حمایت مردم به دست آورد و علما نیز تائید کردند پس این نظام استاندارد و فقهی و دینی است، اگر نظام این‌گونه است، این نظام عادلانه است و وقتی عادلانه شد قیام علیه او ظلم حساب می‌شود. این نظام به هزار دلیل نظام اسلامی و دینی است، همین کسانی که گاهی مخالفت‌هایی دارند در تأسیس این نظام در دورانی همراهی می‌کردند، همه آنها، در آن دوران، نظام را دینی می‌دانستند ما می‌گوییم تداوم نیز کاملا بر اصول است و خبرگانی، رهبری را انتخاب کردند، همان خبرگانی که امام خمینی(ره) را انتخاب کردند.

تسنیم: پس محاربه به نوعی ظلم و ستم در حق رهبری و نظام اسلامی به شمار می‌رود؟

بله، اگر جنس محاربه را ظلم حساب کنیم که همچون یک شرکت سهامی است، سه ضلع دارد، یکی عامل ظلم است و ظلم را مباشرت و اعمال می‌کند و دوم آن که معاونت دارد و امداد می‌نماید و سوم آنکه راضی است، ما در صحنه کربلا، این سه گروه را داشته‌ایم، کسانی که شمشیر زدند و افرادی که سازوکار جنگی و لجستیک را فراهم کردند و آنهایی که راضی بودند، اینها همگی ملعون و دور از رحمت الهی هستند و رحمت اسلامی شامل حال او نیست و مغضوب است چون بر علیه نظام برخاسته است.

تسنیم: چرا برخی از مصادیق در حوادث اخیر تروریستی، محاربه محسوب می‌شود؟

در این حرکاتی که در دی ماه 1404 اتفاق افتاد، برخی سلاح کشیدند و خوف ایجاد کرده و مرتکب قتل شدند و برخی نیز مسیر را هدایت کرده و به آموزش ترور و ساخت بمب دست‌ساز پرداختند و تجهیزات و سلاح فراهم کردند و راه ورود به کشور را یاد دادند. در این بین نیز عده‌ای در خانه نشستند و راضی هستند و گاهی این رضایت برملا می‌شود و با بیانیه و یا توئیتی این دشمنی را نشان می‌دهند، که اینها مصداق محاربه نیستند، اما جرمی مرتکب شده‌اند که باید دستگاه عدل و عدالت آن را مشخص کند، دستگاه عدل و قضاوت که نماد قوه قضائیه انقلاب است اگر بگوید باید تبعید شوند یا باید کشته شوند یا به دار آویخته شوند و یا دست و پایشان قطع شود، این برای احکام زمان پیامبر(ص) است که با قاطعیت عمل می‌کردند و خود پیامبر رحمت خیلی قاطعانه عمل می‌کرد و خودش ناظر بود، پس معلوم می شود رحمت و قاطعیت، منافاتی با هم ندارد، بنابراین هم احکام و نیز مصادیق متنوع است و این به واسطه کارکردی است که وجود دارد. لذا نتیجه می‌گیریم که اولا نظام مشروع و حفظ مشروع از اوجب واجبات است، امام خمینی(ره) بارها به صورت قاعده‌ای محکم می‌فرمودند حتی در تشخیص مصلحت نظام می‌گویند، مصلحت اهم از حفظ نظام نیست و سایر مصالح مهم است ولی اهم نیستند؛ این مصلحت اهم است وقتی حفظ نظام واجب شد هرکس برای خدشه به نظام خواست وارد شود، مصداق بغی و یا محارب است چه داخل کشور یا خارج و یا زمان رسول خدا(ص) و یا امروز باشد که نظام عدلی برپاست و برای حفظ نظام که حفظ نظام مؤمنین است، چون مردم دخیل هستند و حق‌شان است که این نظام‌شان برپا بماند، در این حکومت اسلامی باید احکام اسلامی من جمله این حکم محارب را پیاده کنیم و این به این معنا نیست که خشن هستیم و این، اسلام است، وقتی جنایت می‌کنند و کودک را می‌کشند باید مجازات شوند و باید قاطع بود و باید حمایت کرد تا امینت در جامعه اسلامی باقی بماند.

تسنیم: به غیر از محاربه، کسانی که باعث دلگرمی اغتشاشگران بودند، آیا مشمول می‌شوند؟

به غیر از محاربه، مفهومی به نام بَغْی وجود دارد که به معنی تجاوز و تعدی به حقوق دیگران، خروج یا شورش علیه امام مشروع و حاکم اسلامی است. شخصی که مرتکب بغی می‌شود، باغی خوانده می‌شود و در مواردی با مجازات مرگ روبرو می‌شود.

بغی در لغت، تجاوز و ستم است ولی معمولا در لغت توقف نمی‌کنیم و قیام علیه امام عادل و نظام عادل نیز عنوان می‌شود. بغی، مقداری دایره‌اش وسیع‌تر است و هر نوع تجاوز از حدود عادلانه و الهی را شامل می‌شود. لذا در طائفه مؤمن نیز می‌تواند باشد، امام خمینی(ره) علمی و فقهی به این احکام پاسخ می‌داد و یک مصداق بارز آن خوارج‌اند خوارج یعنی کسانی که خروج و کودتا می‌کنند، وقتی امام حسین(ع)، برای اصلاح امت جدش به سمت کربلا حرکت کرد، مخالفین گفتند ایشان خروج کرده است، زیرا یزید را رهبری مشروع می‌دانستند، در حالی که این خروج به معنای جاه‌طلبی و ماجراجویی نیست و امام حسین می‌فرمود که من مفسد و ظالم هم نیستم و نمی‌خواهم حقی را ضایع کنم و یا باطلی را به جای حق بیاورم بلکه حق با ماست، اما در نهروان، عده‌ای از خوارج علیه حکومت اسلامی خروج کردند که مصداق امروزی‌شان همان سازمان منافقین و مجاهدین خلق بود که در سال 60 تشکیل شدند و دست به ترور می‌زدند، البته آنها تا زمانی که دست به سلاح نبودند آزاد بودند و حتی گاهی جلوی سخنرانی روحانیون را می‌گرفتند و کمابیش در انتخابات شرکت کرده بودند و رأی نیاوردند. بعد از عزل بنی‌صدر توسط امام خمینی(ره) که طبق اختیارات ولی فقیه بود، مسیر قانونی طی شد و این منافقین، چهره خود را برملا کردند و وقتی وارد فاز مسلحانه و آدم‌سوزی شدند و سر سفره افطار نارنجک می‌زدند.

تسنیم: پس معنای خروج علیه حاکمیت در جامعه دینی با جامعه کفر تفاوت دارد؟

بله! امام خمینی(ره) دو جمله زیبایی داشتند یکی اینکه جاسوسی برای اسلام واجب است و این کلمه از طرف یک فقیه بود نه یک رهبری سیاسی و همین کلمه باعث شد همه خانه‌های تیمی لو رفت، همانند امروز که گزارش‌های مردمی تأثیر زیادی در دستگیری اغتشاشگران داشته است. و جمله دیگر ایشان این است که جواب بازی خورده حدید است و این یعنی برخورد جدی با کسانی که به عنوان محارب و منافق وارد صحنه شده‌اند.

تسنیم: به نظر شما با توجه به حوادث تروریستی که گذشت چه انتظاری از قوه قضائیه وجود دارد؟

بسیاری از اغتشاشگران، دستگیر شده‌اند و آماده مجازات هستند و باید قوه قضائیه، قاطع و بدون ارفاق با عناصر اصلی برخورد کند و مطالبه مردم از قوه قضائیه و دادستان این است، بسیاری از منافقینی که در اوایل انقلاب دستگیر شدند به فرمان امام خمینی(ره) به دلیل ترورهایی که داشتند اعدام شدند، آقایانی که امروز انتقاد دارند و دم از حقوق بشر می‌زنند در آن دوران، خواهان اعدام منافقین بودند و امروز اشک تمساح می‌ریزند. و این مشخص می‌کند موضع آنها براساس خواسته و منافع و جناح خودشان است.

تسینم: پس این احکام محاربه تداوم دارد و شامل حکومت اسلامی ایران نیز می‌شود؟

بله و حتی جانشین امام هم تمام مراحل مشروعیت را طی کرده و فرقی با امام خمینی(ره) ندارد، بعد از رسول خدا نیز امام علی(ع) منافقین را مجازات کرد و حتی با جنازه آنها سخن می‌گفت، پس معلوم می‌شود احکام منحصر در زمان پیامبر(ص) نیست و فردی معصوم چون امام علی(ع)، با محارب و منافقین برخورد می‌کند، امروز نیز همین شرایط را داریم، ما وضعیت سوریه و لیبی و افغانستان را ببینیم که چگونه با همین جنگ‌های داخلی به ناامنی رسیده‌اند. برخورد با منافقین و اغتشاشگران بیاد شدیدتر از گذشته باشد، آنها بی‌رحمانه دست به قتل زدند و مشکلاتی را به لحاظ ملی و بین‌المللی برای ما فراهم کردند، عقل می‌گوید ایران را نمی‌شود به سوریه و لیبی تبدیل کرد، اینها ملعون هستند و نباید به آنها ترحم کرد، کسانی که به نحوی حمایت‌گر بودند نیز باید مجازات شوند، عدم ارفاق به این عناصر در این دوره بسیار مهم است و دادستان گفتند کسانی که به نحوی از اینها حمایت می‌کنند نیز مشمول هستند، ما به مرحله فینالی رسیده بودیم و از شاه و صدام و نتانیاهو عبور کردیم و در مقابل آمریکا رسیدیم، آمریکا موجودیتی به جز فساد و ظلم ندارد و مانند چنگیز وارد کاراکاس شد و ایرلند و کانادا را می‌خواهد بگیرد و هرکس بخواهد به این ظلم کمک کند، شریک است، تعارف را باید کنار گذاشت، ما در برابر خدا و رسول خدا و امت مسلمین مسئول هستیم، اگر قضات بخواهند ارفاق کنند، ما نمی‌بخشیم چون ما حقوق الهی و حق‌الناس و حق شهروندی داریم و چقدر شهید دادیم، ما نظام را دوست داریم و مردم در 22 دی نشان دادند از نظام خسته نشدند و کسانی که در میدان اغتشاش بودند، محاربند، اینها از نظر سیاسی و فقهی محارب هستند و امام و رسول خدا(ص) و امام علی(ع) همین کار را کردند ما نیز باید ادامه دهیم، باید اشدالکفار باشیم و این دشمن هر چه پیش برویم خطرناک‌تر می‌شود، این جنگ پیشرفته و الکترونیک است، امیدواریم خدا برای حفظ نظام به ما کمک کند.

تسنیم: گاهی یک عده با ادبیات فقهی، داده‌ها و براساس آموزه‌های دینی که دارند از اشخاصی که محاربه کردند دفاع می‌کنند. در مقابل اینها چه باید کرد؟

اولا باید بیایند مناظره کنند و دلایل و استدلالات خود را بگویند و باید پاسخ بدهیم، در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها و از طریق رسانه، به طور عمومی پاسخ اینها را می‌دهیم اما باید تخصصی‌تر و اختصاصی‌تر به مناظره بپردازیم، نمی‌توان قضاوت و محاکمه غیابی کرد، باید ببینیم چه گفته‌اند و چه ادله علمی و فقهی دارند، هر چند به نظر می‌رسد ادله و موضع آنها، سیاسی است. اینها در دوره‌ای موافق اعدام منافقین و تروریست‌ها بودند و امروز نیستند، گاهی برخی از اینها با جایگاه رهبری مشکل دارند و بین امام خمینی(ره) و رهبری فرق می‌گذارند، باید روی تک‌تک مباحث فقهی بحث کنیم.

مشکل برخی از اینها این است که ادامه ولایت امام را می‌خواستند رهبری نباشد، آنها گاهی روی اجتهاد بهانه می‌آورند، امام خمینی(ره) فرمود مرجعیت نیاز نیست، برخی گفتند امام داشت زمینه را برای ایشان فراهم می‌کرد، چون مراجع آن موقع توان اداره حکومت نداشتند و درجه‌اش را پایین آوردند، امام علائمی را گفتند که خبرگان به این سمت بروند و امروز مشروعیت رهبری مشروعیت نظام است، وقتی مشروعیت نظام تائید شود، بعد می‌توان احکام محارب و باغی را پیاده کرد. نباید در این شرایط که مشروعیت و عدالت نظام مورد تائید است، سست عمل کنم، در زمینه هر ابهامی نیز باید بند به بند فقه را بحث کرد.

تسنیم: چه آفاتی، تهدید کننده است و باید مراقب باشیم؟

در نظام جمهوری اسلامی، آفاتی تهدیدکننده وجود دارد و آنها برخی از مباحث علمی و فقهی را براساس جناح مورد نظر خود، به مسائل سیاسی مبدل می‌کنند مانند مسأله حجاب، از طرفی در فتنه 88، برخی از آقایان، در مورد این انتخابات، از موضع یک جناح خاص وارد شدند و آشوب به پا کردند و در حالی که نظام می‌توانست برخی از این عناصر را اعدام کند، تنها در حصر خانگی نگه داشت و با آنها مدارا کرد و رأفت به خرج داد، نظام به اینها رحم کرد؛ کسانی که در سال 60 شما مخالف منافقین بودند و در این فتنه‌های اخیر، مسائل را به طور برون مرزی دنیال کرده و زمینه را برای مداخلات بیگانگان فراهم کردند، بسیاری از این مخالفت‌ها از سوی آقایان، استدلال فقهی ندارد و فقه‌شان را در تحکیم مبانی غرب پیش می‌برند و صرفا سیاسی است و می‌خواهند ولایت فقیه تحت مرجعیت آنها باشد، می‌خواهند ولایت بر فقیه داشته باشند، در حالی که در انتخاب رهبری، خبرگان در جای درستی از تاریخ قرار گرفت و بدون اینکه حضرت آقا تمایل داشته باشند ایشان را رهبر کردند، رهبرمان نشان داد رهبر ملی است، نه جناحی؛ و حضور میلیونی مردم در میدان در 22 دی امسال نیز نشان داد که پیرو رهبری ملی هستند و برای جناح خاصی نیستند؛ رهبری اگر معصوم هم باشند باز هم مخالفانی دارند و برخی به دنبال راههای محاربه و بغی هستند، در این شرایط اگر پیرو رهبری باشیم، انقلابی هستیم و در سمت درستی ایستاده‌ایم.

انتهای پیام/