شناسهٔ خبر: 76910035 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

اگر قشون آمریکا در خلیج فارس دست از پا خطا کند...

سه واکنش روزنامه‌های امروز به لشکرکشی ترامپ و تهدید ایران

تهران- ایرنا- گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس و همزمانی آن با تهدیدات ترامپ علیه ایران، به گمانه‌زنی‌ها در مورد اهداف و پیامدهای تحرکات نظامی واشنگتن دامن زده است؛ برخی اقدام نظامی را محتمل می‌دانند و شماری دیگر به وجهه بازدارندگی این تحرکات اشاره دارند. در این میان، ضرورت پاسخ قاطع به هر گونه خطایی از سوی طرف مقابل، در بعضی از روزنامه‌ها برجسته است.

صاحب‌خبر -

واکاوی دلایل، اهداف و پیامدهای افزایش حضور ناوها، هواپیماهای جنگی و تجهیزات نظامی آمریکا در خلیج فارس و تشکیل واحدهای پشتیبانی نظامی در پایگاه‌های مستقر در قطر، اردن و همچنین برگزاری رزمایش در منطقه، در روزنامه‌های امروز کشور از زوایای مختلفی بررسی شد.

در حالی که برخی این تحرکات را در چارچوب تلاش‌های مستمر واشنگتن برای حفظ حضور نظامی و نمایش توان عملیاتی در منطقه خاورمیانه و تقویت بازدارندگی تعبیر می‌کنند، برخی دیگر بررسی پیامدهای آن را مورد نظر دارند. گروهی از پاسخ قاطع تهران در صورت اقدام نظامی آمریکا می‌گویند و شماری دیگر از پیامدهای اقتصادی آن در ابعاد جهانی.

در مجموع روزنامه های امروز ایران سه نوع واکنش به موضوع داشته اند: برخی به بررسی سناریوهای موجود پرداخته اند، برخی بر پاسخ سخت ایران تاکید کرده اند و چند تایی هم به توصیه های دیگر پرداخته اند.

لشکرکشی آمریکا و بررسی سناریوهای موجود

برخی روزنامه‌ها در گزارش‌های مرتبط خود به تبیین شرایط و وضعیت موجود پرداخته و سناریوهایی مختلف در ارتباط با اهداف و نتایج تحرکات نظامی آمریکا در منطقه را بررسی کردند.

روزنامه «دنیای اقتصاد» در خصوص رزمایش نظامی آمریکا نوشته است: گسیل حجم زیادی از تجهیزات هوایی و دریایی آمریکا و برخی متحدان غربی آن به خاورمیانه و به خصوص خلیج فارس پیش از برگزاری این رزمایش حکایت از عملیات جدید آمریکا علیه ایران دارد که درخصوص سطح و دامنه آن، اختلاف‌نظرهای گسترده‌ای میان رسانه‌ها و تحلیلگران وجود دارد. برخی این رزمایش را مقدمه‌ای برای ورود به درگیری می‌دانند و دسته‌ای دیگر معتقدند که خود این رزمایش سناریوی فریب و غافلگیری است.

اگر قشون آمریکا در خلیج فارس دست از پا خطا کنند...

روزنامه «آرمان ملی» هم در این خصوص در گزارش خود آورده است: برخی تحلیلگران از افزایش احتمال حمله آمریکا به ایران سخن گفته‌اند و مدعی شده‌اند که فضای کنونی غرب آسیا با توجه به افزایش تحرکات نظامی، یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های چند سال گذشته را طی می‌کند که احتمال درگیری را بیش از پیش تقویت کرده است. اما در این بین برخی از صاحب‌نظران بر این باورند که با توجه به اهمیتی که ترامپ به بازار نفت، ثبات و ارزان نگه داشتن آن می‌دهد، اقدامات اخیر را می‌توان از جنبه بازدارندگی تفسیر کرد و اینکه آمریکا قصد دارد تا پیامی به ایران مخابره کند که بتواند از نوسانات شدید و افزایش غیرقابل کنترل قیمت نفت به دلیل ریسک پاسخ ایران به حملات احتمالی آمریکا یا حمله به اسرائیل، جلوگیری کند. به این ترتیب این افراد بر این باور هستند که ایران هنوز می‌تواند از کارت برنده «نفت» استفاده کند.

روزنامه «سازندگی» از احتمال ۵۰ درصدی هر یک از این دو سناریو گفته و نوشته است: به نظر می رسد حداقل هدف دولت ترامپ از این تجمع نیرو نه لزوما جنگ، بلکه حفظ و افزایش فشار بر ایران و نگه داشتن ایران در وضعیت دائمی «تعلیق» باشد؛ یعنی ایجاد وضعیتی میان بیم و امید که در آن تهران همواره ناچار باشد خود را برای بدترین سناریو در حال آماده باش نگه دارد، بی آنکه بداند آیا حمله ای در راه است یا خیر. همین آماده باش دائمی فارغ از وقوع یا عدم وقوع درگیری، هزینه‌های سنگینی به همراه دارد؛ از فشار روانی بر نیروهای نظامی و ساختار دفاعی گرفته تا فرسایش منابع، اختلال در برنامه‌ریزی‌ها و مهمتر از همه تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر نظام سیاسی و جامعه. این نوع فشار مستمر و مزمن برای یک قدرت بزرگ طی زمان طولانی می‌تواند ابزاری کم هزینه تر و در عین حال موثرتر از جنگ مستقیم بوده و مکمل تحریم‌ها و فشارهای دیپلماتیک باشد. اما پرسش اصلی این است که آیا این فشار می‌تواند یا قرار است به اقدام نظامی نیز منتهی شود؟ در پاسخ باید گفت احتمال چنین اقدامی منتفی نیست، اما وقوع آن نیز قطعی نیست بلکه می‌توان آن را در حدود پنجاه- پنجاه دانست.

در گزارش روزنامه «خراسان» ذیل عنوان «محاصره دریایی ایران در راه است؟» به قلم «مصطفی نجفی» می‌خوانیم: یکی از سناریوهای محتمل در چارچوب تحرکات اخیر و آرایش جدید نیروهای ایالات متحده در منطقه، حرکت تدریجی به سمت محاصره دریایی ایران است. در این چارچوب می‌توان دست‌کم دو سناریوی اصلی را متصور شد: نخست، سناریویی که در آن آمریکا یا متحدانش دست به اقدام نظامی محدود و نمادین می‌زنند و سپس محاصره دریایی به‌عنوان ابزاری برای تکمیل و تثبیت اثرات آن اقدام به کار گرفته می‌شود؛ اقدامی که می‌تواند با هدف ارسال پیام بازدارنده، بدون ورود به جنگ گسترده طراحی شود. سناریوی دوم، آغاز تدریجی محاصره دریایی است که در ادامه، واکنش ایران به آن-اعم از اقدامات متقابل در دریا یا منطقه-می‌تواند به تشدید تنش و در نهایت درگیری نظامی منجر شود. نکته کلیدی در هر دو سناریو آن است که محاصره دریایی نه لزوماً به‌عنوان مقدمه‌ای برای ضربه فوری، بلکه به‌مثابه ابزاری برای فرسایش اقتصادی، محدودسازی منابع مالی دولت و افزایش فشارهای داخلی موردتوجه قرار گرفته است. هدف نهایی این رویکرد ممکن است بی‌ثبات‌سازی کنترل‌شده و وادارکردن تهران به پذیرش مذاکره از موضع ضعف باشد، نه الزاماً ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی.

«بهروز مرادی» کارشناس اقتصادی در مصاحبه با آرمان ملی با اشاره به اهرم قدرت ایران در مسیر انتقال انرژی و اهداف متفاوت آمریکا در منطقه، از ثبات در بازار نفت گرفته تا امنیت متحدان منطقه‌ای می‌گوید: ترکیب پیچیده از اهداف باعث شده که تحرکات نظامی اخیر آمریکا بیش از هر چیز به‌عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و مذاکره تلقی شود، نه آغاز جنگی گسترده‌ که پیامدهای آن مبهم خواهد بود.

تاکید بر پاسخ کوبنده ایران

برخی از روزنامه‌ها بر «پاسخ تند» و «کوبنده» ایران در صورت دست از پا خطا کردن آمریکا تاکید کرده‌اند.

روزنامه «جوان» در گزارشی با عنوان «ایران آماده پاسخ بزرگ است» نوشته است: برخی گزارش‌ها که عمدتاً منابع خارجی آن را منتشر کرده‌اند حاکی از این است که ایران در واکنش به رویکرد خصمانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، روند استقرار موشک‌های ضدکشتی را در امتداد سواحل خلیج فارس آغاز کرده است. سپاه پاسداران نیز با تمرکز بر استان هرمزگان، در حال تقویت تنگه راهبردی هرمز با قدرت آتش سنگین است؛ اقدامی که ابعاد عملیاتی و بازدارنده آشکاری دارد. به این ترتیب، اگر آتش جنگ شعله‌ور شود، ایران با آتش سنگین به سمت دشمن، یکی از راهبردی‌ترین نقاط دنیا را در دست گرفته و خواهد بست. ماه‌ها قبل نیز، ایران تجهیزات و استحکامات نظامی در تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی مستقر کرده و مین‌گذاری تنگه هرمز هم انجام شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز رادار «وستوک- ۱» بلاروس را مستقر کرده است. این یک رادار دوبعدی است که قادر به شناسایی اهداف هوایی در برد تا ۳۶۰ کیلومتر و در ارتفاعات ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر است و به این ترتیب به سامانه پدافند هوایی قابلیت‌های گسترده‌تری برای تشخیص زودهنگام و واکنش به هرگونه تهاجم هوایی می‌دهد.

روزنامه «همشهری» هم ذیل عنوان «پاسخ فراگیر» آورده است: تنش‌زایی در مواجهه با ایران در شرایطی است که مقام‌های سیاسی– نظامی جمهوری‌اسلامی در روزهای اخیر علاوه‌ بر اعلام آمادگی بالای نیروهای‌مسلح برای واکنش به هر اقدام خصمانه، تأکید کرده‌اند که تهران طیف متنوعی از گزینه‌ها را برای پاسخ به هر حمله‌ای در اختیار دارد؛ گزینه‌هایی که علاوه ‎بر اهداف آمریکایی در سراسر منطقه، هم‌پیمان اصلی آمریکا در منطقه، یعنی رژیم‌صهیونیستی را نیز مدنظر قرار خواهد داد. آمادگی ایران برای سناریوهای مختلف در حالی است که «جنگ فراگیر» یکی از گزینه‌های در اختیار ایران خواهد بود؛ گزینه‌ای که ازسوی مسئولان ایرانی نیز مورد اشاره قرار گرفته و دست جمهوری ‌اسلامی را برای هدف قرار دادن طیف وسیعی از اهداف باز می‌گذارد.

اگر قشون آمریکا در خلیج فارس دست از پا خطا کنند...

به نوشته این روزنامه، تلفات گرفتن از سربازان آمریکایی، تغییر زمین بازی در تنگه هرمز، ناوهای آمریکایی، زیرساخت‌های اسرائیل ، پایگاه‌های نظامی آمریکایی و اسرائیلی، خود ترامپ و نتانیاهو به عنوان «محارب» می‌توانند از جمله اهداف مشروع ایران تلقی شوند.

همچنین، روزنامه «وطن امروز» در گزارشی با تیتر «پاسخ یکپارچه» و با اشاره به هشدار گروه‌های مقاومت در عراق، لبنان و یمن، با رویکردی مشابه به این موضوع پرداخته است.

توصیه‌هایی برای شرایط حاضر

در این میان، گروهی از روزنامه‌ها به جای بررسی سناریوها، تجویزهایی را در مطالب خود گنجاندند.

به نوشته «ابتکار» به نقل از «کامرون شِل» مدیرعامل و یکی از بنیانگذاران شرکت Draganfly (شرکت کانادایی/شمال‌-آمریکایی است که در زمینه طراحی و ساخت پهپادها و سیستم‌های هوایی بدون سرنشین فعالیت می‌کند)، اتکای روزافزون ایران به هواپیماهای بدون سرنشین کم‌هزینه، خطری جدی برای دارایی‌های ارزشمند نیروی دریایی ایالات متحده، از جمله ناو گروه هواپیمابر آبراهام لینکلن ایجاد می‌کند. ...ایران می‌تواند تعداد زیادی پهپاد نسبتاً ساده را به‌طور مستقیم به سمت کشتی‌های نیروی دریایی شلیک کند و حملات گسترده‌ای انجام دهد که می‌تواند دفاع‌های سنتی را از کار بیندازد. «سیستم‌های دفاعی مدرن در ابتدا برای مقابله با این نوع حمله گسترده طراحی نشده‌اند. در میان تجهیزات نظامی ایالات متحده که در نزدیکی آب‌های ایران فعالیت می‌کنند، کشتی‌های جنگی اهداف اصلی هستند.»

روزنامه «رسالت» در سرمقاله خود با «تقدیر» خواندن برخی روندها، پیگیری اخبار جنگ را «حماقت» خواند. «جواد شاملو» در سرمقاله این روزنامه با عنوان «جنگ می‌شود؟» نوشت: به ما چه ربطی دارد که فلان کشور ناوهایش را در کدام اقیانوس جابجا کرده است؟ تا کی می‌خواهیم تمام سرمایه عمر و آرامش خود را پای این قمار بی پایان بریزیم که جنگ می شود یا نمی‌شود؟

نویسنده در پایان گفته است: حتی اگر بدترین حوادث هم در راه باشد، پیگیری ثانیه به ثانیه خبرها ذره ای از تقدیر را عوض نمی‌کند و تنها توان ما برای مواجهه با واقعیت را از بین می‌برد. ما که خدا و اهل بیت را داریم، نباید اجازه دهیم این بادهای مسموم اراده‌مان را سست کند. حتی کسی که از این پشتوانه معنوی محروم است، به حکم عقل وقتی توان تغییر معادلات جهانی را ندارد، شکنجه پیش از وقوع حادثه حماقتی است که فرصت زندگی در اکنون او را می‌گیرد.