شناسهٔ خبر: 76909174 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

گلزار راغب: «قندیل» لایه‌های پنهان گروهک‌ پژاک را نمایان کرده است

نویسنده کتاب «قندیل» گفت: خوشبختانه با خاطرات مربوط به نفوذ نادر کیانی در این سازمان‌ها طی هفت سال و همچنین آشنایی با خانم «بهار»، توانستیم لایه‌های زیرین این احزاب را بیرون بکشیم و به جامعه عرضه کنیم.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، مراسم رونمایی از کتاب «قندیل»؛ خاطرات «بهار» عضو سابق سازمان پژاک و به قلم کیانوش گلزار راغب، با حضور حجت‌الاسلام سید اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات، در حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای این مراسم، کیانوش گلزار راغب نویسنده کتاب «قندیل» با تقدیر از اظهار داشت: پنج اثر درباره کردستان با راهنمایی و نگاه ایشان شکل گرفت. بغضی که سال‌ها در گلوی من مانده بود و شاید سال‌ها نتوانم آن را بیرون بریزم، با همراهی دوستان دفتر هنر مقاومت حوزه هنری به انتشار این کتاب‌ها منجر شد و از این عزیزان صمیمانه تقدیر و تشکر می‌کنم.

وی ادامه داد: آثار ابتدایی ما از جمله «شنام»، «عصرهای کریسان» و «برده‌سور» در واقع خاطرات خودمان بود؛ خاطرات بچه‌ها و رزمندگانی که سال‌ها عمرشان در دل گروهک‌ها سپری شد، به شهادت رسیدند و پیکرهایشان هیچ‌گاه بازنگشت. خانواده‌هایی که همچنان چشم‌انتظارند. این آثار مورد توجه و عنایت رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و تقریظ ارزشمندی بر آن‌ها نگاشته شد؛ آثاری که بخشی از واقعیت فراموش‌شده دفاع مقدس در کردستان را به نمایش گذاشت.

گلزار راغب با اشاره به بازخوردهای مردمی گفت: پیام‌هایی که از داخل کشور، به‌ویژه از کردستان دریافت کردیم، سرشار از تقدیر و تشکر بود. بسیاری می‌گفتند ما پیش از این نگاه بدبینانه‌ای داشتیم، اما با خواندن این کتاب‌ها فهمیدیم مردم کردستان چگونه پای انقلاب ایستادند تا این قطعه از خاک ایران حفظ شود. امروز خودمان را مدیون این مردم می‌دانیم که مقابل گروهک‌ها ایستادگی کردند و بیشترین رشادت‌ها را انجام دادند. این نگاه بدبینانه به نگاه تکریم تبدیل شد.

وی افزود: با این حال، ما همیشه گروهک‌ها را از بیرون دیده‌ایم. دغدغه ما این بود که بتوانیم رویه‌های درونی این گروه‌ها را به‌صورت بی‌واسطه بیان کنیم. خوشبختانه با خاطرات مربوط به نفوذ نادر کیانی در این سازمان‌ها طی هفت سال و همچنین آشنایی با خانم «بهار»، توانستیم لایه‌های زیرین این احزاب را بیرون بکشیم و به جامعه عرضه کنیم.

نویسنده کتاب «قندیل» تصریح کرد: اگر ما از درون این گروهک‌ها روایت می‌کردیم، گفته می‌شد به نفع نظام سخن می‌گوییم؛ اما این روایت‌ها، بی‌واسطه، باورپذیر و همراه با اشراف بر لایه‌های زیرین است. خانم بهار از کمک‌های مالی، به‌کارگیری نیروها، تبلیغات، جذب افراد و در نهایت ورود به پژاک سخن می‌گوید؛ جایی که اسلحه به دست می‌گیرد و علیه کشور خود می‌جنگد.

وی با اشاره به یکی از نکات مهم خاطرات بهار گفت: تصمیم اولیه او یک نکته مثبت داشت؛ او می‌خواست با داعش بجنگد و تصور می‌کرد از طریق گروهک‌ها می‌تواند وارد میدان شود. به همین دلیل اصرار داشت خاطراتش نوشته شود تا تجربه ده‌ساله حضورش در این فضا، برای کسانی که ممکن است جذب این گروه‌ها شوند، روایت شود.

گلزار راغب درباره دشواری‌های ثبت این خاطرات اظهار داشت: بیان این خاطرات محدودیت‌های جدی دارد. از یک سو باید مستند، تاریخی و دقیق باشد و از سوی دیگر، نام افراد زنده، نشانی‌ها و جزئیات جغرافیایی می‌تواند به اشخاص، شهرها یا اقوام آسیب بزند. درباره کردستان، ذکر نام‌ها و نشانی‌ها بسیار حساس است؛ بنابراین دست نویسنده بسته می‌شود. اگر خیال‌پردازی کنیم، دچار تحریف می‌شویم و به سندیت خاطرات لطمه می‌زنیم. به همین دلیل، خاطرات گاه به‌صورت پراکنده روایت می‌شود و اگر بتوانیم خواننده را همراه کنیم، کار بزرگی انجام داده‌ایم.

وی افزود: یک اثر داستانی نیازمند توصیف، جزئیات، تعلیق و پیوستگی است، اما این کار با محدودیت‌های جدی همراه است. برخی منتقدان می‌گویند از نقطه عطف‌ها سریع عبور شده، در حالی که گاهی ناچار بودیم فقط با اشاره‌ای کوتاه از موضوعی عبور کنیم؛ موضوعی که اگر امکان پرداخت کامل داشت، می‌توانست به غنای اثر کمک کند.

گلزار راغب در ادامه با اشاره به جلسات متعدد گفت‌وگو با بهار گفت: او دل پر درد، افسرده و پژمرده‌ای داشت. حدود شش سال به‌صورت مسلحانه، به نام آزادی و حقوق برابر زن و مردم فعالیت کرده بود، اما با ورود به این گروهک، تمام آزادی‌های انسانی‌اش را از دست داده بود. حق تماس با خانواده نداشت، از داشتن دوست، تشکیل خانواده و حتی فرزند محروم بود و اگر ازدواج می‌کرد، مورد سرزنش قرار می‌گرفت که تابع مردان شده است.

انتهای پیام/ 121