به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، گردشگری معماری که پیشتر بر پایه راهنماهای تخصصی، متون دانشگاهی و تورهای رسمی شکل میگرفت، امروز بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر روایتهای بصری کاربران در شبکههایی همچون اینستاگرام، تیکتاک و پینترست قرار دارد. این فضاهای دیجیتال، بناها و فضاهایی را که پیشتر کمتر شناختهشده بودند، در معرض دید میلیونها کاربر قرار میدهند و آنها را به مقاصد جدید گردشگری تبدیل میکنند.
قدرت تصویر و روایت شخصی در شبکههای اجتماعی، نقش کلیدی در این تحول ایفا میکند. انتشار عکسها و ویدئوهای کوتاه از نماهای خاص، فضاهای شهری پنهان یا پروژههای معماری معاصر باعث شده است که توجه گردشگران از نمادهای کلاسیک و شناختهشده فراتر رود و به سوی طیف متنوعتری از تجربههای فضایی جلب شود. در بسیاری از موارد، یک تصویر تأثیرگذار از یک پلکان، میدان یا ساختمان مدرن در شهری کوچک میتواند انگیزه سفر و بازدید حضوری را در مخاطبان ایجاد کند.

در عین حال، شبکههای اجتماعی شیوه تعامل گردشگران با فضاهای معماری را نیز تغییر دادهاند. گردشگران امروز تنها بازدیدکننده نیستند، بلکه تولیدکننده محتوا محسوب میشوند و تجربه سفر خود را بهصورت همزمان با دیگران به اشتراک میگذارند. این روند نوعی چرخه بازخورد ایجاد کرده است که در آن، میزان دیده شدن، لایک و بازنشر، بخشی از ارزش ادراکشده یک مکان را شکل میدهد. همین موضوع باعث شده است بعضی فضاهای شهری بیش از آنکه به دلیل پیشینه تاریخی یا کیفیت معماری مورد توجه قرار گیرند، بهخاطر قابلیت تصویری و جذابیت بصری برجسته شوند.
نهادهای معماری، موزهها و مدیریتهای شهری نیز به این تغییر واکنش نشان دادهاند. بسیاری از شهرها راهبردهای بازاریابی گردشگری خود را با تمرکز بر روایت دیجیتال بازتعریف کردهاند و مسیرهای گردشگری، رویدادهای معماری و حتی طراحی فضاهای عمومی را بهگونهای سامان میدهند که قابلیت دیده شدن و اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی را داشته باشند. این روند بهویژه در جذب نسلهای جوانتر، که ارتباط نزدیکتری با رسانههای دیجیتال دارند، مؤثر بوده است.
با وجود فرصتهای گسترده، کارشناسان نسبت به پیامدهای این تحول هشدار میدهند. تمرکز بیش از حد بر جذابیت بصری میتواند به سادهسازی یا تجاریسازی ارزشهای فرهنگی و تاریخی بناها منجر شود و افزایش ناگهانی گردشگران در بعضی مکانها، فشار مضاعفی بر زیرساختها و میراث معماری وارد کند. همچنین، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی ممکن است باعث نابرابری در دیده شدن فضاها شوند و برخی نمونههای ارزشمند معماری را در حاشیه قرار دهند.
با این حال، تحلیلگران معتقدند نقش شبکههای اجتماعی در گردشگری معماری، پدیدهای برگشتناپذیر است. این پلتفرمها با دموکراتیزه کردن فرآیند کشف و معرفی فضاهای شهری، تعریف تازهای از اهمیت معماری ارائه دادهاند و مرز میان بناهای شاخص و فضاهای روزمره را کمرنگ کردهاند. در نتیجه، شبکههای اجتماعی امروز نهتنها ابزار ارتباطی، بلکه به یکی از مهمترین بازیگران در شکلدهی به آینده گردشگری فرهنگی و معماری در جهان تبدیل شدهاند.

بارسلونا چگونه هویت دیجیتال معماری خود را ساخت؟
با افزایش نقش شبکههای اجتماعی در کشف و ارزشگذاری شهرها، بسیاری از مقاصد گردشگری با خطر تقلیل هویت معماری خود به چند تصویر مواجه شدهاند. در چنین شرایطی، بارسلونا با رویکردی فعال، تلاش کرده است تا پیش از آنکه روایت معماریاش بهطور ناخواسته و سطحی در فضای دیجیتال شکل بگیرد، چارچوبی روشن برای معرفی لایههای مختلف معماری خود ارائه دهد.
مدیریت شهری و نهادهای فرهنگی بارسلونا، هویت معماری دیجیتال شهر را بر پایه یک روایت چندلایه بنا کردهاند؛ روایتی که تنها به آثار شاخص آنتونی گائودی محدود نمیشود، بلکه از بقایای رومی و محلههای گوتیک گرفته تا معماری مدرنیسم، پروژههای بازآفرینی پس از المپیک ۱۹۹۲ و فضاهای عمومی معاصر را در بر میگیرد. این نگاه جامع، بارسلونا را نه بهعنوان شهری با چند بنای نمادین، بلکه بهعنوان یک ساختار زنده شهری با تداوم تاریخی معرفی میکند.
در گام بعد، این روایت معماری به زبان شبکههای اجتماعی ترجمه شده است. پلتفرمهای رسمی شهری، موزهها و بنیادهای معماری با تولید محتوای کوتاه، نقشههای تعاملی و ویدئوهای توضیحی، بناها و فضاهای شهری را در پیوند با تاریخ اجتماعی، تصمیمهای شهرسازی و زندگی روزمره شهروندان معرفی میکنند. بهعنوان نمونه، در معرفی طرح «سوپربلاکها»، تمرکز محتوا صرفاً بر ظاهر خیابانها نیست، بلکه تأثیر این مداخلات شهری بر کیفیت زندگی، تعاملات اجتماعی و کاهش ترافیک نیز برای مخاطبان تشریح میشود.

یکی از عناصر کلیدی این راهبرد، ایجاد نوعی انسجام بصری در بازنمایی معماری شهر است. هرچند محدودیت رسمی برای کاربران وجود ندارد، اما محتوای تولیدشده توسط نهادهای شهری معمولاً بناها را در بستر محله، خیابان و زندگی شهری نشان میدهد. این رویکرد باعث شده است کاربران و گردشگران نیز بهتدریج همین شیوه روایت را بازتولید کنند و معماری شهر را نه بهصورت اشیای منفک، بلکه بهعنوان بخشی از یک تجربه شهری کامل به تصویر بکشند.
همچنین استفاده هدفمند از هشتگهای موضوعی و پروژهمحور، به ساماندهی محتوای معماری در فضای دیجیتال کمک کرده است. این هشتگها به مخاطبان امکان میدهد معماری بارسلونا را در قالب روایتهایی منسجم و معنادار دنبال کنند و از تمرکز صرف بر بناهای پربازدید فاصله بگیرند.
کارشناسان شهری معتقدند این سیاست باعث توزیع متوازنتر گردشگران در سطح شهر، کاهش فشار بر نقاط بسیار پربازدید و افزایش دیدهشدن محلهها و پروژههایی شده است که پیشتر در حاشیه گردشگری قرار داشتند. مهمتر از همه، بارسلونا توانسته است کنترل روایت معماری خود را حفظ کند و شبکههای اجتماعی را از یک تهدید بالقوه به ابزاری برای ارتقای فهم عمومی از معماری و هویت شهری تبدیل کند.
تجربه بارسلونا نشان میدهد در دوران گردشگری دیجیتال، شهرهایی که پیشاپیش هویت معماری خود را تعریف و روایت میکنند، نهتنها از فرسایش فرهنگی جلوگیری میکنند، بلکه میتوانند جایگاه خود را بهعنوان مقصدی اصیل، متنوع و پایدار در ذهن مخاطبان جهانی تثبیت کنند.

اوآخاکا؛ وقتی ساکنان محلی روایتگران معماری و فرهنگ شهر میشوند
یکی از مهمترین چالشهای شهرهای گردشگرپذیر در عصر شبکههای اجتماعی، جلوگیری از کاهش ارزش فرهنگی و تاریخی فضاهای شهری به تصاویر و جلوههای بصری است. اوآخاکا، شهری با معماری استعماری، محلههای سنتی و فرهنگ زنده، با اجرای برنامهای موسوم به «گردشگری محلی» نشان داده است که چگونه میتوان ساکنان را به راویان فرهنگی و معماری شهر تبدیل کرد و تجربه گردشگری را انسانی و آموزنده کرد.
در این برنامه، ساکنان محلی با حمایت سازمانهای شهری و فرهنگی، در تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی، هدایت تورهای معماری و ارائه توضیحات تاریخی مشارکت میکنند. این روایتها شامل توضیحاتی درباره معماری کلیساها، طراحی میدانهای عمومی، گذرگاههای تاریخی و بافتهای محلی است که پیشتر از دید گردشگران پنهان میماند. حضور فعال مردم در فرآیند روایتگری، باعث شده است که محتوای دیجیتال مرتبط با شهر، نه صرفاً تصاویری، بلکه بازتابی از هویت فرهنگی و اجتماعی واقعی شهر باشد.

همچنین این رویکرد اقتصادی و اجتماعی نیز دارد؛ گردشگران به جای تمرکز صرف بر بناهای شاخص، از محلهها، کارگاههای صنایع دستی و فضاهای کمتر شناختهشده دیدن میکنند و درآمد حاصل از گردشگری مستقیم به ساکنان و گروههای محلی میرسد. در جشنوارههای فرهنگی مانند گوالاگوتزا، ساکنان با توضیح درباره فضاهای اجرا، معماری بازارها و بناهای تاریخی، ارتباط معماری با زندگی روزمره و فرهنگ بومی را برای گردشگران ملموس میکنند.
کارشناسان گردشگری و شهرسازی معتقدند تجربه اوآخاکا نشان میدهد مشارکت مستقیم ساکنان، گردشگری را از سطح بصری صرف به تجربهای اجتماعی و فرهنگی ارتقا میدهد، حفاظت از میراث شهری را تقویت میکند و همزمان کنترل روایت شهری در شبکههای اجتماعی را به شهر و مردم بازمیگرداند. این مدل نهتنها به حفظ هویت شهر کمک میکند، بلکه امکان توزیع متوازن گردشگر و ایجاد ارزش اقتصادی پایدار برای جوامع محلی را نیز فراهم میآورد.
آمستردام چگونه حکمرانی بلندمدت گردشگری دیجیتال را شکل داد؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که گردشگری مبتنی بر شبکههای اجتماعی پدیدهای مقطعی نیست، بلکه روندی پایدار است که پیامدهای فضایی، اجتماعی و زیستمحیطی عمیقی برای شهرها به همراه دارد. آمستردام، بهعنوان یکی از مقاصد پرطرفدار گردشگری معماری و فرهنگی اروپا، با تشدید فشار گردشگری ناشی از محتوای وایرال شبکههای اجتماعی، ناگزیر به بازنگری در شیوه مدیریت و حکمرانی گردشگری شهری خود شد.
در این راستا، مدیریت شهری آمستردام گردشگری دیجیتال را از یک موضوع صرفاً تبلیغاتی خارج و آن را به بخشی از ساختار حکمرانی شهری تبدیل کرد. یک واحد بینبخشی با حضور نمایندگان حوزههای شهرسازی، حفاظت از میراث فرهنگی، گردشگری، حملونقل و سیاستگذاری دیجیتال شکل گرفت تا تصمیمگیریها بهصورت هماهنگ و مبتنی بر داده انجام شود. این ساختار یکپارچه امکان بررسی همزمان ظرفیت فضاهای عمومی، میزان تابآوری بافتهای تاریخی و اثرات اجتماعی گردشگری را فراهم کرده است.

یکی از ویژگیهای این مدل، اتکای آن به پایش مداوم دادههای دیجیتال است. تیمهای تخصصی با رصد روندهای شبکههای اجتماعی و مکانهایی که بهطور ناگهانی در فضای آنلاین محبوب میشوند، میتوانند افزایش فشار گردشگری را پیشبینی کنند. این اطلاعات به مدیران شهری اجازه میدهد پیش از بروز بحران، اقداماتی مانند هدایت جریان گردشگران، تنظیم دسترسی به فضاهای حساس یا تغییر مسیرهای پیشنهادی گردشگری را اجرا کنند.
در کنار این رویکرد پیشگیرانه، آمستردام سیاستهای مقرراتی منعطفی را نیز در پیش گرفته است. بهجای اعمال محدودیتهای دائمی و یکسان، مقرراتی زمانمند و مکانمحور برای فیلمبرداری تجاری، فعالیت اینفلوئنسرها و تجمعات بزرگ در محلههای مسکونی اعمال میشود. این سیاستها با هدف حفاظت از کیفیت زندگی ساکنان و جلوگیری از فرسایش بافتهای تاریخی طراحی شدهاند.
همچنین همکاری با پلتفرمهای دیجیتال و تولیدکنندگان محتوا به یکی از ابزارهای کلیدی این مدل حکمرانی تبدیل شده است. مدیریت شهری تلاش کرده است با تغییر جهت روایتهای دیجیتال، توجه گردشگران را از نقاط اشباعشده به موزهها، مسیرهای فرهنگی برنامهریزیشده و محلههای کمتر شناختهشده جلب کند. این اقدام به توزیع متوازنتر گردشگری و کاهش فشار بر نقاط حساس کمک کرده است.
کارشناسان شهری معتقدند تجربه آمستردام نشان میدهد حکمرانی گردشگری دیجیتال تنها با واکنشهای مقطعی امکانپذیر نیست و نیازمند ساختارهای نهادی پایدار است. این شهر با همراستا کردن دیدهشدن آنلاین با اهداف بلندمدت شهری از جمله تابآوری، حفاظت میراث و زیستپذیری، توانسته است مدلی ارائه دهد که هم پاسخگوی جذابیت جهانی شهر باشد و هم منافع ساکنان را حفظ کند.