به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، تحرکات و مواضع اخیر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در شرایطی بار دیگر پرونده هستهای ایران را در کانون توجه قرار داده که مناسبات تهران و آژانس پس از بمباران تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه، وارد مرحلهای سرد، شکننده و آمیخته با بیاعتمادی شده است. این تحول، صرفاً یک اختلاف فنی یا پادمانی نیست، بلکه بازتاب بحران عمیقتری در اعتماد متقابل است که پس از حمله به سایتهایی شکل گرفت که تحت نظارت مستقیم بازرسان آژانس قرار داشتند.
گروسی در تازهترین اظهارات خود اعلام کرده است که بازرسان آژانس همچنان اجازه دسترسی به سه تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان را ندارند؛ مراکزی که به گفته او در جریان حملات اخیر بمباران شدهاند. مدیرکل آژانس در عین حال تأکید کرده که در مقطع کنونی اعتقادی به انحراف یا پنهانسازی مواد هستهای ایران به سمت مقاصد غیرصلحآمیز ندارد و تصریح کرده که ظرف «چند روز یا چند هفته» آینده با سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار خواهد کرد؛ موضعی که از یک سو تلاش برای حفظ مسیر گفتوگو را نشان میدهد و از سوی دیگر، بیانگر تداوم ابهام در ارزیابیهای آژانس است.
با این حال، گروسی هشدار داده است که «این وضعیت نمیتواند تا ابد ادامه یابد» و اگر دسترسیها برقرار نشود، در نهایت ناچار خواهد بود اعلام کند که از محل مواد هستهای ایران اطمینان ندارد؛ گزارهای که به گفته او به معنای تضمینناپذیری درباره جابجایی یا پنهانسازی مواد است، هرچند تصریح میکند فعلاً به چنین نتیجهای نرسیده است. تأکید همزمان او بر «احتیاط دیپلماتیک» و ضرورت پایبندی ایران به تعهداتش ذیل پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای، در شرایطی مطرح میشود که سکوت آژانس در قبال حمله نظامی به تأسیسات تحت نظارت خودش، به یکی از محورهای اصلی انتقاد تهران و عامل تشدید تنش در روابط دو طرف تبدیل شده است.
سکوت معنادار آژانس پس از بمباران؛ نقطه آغاز بحران اعتماد
یکی از مهمترین دلایل سردی روابط میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به رفتار مدیرکل این نهاد پس از بمباران تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران بازمیگردد؛ حملهای که به مراکزی صورت گرفت که همگی تحت نظارت رسمی بازرسان آژانس قرار داشتند. با این حال، رافائل گروسی نهتنها موضع روشنی در محکومیت این اقدام اتخاذ نکرد، بلکه حتی از بیان یک محکومیت شفاهی نیز خودداری کرد؛ سکوتی که در تهران بهعنوان نادیدهگرفتن مسئولیت حقوقی آژانس در قبال امنیت تأسیسات تحت نظارتش تعبیر شد.
این رویکرد، از نگاه مقامهای ایرانی، پرسشهای جدی درباره بیطرفی و استقلال آژانس ایجاد کرده است؛ چراکه نهادی که مأموریت اصلی آن صیانت از فعالیتهای صلحآمیز هستهای و جلوگیری از مخاطرات ایمنی و زیستمحیطی است، در برابر حمله نظامی به چنین تأسیساتی موضعی شفاف اتخاذ نکرد. همین خلأ موضعگیری، به تدریج به تضعیف سرمایه اعتماد میان تهران و وین (مقر آژانس بینالمللی انرژی اتمی) انجامید و همکاریهای فنی را در فضایی سیاسیشده و پرتنش قرار داد.
در همین چارچوب، محمد اسلامی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی، پنجشنبه هفته گذشته و در حاشیه نمایشگاه لیزر، فوتونیک و کوانتوم ایران در واکنش به اظهارات اخیر مدیرکل آژانس به ایرنا گفت: ما به ایشان نامه نوشتیم و آژانس باید موضع خودش را در خصوص تجاوز به تأسیسات هستهای ایران مشخص کند.
وی با تأکید بر ضرورت تعریف سازوکارهای روشن پس از حملات نظامی افزود: وقتی به سایتهای هستهای حمله میشود و مخاطرات جدی زیستمحیطی ایجاد میکند، باید دستورالعمل بازدید از سایتهای مورد حمله بهطور دقیق مشخص شود. اسلامی همچنین یادآور شد که ایران پیشتر طرح ممنوعیت حمله به تأسیسات هستهای را در کنفرانس عمومی آژانس مطرح کرده، اما این پیشنهاد حتی در دستور بررسی قرار نگرفته است؛ موضوعی که به گفته او، پیش از هر گفتوگوی جدید، نیازمند شفافسازی و پاسخگویی شخص مدیرکل آژانس است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در نشست خبری این هفته خود، در پاسخ به این پرسش که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته است که ایران باید وارد تعامل با این نهاد شود و اگر این شرایط ادامه یابد مجبور خواهد شد که عدم پایبندی ایران را اعلام کنم و قرار است دیداری با وزیر امور خارجه ایران داشته باشد، گفت: باید از آقای گروسی پرسید که کدام عدم پایبندی؟ هیچ کشوری به اندازه ایران نسبت به تعهدات خود پایبند نبوده است؟ اینکه امکان دسترسی به مراکز آسیبدیده ما فراهم نیست مقصر ایران است؟ یا طرفهایی که حقوق بیناللملی را نقض کرده و در تعرض به مراکز هستهای ایران چنین جنایتی مرتکب شدند.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی افزود: این سوال را باید آقای گروسی پاسخ دهد که آیا در رابطه با بازرسی از مراکز آسیبدیده شیوهنامه مشخصی وجود دارد؟ اتفاقا باید ممنون ایران باشند که با مسئولیتپذیری تلاش کرد چنین شیوهنامهای را تدوین کنند. ما این کار را انجام دادیم و تفاهمنامهای در قاهره انجام شد و باید پرسید که چه طرفی باعث شد این تفاهم به نتیجه نرسد؟ آقای گروسی باید طرفهایی که مسبب این شرایط هستند را مخاطب قرار دهد و تکرار گزارهها نمیتواند نتیجه بخش باشد.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به اینکه به عنوان عضو آژانس با این نهاد و مقامات آن از طریق نمایندگی ایران در تماس هستیم، گفت: درباره دیدار هم باید گفت که مدیرکل جواب دهد که آیا ما اجازه ندادیم دیدار شکل بگیرد؟ قرار بود در حاشیه اجلاس داووس با وزیر امورخارجه ایران دیدار کند و ما هیچ وقت ابایی از شنیدن حرفهای طرفهای مقابل نداشتیم، هرچند بحثهای فنی مرتبط با همکاریهای ایران و آژانس با سازمان انرژی اتمی است اما از حیث اینکه گفتوگویی اتفاق افتد ما مشکلی نداشتیم اما این فرصت دیپلماتیک با فشار کشورهای غربی به ویژه میزبان که گفته میشود با فشار برخی از جریانهای جنگ طلب رژیم صهیونیستی و آمریکا بودند، از دست رفت. با این همه ما از همه ابزارهای دیگر برای رساندن پیام خود استفاده میکنیم اما اینکه آنها روایت یکسویه خود را تعریف کنند بسیار با معنا است.
بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی، پیشتر و در خصوص درخواست آژانس برای بازرسی از تاسیسات بمباران شده به ایرنا گفت: در بخشهایی از تاسیسات که آسیبی ندیده، مسئلهای وجود ندارد؛ آژانس میتواند اطلاعات لازم را داشته باشد، زیرا این اطلاعات قابلیت سوءاستفاده دشمن ندارد. اما درباره تاسیسات آسیبدیده، باید ابتدا به یک تفاهم و توافق برسیم. این امر نیازمند مذاکره است و ظرفیت خود پادمان نیز چنین امکان را میدهد. پیشبینی اصلاح موافقتنامه نیز وجود دارد؛ هرچند مسیر آن حقوقی است و باید هم در ایران از مسیر مجلس طی شود و هم در آژانس از مسیر شورای حکام و دیگر مراحل قانونی تصویب گردد. این یکی از راههاست. چون این امر قرار است سابقه ایجاد کند چه بسا لازم باشد ما کشورهای دیگر را هم دخیل کنیم؛ زیرا این اتفاق ممکن است برای آنان نیز رخ دهد و نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند.
وی تاکید کرد: بنابراین، بخشی از مسئله، جنبه حقوقی دارد. اینکه گفته شود آژانس باید «فردای حمله» فوراً به تاسیسات دسترسی داشته باشد، منطقی نیست. اگر با کشورها بهصورت دوجانبه و خارج از فضای عمومی که ممکن است ملاحظات سیاسی و نگرانی از درگیری با آمریکا داشته باشند؛ گفتگو شود، بهراحتی این منطق را میپذیرند. ابتدا خود ما باید بپذیریم چرا در چنین شرایطی نباید دسترسی داده شود. افزون بر این، قانون مصوب مجلس نیز وجود دارد که تعلیق برخی همکاریها در شرایط تهدید امنیتی را الزامآور میداند. دلیل آن کاملاً روشن است؛ موضوع، موضوع امنیت ملی است. اکنون شرایط، شرایط امنیتی است و تاسیسات ما در معرض تهدید قرار دارد و نمیتوانیم امنیت را نادیده بگیریم.
توافق قاهره؛ فرصتی که قدر دانسته نشد
توافق قاهره میان سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و مدیرکل آژانس که میتوانست به مثابه گامی برای کاهش تنشها و بازگشت تعاملات عملی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد، پیش از عملیاتی شدن با فعالسازی مکانیزم اسنپبک از سوی سه کشور اروپایی عضو برجام ابتدا به حالت تعلیق درآمد و در نهایت کاملاً متوقف شد. این رویداد، نمونهای از تداخل فشارهای سیاسی با روندهای فنی و دیپلماتیک است؛ جایی که ظرفیت ایران و آژانس برای ایجاد سازوکارهای شفاف و همکاری موثر به دلیل مداخلات خارجی محدود شد و فرصت کاهش ابهامات و تقویت اعتماد متقابل از دست رفت.
از نگاه تهران، توقف این توافق نه تنها موجب ناکارآمدی دیپلماسی فنی شد، بلکه پیامی منفی درباره قابلیت تحقق توافقات آتی و جدیت طرفهای خارجی ارسال کرد. این تجربه، امروز بر محاسبه ایران در تعامل با آژانس سایه افکنده و نشان میدهد که حتی ابتکارات سازنده و طرحهای همکاری، اگر با ثبات سیاسی و دیپلماتیک همراه نباشد، در معرض شکست و فرسایش اعتماد قرار خواهند گرفت؛ نکتهای که بر پیچیدگی و شکنندگی روابط کنونی ایران و آژانس افزوده است.
سخنگوی سازمان انرژی اتمی در این رابطه نیز به ایرنا گفت: زمانی که آنها قاهره را پیشنهاد دادند و مذاکره انجام شد، در حقیقت پذیرفتند که موافقتنامه پاسخگوی شرایط فعلی نیست. حتی عنوانی که در توافق قاهره ذکر شده، شرایط پس از جنگ را مشخص کرده است. آنجا پیشبینیهایی انجام شده و موارد به دو دسته مناطق آسیبدیده و ندیده تقسیم شدند و مسیر را از شورای امنیت خودمان انتخاب کرد، وقتی آژانس میپذیرد که این مسیر باید طی شود و آن مهلتهایی که در رویکرد پادمانی بر اساس ماده ۶۸ (که البته در رویکرد پادمانی ماده ۷۳ میشود) تعیین شده، (یعنی باید اطلاعات در ۷۲ ساعت داده شود) وقتی بعد از مدتها با آنها صحبت میشود و خودشان به یک توافق سیاسی اولیه میرسند، مفهوم آن این است که به لحاظ حقوقی استدلال ما را پذیرفتهاند.
وی افزود: در غیر این صورت میتوانستند قاطعانه بگویند که باید اطلاعات ظرف ۷۲ ساعت داده شود. پس به لحاظ حقوقی این موضوع را قبول کردند، اما تلقی آنها این است که فشار سیاسی بر ایران تاثیرگذار است. به جای آنکه مسئله را حقوقی حل کنند، میخواهند آن را سیاسی و از راه فشار حل کنند. بنابراین ما اگر مقاومت داشته باشیم؛ و مقاومت فقط مقاومت جنگی نیست، بلکه استمرار در پیگیری حقوق بهحق خود و ارائه استدلالهای حقوقی است، میتوانیم مسیر درست را ادامه دهیم.
میراث بیاعتمادی؛ از «چهار مکان» تا توافقهای ناتمام
روابط ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سالهای اخیر، بیش از هر چیز تحتتأثیر پرونده پادمانی موسوم به «چهار مکان» قرار داشته است؛ پروندهای که به ادعای وجود آثار اورانیوم در چند سایت اعلامنشده بازمیگردد و به یکی از اصلیترین محورهای اختلاف میان دو طرف تبدیل شد. تهران همواره این پرونده را مبتنی بر اطلاعات مخدوش و سیاسیشده دانسته و تاکید کرده که طرح مکرر این ادعاها، بهویژه در مقاطع حساس سیاسی، به ابزاری برای فشار بر ایران بدل شده است.
در همین چارچوب، طی سالهای گذشته مجموعهای از تفاهمها و توافقهای فنی میان سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی شکل گرفت که هدف آنها پاسخگویی به سوالات پادمانی و بستن این پرونده بود. سفرهای متقابل مدیرکل آژانس و مقامهای فنی این نهاد به تهران، صدور بیانیههای مشترک و توافق بر سر نقشهراه همکاری، بخشی از تلاشها برای کاهش تنش و بازگرداندن پرونده به مسیر فنی محسوب میشد؛ توافقهایی که ایران بر اجرای بخش قابل توجهی از آنها تأکید داشته است.
با این حال، از نگاه تهران، تداوم طرح سوالات جدید، بازگشایی موضوعات مختومه و پیوند خوردن پرونده پادمانی با تحولات سیاسی، موجب شد این تفاهمها به نتایج پایدار منتهی نشود. همین تجربه، امروز بر نگاه محتاطانه ایران نسبت به درخواستهای جدید آژانس سایه انداخته و سبب شده مقامهای ایرانی تأکید کنند هرگونه همکاری تازه، نیازمند تضمین روشن درباره غیرسیاسیبودن آژانس، محکوم کردن حمله به تاسیسات هسته ای از سوی ایران، احترام به تعهدات متقابل و پرهیز از تکرار چرخهای است که پیشتر نیز به فرسایش اعتماد و پیچیدهتر شدن روابط انجامیده است.