به گزارش روز سهشنبه ایرنا از واشنگتنپست، سیاستگذاران آمریکایی دههها یکپارچگی اقتصادی جهانی را به عنوان راهی برای ایجاد صلح و رفاه ترویج میدادند. اما اکنون رهبران خارجی و سرمایهگذاران در حال بازنگری در این پیوندها هستند و بیش از گذشته بر پرهیز از مخاطرات ژئوپلیتیکی بهویژه آندست از مخاطراتی که از آمریکا نشات میگیرد، تمرکز میکنند؛ آمریکایی که حالا بیش از پیش غیرقابل پیشبینی شده است.
پیوندهای تجاری میان کشورها اقتصاد جهانی را کارآمدتر اما در عین حال آسیبپذیریهایی ایجاد کرد که آمریکا و سایر دولتها از آنها بهعنوان ابزار فشار استفاده کردند که از جمله این سلاحها میتوان به تعرفهها، تحریمهای مالی و محدودیت در زنجیرههای تامین اشاره کرد. تهدید اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مبنی بر اعمال تعرفه علیه متحدان اروپایی که با طرح او برای سلطه بر گرینلند مخالفت کرده بودند، وابستگی بروکسل به واشنگتن را به وضوح عریان کرد.
این مواجهه، دادوستد و تجارت فراآتلانتیکی (بین اروپا و آمریکا) به ارزش حدود یک تریلیون دلار و همچنین توافق تجاری جدیدی میان آمریکا و اتحادیه اروپا را در معرض خطر قرار داده است؛ توافقی که ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری اروپا در آمریکا که بروکسل وعده داده است را شامل میشود. گرچه بحران در لحظه فروکش کرده است اما رهبران کشورهای متحد آمریکا تاکید کردهاند که دیگر خود را در معرض چنین تهدیدهایی قرار نخواهند داد.
نیل شیرینگ، اقتصاددان ارشد موسسه کپیتال اکونومیکس/Capital Economics مستقر در لندن، میگوید که «چیزی اساسی تغییر کرده است. مسئله بر سر قدرت، وابستگی و زورگویی است. تلاشی برای کاهش وابستگی راهبردی به ایالات متحده جریان خواهد داشت.»
اقتصاد جهانی پس از جنگ جهانی دوم بر شالودهای آمریکایی استوار بود. نیروی دریایی آمریکا از مسیرهای دریایی جهانی محافظت میکرد و حملونقل امن کالا میان بنادر دوردست را ممکن میساخت و سرمایهگذاران اوراق خزانهداری آمریکا را دارایی «بدون ریسک» میدانستند. اما اکنون آمریکا رویکرد بیپرده موسوم به «اول آمریکا» را در پیش گرفته است؛ رویکردی که در آن، واشنگتن بدون توجه به هزینههای از دست رفتن حسن نیت جهانی، از قدرت خود برای رسیدن به اهدافش استفاده میکند.
از نگاه سرمایهگذاران، قدرت اقتصاد آمریکا در بحبوبه رونق هوش مصنوعی، نگرانیها درباره تضعیف جایگاه جهانی این کشور را تحتالشعاع قرار داده است. پس از ترامپ به تصرف گرینلند، قیمت سهام و اوراق قرضه سقوط کرد، اما چند روز بعد با اعلام «چهارچوبی به منظور توافقی آتی» درباره این جزیره غنی از مواد معدنی، دوباره احیا شد. با وجود این، موضع جدید آمریکا و تلاش بسیاری از کشورها برای جایگزین کردن «تابآوری» با «بهرهوری»، بهتدریج اثری ماندگار بر اقتصاد جهانی خواهد گذاشت که به مرور زمان گسترش خواهد یافت.
کنار گذاشتن نظم جهانی قانونمحور و حرکت به سمت نظمی جدید که قدرتهای بزرگ بر آن سلطه دارند، به احتمال زیاد هزینه تامین سرمایه را افزایش میدهد، سودآوری برخی شرکتهای آمریکایی را تهدید میکند و قیمت کالاهای مورد نیاز برای ایجاد زنجیرههای تامین مازاد را افزایش میدهد.
همین حالا نیز با افزایش نگرانیها درباره سیاستهای اقتصادی و امنیتی آمریکا در یک سال گذشته، قیمت طلا که به لحاظ سنتی یک دارایی امن در مقاطع بحران محسوب میشود، حدود ۸۰ درصد افزایش یافته است. یکی از اعضای پارلمان اروپا هفته گذشته از کمیسیون اروپا خواست تا سامانه پرداخت جایگزینی برای ویزاکارت و مسترکارت ایجاد کند و هشدار داد که «دونالد ترامپ میتواند یکشبه تمام آنها را قطع کند.» همچنین قیمت کالاهایی همچون مس که در یک سال گذشته بیش از ۳۰ درصد رشد کرده است، به احتمال زیاد با افزایش بیشتری مواجه خواهد شد زیرا کشورها بهجای متکی بودن به واردات، به ساخت کارخانههای بومی صنایع نیمهرسانا و دارویی روی خواهند آورد.
حتی پیش از مناقشه گرینلند نیز درباره قابلاعتماد بودن دولت آمریکا تردیدهایی وجود داشت. آدام پوسن، رئیس موسسه اقتصاد بینالملل پترسون، روسای بانکهای مرکزی و وزرای دارایی خارجی در محافل خصوصی نگران بودند که دولت ترامپ در ابزارهای بانک مرکزی آمریکا(فدرال رزرو) که برای کمک به سایر کشورها در مقاطع بحران مالی طراحی شده است، مداخله کند.
این «خطوط سوآپ» که در شرایط ضروری، به بانکهای مرکزی خارجی دلار وام میدهند، تحت کنترل فدرال رزرو هستند. اما در شرایطی که امکان دارد آمریکا در یک روز پایتخت کشوری خارجی را هدف قرار دهد، رئیس جمهوریاش را بازداشت کند (ونزوئلا)، به حملات هوایی دست بزند (ایران) یا تهدید به تصرف خاک یکی از متحدانش کند (گرینلند)، مقامات خارجی دیگر درباره آنچه میبایست از آمریکا انتظار داشته باشند، هیچ اطمینانی ندارند. تهدیدهای مکرر ترامپ مبنی بر برکناری جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، به این نگرانیها دامن زده است.
پوسن درباره این مداخله احتمالی در فدرال رزرو گفت: در حال حاضر در میان دولتهای خارجی بهصراحت این بحث مطرح میشود که نمیتوان روی این خطوط سوآپ حساب کرد. این امکان وجود دارد که بانک مرکزی یک کشور دچار بحران شود و برای دلار اضطراری به فدرال رزرو مراجعه کند اما به ناگاه کسی از دولت ترامپ بگوید که قبل از انتقال پول، باید اجازه دهید بندرتان را بخریم، یا متعهد شوید از ما سلاح بخرید یا در یک نهاد بینالمللی به آنچه ما میخواهیم رای بدهید!
به گفته یک مقام آگاه، مقامات فدرال رزرو پس از آگاهی از این نگرانیها، تلاش کردهاند تا همتایان خارجی را آرام کنند اما این کاهش اعتماد، در افت ارزش دلار در برابر ارزهای اقتصادهای پیشرفته کوچکتر همچون کرون نروژ یا دلار نیوزیلند و همچنین در کاهش اختلاف نرخ بهره بین اوراق شرکتی و اوراق خزانهداری آمریکا قابل مشاهده است.
بسیاری از مدیران صندوقهای ثروت ملی، صندوقهای بازنشستگی و ذخایر بانکهای مرکزی خارجی، بخشی از داراییهای خود را به ارزهای دیگر تبدیل میکنند. یک صندوق بازنشستگی کوچک دانمارکی (AkademikerPension) هفته گذشته با اشاره به نگرانی از بدهی دولتی آمریکا، ۱۰۰ میلیون دلار از اوراق خزانهداری خود را میفروشد.
به گفته پوسن «مدیران صندوقها به روشهای مختلف در حال پوشش ریسک نزولی دلار هستند به طوری که از دهه ۷۰ یا اوایل دهه ۸۰ میلادی سابقه نداشته است.»
با این حال، به گفته بیشتر اقتصاددانان، این تغییرات تا اینجا محدود بوده است و سلطه بینالمللی دلار بهرغم اینکه دائما به چالش کشیده میشود، به احتمال زیاد تا سالها ادامه خواهد داشت. اما جهان جدیدی که در حال ظهور است، احتمالا با کمبود سرمایهگذاری مواجه خواهد شد چرا که کشورهای اروپایی و کانادا بهسرعت به دنبال تقویت تسلیحاتی خود هستند و در تلاشند تا از نظر فناوری به آمریکا و چین برسند. کشورهای آسیایی که به سرعت در حال رشد هستند و زمانی سرمایه خود را به خارج منتقل میکردند، حالا این سرمایه را در داخل و خانه به کار میگیرند.
به گفته مارسلو استوائو، اقتصاددان ارشد مؤسسه بینالمللی مالی (IIF) «بهسمت جهانی میرویم که در آن نرخهای بهره جهانی بالاتر خواهد بود زیرا تقاضا برای میزان مشخصی از پسانداز جهانی افزایش مییابد.» این خبر خوبی برای آمریکا محسوب نمیشود؛ کشوری که بیش از ۳۰ تریلیون دلار بدهی دارد و بهرغم رشد اقتصادی، سالانه با کسری بودجهای در سطح بحران مواجه است.
برآورد دفتر بودجه کنگره آمریکا حاکی از آن است که «دولت این کشور برای پوشش کسری بودجه سالانه، تا سال ۲۰۳۵ باید بیش از ۲۱ تریلیون دلار استقراض کند. دولت بهطور میانگین بابت وامهای کنونی، ۳.۴ درصد بهره پرداخت میکند و این رقم طی چهار سال گذشته هر سال افزایش یافته است. به ازای هر ۰.۱ واحد درصد افزایش نرخ بهره، صورتحساب بهره ۱۰ ساله دولت به اندازه ۳۵۱ میلیارد دلار افزایش مییابد.»
به نوشته واشنگتنپست، هرگونه تردید درباره عزم ترامپ برای بر هم زدن ساختار بینالمللی پساجنگ جهانی دوم که به ادعای وی آمریکا از قبل آن متضرر شده است، در بحبوحه بحران گرینلند از میان رفت.
ترامپ و مشاوران ارشدش در جریان چند روز اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس، کشورهای اروپایی را ضعیف، به طور افراطی مقرراتی و غیررقابتی توصیف کردند. مارک کارنی، نخست وزیر کانادا، در نطقی که با تشویق ایستاده حضار همراه شد، از «شکاف» در اتحاد بین اروپا و آمریکا سخن به میان آورد.
مقامهای دولت ترامپ میگویند که آمریکا بهعنوان بزرگترین اقتصاد جهان با عمیقترین بازارهای سرمایه، از مزایای منحصربهفردی برخوردار است و در نتیجه، کاهش پیوندها با آن برای کشورها اگر نگوییم ناغیرممکن، اما بسیار دشوار خواهد بود. اسکات بِسِنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هفته گذشته صحبت از فاصله گرفتن از دلار را «روایتی نادرست» توصیف کرد و آن را به سخره گرفت!
ترامپ در مجمع داووس، موفقیت خود را در احیای اقتصادی ستود که به گفته وی همچون یک «کابوس» از دولت قبل به ارث برده است. او متعهد شد هر کشوری که اوراق بدهی دولت آمریکا را ارزانفروشی کند، با اقدامات تلافیجویانه آمریکا روبهرو خواهد شد که البته اشارهای به نوع این اقدامات نکرد. دولت ترامپ تاکید میکند که شعار «اولآمریکا» به معنای «فقط آمریکا» نیست اما در فقدان یک نقشه راه روشن برای ترتیبات و نظم جدید جهانی، تحلیلگران، سرمایهگذاران و دیپلماتها برداشتهای خاص خود را دارند.
راجر آلتمن، بنیانگذار بانک سرمایهگذاری «اِوِرکور/Evercore» مستقر در نیویورک و معاون اسبق وزارت خزانهداری آمریکا، بر این باور است که «ترامپ مصمم به کنار گذاشتن اتحاد آتلانتیک(شراکت تاریخی واشنگتن و بروکسل پس از جنگ جهانی دوم) و نظم جهانی ۸۰ ساله ای است که آن را میشناسیم.»
ترامپ مدتهاست که اروپا را «سواری گیرنده مجانیِ» امنیت آمریکا میداند و از آن ابراز نفرت میکند و جهانیسازی تحت حمایت نخبگان سیاسی و اقتصادی آمریکا را یک «شکست» میپندارد که صنایع آمریکا را تضعیف کرده است. با این حال، او در داووس همچنان اروپا و ژاپن را «شریک» خواند و گفت که آنها نیز با دنبال کردن سیاستهای وی پیشرفت خواهند کرد اما او به روشنی گفت که این رونق و پیشرفت تنها بر اساس شروط او محقق میشود و سایر کشورها با تبعیت از آنچه واشنگتن انجام میدهد، در سیاست اقتصادی، موفق خواهند بود.
هنری فَرل، استاد روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز دراینباره گفت: ایالات متحده به معنای واقعی عادت کرده است که در جهانی زندگی بکند که انعکاسدهنده خواستهها، امیال و نیازهای آمریکاست و این عادت را از بیشتر آمریکاییها مخفی کرده است. و هماینک در جهانی هستیم که سایر کشورها انگیزهای برای همسویی با این عادت ندارند.