گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، صحنههای اعتراضات روز شنبه در مینیاپولیس یادآور یک بازی ویدئویی جنگی بود. مأموران فدرال با کلاهخود، ماسکهای ضدگاز و لباسهای استتار، موضع گرفته و آماده شلیک بودند. در میان همهمه، صدای یکی از مأموران از میکروفون تلویزیونی شنیده میشد که با هیجان میگفت: «درست مثل بازی "کال آف دیوتی" است؛ خیلی باحاله، نه؟»
این فضای رعبآور، واقعیتِ روز شنبه در خیابانهای مینیاپولیس بود. مأموران مسلح و نقابدار، «الکس پرتی» 37 ساله را به زور روی زمین خواباندند و به ضرب گلوله از پای درآوردند.
این جنایت در حالی رخ داد که حدود سه هفته قبل تنها اندکی آنطرفتر یک زن 37 ساله دیگر به نام «رنی نیکول گود» به قتل رسیده بود؛ و هر دوی این قتلها در نزدیکی همان نقطهای اتفاق افتادند که در می 2020 جورج فلوید به دست پلیس کشته شد.

محل وقوع قتل الکس پرتی و رنی گود توسط پلیس مهاجرت آمریکا ظرف تنها سه هفته
تداوم این خشونتها، واکنش تند مقامات محلی را در پی داشت. جیکوب فری، شهردار مینیاپولیس، در کنفرانس خبری روز شنبه با انتقاد شدید از عملیات سرکوب مهاجران توسط دولت ترامپ، فریاد زد: «مگر چند آمریکایی دیگر باید جان خود را از دست بدهند تا این عملیات متوقف شود؟» همزمان، جمعیت خشمگینی که در محل جمع شده بودند، با سردادن شعار و فحاشی به مأموران فدرال، آنها را «بزدل» خطاب کرده و خواستار خروجشان از شهر شدند.
دونالد ترامپ 9 سال پیش در اولین سخنرانی تحلیف خود، وعده پایان دادن به «کشتار آمریکایی» را داده بود؛ اما اکنون با اعزام نیروهای اداره مهاجرت (ICE) به خیابانهای شهرهای بزرگ، خود مسبب کشتاری شده که بیشتر به صحنه جنگ داخلی شباهت دارد تا برقراری نظم.
در اولین سال از دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، کاملاً مشهود است که این مأموران به طور هدفمند به شهرهایی اعزام میشوند که توسط دموکراتها و فرمانداران سیاهپوست اداره میشوند.
به نظر میرسد ترامپ با این کار قصد دارد مخالفان سیاسی خود را «مجازات دستهجمعی» کند. این رفتار او یادآور شیوه دیکتاتورهای تاریخ است؛ همانطور که صدام دیکتاتور معدوم عراق مخالفانش را هدف میگرفت یا استالین با ایجاد قحطی عمدی (هولودومور)، اوکراینیها را به کام مرگ میفرستاد.

کینهتوزی ترامپ در داخل و خارج آمریکا
این کینهتوزیها تنها به داخل مرزها محدود نمیشود؛ ترامپ همین هفته گذشته در جریان نشست داووس و در پی تلاش برای تصاحب گرینلند، به دلیل بیتوجهی متحدانش، به کانادا و ناتو نیز تاخت.
اما کینه او از مینهسوتا ریشهدارتر است؛ چرا که او در سه انتخابات اخیر (2016، 2020 و 2024) در این ایالت شکست خورده است. او به دروغ ادعا میکند که پیروز این ایالت بوده، در حالی که واقعیت نشان میدهد از زمان ریچارد نیکسون در سال 1972، هیچ نامزد جمهوریخواهی موفق به فتح مینهسوتا نشده است.
علاوه بر این، وجود بزرگترین جامعه سومالیاییتبار آمریکا در این ایالت و حضور چهرههای مخالفی چون «ایلهان عمر» (نماینده کنگره) و «تیم والز» (فرماندار ایالت و معاون انتخاباتی کامالا هریس)، مینهسوتا را به سیبل اصلی نژادپرستی و خشم ترامپ بدل کرده است. او در سخنانی سخیف، سومالیاییها را افرادی با «بهره هوشی پایین» خواند تا عمق نگاه نژادپرستانهاش را نشان دهد.
از سوی دیگر، مینیاپولیس نماد اعتراضات «جان سیاهپوستان مهم است» پس از قتل جورج فلوید است؛ اعتراضاتی که لرزه بر اندام کاخ سفید انداخت. حالا دوباره آن روزهای پرالتهاب تکرار شده است.
ترامپ 3000 مأمور فدرال را به مینهسوتا گسیل کرده؛ تعداد مأمورانی که به تنهایی از مجموع نیروهای 10 اداره پلیس بزرگ ایالتی هم بیشتر است. این نیروها با صورتهای پوشیده و بدون داشتن آموزشهای لازم برای کنترل بحران، با اطمینان از اینکه بابت رفتارهایشان مجازات نخواهند شد، در شهر جولان میدهند.

در سایه این هرجومرج، سیاستمداران محلی مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند، خبرنگاران و ناظران بازداشت شدهاند و حتی به دانشآموزان و رانندگان عادی هم رحم نشده است. هرگونه مستندسازی و فیلمبرداری از رفتار این مأموران، به قیمت برچسب «تروریست داخلی» تمام میشود.
گارت گراف، تحلیلگر تاریخ، وضعیت را به درستی توصیف میکند: «این خودِ فاشیسم است. مرز میان دموکراسی و استبداد ناپدید شده و ما اکنون شاهد اشغال یک شهر آمریکایی توسط پلیس مخفی رئیسجمهور هستیم.»
اوج این فاجعه در روز شنبه و در میان دود غلیظ گاز اشکآور به تصویر کشیده شد؛ جایی که یک معترض زیر پای مأموران فریاد میزد: «من شهروند این کشورم! آیا واقعاً میخواهید مرا بکشید؟» قربانی این حادثه، الکس پرتی، یک پرستار بخش مراقبتهای ویژه بود. اگرچه وزارت امنیت داخلی ادعای «دفاع از خود» را مطرح کرده، اما با توجه به سوابق دروغگویی این نهاد، هیچکس این ادعا را باور نکرده است.

اکنون دموکراتها با وحشت به این وقایع مینگرند. الکساندریا اوکاسیو-کورتز با فراخوان برای مقاومت، خواستار قطع بودجه این نیروها و فعال شدن گارد ملی برای مقابله با آنها شده است. همانطور که رهبران جهان در داووس مقابل قلدریهای ترامپ ایستادند، مرگ «الکس پرتی» نیز میتواند نقطه عطفی برای نیروهای داخلی باشد تا جلوی جنگ ترامپ علیه ملت خودش را بگیرند.
جی.بی پریتزکر، فرماندار ایلینوی، هشدار میدهد: «اگر همین حالا جلوی این نیروهای بیقانون را نگیریم، فاجعهای به مراتب بزرگتر در انتظار تمام آمریکا خواهد بود.»
پلیس مخفی ترامپ چطور ایجاد شد؟
در حال حاضر 3000 مأمور اداره مهاجرت (ICE) و حفاظت مرزی (CBP) در مینهسوتا مستقر هستند؛ این حجم از به کارگیری منابع فدرال در داخل خاک کشور، فراتر از حد تصور است.
خشونتهای جاری در مینیاپولیس، که گویی صحنههای جنگ در کابل و بغداد را به خیابانهای مینهسوتا منتقل کرده، سوالات بسیاری را درباره ماهیت این نهادها (ICE و CBP) ایجاد کرده است.
گرت گراف، تحلیلگر آمریکایی مسائل تاریخی و حقوقی در آمریکا در وبلاگش نوشته که نحوه عملیات مأموران اداره مهاجرت و حفاظت مرزی نسبت به گذشته یک فرق مهم کرده است. او مینویسد: «تفاوتی بنیادین میان گذشته و اکنون وجود دارد؛ در گذشته، این نهادها به گونهای فعالیت میکردند که شهروندان عادی و قانونمدار نگران جان خود نبودند. هیچگاه به دلیل عملیاتهای این نیروها، کل سیستم آموزشیِ شهرهای بزرگ تعطیل نمیشد و مأموران در حیاط مدارس با دانشآموزان درگیر نمیشدند. جالب اینجاست که در دورههای قبل، گاهی تعداد افراد اخراجشده حتی از آمارهای ترامپ هم بیشتر بود، اما روش کار به این شکل نبود. در این دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، چیزی به لحاظ ساختاری تغییر کرده است.»
وی اضافه میکند: «در حال حاضر دو نهاد مختلف باعث ایجاد این هرجومرج در مینیاپولیس شدهاند: اداره مهاجرت و گمرک (ICE) و اداره حفاظت مرزی (CBP). هرچند امروز همه مأموران با نام «آیس» شناخته میشوند، اما بسیاری از خشونتهای ثبتشده در ویدئوها در واقع کار تیمهای ضربت CBP است؛ نیروهایی که توسط فردی به نام «گرگوری بووینو» رهبری میشوند که من او را به فرماندهان سوارهنظام دوران جنگ داخلی تشبیه میکنم. او پیش از این یک مقام میانی بود، اما از زمان روی کار آمدن دوباره ترامپ، به رهبرِ سیارِ این حملات تبدیل شده است.»
برای درک عیوب ساختاری این سازمانها، باید به زمان تأسیس آنها پس از حملات 11 سپتامبر بازگردیم. در آن زمان، سازمانهای قدیمی مهاجرت منحل و به نهادهای جدید تقسیم شدند. بخش بزرگی از مشکل به «کدهای شغلی» این مأموران برمیگردد.
اکثر نیروهای CBP و بخش عملیاتیِ ICE تحت کد شغلی «1801» استخدام میشوند که پایینترین رده پلیس فدرال است. این افراد نسبت به کارآگاهان فدرال (کد 1811 مثل FBI)، تحصیلات کمتر، آموزشهای کوتاهتر و اختیارات محدودتری دارند.
این فقدان آموزش تخصصی، باعث ایجاد موجی از فساد و سوءرفتار شده است. آمارها نشان میدهد که نرخ دستگیری و تخلف مأموران مرزی، 5 برابر سایر آژانسهای فدرال است؛ به طوری که نرخ جرم در میان خودِ این مأموران، برابر یا حتی بیشتر از جمعیت مهاجران غیرقانونی در آمریکا است. مشکل اینجاست که این نیروها برای گشتزنی در خیابانهای عادی شهرها آموزش ندیدهاند.
تغییر بزرگ دیگر، در «تاکتیک» نهفته است. برای 20 سال، این نهادها بر «صلاحدید قانونی» تمرکز داشتند؛ یعنی اگر مهاجری سابقه جرم نداشت و زندگی آرامی داشت، اولویت بازداشت نبود. مأموران دقیقاً میدانستند صبح که از خواب بیدار میشوند، به دنبال چه مجرم خاصی میگردند.

اما اکنون، از زمانی که «استفن میلر» هدفِ «3000 بازداشت در روز» را تعیین کرد، همهچیز تغییر یافته است. مأموران دیگر به دنبال مجرمان خاص نیستند، بلکه در خیابانها پرسه میزنند و بر اساس چهره و نژاد، مردم را متوقف میکنند تا فقط آمار بازداشتیها را بالا ببرند.
آنچه امروز در خیابانها میبینیم، در واقع «شورش پلیس» است که از سرِ ترس انجام میشود. این مأموران چون برای برخورد با شهروندان خشمگین آموزش ندیدهاند، از ترسِ خود به خشونت عریان متوسل میشوند.
آنها گاز اشکآور را نه به عنوان آخرین راهکار، بلکه به عنوان اولین ابزار استفاده میکنند. در ویدئوهای مینیاپولیس مشهود است که آنها هیچ تاکتیک تیمی ندارند و فقط با فریاد و زور اسلحه برخورد میکنند؛ رفتاری که ناشی از «نابلدی» و «بیقانونی» محض است.
در نهایت، آمارها نشان میدهد که 73 درصد از بازداشتشدگان فعلی هیچ سابقه کیفری ندارند. این یعنی ادعای دولت مبنی بر هدف قرار دادن مجرمان خطرناک، فقط یک پوشش رسانهای است. حقیقت این است که حضور هزاران مأمور فدرال در مینهسوتا، نه برای امنیت، بلکه برای اجرای یک «کارزار وحشت» طراحی شده است که با ورود نیروهای آموزشندیدهتر، قطعاً وخیمتر هم خواهد شد.
انتهای پیام/