به گزارش ایرنا، پرداختن به قهرمانان افسانهای و اسطورهها در هنرهای نمایشی همیشه جذاب و مخاطب پسند بوده است. از رستم ایرانی تا سامسون فلسطینی، از ماسیست مصری تا هرکول یونانی هر کدام آبستان داستانهایی بیبدیل هستند که عموماً به خاطر حس میهنپرستی و دشمنستیزی این قهرمانان و نقش آنها در حفاظت از وطن برای هر مخاطبی قابل احترام و ستایش هستند.
در ایران ما اما شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی به عنوان اثری کمنظیر در عرصه ادبیات اساطیری شناخته میشود. درست است که علیرغم ظرفیت دراماتیک بالای شاهنامه، هیچگاه حق به خوبی در مورد آن ادا نشده اما هر از گاهی هنرمندان شایستهای همچون احسان جانمی با دستاویز قراردادن شاهنامه اثری در خور تحسین خلق میکنند.
نمایش «یک تن» به نویسندگی و کارگردانی احسان جانمی که به نمایندگی از استان اصفهان در چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی فجر حاضر شده اثری تراژیک برگرفته از شاهنامه است که بدون شک یکی از آثار برتر این دوره خواهد بود. نویسنده داستان حمله تورانیان به دژ سفید در ایران را زمینه خلق نمایشنامه خود کرده است، این نمایش در تالار استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر به روی صحنه رفت.
توران اگر فقط رستم را میخواست لشکر نمیکشید و بر دروازه شهر خیمه نمیزد...
روایت نمایش از آنجا شروع میشود که لشکر توران به ایران حمله کرده و خیل عظیم سرداران ایرانی را اسیر میکند. گردآفرید لباس رزم میپوشد و در قامت مردان با پوشش یک سردار ایرانی پای در میدان رزم میگذارد. روایت نویسنده از حضور زنان ایرانی در عرصه رزم جذاب و دیدنی است. کاتارسیس به مرور در زنهای ایرانی شکل میگیرد و با عبور از مرز بیتفاوتی نقش مهم و حیاتی آنها در پاسداشت از ایران زمین به چشم میآید. نویسنده به مخاطب القاء میکند که زنها در همیشه تاریخ در کنار مردان و دوش به دوش آنها حافظان همیشگی ایران بودهاند.

رزم خودش را میهمان ما کرده...
احسان جانمی اما بارها در متن نمایشنامه تأکید میکند که ایرانیها هیچگاه جنگ طلب نبودهاند و صلح و دوستی اولویت اول و همیشگی ساکنان این سرزمین بوده است. نویسنده مکرر یادآور میشود که اگر گردآفرید و دیگران لباس رزم پوشیدهاند نه برای جنگ افروزی بلکه برای دفاع از کیان ایران بوده و گرنه ایران هیچگاه آغازگر هیچ رزمی نبوده است.
همه در جنگند، یک سرباز هم یک سرباز است...
نویسنده نمایش «یک تن» لزوم اتحاد و همدلی را برای ایرانیان یادآور میشود. او با فلاش بک به گذشته تفاوت علایق و سلیقههای دو پرسوناژ اصلی نمایش را گوشزد میکند اما در خاتمه نشان میدهد که با همه اختلافات، هم گردآفرید و هم دختر آخوردار هر دو برای دفاع از وطن لباس رزم میپوشند.
ایران را دریاب...
جانمی در کارگردانی هم موفق عمل کرده است. استفاده صحیح از همه عناصر نمایشی، بازیگردانی اصولی، طراحی صحنه مناسب و موسقی حماسی، همه و همه در پیشبرد نمایش موثر واقع شدهاند. استفاده از بگ گراند صحنه با قابی چهارگوش و پردهای توری که بخشی از نمایش در آن قاب میگذرد ذهن را به سمت قاب تلویزیون یا پرده سینما میکشاند. تمام خاطراتی که در ذهن گردآفرید یا دیگران اتفاق میافتد و باید با شکست زمان آن را برای مخاطب بازگو کرد در آن قاب -که البته کارگردان با هوشمندی طراحی کرده است- نمایش داده میشود. گویی مخاطب آن صحنهها را دارد از قاب تلویزیون تماشا میکند و یا در سالن سینما نشسته و به پرده سینما چشم دوخته است.

ریتم نمایش نیز بسیار مناسب است و علیرغم اینکه زمان به کرات در نمایش شکسته میشود و نیاز به تغییر صحنه دارد اما این کار با ریتم خوب و به سرعت انجام میگیرد و کارگردان اجازه نمیدهد ذهن مخاطب حتی برای لحظهای از فضای نمایش فاصله بگیرد. استفاده از پُدس و اختلاف سطح فیزیکی برای تفکیک مکان و زمان از دیگر حربههایی که کارگردان به درستی به کار گرفته و شکست زمان و مکان را به خوبی با آن نشان میدهد.
طراحی لباس خوب و گریم متناسب و چشمنواز در کنار بازیگران نمایش از دیگر نقاط قوت این اثر هستند. کوچکترین حرکت زائدی از بازیگران سر نمیزد. همه چیز خطکشی شده و دقیق است. حتی بازیگران خردسال نمایش هم خوب و کم اشتباه بازی میکنند. مائده وحید، الهام رضایی، رزیتا کروندی و سایر بازیگران به خوبی از عهده نقشهای خود برآمدهاند و در توفیق این نمایش بسیار تأثیرگذار هستند.
ایران مادر است...
در خاتمه این مطلب اما توصیه میشود مسئولینی که متولی امور فرهنگی کشور هستند با بهادادن به آثار خوب و شایستهای همچون نمایش «یک تن» زمینه اجرای این گونه آثار را در سراسر کشور فراهم آورند. بیشک همانگونه که اجرای این نمایش در جشنواره توانست تشویقهای مداوم اهالی هنر را در پی داشته باشد مورد اقبال عمومی هم قرار خواهد گرفت و تأثیرات بسیار مهمی در ارتقای سطح فکری عموم مردم خواهد داشت.
*منتقد تئاتر