محمدامین نجفیان، دبیر سرویس فرهنگ
این روزها در فضای رسانهای فارسیزبان، بوی یک دلال خون بیشتر از بقیه مشام جامعه ایرانی را آزار میدهد. شبکه ماهوارهای که با کاسبی تحریم، حمله به ایران و این روزها خون جوانان ایرانی، فعالیت خود را ادامه میدهد. بله درست حدس زدید منظور من ایران اینترنشنال است که روی همه رسانههای معاند جمهوری اسلامی ایران را در کاسبی و دلالی با مردم ایران سفید کرده است. ایران ما این روزها دوباره آماج فتنههای چندبعدی شده است. مردم به حق به شرایط کشور معترض هستند، به رئیسجمهور، وزرا و نهادهای دیگر، قابل کتمان نیست که اوضاع اقتصاد ایران با تورمهای بالا و نوسانات زیاد برای مردم دردناک شده است. رهبر انقلاب هم از مسئولان خواستند بیشتر در این زمینه تلاش کنند و خود بیان کردند که از مشکلات مردم که بحق هم هست، مطلع هستند. باید به این مشکلات پرداخت و صدای مردم در رسانه بود. ما هم در روزنامه «صبح نو» در سرویسهای مختلف به قدر و توان خود کوشیدهایم صدای مردم باشیم و مطالبات آنها را انعکاس دهیم، اما ماجرای دلالان و کاسبان رنج و درد و خون مردم ایران قصه دیگری است. بد نیست یک سوال را طرح کنیم و سپس به کنش این دلالان خون و رنج بپردازیم. یک رسانه باید و حتما مطالبهگر مشکلات مردم باشد، اما سوال این است که ایران اینترنشنال دوست دارد مشکلات مردم حل شود و یا اینکه دوست دارد رنج و عذاب ملت بیشتر شود تا کاسبیاش، رونق بیشتری بگیرد؟ به نظر میرسد این سوال و پاسخ به آن خط تمیزدهنده حق و باطل در فضای رسانهای است.
در جریان اتفاقات اخیر، رسانههای ضدانقلاب بهویژه شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال، بهعنوان یکی از اصلیترین بوقهای تبلیغاتی غرب علیه ایران، با تولید و بازنشر محتوای هدفمند، نقش فعالی در تشدید ناامنی روانی، القای یأس و حمایت از جریانهای خشونتطلب ایفا کردهاند؛ اقدامی که مصداق روشن نقض قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط با مبارزه با تروریسم است
این روزها در فضای رسانهای فارسیزبان، بوی یک دلال خون بیشتر از بقیه مشام جامعه ایرانی را آزار میدهد. شبکه ماهوارهای که با کاسبی تحریم، حمله به ایران و این روزها خون جوانان ایرانی، فعالیت خود را ادامه میدهد. بله درست حدس زدید منظور من ایران اینترنشنال است که روی همه رسانههای معاند جمهوری اسلامی ایران را در کاسبی و دلالی با مردم ایران سفید کرده است. ایران ما این روزها دوباره آماج فتنههای چندبعدی شده است. مردم به حق به شرایط کشور معترض هستند، به رئیسجمهور، وزرا و نهادهای دیگر، قابل کتمان نیست که اوضاع اقتصاد ایران با تورمهای بالا و نوسانات زیاد برای مردم دردناک شده است. رهبر انقلاب هم از مسئولان خواستند بیشتر در این زمینه تلاش کنند و خود بیان کردند که از مشکلات مردم که بحق هم هست، مطلع هستند. باید به این مشکلات پرداخت و صدای مردم در رسانه بود. ما هم در روزنامه «صبح نو» در سرویسهای مختلف به قدر و توان خود کوشیدهایم صدای مردم باشیم و مطالبات آنها را انعکاس دهیم، اما ماجرای دلالان و کاسبان رنج و درد و خون مردم ایران قصه دیگری است. بد نیست یک سوال را طرح کنیم و سپس به کنش این دلالان خون و رنج بپردازیم. یک رسانه باید و حتما مطالبهگر مشکلات مردم باشد، اما سوال این است که ایران اینترنشنال دوست دارد مشکلات مردم حل شود و یا اینکه دوست دارد رنج و عذاب ملت بیشتر شود تا کاسبیاش، رونق بیشتری بگیرد؟ به نظر میرسد این سوال و پاسخ به آن خط تمیزدهنده حق و باطل در فضای رسانهای است.
یار کمکی شیطان
ایران اینترنشنال از زمان شروع به فعالیت خود، اهرم و ابزار رسانهای رژیم صهیونیستی علیه ایران بود. اهداف و رویکردهایی که این رسانه دنبال میکرد دقیقا منطبق با رویکردهای رژیم صهیونیستی در قبال ایران است.
اولین هدف ایران اینترنشنال بیثباتسازی ایران است. این شبکه با ایجاد شکاف بین ملت و حاکمیت و ناامید کردن مردم از هر گونه حل مشکل، ابتدا مردم را به مخالفت با نظام و سپس در گام بعدی به خشونت دعوت کرد.
در ادامه اشاره به برخی مصادیق این رویکرد خالی از لطف نیست. تابستان ۹۷ ایران اینترنشنال دست به اقدامی زد که کمتر رسانهای حاضر به انجام آن بود. این شبکه مراسم منافقین را به صورت زنده پخش کرد. این شبکه در زمان برگزاری گردهمایی گروهک منافقین، تنها رسانهای بود که مراسم آنها را پوشش خبری میداد. آنها حتی در توئیتر سخنان مریم رجوی، سرکرده این فرقه را به صورت لحظه به لحظه و با عنوان «فوری» توئیت میکردند.
پس از حمله تروریستی گروهک الاحوازیه به مراسم رژه نیروهای مسلح در ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ نام این شبکه بر سر زبان اهالی رسانه هم افتاد. در این زمان، ایران اینترنشنال در اقدامی غیرحرفهای که مصداق تبلیغ تروریسم است، تریبون زندهاش را در اختیار تروریستهایی قرار داد که چند ساعت قبل چندین زن و کودک بیگناه حاضر در مراسم را هم به رگبار بسته بودند.
اما این اولین دفعهای نبود که این تلویزیون، آنتن زندهاش را در اختیار تروریسـتها و گروهکهای تکفیری قرار میداد، پیش از آن نیز در زمان حمله تروریستی در مریوان کردستان که منجر به جان باختن ۱۱ تن از هموطنانمان شد، این رسانه فارسیزبان امکاناتش را به یکی از اعضای گروهک پژاک اختصاص داد.
رویکرد بعدی که این شبکه دنبال میکند، منجیسازی از آمریکا و این روزها از ترامپ است. این سیاست ایران اینترنشنال در ماجرای شیوع کرونا نمود بیشتری پیدا کرد و این شبکه تلویزیونی تمام تلاش خود را برای ضعیف نشان دادن ایران به کار میبست تا ثابت کند تنها راه نجات ایران، استمداد از آمریکاست. این درحالی است که آمریکاییهایی که در اوایل شیوع کرونا مدعی شدند اگر ایران از آنها کمک بخواهد به آنها کمک میکند، چند هفته پیش و دقیقا با کمک ایران اینترنشنال مانع از خرید کیتهای شناسایی کرونا ایران از کره جنوبی شدند!
این روزها هم میبینیم که در خبرهای خود به صورت گسترده به مواضع ترامپ در مورد ایران و اینکه ترامپ قول داده به مردم ایران کمک کند را برجسته میکند. این دروغ و رؤیافروشی به مردم بزرگترین خیانتی است که این شبکه به مردم ایران میکند. اینکه قرار است آمریکا بهعنوان منجی وارد شود و مشکلات مردم را حل کند.
نکته دیگر استاندارد دوگانه در قبال ایران و غرب است. ایران اینترنشنال کوچکترین اتفاق در ایران را تیتر یک میکند، اما بزرگترین اتفاقات در غرب را نمیبیند. اعتراضات در ایران تیتر یک ایران اینترنشنال است، اما این روزها که در آمریکا تظاهرات گستردهای در حال انجام است، کوچکترین بازتابی در ایران اینترنشنال ندارد.
چرا خشونت برای ایران اینترنشنال مهم است؟
در فتنه امسال این شبکه تلاش گستردهای برای به خشونت کشیدن اعتراضات انجام داد که متأسفانه موفق هم هست و جانهای زیادی از دست رفت، اما چرا این شبکه به دنبال خون و خونریزی و بالاترین سطح خشونت در جامعه ایران است.
به هر میزان که خشونت بیشتر و جانها از دست برود، شکاف بین جامعه و ساختار سیاسی افزایش پیدا میکند و رسانههایی چون ایران اینترنشنال حیات خود را در این شکافها میبینند و فکر میکنند اگر بتوانند کشته بیشتری روی دست جامعه ایرانی بگذارند، کینه و نفرت را همواره میتوانند بازتولید کنند و همین امر بازار دلالی آنان را رونق میبخشد. اما شاید تلخترین قصه در مواجهه با ایران اینترنشنال این امر است که هنوز هم برخی از مردم متأسفانه بیننده و باورکننده اخبار این شبکه هستند. از دست رفتن اعتماد و سرمایه اجتماعی رسانههای داخلی شاید اصلیترین عامل این امر
باشد.
اتفاقا در این دوره از اغتشاشات برخی رسانههای داخلی تلاش کردند خبررسانی محدودی انجام دهند، اما نباید تردید کرد که در اتفاقات اینچنین مردم به دنبال کسب خبر هستند و وقتی فضای رسانههای داخلی بسته یا راکد است، طبیعی است که مردم تلاش کنند به برخی رسانههای بیرونی مراجعه کنند.
راهکار گستردهتر کردن میدان فعالیت رسانههای حرفهای در داخل کشور و اجازه دادن به انتشار روایتهای مستقل و حرفهای است. در این صورت امکان کساد کردن بازار رسانههایی مثل ایران اینترنشنال وجود خواهد داشت.
نکته دیگری که هم رسانههای داخل کشور و هم نهادهای امنیتی باید توجه کنند تلاش حداکثری ایران اینترنشنال برای افزایش سطح خشونت در کشور است. این رویکرد پیامدهای بسیار خطرناکی دارد که متأسفانه با بخشی از این پیامدها در شامگاه پنجشنبه مواجه شدیم، اما اصلیترین برخورد با این رویکرد، برخورد فرهنگی و نرم است، یعنی پاسخ شبهرسانهای همانند ایران اینترنشنال را باید رسانههای حرفهای داخل کشور بدهند و در چشم مردم اعتبار این رسانه را از بین ببرند. این امر بدون تولید روایتهای مختلف امکانپذیر نیست.