شناسهٔ خبر: 76891748 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: طرفداری | لینک خبر

سقوط برزیل در ماراکانا | تاریخچه مفصل جام های جهانی (4) : جام جهانی 1954

صاحب‌خبر - جنگ جهانی دوم اروپا را در ویرانی جا گذاشته بود. در طول جنگ، اتورینو باراسی معاون رئیس فیفا جام ریمه را در یک جعبه کفش زیر تخت خود پنهان کرد و از افتادن آن به دست نازی‌ها جلوگیری کرد. فیفا که مسابقات ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ را لغو کرده بود، مشتاق بود تا این رقابت را در سال ۱۹۴۹ احیا کند. با توجه به ویرانی‌های اروپا و افزایش آشفتگی سیاسی، فیفا نگاهش را به آمریکای جنوبی برای برگزاری این تورنمنت دوخت. برزیل، که به همراه آلمان متقاضی میزبانی جام جهانی ۱۹۴۲ بود، در سال ۱۹۴۹ تنها کشوری بود که درخواست میزبانی داد. تا قبل از دریافت این درخواست انفرادی، فیفا برای یافتن کشوری علاقه‌مند به میزبانی با مشکلاتی روبرو بود. حتی ممکن بود این تورنمنت به طور کامل لغو شود اگر برزیل در ژوئیه ۱۹۴۶ تمایل خود برای میزبانی این جشنواره فوتبال را اعلام نمی‌کرد، حتی با این شرط که مسابقات یک سال به تاخیر بیفتد تا به برگزاران زمان بیشتری برای آماده‌سازی داده شود. فیفا برزیل را به عنوان میزبان جام جهانی اعلام کرد و انتخاب بهتری نمی‌توانست وجود داشته باشد. فیفا روی اشتهای رو به رشد این کشور برای فوتبال و فضای کارناوال مانند آن به عنوان پس‌زمینه‌ای بی‌نظیر برای این رویداد حساب می‌کرد. فیفا همچنین تصمیم گرفت که جام قهرمانی جام جهانی به جام ژول ریمه تغییر نام یابد (اگرچه بعداً به عنوان جام ژول ریمه شناخته شد) تا بیست و پنجمین سالگرد ریاست این چهره بصیر فرانسوی بر فیفا را گرامی دارد. گروه‌های ساختمانی کار بر روی ورزشگاه جدیدی را آغاز کرده بودند که در نهایت میزبانی فینال را بر عهده می‌گرفت. ورزشگاه ماراکانا که در حومه ریو دو ژانیرو واقع شده و به نام رودخانه کوچکی که در نزدیکی آن جریان دارد نام‌گذاری شده بود، گنجایش ۲۰۰٫۰۰۰ تماشاگر را داشت. تا به امروز، این ورزشگاه بزرگ‌ترین ورزشگاه جهان باقی مانده است. ماراکانا که دارای خندقی است که جمعیت را از زمین بازی جدا می‌کند، به خاطر اندازه و عظمتش به سرعت به لقب «عجایب هشتم جهان» مفتخر شد. همانند ورزشگاه ستناریو در مونته‌ویدئو بیست سال قبل، ماراکانا نیز به موقع برای شروع جام جهانی تکمیل نشد. طراحی آن بیش از حد بلندپروازانه ثابت شد و ساخت‌وساز به زودی از برنامه عقب افتاد. اگرچه این ورزشگاه بیضی‌شکل رسماً در ژوئن ۱۹۵۰ با بازی بین باشگاه‌های برزیلی ریو و سائوپائولو افتتاح شد، اما داربست‌ها در طول بخش زیادی از مسابقات به وضوح قابل مشاهده بودند. ماراکانا نماد بلندپروازی‌های فوتبالی و اشتیاق این کشور برای تولد دوباره بود. بازی فوتبال در طی چند دهه گذشته به عنوان بزرگ‌ترین عشق برزیل ظهور کرده بود. میزبانی و احتمالاً بردن جام جهانی، برتری فوتبالی این کشور را تحکیم می‌کرد و به آن فرصتی می‌داد تا حول محوری مثبت گرد هم آید. برزیل پس از یک دیکتاتوری که بیش از یک دهه به طول انجامیده بود، در سال ۱۹۴۶ قانون اساسی دموکراتیک جدیدی اعلام کرده بود. جام جهانی نمایانگر تمام امیدها و آرزوهای مردم بود، اگرچه خوشبینی تازه‌یافته این ملت کافی نبود تا برگزاران را به تکمیل زیرساخت‌ها برای برگزاری بی‌نقص تورنمنت نزدیک‌تر کند. برگزاران برزیلی خود را درگیر شرایطی طاقت‌فرسا یافتند و فیفا تصمیم گرفت از باراسی، همان کسی که تورنمنت ۱۹۳۴ را در ایتالیا سازماندهی کرده بود، کمک بگیرد. اگرچه ماراکانا در نهایت میزبانی فینال را با موفقیت انجام داد، اما این ورزشگاه تا سال ۱۹۶۵ به طور کامل تکمیل نشد. وقتی برگزاران اعداد و ارقام را بررسی کردند و فهمیدند در مسیر خرج کردن بیش از درآمد ممکن خود هستند، پیشنهاد کردند که فیفا قالب حذفی تک‌مسابقه‌ای را که تنها امکان برگزاری شانزده بازی را می‌داد، رها کند و آن را با چهار گروه چهار تیمی جایگزین کند. برنده هر گروه به یک گروه نهایی رقابت رفت و برگشتی صعود می‌کرد. برنده آن گروه سپس جام را به دست می‌آورد. به این ترتیب، برگزاران استدلالی کردند که سی بازی را تضمین می‌شد. فیفا در ابتدا با این پیشنهاد موافق نبود. برزیل تهدید کرد که از میزبانی انصراف می‌دهد و فیفا در برابر فشار تسلیم شد. این قالب بحث‌برانگیز بود، اما حداقل تیم‌ها حداقل دو بازی تضمینی داشتند، به ویژه برای تیم‌های اروپایی که باید سفر هوایی طولانی‌تری را برای رسیدن به برزیل تحمل می‌کردند. جنجال پیرامون قالب جدید دستاوردهای منفی نیز داشت. دِلُونِه، که از ابتدا همکار ریمه بود، در اعتراض به تصمیم فیفا برای پیشبرد قالب رقابت رفت و برگشتی برای تعیین قهرمان، با حالتی عصبانی استعفا داد. متقاعد کردن ایتالیا، که آخرین جام جهانی را در سال ۱۹۳۸ برده بود، برای دفاع از عنوان قهرمانی آسان نبود. اگرچه ایتالیایی‌ها در نهایت تیمی اعزام کردند، اما شانس آنان برای بردن جام پس از یک تراژدی در سال قبل کاهش یافته بود. در سال ۱۹۴۹، یک جت حامل کل تیم باشگاه تورینو در نزدیکی تورین سقوط کرد. در مجموع بیست و هشت نفر کشته شدند، از جمله هجده بازیکن که دوازده تن از آنان بازیکنان ثابت تیم ملی بودند. این باشگاه – که معمولاً به نام «ایل گرانده تورینو» (تورینوی بزرگ) شناخته می‌شد زیرا در بخش بزرگی از دهه ۱۹۴۰ بر لیگ داخلی این کشور مسلط بود – در طول آن دهه به عنوان بزرگ‌ترین تیم باشگاهی ایتالیا ظهور کرده بود. این تیم چندین رکورد به جا گذاشت، از جمله بردن پنج عنوان قهرمانی متوالی لیگ ایتالیا از ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۹ و جمع‌آوری نود و سه پیروزی متوالی خانگی بین ژانویه ۱۹۴۳ و آوریل ۱۹۴۹. این تیم شامل برخی از بااستعدادترین بازیکنان کشور بود، مانند دروازه‌بان والریو باچیگالوپو، هافبک رومئو منتی و مهاجم والنتیینو مازولا (پدر ساندرو مازولا، که بعدها برای ایتالیا در جام‌های جهانی ۱۹۶۶، ۱۹۷۰ و ۱۹۷۴ بازی کرد). مرگ والنتیینو مازولا و هم‌تیمی‌هایش ضربه‌ای عظیم به فوتبال ایتالیا بود. او یک بازیساز بااستعداد بود که همه ویژگی‌های یک رهبر تیم را داشت. مازولا همچنین می‌توانست پاس بدهد، گل بزند، دفاع کند و تکل بزند – کاری دشوار با توجه به توپ چرمی سنگین آن دوران که وزن آن به بیش از ۹۰۰ گرم می‌رسید. در مقایسه، توپ‌های کنونی پس از باد شدن نصف آن وزن را دارند. مازولا در سال ۱۹۱۹ در کاسانو دآدا، شهری نزدیک میلان، به دنیا آمد. او حرفه بازی خود را در نوجوانی با کارخانه آلفارومئو میلانو آغاز کرد، جایی که درست قبل از شروع جنگ کار می‌کرد. در سال ۱۹۳۹، مازولا به نیروی دریایی ایتالیا فراخوانده شد و در ونیز مستقر گردید. در آنجا، او برای تیم ونتزیا آزمون داد و جایگاهی در تیم به دست آورد. مازولا اولین بازی ملی خود را در سال ۱۹۴۲ انجام داد، همان سالی که با تورینو قرارداد بست. او در ونتزیا به عنوان یک تهدید گل‌زن ظهور کرد و توجه فرروچیو نوو، مالک تورینو را جلب کرد. مازولا پس از قرارداد بستن با تیم نوو زمان را هدر نداد و تورینو را به قهرمانی لیگ در سال‌های ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ رساند. تا سال ۱۹۴۹، مازولا به یکی از بااستعدادترین بازیکنان اروپا تبدیل شده بود و در هشت فصل ۱۰۹ گل به ثمر رسانده بود. او همچنین دوازده بازی برای ایتالیا انجام داد و چهار گل زد، اگرچه هرگز در یک جام جهانی بازی نکرد. ترکیب آغازین آتزوری در بخش عمده‌ای از آن دهه تقریباً به طور کامل از بازیکنان تورینو تشکیل شده بود. در ۱۱ می ۱۹۴۷، ایتالیا با ترکیبی که شامل ده بازیکن تورینو بود، مجارستان را ۳–۲ شکست داد. متأسفانه، در ۴ می ۱۹۴۹، تیم پس از یک بازی دوستانه مقابل باشگاه پرتغالی بنفیکا در لیسبون، در راه بازگشت به خانه بود که هواپیمای آنان به کلیسای جامع سوپِرگا بر روی تپه‌ای مشرف به تورین برخورد کرد. این فاجعه یک تراژدی ملی بود؛ نسل برجسته‌ای از بازیکنان در اوج جوانی از میان رفته بودند. این مرگ‌ها در سراسر کشور طنین‌انداز شد در حالی که ایتالیا در تلاش برای بازسازی پس از جنگ بود. ایتالیا در نهایت تیمی برای رقابت در جام جهانی ۱۹۵۰ اعزام کرد، اما به طور قابل درکی تصمیم گرفت با کشتی به برزیل سفر کند. فیفا تا سال ۱۹۴۶ هفتاد و سه عضو داشت، اما به دلیل پیامدهای جنگ تنها سی و یک تیم وارد مسابقات مقدماتی شد. به آلمان و ژاپن اجازه شرکت داده نشد و اتحاد جماهیر شوروی، مجارستان و چکسلواکی تصمیم گرفتند شرکت نکنند. چهار اتحادیه بریتانیا سرانجام در سال ۱۹۴۶ برای همیشه به فیفا پیوستند و این موضوع با بازی بین بریتانیای کبیر و گروهی از ستارگان بین‌المللی با لقب «بقیه جهان» در همپدن پارک گلاسکو گرامی داشته شد. بریتانیا ۶–۱ پیروز شد و ۱۳۵٫۰۰۰ هواداری که ورزشگاه را پر کرده بودند تضمین کردند که سهم فیفا از درآمد بلیت برای اولین بار در تاریخ آن را به مسیر ثبات مالی خواهد برد. به نظر می‌رسید که بریتانیا و فیفا بالاخره به یکدیگر نیاز داشتند. فیفا تصمیم گرفت که مسابقات قهرمانی داخلی ۱۹۴۹–۱۹۵۰ در بریتانیا به عنوان تورنمنت مقدماتی استفاده شود و دو تیم برتر به جام جهانی صعود کنند. انگلیس با پیروزی ۱–۰ بر اسکاتلند برنده گروه رقابتی رفت و برگشتی شد. اما اسکاتلندی‌ها، که از کسب مقام دوم راضی نبودند، از شرکت در فینال امتناع کردند. انصراف اسکاتلند فقط آغاز خروج دسته‌جمعی تیم‌هایی بود که از مسابقات کنار کشیدند. فیلیپین و اندونزی هر دو با خودداری از معرفی تیم قبل از قرعه‌کشی مقدماتی در ژانویه ۱۹۴۹، هر شانسی برای رفتن به برزیل را از دست دادند. آرژانتین به دلیل یک اختلاف جاری با فدراسیون فوتبال برزیل انصراف داد، که به معنای آن بود که شیلی و بولیوی – دو تیم دیگر گروه – به طور خودکار به جام جهانی صعود می‌کنند. اکوادور و پرو نیز تصمیم به انصراف گرفتند، که به معنای آن بود که اروگوئه و پاراگوئه بدون نیاز به انجام بازی، جواز خودکار کسب کردند. اتریش نیز از مسابقات جا ماند و ادعا کرد تیم بیش از حد بی‌تجربه است. انصراف بلژیک منجر به صعود خودکار ترکیه شد، که متعاقباً تصمیم به کناره گیری گرفت. تورنمنت مقدماتی به یک نمایش ساختگی تبدیل شده بود و فیفا به طور فزاینده‌ای نگران بود که نتواند شانزده تیم را برای شرکت در فینال ترغیب کند. در واقع، متقاعد کردن کشورهای کافی برای بازی در تورنمنت به یک امر دشوار تبدیل شده بود. فیفا برای پر کردن جای خالی اسکاتلند و ترکیه به شدت تلاش کرد و از پرتغال و فرانسه، که هر دو حذف شده بودند، دعوت کند تا جای آنان را پر کنند. پرتغالی‌ها رد کردند، اما فرانسوی‌ها، که در یک بازی پلی‌آف در فلورانس با نتیجه ۳–۲ در وقت اضافه به یوگسلاوی باخته بودند، دعوت را پذیرفتند. در یکی از جنجالی‌ترین مسابقات مقدماتی، سوئد ایرلند را ۳–۱ شکست داد، اما نه بدون دراما هنگامی که کارل اریک پالمر سومین گل بازی خود را به ثمر رساند، حتی اگر مدافعان ایرلندی تعقیب بازیکن نوزده ساله را متوقف کرده بودند. ایرلندی‌ها ادعا کردند سوت شنیده‌اند. در عوض، صدا از جانب کسی در میان جمعیت – و نه داور – آمده بود. گل برقرار ماند و سوئد به جام جهانی راه یافت. ایالات متحده سومین سهمیه جام جهانی خود را پس از کسب مقام دوم در گروه ۹ در یک تورنمنت مقدماتی که از ۴ تا ۲۵ سپتامبر در مکزیکو سیتی برگزار شد، بدست آورد. آمریکایی‌ها، که توسط ویلیام جفری متولد اسکاتلند مربی‌گری می‌شدند، با سه امتیاز پس از ثبت یک برد و تساوی، هر دو مقابل کوبا، به کار خود پایان دادند. مکزیک، که با هشت امتیاز برنده گروه شده بود، در ۴ سپتامبر ایالات متحده را ۶–۰ و در ۱۸ سپتامبر ۶–۲ شکست داده بود. تیم ایالات متحده که در مکزیک بازی کرد شامل هفت بازیکن بود که سال بعد در جام جهانی جایی به دست آوردند، از جمله دروازه‌بان فرانک بورگی و هافبک والتر بار. شانس تیم ایالات متحده برای کسب مقام سوم مانند سال ۱۹۳۰ بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسید. این تیم هافبک ادی مک‌ایلوینی را به عنوان تنها بازیکن حرفه‌ای خود داشت و شهرت او به دلیل بازی کردن هفت بازی برای رکسام در انگلستان بود. قبل از اینکه ترکیب نهایی مشخص شود، تیم ایالات متحده ۵–۰ از باشگاه ترکی بشیکتاش در سنت لوئیس، کانون فوتبال در دهه ۱۹۴۰ و زادگاه پنج بازیکن آمریکایی، شکست خورده بود. این تیم همچنین ۱–۰ از گروهی از ستارگان انگلیسی در نیویورک باخت. جام جهانی قطعاً مبارزه‌ای سخت خواهد بود. مرحله گروهی قرعه‌کشی نهایی در ریو در ۲۲ می ۱۹۵۰ انجام شد. پانزده تیمی که به فینال رسیده بودند در چهار گروه قرار گرفتند که برزیل، ایتالیا، انگلیس و اروگوئه هر کدام سرگروه گروه‌های مربوطه خود بودند: گروه ۱: برزیل، مکزیک، سوئیس و یوگسلاوی گروه ۲: انگلیس، شیلی، اسپانیا و ایالات متحده گروه ۳: ایتالیا، هند، پاراگوئه و سوئد گروه ۴: اروگوئه، بولیوی و فرانسه فیفا آسوده‌نفس کشید – اما انصراف‌ها به آنجا ختم نشد. هند پس از اینکه فیفا از بازی کردن آنان با پای برهنه خودداری کرد، از گروه ۳ انصراف داد. هند با بازی بدون کفش در المپیک ۱۹۴۸ لندن و در مرحله مقدماتی جام جهانی جنجال به پا کرده بود، اما فیفا تصمیم گرفت این ممنوعیت را در تورنمنت اعمال کند. فدراسیون فوتبال هند در نهایت پس از اینکه چند نفر از بازیکنانش در المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی دچار سرمازدگی شدند، بازیکنان خود را ملزم به پوشیدن کفش کرد. فرانسه زمانی که میزان سفرهای مورد نیاز بین بازی‌ها را دید از گروه ۴ انصراف داد. زمان کافی برای فیفا برای جایگزینی هند و فرانسه نبود و تورنمنت یک ماه بعد با چهار گروه و فقط سیزده تیم آغاز شد. بخشی از تقصیر را می‌توان به گردن برگزاران انداخت، که برنامه‌ریزی کرده بودند تیم‌ها – به استثنای برزیل – مسافت‌های طولانی را بین محل‌های برگزاری پراکنده در سراسر این کشور پهناور سفر کنند. این تورنمنت از ۲۴ ژوئن تا ۱۶ ژوئیه در شش شهر برگزار شد: ریو، سائوپائولو، پورتو آلگری، بلو هوریزونته، کوریتیبا و رسیف. بزرگ‌ترین مشکل این بود که تیم‌ها می‌توانستند یک روز در هوای گرم و مرطوب ریو بازی کنند و سپس چند روز بعد مجبور باشند ۳۵۰ مایل به شهر کوهستانی و معدنی بلو هوریزونته برای بازی دیگر سفر کنند. برزیل در ۲۴ ژوئن مقابل مکزیک در ورزشگاه ماراکانا در مقابل ۸۱،۶۴۹ تماشاگر جام جهانی را آغاز کرد. ماراکانا هنوز کامل نبود، اما این مانع از آن نشد که برزیلی‌ها مراسم افتتاحیه دیدنی‌ای برگزار نکنند. این مراسم شامل رها کردن ۵۰۰۰ کبوتر و استقبال از بازیکنان برزیلی با یک سلام نظامی با ۲۱ تیر تفنگ بود. آدمیر کارها را برای برزیل آغاز کرد و در دقیقه ۳۰ میزبان را ۱–۰ پیش انداخت. در نیمه دوم، برزیل با گل جیر در دقیقه ۶۶ به پیش افتاد. گل‌های بالتازار و آدمیر نتیجه‌گیری را چهار بر صفر برای برزیل کامل کردند. برزیل از اولین مانع خود عبور کرده بود و جمعیت آن را دوست داشتند. روز بعد، یوگسلاوی مقابل سوئیس در ورزشگاه ست د ستمبرو در بلو هوریزونته بازی کرد. تیم یوگسلاوی، تیم نایب قهرمان در المپیک ۱۹۴۸، توسط کاپیتانش زلاتکو چاکوفسکی رهبری می‌شد. برتری یوگسلاوی برای سوئیسی‌ها بیش از حد بود. دو گل در فاصله شش دقیقه توسط کوستا توماشویچ در نیمه اول یوگسلاوها را در وقت استراحت ۲–۰ پیش انداخت. گل تیهومیر اوگنیانوف در دقیقه ۸۲ پیروزی ۳–۰ را مهر و موم کرد. شور و اشتیاق حول تیم برزیل به بالاترین حد خود رسید و ۴۲،۰۰۰ هوادار برای بازی مقابل سوئیس در ۲۸ ژوئن در ورزشگاه پاکمبو در سائوپائولو حاضر شدند. فلاویو کوستا مربی برزیل، که باشگاه واسکو دوگاما را نیز مربی‌گری می‌کرد، در ترکیب تیمی که مکزیک را شکست داده بود دست برد و چند بازیکن سائوپائولو را برای خوشحالی هواداران خانگی انتخاب کرد. تیم کوستا یکی از اولین تیم‌هایی بود که از ترکیب ۴–۲–۴ استفاده کرد که دفاع و حمله قوی را ترکیب می‌کرد. میانه نسبتاً خالی، که فقط دو بازیکن داشت، بازیکنان برزیل را مجبور می‌کرد نه تنها توپ را بدزدند، بلکه آن را پاس دهند و یک حمله را آغاز کنند. هدف این ترکیب گل زدنِ زیاد بود، چیزی که در دهه‌های بعد به نماد بازی برزیلی تبدیل شد. در مقابله با سوئیسی‌ها، آلفردو برزيلی پس از فقط دو دقیقه برزیل را روی تابلو برد، اما سوئیس با ژاک فاتون در دقیقه ۱۶ مساوی کرد. بالتازار درست قبل از وقت استراحت کارها را راست و ریست کرد و برزیل با مزیت ۲–۱ به رختکن رفت. برزیل سعی کرد برتری را حفظ کند، اما سوئیسی‌ها هرگز تسلیم نشدند و این عزم زمانی نتیجه داد که فاتون دو دقیقه مانده به پایان گل زد تا نتیجه را ۲–۲ مساوی کند. کوستا تقریباً توسط گروه کوچکی که به زمین هجوم آورده بودند مورد حمله قرار گرفت. هواداران برزیلی حاضر به پذیرش چیزی جز پیروزی نبودند. اکنون فشار روی کوستا بود تا در مقابل یوگسلاوی پیروزی به ارمغان آورد. در ۲۹ ژوئن، یوگسلاوی مقابل مکزیک در ورزشگاه بئیرا-ریو در پورتو آلگری زیبا بازی کرد. تساوی برزیل با سوئیس به یوگسلاوی فرصت داد تا در صورت کسب پیروزی صدرنشین گروه شود. یوگسلاوها برادر زلاتکو، مهاجم زلیکو چاکوفسکی را آوردند که دو گل به ثمر رساند. استپان بوبک پس از نوزده دقیقه گل زد و یوگسلاوی را ۱–۰ پیش انداخت. چاکوفسکی سه دقیقه بعد نتیجه را به ۲–۰ رساند و دومین گل خود را در دقیقه ۶۲ به ثمر رساند. توماشویچ دومین گل خود در تورنمنت را نه دقیقه مانده به پایان به ثمر رساند. مکزیک با هوراسیو کاسارین روی یک پنالتی در دقیقه ۸۸ یک گل تسلی‌بخش به ثمر رساند. یوگسلاوی ۴–۱ پیروز شد. این پیروزی به معنای آن بود که برنده گروه ۱ توسط بازی برزیل-یوگسلاوی تعیین می‌شد. در اول ژوئیه، برزیل و یوگسلاوی در مقابل ۱۴۲،۴۰۹ هوادار فریادزن در ماراکانا روبرو شدند. برزیلی‌ها نمی‌توانستند شروع بهتری داشته باشند و پس از سه دقیقه با آدمیر گل زدند. جمعیت بیشتر می‌خواستند، اما باید یک ساعت دیگر صبر می‌کردند تا برزیل دومین گل خود را با زیزینیو، که اولین حضور خود در جام جهانی را انجام می‌داد، به ثمر برساند. یک تساوی فقط به نفع صعود یوگسلاوی به مرحله نهایی بود اما گل زیزینو پیروزی را برای میزبان و صعود به مرحله نهایی مهر و موم کرد. زیزینو، که فلومیننزه را از سال ۱۹۴۲ به سه قهرمانی متوالی ریو رسانده بود، فوراً به یک قهرمان ملی تبدیل شد. گروه ۲ در ۲۵ ژوئن با بازی بین انگلیس و شیلی در ماراکانا افتتاح شد. انگلیسی‌ها، که به همراه برزیل برای بردن تورنمنت از تیم های مورد علاقه و محبوب بودند، اولین حضور خود در جام جهانی را انجام دادند و ترکیبی تحسین‌برانگیز شامل آلف رمزی، استنلی مورتن‌سن و تام فینی را به میدان فرستادند. شیلی، از سوی دیگر، یک بازیکن حرفه‌ای تمام‌وقت، جورج روبلدو را داشت، بازیکنی که برای انگلیسی‌ها شناخته شده بود زیرا برای نیوکاسل یونایتد در دسته اول این کشور بازی می‌کرد. چیزی که قرار بود یک بازی آسان برای انگلیس باشد تقریباً به نمایشی کابوس‌وار تبدیل شد. انگلیس در بخش عمده‌ای از مسابقه تقلا کرد تا اینکه سرانجام توانست با گلی از مورتن‌سن به سختی ۱–۰ جلو بیفتد. انگلیس هفت دقیقه بعد از وقفه زمانی که ویلف منیون از روی پاس فینی گل زد، پیروزی ۲–۰ را مهر و موم کرد. انگلیس اولین پیروزی جام جهانی خود را به دست آورده بود، اما اگر امیدوار بود به مرحله نهایی صعود کند، باید بهتر در مقابل ایالات متحده بازی می‌کرد. در همان روز، تیم ایالات متحده مقابل اسپانیا در ورزشگاه بریتو در کوریتیبا بازی کرد. آمریکایی‌ها، که از سال ۱۹۳۴ در جام جهانی بازی نکرده بودند، در دقیقه ۱۸ با جان سوزا پیش افتادند. دفاع آمریکا، که توسط مدافع متولد بلژیک جو ماکا محکم شده بود، به مدت شصت و دو دقیقه بعد با موفقیت یکی پس از دیگری از تلاش‌های اسپانیا جلوگیری کرد. ماکا، که در کشورش برای باشگاه دسته سومی لا فارستواز در بروکسل بازی کرده بود، آمریکایی‌ها را در بازی نگه داشت. ایالات متحده بر این پیش‌افتادگی ناچیز ماند تا اینکه استانیسلاو باسورای اسپانیا در دقیقه ۸۰ نتیجه را مساوی کرد. آمریکایی‌ها دلسرد شدند. اسپانیا توانست استفاده کند و دو دقیقه بعد دوباره با باسورا گل زد. تلمو زارا سه دقیقه بعد پیروزی قاطع را کامل کرد و پنج دقیقه وحشتناک برای آمریکایی‌ها را به پایان رساند. آنان برای بخش عمده‌ای از بازی تلاش شجاعانه‌ای انجام داده بودند تا اینکه در ده دقیقه پایانی تلاش آنان از هم پاشید. آمریکایی‌ها اکنون باید در بازی‌ای که همه فکر می‌کردند قطعاً خواهند باخت، با انگلیسی‌های قدرتمند روبرو می‌شدند. در ۲۹ ژوئن، اسپانیا و شیلی در ماراکانا روبرو شدند. تیم اسپانیا، که سه تغییر در ترکیب خود ایجاد کرده بود، با مقاومت کمی مواجه شد. گل باسورا در دقیقه ۱۹ و گل زارا در دقیقه ۳۵ اسپانیا را به پیروزی ۲–۰ رساند. در حالی که اسپانیا جمعیت ریو را خوشحال می‌کرد، ایالات متحده و انگلیس آماده نبرد در ورزشگاه مینیرو در بلو هوریزونته در مقابل ۱۰،۱۵۱ تماشاگر شدند. انگلیس ۳۰۰ مایل برای بازی پرواز کرده بود و خستگی شروع به غلبه کرده بود. انگلیسی‌ها پس از پایان جنگ جهانی دوم، بیست و سه بازی از سی بازی آخر خود را برده بودند و رکورد چشمگیرشان لقب «پادشاهان اروپا» را برای آنان به ارمغان آورده بود. انگلیس همچنین استنلی متیوز، که یکی از بهترین بازیکنان جهان محسوب می‌شد، در تیم داشت، اگرچه پس از پیوستن دیرهنگام به تیم در جایگاه تماشاگران نشست. متیوز تازه یک تور از آمریکای شمالی با تیمی از ستارگان انگلیسی را به پایان برده بود، که شامل پیروزی ۱–۰ بر تیم ایالات متحده در ورزشگاه داونینگ نیویورک بود. متیوز از ترکیب خط زده شد و مربی آرتور دروری – که تا پایان بازی از این تصمیم پشیمان می‌شد – ترجیح داد همان ترکیبی را حفظ کند که به زحمت شیلی را شکست داده بود. انگلیس شیر یا خط را برد و زمان را برای بازی توپ در نیمه آمریکا هدر نداد. در تنها دوازده دقیقه اول، انگلیس پنج شوت به سمت دروازه شلیک کرد که دو تای آن به تیرک خورد، دو تای دیگر به طرز تماشایی توسط بورگی مهار شد و دیگری از روی تیرک دروازه گذشت. آمریکایی‌ها، که توسط مک‌ایلوینی کاپیتانی می‌شدند، برای خارج شدن از نیمه زمین خود تقلا می‌کردند. انگلیسی‌ها توانستند از ضدحمله به نفع خود استفاده کنند و در سه موقعیت جداگانه با دو شوت مورتن‌سن که از روی تیر گذشت و یک ضربه سر تام فینی در دقیقه ۳۲ که توسط بورگی منحرف شد، تلاش کردند. سپس اتفاق غیرقابل تصور رخ داد. در دقیقه ۳۷، والتر بار، که برای تیم ایالات متحده در المپیک ۱۹۴۸ بازی کرده بود، از فاصله ۲۵ یارد شلیک کرد. جو گِیتجِنز، که از هائیتی با بورسیه حسابداری برای تحصیل در دانشگاه کلمبیا به ایالات متحده آمده بود، سر را به جلو خم کرد و به توپ ناخنک زد و وارد دروازه کرد تا تا پیش‌افتادگی حیرت‌آور ۱–۰ حاصل شود. در نگاه اول، به نظر می‌رسید گِیتجِنز برای کنار رفتن خم شده است. آیا او عمداً توپ را با سر زده بود یا توپ به سادگی به او برخورد کرده و به درون تور منحرف شده بود؟ مهم نبود. گل معتبر بود و جمعیت فریاد شادی سر دادند. آمریکایی‌ها به طور حیرت‌آوری ۱–۰ پیش افتاده بودند. آمریکایی‌ها در نیمه دوم سخت‌تر بازی کردند و با احساس تجدید اعتماد به نفس در کنارشان، تلاش کردند دوباره گل بزنند. گل هرگز به ثمر نرسید. اما انگلیس در هر فرصتی دروازه آمریکا را تهدید می‌کرد. وقتی هافبک آمریکایی چارلز کلمبو در دقیقه ۸۲ مانده به بازی مورتن‌سن را با یک تکل خشن در لبه محوطه بر زمین انداخت، بازیکنان انگلیسی دور داور ایتالیایی جنِروسو داتیلو جمع شدند و برای یک پنالتی التماس کردند. داتیلو حکم داد که خارج از محوطه است و یک ضربه آزاد اعلام کرد. در ضربه آزاد پس از آن، جیمز مالن توپ را به سمت دروازه سر زد، اما مهار آکروباتیک بورگی شانس انگلیس برای تساوی را ناکام گذاشت. بار گفت: "همانطور که بازی پیش رفت، ما کمی بهتر شدیم و آنان کمی بیشتر وحشت‌زده شدند. از ده بار بازی، آنان نه بار ما را می‌بردند. اما آن بازی، بازی ما بود." سوت پایان به صدا درآمد و برای انگلیسی‌ها این باخت تحقیرآمیز بود ولی بخاطر شکست این کشور در مقابل تیم هند در کریکت که رشته ملی بریتانیا بود و بخاطر اینکه در همان روز نیز شکست خورد، ابتدا تحت الشعاع و نادیده گرفته شد. اولین گزارش‌هایی که به لندن مخابره شد در ابتدا برای مردم باور کردنی نبود. چندین سردبیر روزنامه در ابتدا هنگام ارسال نتیجه از طریق خبرگزاری‌ها فرض کرده بودند که نتیجه ۱۰–۱ به نفع انگلیس بوده است. بازیکنان آمریکایی، که توسط هواداران برزیلی که به زمین هجوم آورده بودند بر دوش کشیده شدند، بزرگترین شگفتی تاریخ جام جهانی – و شاید در کل تاریخ ورزش آمریکا – را رقم زده بودند، یک کار ناشناخته که امروزه تنها توسط عده معدودی از آمریکایی‌ها به یاد آورده می‌شود. در واقع، تنها روزنامه آمریکایی که مقاله‌ای درباره این بازی منتشر کرد، سنت لوییس پست-دیسپچ بود. این پیروزی ناشناخته ماند و اکثر بازیکنان آن تیم نیز همینطور. بار، که در آن زمان معلم دبیرستانی در فیلادلفیا کار می‌کرد، و هم‌تیمی‌هایش تنها در سال ۲۰۰۵ با انتشار فیلم «بازی زندگی آنان» به دلیل این شاهکار عظیم مورد تحسین گسترده قرار گرفتند. بار، که بیشتر به عنوان پدر زننده‌های ضربات آزاد لیگ ملی فوتبال آمریکا، مت و کریس بار شناخته می‌شود، به یاد آورد: "تنها کسی که در فرودگاه به استقبالم آمد همسرم بود. هیچ کس کاری درباره آن نکرد. ما انتظار نداشتیم کاری درباره آن انجام شود." سایر بازیکنان آن تیم چنین خوش‌شانس نبودند. گِیتجِنز، که گل پیروزی را مقابل انگلیس به ثمر رساند، چند سال دیگر در فرانسه فوتبال بازی کرد قبل از اینکه به زادگاهش هائیتی بازگردد، دستگیر شد. خانواده گِیتجِنز به طور آشکار با دیکتاتور بیرحم کشور، فرانسوا دووالیه، مخالفت می‌کردند. اگرچه او فعال سیاسی نبود، گِیتجِنز دستگیر شد و دیگر دیده نشد. از آن زمان او مرده فرض شده است. در همین حال، انگلیسی‌های دلسرد شده به موقع به سمت جنوب به ریو بازگشتند تا برای بازی دوم ژوئیه مقابل اسپانیا در ورزشگاه ماراکانا حاضر شوند. متیوز در بهترین وضعیت نبود، اما دروری پس از نمایش بی‌روح تیمش در مقابل آمریکایی‌ها او را در ترکیب آغازین قرار داد. انگلیسی‌ها در نیمه اول شبیه خود سابق به نظر می‌رسیدند، حتی با جکی میل‌برن در دقیقه ۱۲ گلی به ثمر رساندند – اما توسط داور ایتالیایی جووانی گالئاتِی مردود اعلام شد. اسپانیا تنها گل بازی را با زارا در دقیقه ۴۹ به ثمر رساند تا نه تنها بازی، ۱–۰، بلکه گروه را نیز ببرد. هر دو تیم توسط جمعیت برزیلی هو شدند. اسپانیا بازی بدی انجام داده بود و پس از گل زدن برای حفظ برتری، نیمه زمین خودی را شلوغ کرده بود. انگلیس نتوانسته بود نشان دهد چقدر می‌تواند خوب بازی کند و در نتیجه بسیار زودتر از آنچه هر کسی انتظار داشت از مسابقات حذف شد. تیم ایالات متحده در همان روز با یک شکست ۵–۲ مقابل شیلی در ورزشگاه ایلها دو رتیرو در رسیف پس از هتریک آتیلو کرِماسکی مسابقات را به پایان برد. شیلیایی‌ها، که توسط اسپانیا و انگلیس مغلوب شده بودند، نمایشی درخشان ارائه دادند و در نیمه اول ۲–۰ پیش بودند. آمریکایی‌ها توانستند در چهار دقیقه اول نیمه دوم با جینو پارینی و اِد سوزا از روی یک پنالتی نتیجه را مساوی کنند اما شکست خورده بازگشتند. آمریکایی‌ها مسابقات را با یک پیروزی شوک‌آور و دو باخت به پایان رساندند. پنجاه سال دیگر طول می‌کشید تا آنان دوباره در یک جام جهانی بازی کنند. ایتالیای سید یکی که سرگروه تیم نیز در قرعه کشی بود، بدون پوتزو به دلیل استعفایش در سال ۱۹۴۸ آن تیم سابق نبود و اکنون تحت هدایت لایوش چِیزلِر متولد مجارستان بازی می‌کرد، گروه 3 که سه تیمه بود را در ۲۵ ژوئن در ورزشگاه پاکمبو در سائوپائولو مقابل سوئد افتتاح کرد. در پی مرگ بازیکنان تیم تورینو در سال قبل، ایتالیا تصمیم گرفت با کشتی به ریو سفر کند و سفر طولانی فرصت کافی برای آماده‌سازی مناسب برای تورنمنت به آنان نداد. تیم سوئد قهرمان المپیک بود و گونار گرن، گونار نوردال و نیلس لیدهولم را داشت. این سه‌نفر با آث میلان قرارداد بستند، جایی که به نام «گره-نو-لی» پس از اولین هجای نام خانوادگی هر بازیکن ملقب شدند. سوئدی‌ها در بخش عمده‌ای از دهه ۱۹۵۰ مرگبارترین مهاجمان سری آ ثابت شدند. اما گرن، نوردال و لیدهولم در برزیل حاضر نبودند زیرا فدراسیون فوتبال سوئد از شامل کردن بازیکنان حرفه‌ای خودداری کرد. در نتیجه، سوئد تصمیم گرفت تیمی کاملاً متشکل از آماتورها به میدان بفرستد و ادعا کرد در جام جهانی جایی برای حرفه‌ای‌ها نیست. این به نظر نمی‌رسید به سوئدی‌ها کوچک‌ترین آسیبی بزند. سوئد با دو گل هانس جپسون و یک گل سونه اندرسون ایتالیا را ۳–۲ شکست داد. تمام آنچه سوئد در مقابل پاراگوئه نیاز داشت یک تساوی برای صعود بود – نتیجه‌ای که ایتالیا را نیز حذف می‌کرد. سوئدی‌ها دقیقاً همین کار را کردند – چهار روز بعد در ورزشگاه بریتو در کوریتیبا، با نتیجه ۲–۲ با پاراگوئه مساوی کردند. در دوم ژوئیه، ایتالیا پاراگوئه را ۲–۰ در سائوپائولو شکست داد، اما نتیجه بی‌معنا بود. ایتالیایی‌ها حذف شده بودند و اکنون چیزی جز سفر طولانی کشتی به خانه در انتظارشان نبود. گروه ۴ تنها شامل اروگوئه و بولیوی شد پس از آنکه فرانسه از تورنمنت انصراف داد. این به معنای آن بود که سلسته باید تنها یک بازی برای شانس حضور در مرحله بعدی و نهایی انجام می‌داد. اروگوئه‌ای‌ها، که برای اولین بار از سال ۱۹۳۰ در جام جهانی رقابت می‌کردند، به راحتی به پیروزی رسیدند و بولیوی را ۸–۰ در هم کوبیدند. آنان همچنین رکورد بیشترین گل زده در یک بازی را که توسط سوئد مقابل کوبا در سال ۱۹۳۸ ثبت شده بود نیز برابری کردند. ستاره نحیف اروگوئه، خوان آلبرتو شیافینو، چهار گل به ثمر رساند، در حالی که اسکار ارنستو میگوئز دو گل زد و ارنستو ویدال و آلسیده‌س گیگیا هر کدام یک گل اضافه کردند. اولین حضور شیافینو در جام جهانی – و عملکرد چهارگله او – به جمعیت برزیلی چشم اندازی از آنچه او در هفت سال گذشته در اروگوئه با باشگاه پنارول به نمایش گذاشته بود، داد. شیافینو، که گذرنامه ایتالیایی نیز داشت، در ۲۸ ژوئیه ۱۹۲۵ در مونته‌ویدئو به دنیا آمد. او اولین بازی ملی خود را در سال ۱۹۴۶ انجام داد و به همراه میگوئز و گیگیا، که به پای راست خشمگینش معروف بود، یکی از مرگبارترین مهاجمان سه نفره را تشکیل داد که تاکنون در یک جام جهانی گرد هم آمده بودند. آیا آنان می‌توانستند سلسته را به دومین عنوان قهرمانی جهان برسانند؟ مرحله نهایی صحنه برای گروه نهایی رقابتی رفت و برگشتی آماده شد. این قالب اولین – و تنها بار – بود که یک قهرمان جهان بدون یک تورنمنت حذفی تاج‌گذاری می‌شد. از هر چهار گروه، تنها تیم های سرگروه مجوز رسیدن به مرحله بعدی را کسب کردند. این مرحله همچنین تضمین می‌کرد که فینال واقعی وجود نداشته باشد، اگرچه بازی تعیین‌کننده بین برزیل و اروگوئه تمام احساس و هیجان یک بازی قهرمانی را داشت. برزیل با اعتماد به نفس بالا وارد گروه نهایی شده بود. تیم در دو هفته منتهی به این مرحله یکدست شده بود و آدمیر ترسناک‌ترین گلزن تورنمنت شده بود. حریف برزیل سوئد ایتالیا را حذف کرده بود، اما تعداد کمی انتظار داشتند سوئدی‌ها برزیل را شکست دهند. جمعیتی بالغ بر ۱۳۸،۸۸۶ نفر در سوم ژوئیه ماراکانا را برای تشویق میزبان پر کردند. آنان قرار بود زمان خوبی داشته باشند. برزیلی‌ها، که در مقابل سوئد با ترکیب تهاجمی ۴–۴–۳ بازی کردند، غیرقابل توقف به نظر می‌رسیدند، با جسارت بازی کردند و تا نیمه بازی به برتری ۳–۰ دست یافتند. آدمیر در دقیقه ۱۷ برزیل را پیش انداخت و نوزده دقیقه بعد گل دوم را اضافه کرد. چیکا گل سوم را در دقیقه ۳۹ به ثمر رساند و برزیل به خوبی در مسیر پیروزی بود. اما گل‌ها به آنجا ختم نشد. در نیمه دوم، یورش برزیلی ها ادامه یافت و سوئدی‌ها نتوانستند همگام شوند. آدمیر دو گل دیگر به ثمر رساند تا برزیل را با اطمینان ۵–۰ پیش بیندازد قبل از اینکه اندرسون یک پنالتی را گل کند تا تنها گل سوئد به ثمر برسد. برزیل در پنج دقیقه پایانی دو گل دیگر با مانکا و چیکو اضافه کرد تا پیروزی ۷–۱ خود را کامل کند. شش روز بعد، اروگوئه مقابل اسپانیا در ورزشگاه پاکمبو در سائوپائولو بازی کرد. اروگوئه شروع پرسرعتی داشت و در دقیقه ۳۰ با گیگیا روی تابلو قرار گرفت. اما دو گل سریع باسورا اسپانیا را در وقت استراحت با نتیجه ۲–۱ پیش انداخت. دفاع اسپانیا برای تسخیر توسط اروگوئه بسیار سمج بود و به نظر می‌رسید یک شگفتی در راه است. در حالی که برزیل سوئد را درهم کوبیده بود، سلسته به جلو فشار آورد و در دقیقه ۷۳ با اوبدولیو وارلا نتیجه را مساوی کرد. یک تساوی بهتر از باخت بود، اما برای اروگوئه به معنای آن بود که باید سوئد را شکست می‌داد تا امیدوار باشد بازی تعیین‌کننده‌ای مقابل برزیل در آخرین بازی گروه ترتیب دهد. برزیل در ۱۳ ژوئیه به ماراکانا بازگشت و با جمعیتی متشکل از ۱۵۲،۷۷۲ هوادار مورد استقبال قرار گرفت. خط حمله برزیل نمایشی دیگر از خود بر جای گذاشت علیرغم اینکه اسپانیا آدمیر، که هفت گل در تورنمنت زده بود، را دو نفره مهار کرده بود. دفاع سست اسپانیا هماورد برزیل نبود زیرا آدمیر و چیکو هر کدام دو گل اضافه کردند. زیزینو و جیر نیز در پیروزی ۶–۱ برزیل گل زدند. میزبان غیرقابل توقف به نظر می‌رسید. جمعیت حتی پس از گل سوم برزیل بازیکنان اسپانیایی را با تکان دادن دستمال‌های سفید – به معنای «تسلیم» – مسخره کرده بودند. برزیلی‌ها، که از مزیت بازی در مقابل هواداران خانگی و استراحت فیزیکی پس از یک برنامه سفر مطلوب برخوردار بودند، در دو بازی آخر خود سیزده گل به ثمر رسانده بودند. جام به وضوح در دسترس آنان بود. در همان روز، اروگوئه مقابل سوئد در مقابل جمعیتی به مراتب کم‌انرژی‌تر متشکل از ۷،۹۸۷ نفر در ورزشگاه پاکمبو بازی کرد. سلسته دو تغییر در ترکیب خود ایجاد کرد: دروازه‌بان آنیبال پاز جایگزین گاستون ماسپولی شد و شوبرت گامبتا به جای خوان کارلوس گونزالس آمد. تغییرات به نظر نمی‌رسید کمکی کند زیرا اروگوئه از همان ابتدا تقلا کرد. پس از تنها پنج دقیقه، پالمر سوئد را ۱–۰ پیش انداخت قبل از اینکه گیگیا در دقیقه ۳۹ نتیجه را مساوی کند. شادی اروگوئه کوتاه بود و سوئد یک دقیقه بعد دوباره پیش افتاد، این بار استیگ ساندکویست توپ را از پاز گذراند و نتیجه را ۲–۱ کرد. اروگوئه در نیمه دوم مصمم‌تر بیرون آمد و می‌دانست برای همگامی با برزیلی‌ها در جدول رده‌بندی نیاز به پیروزی دارد. میگوئز در دقیقه ۷۷ برای اروگوئه نتیجه را مساوی کرد – و سپس تنها پنج دقیقه مانده گل پیروزی را به ثمر رساند تا نتیجه نهایی ۳–۲ شود. این پیروزی تضمین کرد که تنها اروگوئه می‌تواند برای جام برزیل را به چالش بکشد. بازی رودرروی آنان قهرمان را تعیین می‌کرد. فینال در آخرین بازی گروه در ۱۶ ژوئیه، جمعیتی بالغ بر ۱۷۲،۷۷۲ نفر ماراکانا را برای جشن اولین قهرمانی جام جهانی برزیل پر کردند که تا به امروز رکورد حضور تماشاگر در یک بازی فوتبال در هر جای جهان باقی مانده است. برگزاران سعی کردند ظرفیت را به ۱۵۰،۰۰۰ نفر برای دلایل ایمنی محدود کنند، اما دور نگه داشتن هواداران از ورزشگاه کاری غیرممکن ثابت شد. مقدمات بازی با جشن می‌درخشید. هواداران برزیلی انتظار پیروزی داشتند و برنامه‌هایی برای یک جشن بزرگ پس از بازی در دست تهیه بود. عکس‌های تیمی با عبارت "برزیل قهرمان جهان" که در بالای آن نقش بسته بود چاپ و در اطراف ریو نصب شد. اروگوئه تنها پنج گل در دو بازی قبلی خود زده بود و با حریفانش دست و پنجه نرم کرده بود. اروگوئه به وضوح تیم ضعیف‌تر محسوب می‌شد، اگرچه هاله‌ای از اعتماد به نفس بیش از حد به اردوی برزیل خزیده بود. درست است که برزیلی‌ها، که توانسته بودند نظم و مهارت را ترکیب کنند، تنها به یک تساوی برای کسب عنوان نیاز داشتند، اما در طبیعت تیم این بود که یک بازی تهاجمی را آغاز کنند و به این نحو پیروزی کسب کنند. اروگوئه، به اعتبار خود، توانست از دفاعش برای محکم کردن خط دفاعی و دور نگه داشتن آدمیر از تابلوی گل‌ها استفاده کند. نیمه اول بدون گل به پایان رسید. اگرچه بار گل زدن کاملاً بر دوش اروگوئه بود، برزیل با خط سه‌نفره مهاجمان آدمیر، جیر و زیزینو دوباره سبک بازی آزاد و تهاجمی خود را به نمایش گذاشت. برزیلی‌ها برای حملاتشان پاداش گرفتند زمانی که آدمیر توانست پاسی به آلبینو فریاکا بدهد، که اولین گل بازی را در دقیقه ۴۷ به ثمر رساند. جمعیت با شادی فریاد زدند در حالی که بازیکنان زیر آفتاب برزیل جشن گرفتند. این شور و هیجان به نظر می‌رسید تمام آدرنالین مورد نیاز تیم برای بردن بازی را به آنان بدهد. سرنوشت به واقع در طرف برزیل به نظر می‌رسید. اروگوئه چاره‌ای جز فشار آوردن به جلو نداشت. اروگوئه امتناع کرد که عقب بکشد. با کمک مهارت و رهبری وارلا، اروگوئه توانست از برخی بازی‌های سست برزیل در عقب استفاده کند. در یکی از این موارد، تصاویر خبری نشان می‌دهد که مدافع برزیلی بیگود به گیگیا فضای زیادی داد، که به بازیکن اروگوئه‌ای اجازه داد پاسی از وارلا را دریافت کند. گیگیا توپ را به شیافینو ارسال کرد، که در دقیقه ۶۶ آن را از موآسیر باربوزا گذراند تا تساوی ۱–۱ حاصل شود. دروازه‌بان برزیلی در طول تورنمنت زیاد مورد آزمایش قرار نگرفته بود و این گل یک ضربه روانی ثابت شد. جمعیت ساکت شد. اما بازیکنان برزیلی اجازه ندادند گل آنان را متوقف کند. با این حال، اروگوئه برنامه‌های دیگری داشت. یورش مداوم شوت‌های برزیلی به طور سیستماتیک توسط ماسپولی، که به عنوان دروازه‌بان ثابت تیم بازگشته بود پس از اینکه در مقابل سوئد بر روی نیمکت نشسته بود، خاموش شد. در عین حال، دفاع برزیل هر بار که توپ به سمت آنان می‌آمد ناامن به نظر می‌رسید، و بیگود ضعیف‌ترین حلقه در عقب بود. او قبلاً یک اشتباه مرتکب شده بود که منجر به گل اول شد – و یازده دقیقه مانده به پایان یک اشتباه کلیدی دوم مرتکب شد. گیگیا بار دیگر توانست توپ را با موفقیت از بیگود دریبل کند و این بار، تصمیم گرفت که سانتر نفرستد. در عوض، او به یکی از دویدن‌های خاص خود رفت و از فاصله نزدیک شلیکی کرد که ابری از گرد و غبار را بلند کرد. وقتی دود کنار رفت، توپ راه خود را بین باربوزا و تیرک نزدیک برزیل باز کرده و سلسته را ۲–۱ جلو انداخت. زاویه تنگ بود و باربوزا در آن زمان هوشیار به نظر نمی‌رسید. کارناوال برزیلی ناگهان متوقف شد. طبل‌های سامبا ساکت شدند. اتفاقی غیرقابل تصور رخ داده بود و برزیل نمی‌توانست کاری در مورد آن انجام دهد. سوت پایان بازی، اشک‌های برزیلی ها را به همراه آورد. هواداران به طور آشکار داخل ورزشگاه و در سراسر کشور گریستند. سه هفته آماده‌سازی برای این بازی آنطور که همه تصور کرده بودند با بلند کردن جام توسط برزیل همراه باشد رخ نداد. در یک مراسم اهدای جام بداهه، ریمه تنها به زمین آمد زیرا هیچ کس از فدراسیون فوتبال برزیل نمی‌خواست در لحظه‌ای که جام را به وارلا بدهد به او بپیوندند. هواداران در حالی که وارلا و هم‌تیمی‌هایش دور زمین رژه می‌رفتند از ورزشگاه خارج شدند. برخی از بازیکنان برزیلی ماندند و تماشا کردند. دیگران به رختکن با کوستا دویدند، که وقتی برخی در جمعیت او را مقصر باخت دانستند و سعی کردند به او حمله کنند، به یک محافظ پلیس نیاز داشت. او گفت: "ما درهم شکسته، شرمسار، پر از احساس گناه بودیم. در حالی که من [در رختکن] با بازیکنان بودم، نمی‌توانستم صبر کنم فقط به خانه بروم. دوست داشتم بدون صحبت با کسی فرار کنم، اما غیرممکن بود. ما مجبور بودیم مدت زیادی را صبر کنیم قبل از اینکه بتوانیم ماراکانا را ترک کنیم." باخت ۲–۱ بارها و بارها – به ویژه توسط برزیلی‌ها – تشریح و مورد بحث قرار گرفته است به طوری که "شوک ماراکانا" یکی از بازی‌های افسانه‌ای فوتبال باقی مانده است. این باخت نسخه برزیلی واترلو بود و کشور به سوگ عمیقی فرو رفت. برزیل، که هرگز نتوانست یک جام جهانی را در خاک خود ببرد، در دهه‌های آینده به پیروزی‌هایی دست یافت، اگرچه گل گیگیا بدنام‌ترین گل در تاریخ فوتبال برزیل باقی ماند. در طول سال‌ها، بازیکنان برزیلی ادعا کردند هر از گاهی تلفن‌های مزاحم از طرف هواداران عصبانی دریافت می‌کنند. اروگوئه به عنوان دومین بار – به همراه ایتالیا – تاج‌گذاری و قهرمان شد و در دو حضور خود در جام جهانی تا آن لحظه شکست‌ناپذیر باقی بماند. بازی فینال همچنین آنچه را می‌توان یک تورنمنت بی‌نظم اما بسیار سرگرم‌کننده تعریف کرد به پایان رساند. این رقابت همچنین نشانگر تولد دوباره جام جهانی پس از یک وقفه دوازده ساله بود و اشتیاق تازه‌ای را به همراه آورد که در سال‌های آینده تعریف‌کننده آن شد. این همچنین تورنمنتی از اولین‌ها بود. این اولین فینالی بود که در آن هیچ بازیکنی کارت قرمز دریافت نکرد. حضور تماشاگران در تمام بیست و دو بازی به ۱.۳۴ میلیون نفر رسید – برای اولین بار از مرز میلیونی عبور کرد – و ثابت کرد که این رویداد از المپیک به عنوان محبوب‌ترین نمایش ورزشی روی کره زمین پیشی گرفته است. خوان شیافینو یکی از بسیار بازیکنان آمریکای جنوبی که به اروپا گریختند، خوان شیافینو بود که در سال ۱۹۲۵ در مونته‌ویدئو، اروگوئه به دنیا آمد، برای اروگوئه بازی کرد اما بعداً شهروند ایتالیا شد. در نتیجه، شیافینو برای دو تیم ملی بازی کرد. او از ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۴ با اروگوئه و بعداً از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ با ایتالیا بازی کرد. او ۲۱ بازی برای اروگوئه (و ۸ گل) و چهار بازی برای ایتالیا جمع کرد. شیافینو در ۱۷ سالگی به تیم جوانان پنارول راه یافت و یک سال بعد عضو تیم اصلی شد. دو سال بعد، او عضو تیم قهرمان کوپا آمریکای اروگوئه بود. با پنارول، او چهار عنوان قهرمانی لیگ اروگوئه را در سال‌های ۱۹۴۹، ۱۹۵۱، ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ به دست آورد. شیافینو همچنین در جام جهانی ۱۹۵۰ با اروگوئه بازی کرد و یک گل – یکی از پنج گلی که در مسابقات 1950 به ثمر رساند – در بازی فینال مقابل برزیل برای کسب جام به ثمر رساند. او چهار سال بعد در تورنمنت بازی کرد و پس از مصدوم شدن خود در نیمه‌نهایی مقابل مجارستان به اروگوئه کمک کرد تا به مقام چهارم برسد. پس از تورنمنت، شیافینو به آث میلان رفت. شش ماه بعد، او اولین بازی خود را برای ایتالیا انجام داد و سپس به باشگاهش کمک کرد تا سه عنوان قهرمانی لیگ را در سال‌های ۱۹۵۵، ۱۹۵۷ و ۱۹۵۹ به دست آورد و به آنان کمک کرد تا به فینال جام اروپا در سال ۱۹۵۸ برسند، که آث میلان به رئال مادرید باخت. شیافینو یک جام حذفی ایتالیا را با آث میلان در سال ۱۹۵۶ به دست آورد. او ۱۴۹ بازی برای آث میلان انجام داد و ۴۷ گل به ثمر رساند. در سن ۳۳ سالگی، به رم رفت و دو فصل با آنان گذراند قبل از اینکه در سال ۱۹۶۲ بازنشسته شود. او یک جام یوفا را با رم در سال ۱۹۶۱ به دست آورد. در سال ۱۹۷۶، پس از نزدیک به پانزده سال دوری از بازی، شیافینو هدایت پنارول را بر عهده گرفت و بعداً دوره کوتاهی به عنوان مربی اروگوئه فعالیت داشت. شیافینو در سال ۲۰۰۲ در سن ۷۷ سالگی درگذشت. تعداد حضور در تورنمنت های جام جهانی : ۲ بازی‌ها: ۹ گل‌ها: ۵