شناسهٔ خبر: 76880310 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

راهبرد دفاع ملی پنتاگون در ۲۰۲۶ رسما اعلام شد

تمرکز روی ساخت قلعه آمریکا در نیم کره غربی - مردم سالاری آنلاين

سند «راهبرد دفاع ملی» آمریکا توسط پنتاگون منتشر شد.حالا تصویر دقیق تری درباره نقش دکترین «مونرو» به عنوان ستون فقرات دکترین نظامی ایالات متحده وجود دارد.

صاحب‌خبر - گروه بین الملل- علی ودایع: سند «راهبرد دفاع ملی» آمریکا توسط پنتاگون منتشر شد.حالا تصویر دقیق تری درباره نقش دکترین «مونرو» به عنوان ستون فقرات دکترین نظامی ایالات متحده وجود دارد.
به گزارش مردم سالاری آنلاین ،سرانجام «جعبه پاندورا» گشوده شد. سند «راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶» (NDS) که توسط پنتاگون منتشر شد، تنها یک بیانیه نظامی نیست؛ بلکه «خط پایان» نظم لیبرال و اعلام رسمی بازگشت به عصر «رئالیسم سخت» است. اگر تا دیروز از دکترین مونرو به عنوان یک خاطره تاریخی یاد می‌شد، امروز این دکترین ستون فقرات زرادخانه ترامپ را تشکیل می‌دهد. واشنگتن با این سند، جهان را به حال خود رها کرده تا حصارهای «قلعه نیم‌کره غربی» را مستحکم کند. مبتنی بر سند سند راهبرد دفاع ملی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ مهمترین اولویت ارتش ایالات متحده دفاع از سرزمین آمریکا است. وزارت جنگ برای ساخت «قلعه» آمریکا دفاع از منافع آمریکا در نیمکره غربی را در اولویت قرار داده است.در این سند ۲۴ صفحه‌ای نام ایران ۱۳ بار آورده شده و یک بخش به ایران اختصاص داده شده است.
در نگاه پنتاگون ، روسیه «یک تهدید دائمی» برای کشورهای عضو ناتو قلمداد می شود همچنین واشنگتن به دنبال در نظر گرفتن مهار چین در اولویت های خود است.
 وسواس ژئوپولیتیک
نکته ویژه‌ای که در بندهای این سند جریان دارد، تغییر کانون توجه از «مهار جهانی» به «دفاع از خاک اصلی» است. پنتاگون با چرخشی آشکار، تمرکز بر چین به عنوان تهدید شماره یک را تعدیل کرده تا به «حیاط خلوت» خود بازگردد. انتقاد تند از دولت‌های پیشین بابت غفلت از مناطق حیاتی چون پاناما و گرینلند، نشان‌دهنده یک «وسواس ژئوپولیتیکی» جدید است. واشنگتن رسماً اعلام کرده که قطب شمال تا جنوب قاره آمریکا، ملک طلق هژمون است و برای تضمین این دسترسی، از «دینامیت نظامی» دریغ نخواهد کرد. این یعنی آمریکا دیگر نمی‌خواهد پلیس جهان باشد؛ او می‌خواهد «مالکِ بلامنازعِ نیم‌کره غربی» باشد.
در سند راهبرد دفاع ملی آمریکا تاکید شده است که آمریکا دیگر اجازه نخواهد داد ، نفوذ در نواحی کلیدی نیمکره غربی، از قطب شمال گرفته تا جنوب قاره آمریکا، از دست برود.
این سند می‌افزاید: از این رو، وزارت جنگ گزینه‌های معتبری برای تضمین دسترسی نظامی و تجاری آمریکا به نواحی کلید از قطب شمال گرفته تا جنوب قاره آمریکا، خصوصا گرینلند، خلیج آمریکا و کانال پاناما، در اختیار رئیس جمهور قرار خواهد داد. ما تضمین می‌کنیم که دکترین مونرو در زمانه ما نیز اجرا می‌شود. آمریکا خودش به متحدانش اجازه داده که هزینه‌های کمی برای دفاعشان بپردازند اما اکنون این رویکرد تغییر کرده است. کره جنوبی و متحدان آمریکا در اروپا و خاورمیانه باید از خودشان دفاع کنند.
 نیم نگاه به ایران و خاورمیانه
در سند راهبرد دفاعی جدید پنتاگون، بار دیگر این ادعا تکرار شده است که واشنگتن اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و حملات غیرقانونی به تاسیسات هسته‌ای یاران، به‌عنوان نشانه‌ای از تحقق عملی این سیاست معرفی شده است.
بر اساس این راهبرد، پنتاگون گفته ایران مصمم به بازسازی «توان نظامی متعارف» خود است. در همین حال، با وجود آن‌که ایران بارها تأکید کرده «به‌ دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست»، در این سند ادعا شده که رهبران ایران احتمال تلاش دوباره برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را منتفی ندانسته‌اند؛ از جمله از طریق خودداری از ورود به مذاکراتی که واشنگتن آن را «معنادار» توصیف می‌کند.
در بخش دیگری از این سند، از نیروهای موسوم به «نیابتی ایران» به‌عنوان بازیگرانی یاد شده که در پی بازسازی زیرساخت‌ها و توانمندی‌های خود هستند. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده نیروی نیابتی در منطقه ندارد و گروه‌های مقاومت، نیروهایی مستقل هستند که با اشغالگری رژیم صهیونیستی مقابله می‌کنند.
پنتاگون همچنین مدعی تضعیف موقعیت ایران شده است. در این سند آمده است که آمریکا در قالب یک «کارزار کوتاه، قاطع و سرنوشت‌ساز» موفق شده آزادی کشتیرانی برای کشتی‌های ایالات متحده را احیا کند.بر اساس آنچه در این سند ادعا شده، «ایالات متحده در پی خاورمیانه‌ای صلح‌آمیزتر و شکوفاتر است». نویسندگان این راهبرد مدعی هستند که تحقق «این تحول» تنها از سوی متحدان و شرکای آمریکا در منطقه امکان‌پذیر است.
با این حال، پنتاگون می‌افزاید که ایالات متحده همچنان توانایی انجام «اقدامات متمرکز و قاطع برای دفاع از منافع آمریکا» در منطقه را حفظ خواهد کرد.
 روسیه، اوکراین و اروپا
بخش مربوط به روسیه و اوکراین، تلخ‌ترین قسمت برای قاره سبز است. روسیه به عنوان یک «تهدید دائمی» معرفی شده، اما راهکار ترامپ برای آن چیست؟ «واگذاریِ جنازه اوکراین به دوش اروپا» و دست آنها همچنان زیر ساطور آمریکا گرفتار خواهد ماند. واشنگتن صراحتاً اعلام کرده که «صلح در اوکراین مسئولیت اروپاست، نه آمریکا» و این یعنی پنتاگون با قاطعیت بی‌سابقه اعلام کرده که اولویتش امنیت اروپا نیست.
اولویت اول پنتاگون، «زرادخانه هسته‌ای» و «قلعه آمریکا» است. اروپا اکنون باید میان «هزینه‌های گزاف دفاع مستقل» یا «تسلیم در برابر نفوذ مسکو»، یکی را انتخاب کند. آمریکا حصارهای خود را بالا برده و متحدان قدیمی را در پشت دیوارها تنها گذاشته
است.
بر اساس این راهبرد، مسئولیت اصلی سازش سیاسی با اوکراین و همچنین تداوم حمایت‌های گسترده از این کشور، بیش از گذشته بر عهده اروپا گذاشته شده است. در همین چارچوب، واشنگتن معتقد است کشورهای اروپایی باید تمرکز بیشتری بر توان دفاعی مستقل خود و استفاده مؤثر از منابع نظامی و مالی‌شان داشته باشند.
در این سند تصریح شده که اولویت نخست دفاع ملی ایالات متحده، حفاظت از قلمرو خود آمریکا است و نه تأمین امنیت اروپا. از دید واشنگتن، تقویت ظرفیت‌های دفاعی اروپا می‌تواند نقش مکمل در امنیت جمعی غرب ایفا کند. راهبرد دفاعی جدید همچنین بر ضرورت مدرن‌سازی مجموعه صنعتی-نظامی آمریکا و تقویت زرادخانه هسته‌ای تأکید دارد و حل چالش‌های مرتبط با نوسازی صنعت دفاعی این کشور را نیازمند بسیج و تجمیع تلاش‌های همه بخش‌های جامعه آمریکا می‌داند. در همین راستا، ایالات متحده اعلام کرده به دنبال اجرای یک برنامه گسترده برای مدرن‌سازی نیروهای اتمی خود است؛ چرا که به باور واشنگتن، این کشور «نباید هرگز در برابر تهدید هسته‌ای آسیب‌پذیر باقی بماند».
در بخش دیگری از این راهبرد، بر لزوم توسعه سامانه‌ها و توانمندی‌های وزارت جنگ آمریکا برای مقابله با تهدیدات نوظهور، از جمله پهپادها، تأکید شده است؛ موضوعی که به‌عنوان یکی از چالش‌های اصلی میدان‌های نبرد آینده مطرح شده است.
در این سند درباره اوکراین آمده است: همانطور که رئیس جمهور ترامپ گفته، جنگ در اوکراین باید پایان یابد. همانگونه که وی تاکید کرده، این مساله قبل از هر چیزی مسئولیت اروپاست. به همین جهت، تضمین و حفظ صلح مستلزم رهبری و تعهد متحدان ما در ناتو است.
 عدم مداخله در خاوردور
سند راهبرد دفاع ملی آمریکا اعلام می‌کند: در حالی که نیروهای ایالات متحده بر دفاع از میهن و هندوپاسیفیک متمرکز می‌شود، متحدان و شرکای ما در سایر مناطق با حمایت حیاتی اما محدود نیروهای آمریکایی مسئولیت اصلی دفاع از خود را بر عهده خواهند گرفت.
واقعیت این است که ایندیا پاسیفیک در حال تبدیل شدن به اولویتی در استراتژی دفاع ملی است. آمریکا به دنبال مهار چین است اما سیاستش شامل تغییر رژیم یا آغاز یک جنگ نیست.پنتاگون معتقد است که کره شمالی در حال افزایش ظرفیت‌های هسته‌ای خود است و یک «یک تهدید آشکار و حاضر برای حمله اتمی به سرزمین آمریکا» وجود دارد.
 قمار بر سر انزواطلبی مسلحانه
انتشار سند ۲۴ صفحه‌ای «راهبرد دفاع ملی» (NDS) توسط پنتاگون، فراتر از یک تغییر تاکتیک، رونمایی از نقشه راه جدید ایالات متحده برای عبور از آشوب جهانی با تکیه بر «دیوارهای بلند» است. این سند که روح دکترین «جیمز مونرو» در آن دمیده شده، رسماً پایان عصرِ تضمینِ رایگانِ امنیتِ متحدان و آغاز عصرِ «اولویتِ مطلقِ خاک آمریکا» است.
سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶، مانیفستِ «انزواطلبیِ مسلحانه» است. آمریکا در حال بسیج تمام توان صنعتی و نظامی خود برای نوسازی اتمی و دفاع از قلمرو خویش است. تمرکز بر نقاط کلیدی نظیر کانال پاناما، گرینلند و خلیج آمریکا نشان می‌دهد که واشنگتن به دنبال تضمین دسترسی نظامی و تجاری بلامنازع در نیم‌کره غربی است.
ناگفته نماند که سند ۲۰۲۶ بر ضرورت یک «بسیج ملی» برای نوسازی زرادخانه‌های اتمی تاکید دارد. واشنگتن نمی خواهد در بازی روسیه با ماشه هسته ای قدمی عقب نشینی کند. شاید این نکته حائز اهمیت باشد که پنتاگون امکان استفاده از بمب اتمی را نادیده نمی گیرد. اعتراف پنتاگون به ضرورت توسعه سامانه‌های مقابله با پهپادها، نشان‌دهنده تأثیر جدیِ تجربیات جنگ‌های اخیر (به‌ویژه فناوری‌های پهپادی ایران و روسیه) بر تغییر دکترین نظامی آمریکاست.
این سند نشان می‌دهد که ساعت شنیِ «تعهدات جهانی آمریکا» خالی شده است. ترامپ با کوبیدن خشت اول «قلعه غربی»، جهان را به سمت یک آنارشی جدید سوق داده که در آن هر بازیگری باید به تنهایی برای بقای خود بجنگد. واشنگتن به خانه بازگشته، اما با دستانی که روی ماشه نوسازی اتمی است.