آسیبشناسی سیاستهای آبی در ایران (۱۲)
قرمزچشمه: پروژههای انتقال آب در شرایط ضروری مفید است اما بحران را حل نمیکند
تهران- ایرنا- مدیر گروه هیدرولوژی و توسعه منابع آب پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری میگوید: نباید انتظار داشت که پروژههای انتقال آب راهحل کاملی باشد، زیرا حجم آبی که وارد میشود به اندازهای نیست که بتواند بخش عمده نیازهای کشاورزی و صنعتی را تأمین کند. پس این پروژهها میتوانند اثر محدودی در کاهش بحران داشته باشند اما بدون مدیریت درست و صرفهجویی، تأثیر واقعی آنها محدود خواهد بود.
صاحبخبر - ایران امروز با بحران آب روبهرو شده است؛ جایی که میزان مصرف منابع آبی به طور مستمر از ظرفیت تجدیدپذیری آنها فراتر رفته است. این برهم خوردن تعادل میان عرضه و تقاضا فشار شدیدی بر سدها، چاهها و سفرههای زیرزمینی وارد کرده است. مدیریت ناکافی منابع و عدم تطابق سیاستهای مصرف با نیاز واقعی جمعیت، پیچیدگی بحران را افزایش داده است. بدون برنامهریزی بلندمدت و بهرهگیری از فناوریهای نوین در صرفهجویی و بازچرخانی آب، کاهش پایدار منابع آبی ایران اجتنابناپذیر خواهد بود. یکی از دلایل اصلی برهمخوردن تعادل بین مصرف و تقاضا، ناکارآمدی سیاستگذاری و برنامهریزی منابع آب کشور است. این سیاستگذاریها در ایران همواره شکل ثابتی نداشته و با تغییرات اجتماعی و سیاسی دستخوش تحولات و اصلاحات متعدد شدهاند. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «آسیبشناسی سیاستهای آبی در ایران» تلاش میکند با ارائه گزارشهای پژوهشی و گفتوگو با کارشناسان و صاحبنظران حوزه آب، به بررسی و تحلیل مشکلات موجود و ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت بهتر منابع آبی بپردازد. «وقتی نخستین زنگ خطر بحران آب به صدا درآمد»، «حکمرانی دولتی، آب را سیاسی کرده است»، «نسخهای که ایران را تشنهتر کرد»، «آیا سیاست سدسازی جواب داد؟»، «خودکفایی غذایی یا فاجعه آب؟»، «لابیها و بدهبستانهای سیاسی تصمیمات حوزه آب را تحت تاثیر قرار میدهند»، «چرا فناوریهای نوین آب در ایران شکست میخورند؟»، «عضو اندیشکده تدبیر آب: توسعه بدون ضابطه، ایران را به تنش آبی رساند»، «انتقال آب دریا به مرکز ایران؛ نجاتبخش یا فاجعه زیستمحیطی؟»، «وقتی گفتمان خودکفایی، ایران را تشنه میکند» و «فلات مرکزی و رویای آب دریایی؛ آیا بحران آب با لولهکشی حل میشود؟» گزارشهایی هستند که تاکنون در ارتباط با پرونده بحران آب ایران منتشر شدهاند. در ادامه پرونده مذکور پژوهشگر ایرنا به گفتوگو با «باقر قرمزچشمه» مدیر گروه هیدرولوژی و توسعه منابع آب پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری پرداخته است. در ادامه مشروح آن را میخوانیم؛ شیفتگی به پروژههای بزرگ؛ مانع مدیریت پایدار ایرنا: به نظر شما اصولاً چه دلایل زیربنایی باعث شده کشور در حوزه آب به سمت پروژههای پرهزینه و بلندمدت برود؟ قرمزچشمه: در کشور ما یک دیدگاه مدیریتی و فرهنگی رایج وجود دارد که مدیران به انجام پروژههای بزرگ و چشمگیر علاقهمند هستند؛ پروژههایی که به راحتی قابل مشاهده باشند یا نتایج بزرگی داشته باشند. متأسفانه این گرایش باعث شده است که در کشور ما تعداد زیادی پروژه عظیم و پرهزینه اجرا شود در حالی که در سطح جهانی رویکرد متفاوت است. در بسیاری از کشورها، پروژههای کوچک، تدریجی و طبیعتمحور که ممکن است در ظاهر کماهمیت به نظر برسند، ترجیح داده میشوند چراکه این نوع پروژهها با محیط زیست سازگارتر بوده و پایدار هستند. هرچند اثرات جزئی این پروژهها به چشم نمیآید اما وقتی در مقیاس وسیع اجرا شوند میتوانند تأثیرات بزرگی داشته باشند. قرمزچشمه: برخی پروژههای عظیم مانند سدسازی هرچند در جای خود لازم بودهاند، اغراقآمیز اجرا شده و به حوزههایی گسترش یافتهاند که شاید نیازی به آنها نبوده است. برعکس برخی پروژههای عظیم مانند سدسازی هرچند در جای خود لازم بودهاند، اغراقآمیز اجرا شده و به حوزههایی گسترش یافتهاند که شاید نیازی به آنها نبوده است. اکنون مشاهده میکنیم که این پروژهها علاوه بر اینکه آن اثرگذاری بلندمدت مورد انتظار را نداشتهاند، مشکلات و معضلات محیطی و اجتماعی نیز ایجاد کردهاند. اثرات مثبت و منفی انتقال آب از خلیج فارس ایرنا: پروژه انتقال آب خلیج فارس به اصفهان با همکاری شرکتها و دیگر صنایع بزرگ اجرا میشود؛ به نظر شما این مشارکت چه اثرات مثبت و منفی روی تصمیمگیری پروژه داشته است؟ قرمزچشمه: اثر مثبت اصلی این پروژه تأمین بخشی از منابع آبی است که میتواند اثرگذاری مفیدی داشته باشد، به شرط آنکه صرفهجویی و بازچرخانی آب در صنایع به درستی انجام شود و از هدررفت منابع جلوگیری شود. به عبارت دیگر بهرهمندی واقعی از این آب وابسته به مدیریت درست مصرف و جلوگیری از اسراف است. اما در کنار این اثر مثبت، پیامدهای منفی نیز وجود دارد. نخست شیرینسازی آب در خلیج فارس باعث تغییر در اکوسیستم منطقه میشود چراکه آب شور با غلظت دو تا سه برابر به محیط باز میگردد و این موضوع میتواند بر شرایط زیستی خلیج فارس اثر بگذارد. دوم مسیر طولانی انتقال آب و لولهگذاریهای گسترده باعث تخریب خاک، کاهش پوشش گیاهی و برهم خوردن اکوسیستم مناطق عبوری میشود. علاوه بر این احتمال شکستگی لولهها یا آسیب ناشی از شرایط امنیتی و آفندهای احتمالی وجود دارد که میتواند موجب فرسایش، خسارت و هدررفت حجم بالای آب منتقلشده شود. همچنین هزینه بالای شیرینسازی و انتقال آب به ویژه انرژی مصرفی برای پمپاژ، اثرات محیط زیستی دیگری دارد. تولید این انرژی معمولاً با سوختهای فسیلی انجام میشود که میتواند به انتشار گازهای گلخانهای و تشدید گرمایش جهانی منجر شود. وقتی تبخیر ۷۰ درصدی نادیده گرفته میشود ایرنا: منتقدان میگویند که این پروژهها هزینههای هنگفت دارند اما نتایج محدود بوده و حتی با شکست مواجه شدهاند نظر شما چیست؟ قرمزچشمه: تا حدودی با دیدگاه منتقدان موافقم. نمیگویم این پروژهها نباید اجرا شوند زیرا در شرایط خاص و مواقع ضروری ممکن است نیاز به آنها باشد اما به طور کلی موافق اجرای گسترده چنین پروژههایی نیستم. بسیاری از اهداف تأمین آب را میتوان از طریق روشهای دیگر نیز محقق کرد. مثلاً با صرفهجویی و استفاده از فناوریهایی که تبخیر را کاهش میدهند، بخش عمدهای از آب قابل استفاده را میتوان حفظ کرد. حدود ۷۰ درصد بارشها به طور مستقیم پس از بارندگی تبخیر میشود و از دسترس خارج میگردد. بنابراین با مدیریت درست میتوان بخشی از نیازها را بدون اجرای پروژههای عظیم تأمین کرد. با این حال نمیتوان گفت که این پروژهها حتماً شکست میخورند اما واضح است که هزینه بالایی دارند و از این نظر با نکات منتقدان موافقم. اجرای این طرحها پرهزینه است و همین هزینهها یکی از دلایل نگرانیها درباره آنها است. انتقال آب میتواند کمک کند، اما بحران را حل نمیکند ایرنا: با توجه به مسأله فرونشست زمین و خشک شدن سفرههای زیرزمینی، آیا این پروژهها میتوانند بحران را کاهش دهند؟ قرمزچشمه: در تئوری، بله؛ این پروژهها میتوانند تا حدی بحران فرونشست زمین و خشک شدن سفرههای زیرزمینی را کاهش دهند، به شرط آنکه مدیران اجرایی و دستاندرکاران بتوانند با ورود این میزان آب، برداشت از منابع زیرزمینی را کاهش دهند. اگر همزمان توسعه بیرویه انجام نشود و صرفهجویی در مصرف رعایت شود، این آب میتواند بخشی از نیاز صنایع را تأمین کرده و به کاهش فشار بر منابع دیگر کمک کند. قرمزچشمه: در کشور حدود ۷۰ درصد نزولات جوی پس از بارش تبخیر میشود بنابراین استفاده از روشهای سطوح آبگیر باران میتواند تبخیر سطحی را کاهش داده و آب را یا به صورت متمرکز در مخازن و یا به صورت غیرمتمرکز به ویژه در باغداری به خاک وارد کند تا از دسترس تبخیر خارج شود. با این حال نباید انتظار داشت که این پروژهها راهحل کاملی باشند، زیرا حجم آبی که وارد میشود به اندازهای نیست که بتواند بخش عمده نیازهای کشاورزی و صنعتی را تأمین کند. بنابراین این پروژهها میتوانند اثر محدودی در کاهش بحران داشته باشند اما بدون مدیریت درست و صرفهجویی تأثیر واقعی آنها محدود خواهد بود. ایرنا: در آینده، آیا آب انتقالی میتواند بحران آب شهری و کشاورزی را در اصفهان مدیریت کند یا مشکلات جدید ایجاد خوا هد کرد؟ قرمزچشمه: آب انتقالی میتواند بخشی از نیازهای آبی آینده اصفهان را تأمین کند زیرا زیرساختهای اصلی آن ساخته شده و هزینههای اولیه پرهزینه انجام شده است. در حال حاضر تنها هزینههای مربوط به شیرینسازی و انتقال آب باقی مانده است. این پروژه در شرایط ضروری میتواند مفید باشد به شرطی که مدیریت مصرف به درستی انجام شود و از هدررفت آب جلوگیری گردد. راهکارهای طبیعتمحور برای عبور از بحران آب در ایران ایرنا: چه راهکارهای جایگزین، پایدار و سازگار با طبیعت برای مدیریت منابع آب وجود دارد؟ قرمزچشمه: برای مدیریت پایدار منابع آب، راهکارهای متنوعی وجود دارد که میتواند هم با طبیعت سازگار باشد و هم بهرهوری آب را افزایش دهد. یکی از مهمترین این راهکارها کاهش تبخیر است. در کشور حدود ۷۰ درصد نزولات جوی پس از بارش تبخیر میشود بنابراین استفاده از روشهای سطوح آبگیر باران میتواند تبخیر سطحی را کاهش داده و آب را یا به صورت متمرکز در مخازن و یا به صورت غیرمتمرکز به ویژه در باغداری به خاک وارد کند تا از دسترس تبخیر خارج شود. راهکار دوم، استفاده مجدد و بازچرخانی آب در محیطهای شهری و مسکونی است. بهکارگیری آب خاکستری و جمعآوری آب بارندگی که در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد میتواند بخش قابلتوجهی از نیازهای غیرشرب را تأمین کند. در ایران نیز تجربیات موفقی وجود دارد؛ برای نمونه در استان گلستان استفاده سنتی از این روشها سابقه طولانی دارد. با طراحی مناسب ساختمانها مانند نصب یک سینک مجزا بدون استفاده از مواد شوینده میتوان آب نسبتاً تمیز حاصل از شستوشوی میوه و سبزی را جمعآوری، ذخیره و برای فلاشتانکها، شستوشوی فضاهای عمومی یا آبیاری باغچه و فضای سبز استفاده کرد. راهکار مهم دیگر بهرهگیری از آبهای سیلابی است. کشور علاوه بر خشکسالی با سیلابهای متعدد مواجه است که بخش زیادی از منابع آبی را از دسترس خارج کرده و خسارات زیادی ایجاد میکند. استفاده از روشهای پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی آبخوانها میتواند هم از خسارات بکاهد و هم منابع آب زیرزمینی را تقویت کند. پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری طی حدود ۳۰ سال فعالیت با ایجاد دهها ایستگاه پخش سیلاب نشان داده است که حدود ۶۰ درصد سیلاب ورودی به دشتها وارد آبخوان شده و سفرههای زیرزمینی را تغذیه میکند. ایران در این حوزه از کشورهای پیشگام به شمار میرود و نتایج این روشها به ویژه در سیلابهای سال ۱۳۹۸ در نقاط مختلف کشور به خوبی مشاهده شد. در نهایت احداث سدهای زیرزمینی از دیگر راهکارهای مؤثر است که در سالهای اخیر مورد توجه جهانی قرار گرفته است. این سدها برخلاف سدهای سطحی تبخیر ندارند و نقش تنظیمگری ایفا میکنند؛ به طوریکه در دورههای پرآبی آب را ذخیره و در زمان خشکسالی مورد استفاده قرار میدهند. این روش برای مناطق روستایی و دورافتاده بسیار کارآمد است و میتواند در تأمین آب شرب، آب دام و کشاورزی نقش مهمی داشته باشد. مطالعات و اجرای نمونههای مختلف نشان داده است که سدهای زیرزمینی روشی کارا و پایدار در مدیریت منابع آب هستند. یکی دیگر از روشهای مؤثر در مدیریت منابع آب، اجرای عملیات آبخیزداری در بالادست حوضهها است. این اقدامات میتواند با افزایش پوشش گیاهی به صورت زیستی و همچنین با کاهش سرعت جریان آب در آبراههها نقش مهمی در کاهش شکلگیری سیلاب و جلوگیری از تشدید آن ایفا کند. آبخیزداری علاوه بر کنترل سیلاب به بهبود نفوذ آب، کاهش فرسایش خاک و تقویت منابع آب کمک میکند و به همین دلیل یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت پایدار منابع آب به شمار میرود. قرمزچشمه: مهمترین و اساسیترین بخش در مدیریت منابع آب، فرهنگسازی و صرفهجویی در مصرف آب است. این موضوع باید به صورت جدی در هر سه بخش شرب، کشاورزی و صنعت مورد توجه قرار گیرد. در حال حاضر از حدود ۹۰ میلیون هکتار اراضی تشکیلدهنده حوزههای آبخیز کشور تنها حدود ۳۰ میلیون هکتار تحت عملیات آبخیزداری قرار گرفتهاند و بخش قابلتوجهی از این اراضی همچنان نیازمند اجرای این اقدامات است. بنابراین توسعه و گسترش عملیات آبخیزداری در سایر مناطق کشور یک ضرورت جدی محسوب میشود. بنابراین اگر بخواهیم راهکارهای مدیریت پایدار منابع آب را جمعبندی کنیم، میتوان به چند محور اصلی اشاره کرد: نخست به کارگیری روشهای کاهش تبخیر که یکی از مهمترین آنها استفاده از سطوح آبگیر باران است و تجربیات موفق آن در کشور وجود دارد. دوم اجرای روشهای تغذیه مصنوعی آبخوانها و پخش سیلاب که نقش مؤثری در تقویت منابع آب زیرزمینی دارند. سوم احداث سدهای زیرزمینی با اهداف مختلف و همچنین استفاده از روشهایی مانند چاههای تغذیهای و واداری برای افزایش ذخایر آب زیرزمینی. در نهایت مهمترین و اساسیترین بخش در مدیریت منابع آب، فرهنگسازی و صرفهجویی در مصرف آب است. این موضوع باید به صورت جدی در هر سه بخش شرب، کشاورزی و صنعت مورد توجه قرار گیرد و رسانه ملی و سایر رسانهها نقش فعالی در آگاهیبخشی و اصلاح الگوی مصرف ایفا کنند. بحران آب در حال حاضر یک واقعیت جدی در کشور است و تنها با صرفهجویی، مدیریت صحیح و بهرهگیری از تمامی راهکارهای علمی و تجربیات موجود میتوان این بحران را کنترل کرد و شرایط آبی کشور را به وضعیت متعادلتری بازگرداند.∎