شناسهٔ خبر: 76877360 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

یادداشت عباس پناهی در مورد کتاب «شبح سرخ»؛

ماموریت سفیر سرخ در ایران

عباس پناهی در این یادداشت نوشت: در این کتاب تلاش دارم تا با استفاده از اسناد نویافته درباره براوین تحولات سیاسی ایران و روسیه و همچنین تحولات داخلی ایران هم زمان با شکل‌گیری و تاسیس دولت بلشویکی شوروی را مورد بررسی قرار دهم. براوین پیش از انقلاب بلشویکی در روسیه در شهرهای مختلف ایران خدمت کرد و در اسناد ایرانی از او به نیکی یاد می‌شود.

صاحب‌خبر -

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتابِ «شَبَح سرخ، گزارش سیاسی از اسناد آرشیوی براوین نخستین سفیر شوروی در ایران» پژوهش عباس پناهی، دانشیار تاریخ دانشگاه گیلان از سوی انتشارات کتاب آمه منتشر شد. به این مناسبت عباس پناهی، پژوهشگر و مولف کتاب «شبح سرخ» در یادداشتی اختصاصی برای ایبنا نوشت:

ماموریت سفیر سرخ در ایران

در تاریخ دیپلماسی ایران و روسیه از عصر صفویه تاکنون با کمتر دیپلمات روسی مواجه می‌شویم که نگاهی مثبت به ایران از خود ابراز داشته و از سوی رجال سیاسی ایران با خوشنامی از آنها یاد شده باشد. دیپلمات‌های روسی در روابط پانصد ساله دیپلماسی خود با ایران و ایرانیان خوشنام نبودند. در تاریخ ایران از دیپلمات‌های روسی نظیر: گریبایدوف، افسنکو، نکراسوف، لیاخوف، شاپشال و دیگر دیپلمات‌ها و مستشاران روسی به نیکی یاد می‌شود. از میان دیپلمات‌های روسی تنها از دو شخصیت مینورسکی و براوین به نیکی یاد می‌شود. براوین پیش از انقلاب بلشویکی در روسیه در شهرهای مختلف ایران خدمت کرد و در اسناد ایرانی از او به نیکی یاد می‌شود. پس از انقلاب به دستور تروتسکی به عنوان سفیر و نماینده شوروی در ایران برگزیده شد و مدت ۶ ماه در تهران خدمت کرد. دوران ماموریت شش ماه وی مسیر پر فراز و نشیبی بود، زیرا با وجود حمایت دموکرات‌ها و ملیون ایران دولت ایران دولت تازه تاسیس شوروی را به رسمیت نشناخت در نتیجه ماموریت وی در ایران با ناکامی همراه شد.

در کتاب حاضر تلاش دارم تا با استفاده از اسناد نویافته درباره براوین تحولات سیاسی ایران و روسیه و همچنین تحولات داخلی ایران هم زمان با شکل‌گیری و تاسیس دولت بلشویکی شوروی را مورد بررسی قرار دهم. یکی از بخش‌های مهم زندگی براوین در ماموریت کوتاه وی، هم زمان با تحولات جنبش جنگل بوده است، بخشی از گزارش‌های کتاب درباره دیدگاه متقابل شوروی، براوین و جنگلی‌ها درباره تحولات سیاسی روز ایران است.

ظهور بلشویزم در روسیه، همچون شَبَحِ سُرخی بود که تاریخ معاصر ایران را تحت تاثیر خود قرار داد. نیکلا زاخارویچ براوین، نخستین سفیر دولت بلشویکی در چهارم مارچ ۱۹۱۸ وارد تهران شد. وی طی ماموریت کوتاه خود تلاش داشت تا با استفاده از فرصت پیش‌آمده، اندیشه‌های بلشویکی را در ایران گسترش دهد. براوین در نطق‌هایش با وعده لغو قراردادهای استعماری روسیه تزاری در ایران، توانست نقش مهمی در جلب توده‌ها و روشنفکران ایرانی به شوروی داشته باشد.

براوین در یکی از نامه‌هایش خطاب به دولت‌مردان ایرانی می‌نویسد؛ «… بشتابید به تسویه امورات معوّقه ایران و غنیمت شمارید این اوقات گرانبها را قبل از اینکه دست دوستدار از کار کوتاه و شخص دیگری که شاید نسبت به ملت ایران مثل دوستدار حسن نیت و نظر خیربینی نداشته باشد .»(۱۵ ژوئن ۱۹۱۸).

براوین و حضور وی به عنوان نخستین سفیر شوروی در ایران

با وجود چنین بحران‌هایی، دو رویداد بین‌المللی، حیات سیاسی و اجتماعی ایرانیان را با جهان بیش از گذشته پیوند داد؛ این دو رخداد، جنگ جهانی اول و به دنبال آن برپایی انقلاب سوسیالیستی و زین پس، بلشویکی در روسیه بود. با شروع جنگ جهانی اول، با اینکه دولت ایران اعلام بی‌طرفی کرد، اما بر اساس توافق روسیه و انگلستان، این دولت‌ها به منظور دور نمودن آلمانی‌ها و مانع شدن از نفوذ و لشکرکشی عثمانی به خاک ایران، عملاً بخش‌های شمالی، غربی و جنوبی ایران را اشغال کردند. در برابر این تجاوز آشکار، هیأت حاکمه ایران توانایی اعتراض عملی در برابر این حرکت را در خود نمی‌دید. اعتراض دولت مستوفی‌الممالک و برخی از ملّیون و تشکیل دولت موقت نیز در حقیقت با جهت‌گیری به سوی آلمان و عثمانی بود؛ از این‌رو، باز هم مسأله اشغال ایران نادیده گرفته شد. در نتیجه، شکل‌گیری جنبش جنگل در سال ۱۹۱۳م. /۱۲۹۳ خ. که اندکی پیش از جنگ جهانی اول و با هدف مبارزه با رجال فاسد به‌ویژه مبارزه با توسعۀ نفوذ روس‌ها در شمال ایران ایجاد شده بود، خواب آرام روس‌ها را آشفته ساخت. اما وقوع جنگ جهانی موجب تضعیف قدرت نظامی روسیه و در پی آن، رخداد انقلاب بلشویکی موجب گسترش قدرت جنگلی‌ها در شمال ایران و در ادامه کشیده شدن پای بلشویک‌ها در گیلان شد. نفوذ کمونیست‌ها در گیلان، نخستین تجربۀ سیاسی و بین‌المللی آنان در یک کشور خارجی همزمان با اوج منازعات داخلی‌شان در سرزمین وسیع روسیه در برابر روس‌های سفید بوده است. بلشویک‌ها که سرمست از پیروزهای پی‌درپی خود در برابر نیروهای تزاری بودند، در حالی که قدرت را مسیر کودتای سیاسی به دست آورده بودند، اما داعیه نجات بشریت را در سر می‌پروراندند! آنان برای جلب توده‌های ایران به‌ویژه روشنفکران و ملّیون با هیاهوی لغو امتیازات سیاسی و اقتصادی، به‌ویژه وعدۀ بی‌اثر نمودن برخی از مفاد عهدنامۀ ترکمانچای، توانستند در مدتی کوتاه نفوذ و جایگاه ویژه‌ای به‌دست آورند.

در این میان، نخستین سفیر سیاسی آنها که پیش از آن دیپلمات روسیه تزاری بود، با شور تمام به تبلیغ وعده‌هایی پرداخت که روح تشنۀ ملّیون ایران در تَبِ آن می‌سوخت، یعنی الغای قراردادهایی که موجب جدایی سرزمین قفقاز از ایران شده بود و همچنین تمامی معاهداتی که روس‌ها یک سویه بر ایرانیان تحمیل نموده بودند. هرچند شواهد تاریخی نشان می‌دهد این وعده‌ها در عرصۀ عملی سیاست امکان تحقق نداشت، با این حال شعارهایی بود که برخی از بلشویک‌های دو آتشه برای نزدیکی به ایران با آن جولان می‌دادند. این شخص، نیکلا زاخارویچ براوین*، کنسول دولت روسیه تزاری در خوی بود که پس از شنیدن اخبار پیروزی‌های بلشویک‌ها در روسیه به آنان پیوست. گزارش‌های مجموعۀ حاضر، نشان‌دهندۀ این مسأله است که براوین عمیقاً به کمونیسم باورمند بود و تلاش داشت با استفاده از فرصت پیش‌آمده در گسترش اندیشه‌های بلشویکی اهتمام نماید و با لغو بخشی از قراردادهای استعماری روسیه تزاری در ایران، توده‌های ایرانی را به‌سوی خود جلب کند، اما حضور کوتاه ولی پرشور وی، نتیجۀ چندانی برای براوین و دولت بلشویکی به همراه نداشت. وی همزمان در سه جبهه فعال بود؛ نخست پیشنهاد کمک به جنگلی‌ها به‌عنوان شریک سیاسی و نظامی بلشویک‌ها در گیلان؛ دوم، نزدیکی به چهره‌های ملی و دموکرات و سوم، مبارزه با سیاست‌های انگلیسی‌ها در تهران. با وجود کوشش‌هایی که براوین طی شش‌ماه حضور خود در تهران انجام داد، نتوانست موفقیت زیادی به دست آورد؛ زیرا وی نخست با کارکنان دیپلماتیک روسیه تزاری درگیری مداوم داشت و از سوی دیگر، جاسوسان و نیروهای ایرانی طرفدار انگلستان مایل به تثبیت و تداوم حضور و موفقیت وی در ایران نبودند.

دربارۀ نقش و کارکرد مسیو براوین در ایران به‌عنوان نخستین سفیر دولت روسیه بلشویکی در تهران، پیش از پژوهش حاضر، به جهت آگاهی‌های اندک تاریخی و همچنین عدم دسترسی به اسناد آرشیوی، آگاهی زیادی در دست نبوده است. برخی از مورخان و خاطره‌نویسان هم‌زمان با حضور کوتاه وی در ایران، مطالبی پراکنده ارائه کرده‌اند. خوشبختانه خسرو شاکری**با انتشار کتاب میلاد زخم، مطالبی دربارۀ براوین و کلومیتسوف*** بر پایۀ اسناد آرشیوی روسیه و دیگر کشورها آورده است، اما جامع‌ترین پژوهش دربارۀ براوین، توسط پژمان دیلمی در کتاب سیمای پنهان پوپولیست‌های رشت انجام شده است. وی یکی از مقالات مفصل خود را به نقش براوین در ایران و گیلان و همچنین تأثیر وی بر تحولات جنبش جنگل اختصاص داده است. دکتر دیلمی پژوهشگری نکته‌سنج و دقیق است که نگاهی همه جانبه به براوین و کارکرد وی در ایران داشته و این رویکرد در مقالۀ مفصل وی در این کتاب دیده می‌شود. دیلمی در سایر پژوهش‌های خود نیز به اصالت منبع توجه ویژه‌ای دارد و پس از مطالعه همه جانبه درباره یک گزارش و راستی‌آزمایی آن از مسیر نقد درونی و بیرونی، به نقل قول آن گزارش در مقاله می‌پردازد. از این رو مقالۀ دیلمی یکی از مستند و جامع‌ترین پژوهش‌ها دربارۀ براوین به شمار می‌رود. **** با وجود نوشتاری که اشاره شد، اسناد مجموعۀ حاضر به‌عنوان کامل‌ترین مجموعۀ اسناد آرشیوی ایران می‌تواند نکات پنهان و پیدایی از مأموریت براوین در ایران هم‌زمان با جنبش جنگل و دیدگاه‌های نخستین رهبران شوروی دربارۀ ایران نکات تازه‌ای را بازگو نماید.

انگیزه پژوهش درباره براوین و اقدامات او در ایران نخستین‌بار در گفت‌وگویی که با دکتر پژمان دیلمی انجام داده‌ام، در نگارنده ایجاد شده است. دکتر دیلمی به جهت تمرکز مطالعاتی بر روی جنبش مشروطه و جنگل، آگاهی‌های ارزشمندی درباره جنبش‌های اجتماعی و شخصیت‌هایی که به گونه‌ای در این رویدادها موثر بوده‌اند، در اختیار دارد. پیش از این گفت‌وگو، تنها آشنایی‌ام با این شخصیت از طریق گزارش‌های کوتاهی بود که شاکری در کتاب میلاد زخم ارائه داده بود. سایر نوشته‌هایی نیز که در ایران درباره این شخصیت منتشر شده بود، کلی و گاه ناقص و اشتباه بوده است، اما دیلمی آگاهی‌های ارزشمندی درباره براوین در اختیارم قرار داد و این مساله موجب شد تا با هدف معرفی براوین، کارکرد و فعالیت‌های او در ایران به ویژه همزمان با جنگ جهانی اول، انقلاب بلشویکی و رویدادهای دیگری که وی با آنها مرتبط بوده است، نخست به مراکز آرشیوی ایران مراجعه نموده، سپس از طریق پژوهشگران روسی، به ویژه دکتر ولادیمیر کولاکف در روسیه آگاهی‌ها و مطالب ارزشمندی درباره این شخصیت تهیه کنم، سپس پژوهش حاضر پس از پنج سال جستجو و مطالعه، آماده انتشار شده است.

عنوان کتاب از سوی نگارنده و البته با مشاوره دوستان پژوهشگرم، با توجه به محتوای اسناد انتخاب شده است. در تاریخ دیپلماسی ایران و روسیه از عصر صفویه تاکنون با کمتر دیپلمات روسی مواجه می‌شویم که نگاهی مثبت به ایران و ایرانیان در رفتارها و نگرش‌های خود نشان داده باشد و از سوی رجال سیاسی ایران با خوشنامی از آنها یاد شود. روس‌ها به جهت اینکه به‌ویژه از دوره قاجار نگاهی تحت‌الحمایگی به ایران و ایرانیان داشته‌اند، با رویکردی ارباب‌منشانه با ایرانیان رفتار می‌کردند. در کارنامۀ دیپلمات‌های روسی از گریبایدوف، افسینکو، نکراسوف، لیاخوف، شاپشال و دیگر دیپلمات‌ها و مستشاران روسی این رویکرد دیده می‌شود. از میان دیپلمات‌های روسی، پژوهشگران فرهنگ و تاریخ ایران با دو شخصیت فرهنگی نام آشناتر هستند، مینورسکی و براوین. مینورسکی در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران خدمتی شایان به فرهنگ این سرزمین انجام داده است، براوین اما به گواه کارگزاران وزارت امور خارجه ایران در دورۀ روسیه تزاری کارنامه درخشانی داشته و روابط گرمی با کارگزاران دولتی و مردم در شهرهایی که محل ماموریت‌های وی بود، برقرار می‌کرد. پس از انقلاب بلشویکی نیز با وجود اینکه دورۀ ماموریت وی در ایران کوتاه بود و از سویی هدف و ماموریت وی پیشبرد اهداف دولت انقلاب بلشویکی در ایران بوده است، چهره‌ای خوشنام از او به یادگار مانده است. براوین روابط نزدیکی با دموکرات‌ها و ملیّون ایرانی داشت، لذا با توجه به اینکه وعده‌ها و پیشنهادهایی که او در نطق‌هایش طی حضور در تهران برای ایرانیان ارائه داده بود، در صورت همراهی دولت ایران، سفارت و ماموریت وی می‌توانست فرصت تاریخی برای ایران ایجاد کند، از این‌رو با توجه به روحیۀ استعماری دیپلمات‌های روسی، از براوین می‌توان به عنوان دیپلماتِ ایران‌دوست یاد کرد.

از نظر ساختاری، کتاب حاضر در دو فصل تنظیم شده است. در فصل نخست تحولات سیاسی و اجتماعی ایران مقارن انقلاب بلشویکی روسیه و تشکیل جمهوری کمونیستی شوروی و همچنین تأثیر سیاست سال‌های نخست دولت تازه تأسیس شوروی بر ایران، به‌ویژه جنبش جنگل مورد بررسی قرار گرفته است و در ادامه نیز به بازخوانی نقش براوین در ایران با استفاده از اسناد آرشیوهای گوناگون ایرانی که درباره زندگی سیاسی و اجتماعی او گزارشی داشته‌اند، در مجموعه حاضر آورده شده است. همچنین گزارش‌ها و داده‌های تاریخی و سیاسی دربارۀ عملکرد کوتاه به‌عنوان نخستین سفیر دولت نوبنیاد شوروی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در فصل دوم نحوه تنظیم اسناد بر اساس ترتیب سنوات ماه و سال تنظیم شده است. با این حال تلاش شده است اسنادی که از آرشیوهای گوناگون و حتی منابع تاریخی که به صورت پراکنده اسنادی درباره براوین منتشر کرده‌اند، در مجموعه حاضر آورده شود.

اسنادی که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اغلب از مرکز اسناد و دیپلماسی وزارت امورخارجه تهیه شده است. با این حال سندهایی از آرشیو ملی ایران، آرشیو آستان قدس رضوی و همچنین آرشیو مجلس شورای اسلامی و حتی برخی از کتاب‌های اسنادی نیز درباره این شخصیت استفاده شده است. بخش عمده‌ای از اسناد پژوهش شده، مربوط به دورۀ پیش از ماموریت و سفارت براوین در تهران بوده است. هر چند هدف اصلی در پژوهش حاضر، بررسی تحولات شش ماهه ماموریت وی به عنوان نخستین سفیر بلشویک‌ها در ایران بوده است، اما به جهت بررسی کارکرد، شخصیت سیاسی و شیوۀ عملکرد وی پیش از پیوستن او به بلشویک‌ها تلاش شده است تا در صورت امکان تمامی اسنادی که درباره او در آرشیوهای ایرانی موجود بوده است، جمع‌آوری و پژوهش شود. همچنین از سوی نگارنده تلاشی صورت گرفت تا اسنادی که به روسی در آرشیوهای روسیه درباره براوین نگهداری می‌شود نیز در مجموعه حاضر آورده شود، اما با وجود تلاش دکتر ولادیمیر کولاکف دانشیار تاریخ دانشگاه آستاراخان، ایشان در مراکز آرشیوی روسیه، اسنادی دربارۀ براوین نیافته‌اند، تنها تصویری از براوین برای این مجموعه ارسال کرده‌اند. علت فقدان اسناد مربوط به براوین در آرشیوهای روسی به گواه کولاکف، عدم حضور براوین در روسیه بوده است. البته این مساله عجیب به نظر می‌رسد، زیرا براوین به عنوان دیپلمات روسیه تزاری و بعدها سفیر بلشویکی در تهران مکاتباتی با وزارت امورخارجه داشته و این اسناد و مکاتبات نیز لزوماً می‌بایست در آرشیو روسیه حفظ و آرشیو می‌شد، ظاهراً سندی درباره او در آرشیوهای مسکو و سن پترزبورگ دیده نشده است. گویا براوین پس از ماموریت طولانی در ایران در دورۀ تزاری و بلشویکی به محض ورود به روسیه به ماموریت افغانستان اعزام و سپس اندکی پس از ورود به این کشور در قندهار به قتل می‌رسد. در نتیجه اسنادی از او در روسیه یافت نشده است.

از نظر نوع خط اسناد، خط معمول عصر قاجار نستعلیق و شکسته بوده و گاهی نیز اسنادی غیر پارسی در بین اسناد این مجموعه مشاهده شده است. خط نوشتاری اسناد گویا، اما در پاره‌ای موارد واژه‌هایی نیز ناخوانا بوده است. با این وجود خوانش چند بارۀ متن اسناد تلاش شده است تا متنی یکدست برای خوانندگان ارائه گردد.

یکی از نکاتی که باید پیش از مطالعه کتاب و اسناد حاضر به آن توجه داشت، املاهای متفاوت برخی اسامی، اصطلاحات و واژگانی است که در متن به کار رفته است. این تفاوت املای واژگان به جهت تنوع اسنادی بوده که به قلم افراد مختلف نگاشته شده است. به عنوان نمونه نام آخرین سفیر روسیه تزاری در ایران گاه اِتر و یا اطر نوشته شده است. همچنین بلشویک‌ها به صورت؛ بالشویک، بولشویک، بالشویزم و نظایر آن. از اصطلاحات دیگر می‌توان به؛ کومیسر، کومیسریات، کاپیتالسیون، کاپیتالاسیون، بیچارکوف که املای درست آن بیچراخوف بوده، همچنین نام دانسترویل، دنسترویل هم آمده است. از این نوع تفاوت املایی به جهت تعدد نویسندگان نامه‌ها و گزارش‌هایی که در متن تحت عنوان سند از آنها یاد شده است، بسیار است.

ترتیب اسناد بر اساس سال و ماه نگارش اسناد تنظیم شده است. با توجه به اینکه براوین نخست مامور و دیپلمات روسیه تزاری و سپس دولت انقلاب بلشویکی بوده است، لذا اسناد دو دورۀ زندگی سیاسی وی از اهمیت زیادی برخوردار است، در نتیجه با دقت تلاش شده است تا رعایت تقدم زمانی شده و بر اساس سیر زمانی، اسناد مورد بازخوانی و پژوهش قرار گیرد. نخستین سند مجموعه از تاریخ ۱۹ ذیقعده ۱۳۲۳ شروع و واپسین سند، تاریخ ۱۷ ذیقعده ۱۳۳۸ را نشان می‌دهد. هرچند براوین در تاریخ هفدهم ذی‌الحجه ۱۳۳۶ ق. / سی یکم شهریور ۱۲۹۷/ بیست و سوم سپتامبر ۱۹۱۸ م. از مشهد سَر-ایران- خارج می‌شود، اما اخبار پیرامون وی هنوز در ایران در گردش بوده است. همچنین گزارش ۲۱ حمل ۱۳۰۰ خ. ادارۀ تحریرات انگلستان دربارۀ دلایل قتل براوین در افغانستان نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها از ماجرای قتل براوین توسط افغان‌ها خرسند بوده‌اند. چه بسا این قتل به تحریک آنان انجام گرفته باشد؟! زیرا سفارت بریتانیا در تهران طی حضور شش ماهه براوین هرگز دل خوشی از او نداشته و به طور پیوسته در برابر اقدامات و کنش‌های سیاسی وی کارشکنی می‌کرد. سفیر بعدی بلشویک‌ها، کلومیتسوف نیز به محض پیاده شدن در خاک ایران به تحریک انگلیسی‌ها تیرباران شد. این موضوع نشان‌دهنده دشمنی سرسخت انگلیسی‌ها نسبت به حضور نمایندگان بلشویکی در ایران بوده است. همچنین علت انتساب قتل براوین به اقدامات تحریک‌آمیز او در افغانستان نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها هرگز حاضر به تبلیغ و گسترش مرام بلشویکی در این کشور توسط کارگزاران و دیپلمات‌های شوروی نبودند.

***

* Nikolay Zakharyevich Bravine (13 may 1881-19 January 1921).

تا پیش از پژوهش حاضر نام کوچک براوین کارل براوین در پژوهش های ایرانی معرفی شده است. در حالی که کارل براوین شخصیت دیگری است و نام این شخصیتی که به عنوان نخستین سفیر دولت بلشویکی بوده است، نیست. ن. کنید به؛ غفار پوربختیار، ایوان کلومیتسف، دومین فرستاده روسیه شوروی در ایران ، چشم‌اندازی بر دوره آغازین روابط ایران و روسیه شوروی، فصلنامه تاریخ روابط خارجی ۱۳۸۱ شماره ۱۲؛ همچنین مقاله دیگر او؛ براوین، نخستین فرستاده دولت روسیه شوروی در ایران، تاریخ روابط خارجی ۱۳۷۹ شماره ۵؛ غفار دهناشی، براوین، نخستین فرستاده دولت روسیه شوروی در ایران، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، سال دوم شماره ۵ (پیاپی ۶، زمستان ۱۳۷۹ و بهار ۱۳۸۰)؛ حسین آبادیان، انگلستان و روابط ایران و شوروی (۱۹۲۱ ۱۹۱۷)، پژوهشنامه ادبیات و علوم انسانی، پیاپی ۵۲ (زمستان ۱۳۸۵).

در کتاب‌هایی نیز که به براوین اشاره شده است به اشتباه به نام کوچک وی تحت عنوان «کارل» اشاره شده است. در حالی که اغلب نویسندگان این آثار معاصر وی بوده و از نزدیک با براوین آشنایی داشتند. اشتباه در نگارش نام براوین از سوی این نویسندگان بسیار پرسش برانگیز است.

**. خسرو شاکری، میلاد زخم جنبش جنگل و جمهوری شوروی سوسیالستی ایران، تهران: اختران، ۱۳۸۶، در صص ۱۸۷-۲۳۷ به معرفی کارنامه براوین در ایران پرداخته است.

*** Ivan kolomitsev

**** کتاب سیمای پنهان پوپولیست‌های رشت نوشته پژمان دیلمی، در سال ۲۰۱۹ توسط نشر گردون در برلین به چاپ رسیده است. این کتاب شامل چهار مقاله دربارۀ جنبش جنگل است. مقالۀ مفصل نویسنده دربارۀ براوین تحت عنوان: «براوین در تهران مبانی سیاست شوروی در ایران» در صفحات ۸۵-۱۱۲ آمده است.

برچسب‌ها: