به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه معرفی منتخبان ادوار پیشین جشنواره بینالمللی شعر فجر، پژوهشی را مرور میکنیم که با نگاهی نو به یکی از کهنترین موضوعات ادبیات عرفانی یعنی بازخوانی زندگی شاعر در پرتو اثرش میپردازد. این کتاب که توسط انتشارات علمی در دسترس مخاطبان قرار گرفت، به عنوان اثر شایسته تقدیر در بخش «درباره شعر» نهمین دوره جشنواره بینالمللی شعر فجر (۱۳۹۳) شناخته شد.
قدرتالله طاهری (متولد ۱۳۴۸) عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشگر و منتقد ادبی است. از دیگر تألیفات او میتوان به «مبانی و اصول پژوهش در زبان و ادبیات فارسی» و «بانگ در بانگ؛ طبقهبندی، نقد و تحلیل جریانهای شعری معاصر ایران از ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۰» و… اشاره کرد.
کتاب «روایت سرّ دلبران» پژوهشی است که میکوشد بخشی از تجربههای فردی و زیسته مولانا جلالالدین محمد بلخی را در لایههای پنهان تمثیلات عرفانی-تعلیمی «مثنوی معنوی» کشف و تحلیل کند. این پژوهش از یک مقاله اولیه در «خوانش تاریخی داستان شاه و کنیزک» متولد شد؛ با این انگیزه که اشارات محققانی چون فروزانفر، زرینکوب، آنهماری شیمل و شمیسا را درباره ارتباط تجارب زیسته مولانا با تمثیلاتش، از حیث علمی تبیین کند.
نویسنده با این پیشفرض اصلی که میان جهان اثر هنری و تجربیات عینی خالق آن نسبتی برقرار است به سراغ مثنوی رفته تا بازتاب سایهوار زندگی پرفرازونشیب مولانا را در روایتهای آن ردیابی کند. طاهری تنها برای گردآوری و تطبیق اطلاعات در مورد داستان «پادشاه و کنیزک» پنج سال وقت صرف کرده تا پازلی درهمریخته را بازسازی کند.
این پژوهش بر دو پیشفرض استوار است: نخست، زندگی پرفرازونشیب و پرگسست مولانا که از کودکی با سفر و بیقراری همراه بوده و قطعاً بر شاکله ذهنی و آثارش تأثیر گذاشته است. دوم وجود نسبتی میان جهان اثر هنری و جهان عینی خالق آن. نویسنده با استفاده از چارچوبهای نظری مانند نظریه «هنر به منزله تجربه» جان دیویی، نظریه تعبیر رویای فروید (با تأکید بر شباهت ساختاری رویا و متن ادبی) و مراحل سیر تکامل روحی کییر کگور، روشی برای قرائت اثر بر اساس بافت زندگی مولانا ارائه داده است. از نگاه او مثنوی حاصل آمیزش «تجربههای آموخته» مولانا در دوران استقرار و «تجربههای زیسته» اوست که در قالب رویاهایی بیدارانه به شعر تبدیل شدهاند.
ساختار کتاب در شش فصل تنظیم شده است. فصل اول مبانی نظری و پیشفرضهاست که به سه اصل کلیدی میپردازد: رابطه هنر و تجربه فردی هنرمند، شباهت متن ادبی با رویا، و رابطه تجربه زیستی مولانا با مثنوی. فصل دوم فرآیند و حقیقت تحول روحی مولانا با اتکا به نظریه کییر کگور و مقایسه با فرایند تحول عطار نیشابوری است و سیر تکامل شخصیتی مولانا از «سپهر حسانی» به «سپهر ایمانی» را ترسیم میکند.
فصل سوم بازتاب زندگی مولانا و نزدیکان او در مثنوی با نگاهی انتقادی به منابع تاریخی است که به پنج بخش تقسیم میشود: بازتاب زندگی خود مولانا در آثارش، و سپس بازتاب شخصیتهای محوریای مانند شمس تبریزی، صلاحالدین زرکوب، حسامالدین چلبی و حضور غیرمستقیم علاءالدین محمد (پسر مولانا).
سه فصل پایانی نیز الگوی تحلیلی کتاب را بر سه داستان شاخص مثنوی تطبیق میدهند.
فصل چهارم، داستان «پادشاه و کنیزک» به عنوان بازنمایی دوران بحرانی زندگی مولوی؛ فصل پنجم، داستان «طوطی و بازرگان» به مثابه بازنمایی ورود او به سپهر دینی؛ و فصل ششم، «داستان دقوقی» به عنوان بازنمایی زیست او در سپهر اخلاقی.
طاهری میگوید که این اثر مدعی ارائه «خوانش نهایی» نیست بلکه یکی از خوانشهای ممکن از متنی چندلایه است و تنها بازتاب بخشی از تجربیات مولانا را در تعداد محدودی از تمثیلات بررسی میکند. او تأکید دارد که مولانا با هنرمندی، سرّ دلبران را در حدیث دیگران میریزد و زندگی خویش را در اعماق قصهها پنهان میسازد.
∎