محسن شایانفر، تهیهکننده سینما، در حاشیه مراسم خاکسپاری زندهیاد «رضا رویگری»، هنرمند پیشکسوت سینما و تلویزیون، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، با ابراز تأثر عمیق از درگذشت این هنرمند، اظهار داشت: درباره رضا رویگری حرفهای زیادی دارم؛ آنقدر مطلب هست که گفتنش از حوصله و زمان این گفتوگو خارج است. آشنایی و همکاری من با رضا به حدود ۳۰ تا ۳۵ سال پیش برمیگردد. در این سالها چندین کار مشترک با هم داشتیم و آخرین همکاری ما سریال «ملکوت» بود که در آن نقشی را بهشدت زیبا و تأثیرگذار ایفا کرد.
تهیهکننده سینما ادامه داد: حدود دو هفته پیش از فوتش، رضا به من زنگ زد. با همان صدای گرفته و مریضش گفت: «فردا تولدمه». واقعاً خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. سریع آدرس گرفتم و با جمعی از بچهها به همان آسایشگاهی که در آن اقامت داشت رفتیم تا خوشحالش کنیم. برایش کیک تولد گرفتیم و سعی کردیم لحظات شادی برایش بسازیم. اصلاً فکرش را نمیکردم که ظرف فقط دو هفته از میان ما برود. اما چه سعادتی بالاتر از این که قبل از رفتنش توانستیم اینهمه از او دلجویی کنیم.
وی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی و حرفهای رضا رویگری گفت: رضا واقعاً بازیگر خوشقدمی بود. سالها پیش، حدود ۲۷ یا ۳۰ سال قبل، زمانی که فیلم «شاخههای بید» را در اصفهان کار میکردیم، شبهای محرم بود. رضا هر شب به یکی از هیئتها میرفت و آواز میخواند. یادم هست یک شب در همان هیئت بحث و درگیریای پیش آمده بود؛ ماجراهایی از این جنس که «آقا بدین، ده بالا، ده پایین». همان موقع به او گفتم این صدا، این حال و هوا، یک نعمت است؛ نعمتی که شاید خود آدم همیشه متوجهاش نباشد.
شایانفر افزود: همین دو هفته پیش دوباره به او گفتم بعضی چیزها هست که انسان قدرش را نمیداند. امروز هم میبینید که صدای رضا چه تأثیری داشته؛ نه تبلیغ رسانهای در کار بوده، نه اطلاعرسانی خاصی، اما ببینید چه جمعیتی آمدهاند. این نشان میدهد که رضا چه جای عمیقی در دل مردم داشت. روحش شاد باشد.
این تهیهکننده سینما در ادامه خاطرنشان کرد: رضا توکل عجیبی داشت؛ باور کنید در شرایطی که خیلیها شاید ناامید میشدند، او ایمان و اعتقادش را حفظ میکرد. انصافاً آدم بسیار عزیزی بود. من همین دو هفته پیش هم به خودش گفتم: «رضا، تو بازیگر خوشقدم فیلمهای من بودی.» سه چهار کار با هم انجام دادیم و آخرینش همان سریال «ملکوت» بود که نقش داماد خبیث را بازی میکرد؛ دامادِ شخصیت آقای شریفینیا، و واقعاً هم زیبا و باورپذیر بازی کرد.
شایانفر ادامه داد: زیباترین تصویری که از رضا در ذهن من مانده، فقط به یک نقش یا یک فیلم محدود نمیشود. او کارنامهای پربار با آثار بیشمار داشت، اما به خودش هم گفتم که برای من، نقش «کیسان ابوعمره» یک چیز دیگر بود؛ نمادی از یک ایران قدیمی، از سلحشوریها و مردانگیهای گذشته. وقتی این را به او گفتم، خیلی حال کرد، انگار جان تازهای گرفت. گفت: «محسن جون، بیا بیشتر به من سر بزن.»
وی در پایان گفت: قرار گذاشته بودیم هر دو هفته یکبار به دیدنش برویم، اما نمیدانم چرا اینطور شد. واقعاً طبیعت زندگی عجیب است. فقط میتوانم بگویم آرزو میکنم روحش در آرامش باشد و یادش همیشه زنده بماند.
انتهای پیام/ 121
∎