شناسهٔ خبر: 76863351 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

افزایش بهره‌وری در برابر چالش اشتغال و درآمدهای محلی

صنعت معدنکاری به‌سوی تحول بنیادین در حال حرکت است؛ فناوری‌های نوظهور همچون هوش مصنوعی و اتوماسیون، روندها و آینده این صنعت را به‌طور اساسی تغییر خواهند داد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری ایمنا، صنعت معدنکاری در آستانه یک تحول بنیادین قرار دارد که می‌تواند چهره این صنعت را به طور کامل دگرگون کند. فناوری‌های نوظهور نظیر اتوماسیون، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، و سیستم‌های دیجیتالی در حال ورود گسترده به بخش معدنکاری در مقیاس بزرگ هستند و تأثیرات عمیقی بر اشتغال، درآمدهای مالیاتی، مشارکت زنان، و توسعه جوامع محلی خواهند داشت. این گزارش تحلیلی به بررسی موج جدید فناوری‌های معدنکاری، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن‌ها، و راهکارهای سیاستی برای ایجاد توازن میان مزایا و هزینه‌های این تحولات می‌پردازد و تأکید می‌کند که همکاری میان دولت‌ها، شرکت‌های معدنی و جوامع محلی برای مدیریت این دگرگونی ضروری است.‌

در طول تاریخ معدنکاری، نوآوری‌های فناورانه همواره نقش حیاتی در تمامی چرخه‌های پروژه‌های معدنی ایفا کرده‌اند. موج جدید پذیرش فناوری ترکیبی از فناوری‌های تکاملی و انقلابی است که تمرکز روزافزونی بر فناوری‌های اخیرالذکر وجود دارد. در سال‌های اخیر، شاهد شتابی چشمگیر در سرمایه‌گذاری بر فناوری‌های مخرب بوده‌ایم که بخش معدنکاری در مقیاس بزرگ سرانجام به پویایی‌ای دست یافته که پیشتر در بسیاری از بخش‌های دیگر پیشرفت کرده بود.‌

انگیزه‌های این تحول فناورانه متعدد و متنوع هستند. زمین‌شناسی دشوارتر، کاهش ذخایر کانسنگ، نیاز به معکوس کردن کاهش بلندمدت بهره‌وری، ضرورت بهبود ایمنی کارگران معدن، نیاز به مدیریت اثرات زیست‌محیطی، و واکنش به فشارهای ناشی از بحران کووید -۱۹ از مهم‌ترین عوامل به شمار می‌روند. این عوامل در مجموع، صنعت معدنکاری را به سمت دیجیتالی‌سازی و اتوماسیون هدایت کرده‌اند.‌

فناوری‌های موردنظر مجموعه‌ای از نوآوری‌های مختلف از حوزه‌های دیگر هستند که به صورت هماهنگ با یکدیگر کار می‌کنند، این فناوری‌ها در چهار دسته اصلی قرار می‌گیرند: اول، فعال‌کننده‌های دیجیتالی‌سازی نظیر سنسورهای شناسایی فرکانس رادیویی، پوشیدنی‌ها، پهپادها و ماهواره‌ها. دوم، کاربران داده‌های حجیم همچون یادگیری ماشین و هوش مصنوعی. سوم، یکپارچه‌کننده‌های داده‌های حجیم نظیر فناوری ۵G، اینترنت اشیا، نرم‌افزار مدیریت سیستم‌ها و فناوری بلاک‌چین. و چهارم، بهبوددهندگان فرایند همچون ماشین‌آلات خودکار، وسایل نقلیه الکتریکی، دوقلوهای دیجیتال، فناوری‌های مدیریت آب و بازیافت باطله، و تولید انرژی تجدیدپذیر.‌

این فناوری‌ها به صورت یکپارچه عمل می‌کنند و معدن آینده را شکل می‌دهند. به عنوان مثال، سنسورها داده‌های بلادرنگ را جمع‌آوری می‌کنند، سیستم‌های اینترنت اشیا این داده‌ها را انتقال می‌دهند، الگوریتم‌های هوش مصنوعی آن‌ها را تحلیل می‌کنند، و تجهیزات خودکار بر اساس این تحلیل‌ها عمل می‌کنند. این یکپارچگی است که قدرت واقعی موج جدید فناوری را شکل می‌دهد.‌

افزایش بهره‌وری در برابر چالش اشتغال و درآمدهای محلی

پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فناوری‌های نوین
تأثیرات بر اشتغال و نیروی کار

پیامدهای فناوری‌های جدید معدنکاری در مقیاس بزرگ بسته به نوع فناوری، نوع عملیات، سطح توسعه کشورها و زمینه اجتماعی آن‌ها متفاوت است. تأثیرات بر نیروی کار دشوار است که با قطعیت ارزیابی شوند، اما احتمالاً در برخی زمینه‌ها به دلیل نوآوری‌های جایگزین نیروی کار همچون اتوماسیون، پهپادها و اینترنت اشیا، تعداد شغل‌ها کمتر خواهد شد.‌

این امر به معنای ریسک بالا برای مشاغل کم‌مهارت و نیمه‌مهارت، و ریسک کمتر برای مشاغل بدون مهارت و بسیار ماهر یا تخصصی است. در همان زمان، مشاغل جدید با درآمد بالاتر در حوزه‌های بسیار ماهر نظیر فناوری اطلاعات و مهندسی ایجاد خواهد شد. شایان ذکر است که بخش معدنکاری در مقیاس بزرگ همچنین با رقابت روزافزونی از سوی بخش‌های دیگر همچون صنعت فناوری روبرو خواهد شد که از قبل بیشتر مورد توجه نسل جوان‌تر کارگران قرار دارند.‌

تأثیرات نهایی پیچیده‌تر از یک کاهش ساده در تعداد شغل‌ها هستند و شامل یک بازساختاری پویا می‌شوند که در آن برخی مشاغل از بین می‌روند، برخی بازتعریف می‌شوند و برخی مشاغل جدید ایجاد می‌شوند. یک تنش کلیدی این است که مشاغل جدید ایجادشده ممکن است در جوامع تحت تأثیر معدن مستقر نباشند یا برای افراد محلی که فاقد مهارت‌های موردنیاز هستند قابل دسترس نباشند.‌

پیامدهای مالیاتی و مالی

فناوری‌های جدیدی که نیروی کار را کاهش می‌دهند ممکن است تأثیرات منفی مالیاتی مهمی داشته باشند و مالیات‌های حقوق و دستمزد دریافتی توسط دولت‌های میزبان را کاهش دهند. آن‌ها همچنین ممکن است درآمدها را افزایش دهند، با توجه به حقوق بالاتری که در مشاغل جدید ایجادشده کسب می‌شود، اما تنها در صورتی که آن کارمندان مالیات را در کشور پرداخت کنند، تأثیرات بر مالیات‌های درآمد شرکتی نیز نامشخص هستند و به شدت بسته به زمینه خواهند بود. تغییر محل ارزش افزوده در طول زنجیره ارزش به ارائه‌دهندگان خارجی فناوری‌های جدید و خدمات اطلاعاتی، فعالیت‌های مشمول مالیات را در کشورهای میزبان کاهش می‌دهد و ریسک افزایش فرصت‌ها برای فرسایش پایه و جابجایی سود را ایجاد می‌کند.‌

فناوری‌های جدید مجموعه بسیار متفاوتی از تأثیرات را در عملیات معدنکاری دستی و در مقیاس کوچک خواهند داشت. اگر معدنکاری در مقیاس بزرگ کارگران کم‌مهارت را اخراج کند، بسیاری به بخش غیررسمی روی خواهند آورد، با پیامدهای اجتماعی و زیست‌محیطی که به سیاست‌های ملی و ظرفیت مدیریت این بخش بستگی دارد.‌

تولیدکنندگان معدنکاری دستی همچنین ممکن است با فشارهای قیمتی از معادن در مقیاس بزرگ به طور فزاینده کارآمد روبرو شوند. پذیرش فناوری‌های پایه در بخش معدنکاری دستی وعده‌های بزرگی برای کارآیی، ایمنی کارگران و عملکرد زیست‌محیطی دارد - زمینه‌هایی که در آن‌ها معدنکاری دستی به طور سنتی در انجام آن‌ها دچار مشکل بوده است. اما فناوری‌های بهبوددهنده بهره‌وری به ویژه ریسک‌های بزرگی نیز برای یکی از زمینه‌هایی که معدنکاری دستی به طور سنتی بهتر از معدنکاری در مقیاس بزرگ عمل کرده دارند: اشتغال تعداد زیادی از کارگران کم‌مهارت، شامل سهم بزرگی از زنان و جوانان.‌

راهکارهای سیاستی برای ایجاد تعادل جدید

اگر فناوری‌های جدید منجر به کاهش اشتغال و فرسایش دیگر ارزش‌هایی شوند که فعالیت‌های معدنکاری به جوامع محلی و کشورهای میزبان می‌آورند، چه سیاست‌هایی را دولت‌ها برای برقراری مجدد تعادل در "قرارداد" سنتی باید در نظر بگیرند؟ سیاست‌های ارزیابی‌شده در این گزارش در چهار دسته گسترده قرار می‌گیرند.‌

سیاست‌های هدف‌گذاری‌شده برای اشتغال در بخش معدنکاری باید به وضوح شامل تمرکز بر رفع ناهماهنگی نگران‌کننده میان مهارت‌های موجود افراد محلی و مهارت‌های موردنیاز در معدن آینده باشند. این امر مستلزم رویکرد مشارکتی است، با دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی که به دقت با صنعت معدنکاری همکاری می‌کنند تا برنامه‌های آموزشی را طراحی و به طور منظم بازنگری کنند، و دولت‌ها با شرکت‌های معدنی مشورت می‌کنند تا درک بهتری از مهارت‌های موردنیاز با توجه به برنامه‌های سرمایه‌گذاری داشته باشند.‌

این همچنین نیاز به داده‌های پایه خوبی در مورد وضعیت مهارت‌ها و مهارت‌های موردنیاز در آینده دارد، با توجه ویژه به چالش‌ها و فرصت‌ها برای زنان، افراد محلی و جمعیت‌های حاشیه‌نشین. تقریباً همه کشورها نیاز به افزایش سطوح هزینه‌کرد بر آموزش دارند و افزایش ارائه مهارت‌های بنیادی در علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات، به ویژه برای زنان. تمرکز بر یادگیری مادام‌العمر برای آماده کردن کارگران برای تغییرات اجتناب‌ناپذیر موردنیاز است.‌

دولت‌ها همچنین ممکن است به ابزارهای آشنای محتوای محلی همچون الزامات استخدام کارگران محلی یا تعهدات برای تدارک کالاها و خدمات محلی روی آورند. با این حال، در حالی که سطوح پایین‌تر اشتغال ممکن است چنین سیاست‌هایی را فوری‌تر کنند، آن‌ها همچنین آن‌ها را چالش‌برانگیزتر می‌سازند. تعیین اهداف قابل دستیابی اشتغال یا تدارکات ممکن است شامل اصابت به یک هدف در حال فرورفتن باشد، زمانی که با فناوری‌هایی سروکار دارید که تعداد کل کارگران استخدام‌شده و همچنین مقدار کالاها و خدمات مرتبط با کارمند موردنیاز را کاهش می‌دهند.‌

افزایش بهره‌وری در برابر چالش اشتغال و درآمدهای محلی

دولت همچنین می‌تواند از سیاست‌های هدف‌گذاری‌شده برای استفاده از عملیات معدنی برای تقویت تنوع‌بخشی و اشتغال خارج از بخش معدنکاری استفاده کند. این سیاست‌ها باید اطمینان حاصل کنند که فرصت‌های جدید مشاغل شایسته را تأمین و حقوق کارگران را محافظت می‌کنند. یک مجموعه از سیاست‌ها، شرکت‌های معدنی را برای مشارکت در سرمایه‌گذاری تأثیر اجتماعی حمایت، تشویق یا با آن‌ها همکاری می‌کند: سرمایه‌گذاری انجام‌شده با هدف تولید تأثیر اجتماعی و زیست‌محیطی مثبت و قابل اندازه‌گیری در کنار بازده مالی.‌

در سناریوهایی که فناوری جدید معدنکاری تعداد قابل توجهی از کارگران را جایگزین می‌کند، دولت‌ها باید از کارگران با استراتژی‌های انتقالی که شامل سیاست‌های حمایتی همچون مزایای بیکاری هستند حمایت کنند، هرچند این‌ها به ظرفیت مالیاتی بستگی دارند که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه وجود ندارد. آن‌ها همچنین می‌توانند مشارکت‌های کارفرما و حقوق و دستمزد را به طرح‌هایی همچون صندوق‌های بازنشستگی، بیمه دستمزد یا صندوق‌های بیمه اجتماعی که کارگران می‌توانند برای حمایت از مسیرهای انتقال خود به آن‌ها دسترسی داشته باشند الزامی کنند.‌
اگر فناوری جدید معدنکاری در مقیاس بزرگ مزایای مرتبط با اشتغال را کاهش دهد، یک خط احتمالی پاسخ سیاستی شامل افزایش مالیات‌های ارزیابی‌شده بر عملیات معدنکاری است و به نوعی استفاده از درآمدها برای جبران خسارت کارگران تحت تأثیر و جوامع و تسهیل انتقال. این می‌تواند مشابه مالیات غیرمنتظره بر سودهای حاصل از کارآیی‌های جدید باشد، زیرا اکثر فناوری‌های جدید کارآیی عملیات را افزایش خواهند داد.‌

با این حال، کارآیی مترادف با افزایش سودآوری نیست، و مشخص نیست که منجر به سودهای قابل توجه و پایدار در طول زمان برای عمل به عنوان پایه‌ای قابل اجرا برای چنین مالیات‌هایی شود. صرف نظر از اینکه آیا فناوری سود را افزایش می‌دهد، افزایش مالیات می‌تواند راهی برای شرکت‌های معدنی باشد تا ارزشی را که قبلاً از طریق اشتغال به ارمغان می‌آوردند جایگزین کنند.‌

سرانجام، مجموعه‌ای از سیاست‌ها و ابتکارات وجود دارند که به دنبال یافتن راه‌هایی هستند که در آن برخی فناوری‌ها ممکن است انواع جدیدی از مزایا را به کارگران، جوامع محلی و کشورهای میزبان ارائه دهند تا تأثیرات مخرب مدل جدید معدنکاری را جبران کنند، در حالی که اکثر توسعه فناوری‌های پیشرفته و راه‌حل‌های دیجیتال برای بخش معدنکاری در مقیاس بزرگ توسط تعداد اندکی از شرکت‌های جهانی فناوری هدایت می‌شود، فضایی برای توسعه فناوری محلی وجود دارد که اگر به درستی حمایت شود، منجر به مسیرهای جدید توسعه اقتصادی می‌شود. ارائه‌دهندگان فناوری محلی می‌توانند راه‌حل‌های سفارشی به مشکلات خاص محلی ارائه دهند با توسعه راه‌حل‌های فناورانه جدید یا با تطبیق فناوری‌های موجود با شرایط و نیازهای محلی.‌

به عنوان بخشی از تلاش‌های سرمایه‌گذاری تأثیر اجتماعی، شرکت‌های معدنی باید در نظر بگیرند که برخی از راه‌حل‌های فناورانه را با جوامع همسایه به اشتراک بگذارند تا انعطاف‌پذیری را حمایت و فرصت‌های توسعه جدید ایجاد کنند، هزینه شرکت‌های معدنی برای سرمایه‌گذاری‌های "میل آخر" برای منفعت جوامع ممکن است بالا نباشد اگر در طراحی اولیه پروژه‌ها یکپارچه شوند، برای جوامع با این حال، مزایا می‌توانند تغییردهنده بازی باشند زیرا فناوری‌ها امکان‌سنج فرصت‌های اقتصادی، بهبودهای اجتماعی و مدیریت زیست‌محیطی هستند.‌

معدنکاری دستی و در مقیاس کوچک می‌تواند از روش‌های متعددی از فناوری‌ها که بیشتر پیچیده یا پرهزینه نیستند و برای مقیاس این بخش مناسب هستند بهره‌مند شود؛ خردکن‌ها، آسیاب‌ها و شستشوگرهای مکانیکی، به عنوان مثال، یا استفاده از بلاک‌چین یا اثرانگشت تحلیلی. این گونه فناوری‌ها می‌توانند بهره‌وری، سلامت و ایمنی کارگران، و نتایج زیست‌محیطی را بهبود بخشند و می‌توانند به تأیید زنجیره‌های تأمین مسئولانه کمک کنند.‌

شرکت‌های معدنی باید در نظر بگیرند که اتصال پرسرعت را با جوامع محلی به اشتراک بگذارند. برای مؤثر بودن، چنین تلاش‌هایی باید بخشی از یک ابتکار گسترده‌تر باشند و مناسب‌ترین حالت در هماهنگی با دولت‌های محلی و ملی انجام شوند، به عنوان مکمل برنامه‌های گسترده‌تر دولتی، دسترسی به اینترنت پرسرعت می‌تواند امکان‌ساز قدرتمندی برای توسعه باشد.‌

معدن پرداده آینده شامل جریان‌های بلادرنگ اطلاعات از سنسورهای همه‌جا حاضر خواهد بود. برخی از آن داده‌ها ممکن است برای جوامع محلی بسیار موردعلاقه باشند. نمونه‌هایی از این نوع داده‌ها شامل خوانش‌های پایداری سد باطله و خوانش‌های کیفیت آب خروجی می‌شود. اعطای دسترسی جوامع مجاور به این جریان‌های داده در زمان واقعی برای افراد تحت تأثیر بسیار ارزشمند خواهد بود و می‌تواند به ساختن مجوز اجتماعی قوی برای عملیات کمک کند.‌

فناوری‌های جدید ممکن است فرصت‌هایی برای بهبود نظارت دولت بر بخش معدنکاری و حکمرانی منابع به طور کلی به ارمغان بیاورند. دیجیتالی‌سازی عملیات به این معنا خواهد بود که سایت‌های معدنی به حجم قابل توجهی از داده‌های بلادرنگ دسترسی خواهند داشت. ابزارهای نظارت بر جریان و کیفیت مواد معدنی استخراج‌شده می‌توانند جمع‌آوری درآمد دولت را تقویت کنند با ارائه اطلاعات تفصیلی به دولت‌ها در مورد درجه و مقدار کانسنگ‌های استخراج‌شده.‌

موج فناوری جدیدی که بر بخش معدنکاری در مقیاس بزرگ جاری است، چهره صنعت را تغییر خواهد داد، همان‌طور که تغییرات فناورانه بخش‌هایی همچون خرده‌فروشی، سرگرمی و ارتباطات را مختل کرده است. هچون آن موارد، تغییرات شامل هزینه‌ها و مزایا خواهند بود. نگرانی ما نه آن‌قدر این است که آن هزینه‌ها و مزایا چگونه متعادل می‌شوند، بلکه بیشتر این است که چگونه توزیع می‌شوند.‌

در مواردی که جوامع تحت تأثیر معدن و کشورهای میزبان غنی از منابع هزینه‌هایی را از نظر اشتغال از دست‌رفته می‌بینند که برای آن از نظر مزایا جبران نمی‌شوند، این یک موضوع حیاتی توسعه و مجوز اجتماعی برای عملیات است، بررسی سیاست‌ها برای مقابله با این چالش هیچ راه‌حل جادویی کشف نمی‌کند؛ هیچ راه‌حل سیاستی واحدی وجود ندارد. در رأس فهرست، تمرکز بر سیاست آموزش، آموزش مهارت‌ها و مؤسسات آموزشی قرار دارد. این شامل همکاری نزدیک میان دولت‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات یادگیری خواهد بود تا کمک کنند اطمینان حاصل شود که افراد محلی می‌توانند مشاغل آینده را پر کنند، به تغییرات مداوم انطباق‌پذیر بمانند، و می‌توانند به نوآوری و کارآفرینی که از بخش معدنکاری متنوع می‌شود کمک کنند. این فرصتی است برای پرداختن به شکاف‌های جنسیتی در آموزش و مهارت‌ها برای مشاغل معدنی آینده.‌

افزایش بهره‌وری در برابر چالش اشتغال و درآمدهای محلی

همچنین امیدوارکننده است راه‌های متعددی که دولت‌ها و شرکت‌های معدنی ممکن است از فناوری‌های جدید به عنوان راه‌حلی برای مشکلاتی که برخی فناوری‌ها ممکن است رها کنند استفاده کنند تا مزایایی را به جوامع و مناطق محلی بیاورند. وعده بزرگی می‌بینیم (اما همچنین چالش‌های دلهره‌آور) در تغییر رویه‌های معمول برای همکاری‌ها برای تقویت تنوع‌بخشی از بخش معدنکاری در مقیاس بزرگ، و در مدلی که بیشتر شبیه سرمایه‌گذاری تأثیرگذار است.

راه‌حل‌های سیاستی دیگر دشوارتر یا پر از عدم قطعیت به نظر می‌رسند. افزایش مالیات ممکن است پایه‌ای برای حمایت دولت از کارگران و جوامع تحت تأثیر، برای سیستم‌های آموزشی و برای تلاش‌ها برای انتقال باشد، اما نباید به عنوان راه‌حل سیاستی انحصاری دنبال شود. سیاست‌های محتوای محلی در تدارکات و اشتغال بسیار مهم هستند، اما ممکن است شامل تیراندازی به یک هدف در حال فرورفتن باشند، زیرا فرصت‌ها هم برای اشتغال و هم برای تدارکات کوچک می‌شوند.‌

همه این سیاست‌ها نیاز به ساخته شدن بر اطلاعات بهتری دارند (در مورد مشاغل در معرض خطر، ناهماهنگی‌های مهارتی، سودآوری و تقاضای آینده برای کالاها و خدمات) از آنچه بسیاری از دولت‌ها اکنون دارند. هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌توانند از طریق دولت‌های به تنهایی عمل‌کننده اتفاق بیفتند: شعار همکاری است. همه این‌ها سیاست معدنکاری را به سمت تلاقی فزاینده با سیاست صنعتی گسترده‌تر می‌برد، از جمله استراتژیک بودن در مورد انتقال به آینده‌ای کم‌کربن که منابع معدنی کلیدی آن خواهند بود. این مسیری است که احتمالاً به هرحال باید دنبال می‌شد، اما ظهور فناوری جدید اکنون آن را حتی مهم‌تر می‌کند.