حسن هانی زاده، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به دیدار رییس اقلیم کردستان عراق با فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: قبل از هر چیز باید توجه داشت که نیروهای قسد در طول سالهای گذشته نقش تأثیرگذاری در مقابله با جریانهای تکفیری مثل داعش داشتند. این نیروها، علاوه بر این نقش، بخشی از ساختار جامعه سوریه را تشکیل میدهند و اصولاً کردهای سوریه، بهطور عمده در مناطقی مثل حلب، قامشلی و حسکه استقرار دارند و همواره در طول دوران حاکمیت بشار اسد، بهعنوان یکی از ارکان اصلی ساختار سوریه شناخته میشدند اما در عین حال، این گروه اقلیتی، از حقوق کامل برخوردار نبودند. پس از سقوط بشار اسد، نیروهای دموکراتیک سوریه و مجموعه کردهای سوریه خواستار خودمختاری و خودگردانی در مناطق کردنشین مثل عین العرب، قامشلی، حسکه و بخشی از حلب شدند اما دولت احمد الشرع، رئیس جمهور موقت سوریه، در ابتدا یک توافقنامه با نیروهای وابسته به اسد داشت.
وی ادامه داد: با این حال، گاهی اوقات نیروهای وابسته به احمد الشرع به کردهای سوریه و نیروهای قسد حمله میکردند که با واکنشهایی مواجه میشد. اخیراً درگیریهایی در حلب تشدید شد که منجر به فرار شمار زیادی از عناصر داعش از زندانها شده است و اساساً این موضوع یک خطر بزرگ برای سوریه و اعراب تلقی میشود. این در حالیست که ترکیه به صورت کلی روی قدرتگیری قسد حساس است و سعی میکند نیروهای مؤثر در عرصههای سیاسی، امنیتی و نظامی سوریه را به حاشیه ببرد. در مقابل، آمریکاییها نگاهی متفاوت نسبت به کردهای سوریه دارند و سعی میکنند امتیازهایی از دولت جولانی بگیرند و آنها را در اختیار نیروهای دموکراتیک سوریه قرار دهند و آنها را بخشی از ساختار امنیتی و نظامی سوریه تلقی کنند. پس از درگیریهای خونینی که در حلب بین نیروهای قسد و دولت سوریه رخ داد، یک توافقنامه امنیتی و نظامی بین دو طرف امضا شد، اما با توجه به گستردگی ناامنیها و این توافقنامه، آمریکاییها تلاش میکنند در این شرایط از اقلیم کردستان و رهبران آن برای آرام کردن کردها بهطور مقطعی استفاده کنند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: بر این اساس دیدار مظلوم کوبانی با مقامات اقلیم کردستان عراق میتواند یک نقطه آرامشی در سوریه باشد و باعث شود که کردهای سوریه و نیروهای قسد سلاح خود را علیه دولت احمد الشرع به کار نگیرند. در مورد روابط اقلیم کردستان با قسد و جولانی، باید گفت که هر دو طرف حمایت آمریکا را دارند. قاعدتاً ممکن است افکار جولانی و تیمش نسبت به کردها یک نگاه مشکوک داشته باشد، اما بهطور کلی، رابطه اقلیم کردستان با قسد را باید بهگونهای تعریف کرد که نشاندهنده یک تعامل مبتنی بر منافع مشترک است. جولانی و حتی اسرائیل نیز نگاه خاصی به اقلیم کردستان دارند؛ به گونهای که احمد الشرع یک نگاه پانعربیستی نسبت به قومیتهای موجود در سوریه و عراق دارد و قصد ندارد به طوایف موجود در سوریه امتیازی بدهد یا آنها را در حاکمیت مشارکت دهد. اما با توجه به فشار آمریکا از یک سو برای دادن امتیاز به نیروهای قسد و نارضایتی ترکیه از قدرتگیری نیروهای دموکراتیک سوریه، بهنظر میرسد که استفاده از اقلیم کردستان و رهبران آن برای آرام کردن نیروهای قسد میتواند به نفع احمد الشرع باشد؛ هرچند که دولت ترکیه تمایلی به نفوذ اقلیم کردستان در سوریه ندارد.
وی افزود: به همین دلیل، بهنظر میرسد که احمد الشرع بهطور تاکتیکی به اقلیم کردستان نزدیک شده و به قسد نیز نزدیک است تا بتواند از این مرحله عبور کند. در نهایت، اگر بخواهیم جمعبندی کنیم، بهنظر میرسد که آینده سوریه در کوتاهمدت بین دو طیف اصلی، یعنی طیف جولانی و قسد، تعیین خواهد شد اما احتمال التهاب وجود دارد، بهویژه با توجه به بحث ادغام نیروهای اسد در نیروهای مسلح سوریه؛ چراکه این نیروها دنبال مسئولیتهای بالایی در وزارت کشور و وزارت دفاع هستند. از سوی دیگر، بازیگران محیطی و پیرامونی سوریه نیز در این زمینه نقش دارند و به طور مثال ترکیه نگاه خوشبینانهای نسبت به قسد ندارد، آمریکاییها دنبال تقویت این نیروها بودند و رژیم صهیونیستی نیز دنبال این است که یک نوع خودمختاری برای کردها داشته باشد و این روند همچنان که این رژیم از نیروهای درزی و قومیت درزی در جنوب سوریه حمایت میکند، ادامه دارد. به همین دلیل، سوریه امروز محل تلاقی قدرتهای منطقهای و بینالمللی است.
هانی زاده در پایان خاطرنشان کرد: توافقنامه اخیر میتواند به یک آرامش نسبی در سوریه منجر شود، اما با توجه به اینکه نیروهای خودسر وابسته به جولانی، مثل هیئت تحریرالشام، گاه به گاه به طوایف مختلف حمله میکنند، بهنظر میرسد که درازمدت، سوریه شاهد درگیریهای داخلی در مناطق مختلف بین علویها، دزدیها، مسیحیها، کردها و اقلیتهای دیگر خواهد بود. این وضعیت نهتنها برای سوریه، بلکه برای تمامی منطقه خطرناک است. در نهایت، آینده سوریه بهخوبی به تعاملات داخلی و بینالمللی بستگی دارد. اگر نیروهای مختلف بتوانند به توافقهای جدی و پایدار دست پیدا کنند، ممکن است یک مرحله جدید از بازسازی و آرامش در سوریه آغاز شود، اما اگر فشارهای داخلی و خارجی ادامه یابد، سوریه ممکن است دچار یک دوره جدید از ناامنی و تنش شود. سوریه امروز یک نمونه برجسته از چگونگی تداخل منافع قدرتهای بزرگ در یک کشور کوچک است. این کشور نهتنها بهخودیخود درگیر جنگ داخلی است، بلکه یک میدان نبرد برای منافع منطقهای و جهانی نیز محسوب میشود. بنابراین، هرگونه پیشرفت در سوریه باید با توجه به این واقعیت تحلیل شود.