اجلاس داووس نمایشنامهای از پایان یک توهم بزرگ برای اروپا بود. سران اروپا در مرتفعترین شهر قارهشان جمع شدند و مواضع بیسابقهای علیه ایالات متحده آمریکا گرفتند. برخلاف دورههای گذشته که در آن رهبران غربی با خوشرویی از وحدت رویه سخن میگفتند، در این دوره سران اروپا صراحتاً اعتراف کردند دوران اعتماد میان اروپا و آمریکا به پایان رسیده و عصر جدیدی آغاز شده که در آن «قانون جنگل» جایگزین معاهدات بینالمللی شده است. در کانون این تقابل، دونالد ترامپ ایستاده است؛ رئیسجمهوری که با رویکردی تهاجمی و فراتر از عرفهای دیپلماتیک، متحدان سنتی خود را به سمتی سوق داده که میان «بردگی داوطلبانه» و «تقابل پرهزینه»، یکی را انتخاب کنند.
ترامپ در روز پایانی به این اجلاس اضافه شد و طبق معمول علیه همه موضعگیری کرد. او سخنرانیاش را اینگونه آغاز کرد که در جمع حاضر دوستان زیادی دارد و البته تعدادی هم دشمنش هستند! رئیسجمهور آمریکا در ادامه به تعریف و تمجید از خودش پرداخت و با کنایه به جنگ جهانی دوم گفت اگر آمریکا نبود اکنون همه شما به زبان آلمانی و کمی ژاپنی حرف میزدید. ترامپ در ادامه اروپا را در حال نابودی دانست و با تمسخر عینک آفتابی امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه هنگام سخنرانی در روز دوم داووس، مجدداً به طرح مالکیت گرینلند پرداخت. او با تهدید مجدد علیه این جزیره گفت: «میتوانید بگویید بله و ما بسیار قدردان خواهیم بود یا میتوانید بگویید نه و ما این را به یاد خواهیم داشت!» ترامپ همچنین به توهین علیه مردم سومالی پرداخت و گفت آنها ضریب هوشی پایینی دارند و «دزدهای دریایی خوبی» هستند.
جرقهای بر انبار باروت
بحران گرینلند که زمانی شاید تنها یک شوخی یا ایده خام در فضای مجازی به نظر میرسید، اکنون به جدیترین گسل میان واشنگتن و قاره سبز تبدیل شده است. دونالد ترامپ با بازگشت به کاخ سفید، پروژه قدیمی و ۷۰ ساله ایالات متحده برای تملک بر این جزیره استراتژیک را با رویکردی تهاجمی بازگشایی کرد. این موضوع که از سال ۱۹۴۶ و دوران هری ترومن در اسناد امنیت ملی آمریکا وجود داشت، در دستان ترامپ به ابزاری برای تحقیر حاکمیت ملی اروپا تبدیل شد.
تنشها زمانی به اوج خود رسید که ترامپ صراحتاً اعلام کرد قصد تصاحب یا الحاق این قلمرو خودمختار تحت حمایت دانمارک را دارد. واکنش اروپاییها به این موضوع - که به نظر میرسد ناشی از درسهای پرونده اوکراین است - مثل سابق نبود. نماینده دانمارکی پارلمان اروپا با لحنی بیسابقه خطاب به رئیسجمهور آمریکا از واژگانی استفاده کرد که ترامپ احتمالاً در چرتهای بیپایانش نمیدید. این واکنشهای تند، ناشی از این درک است که ترامپ دیگر به مرزهای حاکمیتی متحدان خود در ناتو احترام نمیگذارد. برای نخستینبار در تاریخ این ائتلاف نظامی، یک عضو ارشد، عضو دیگر را به تصاحب قلمرو و تغییر مرزها تهدید کرده است؛ اتفاقی که زلزلهای در اعتماد درونناتویی ایجاد کرده و این سازمان را تا مرز بیمعنایی پیش برده است.
جهان به سمت بیقانونی میرود
در میان رهبران اروپایی، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه به عنوان صریحترین مخالف سیاستهای ترامپ در داووس ظاهر شد. مکرون که پیشتر تلاش میکرد با دیپلماسی شخصی و ارسال پیامهای دوستانه، ترامپ را به یک نظم بینالمللی متعهد نگه دارد، اکنون به سیم آخر زده است. انتشار پیامهای خصوصی مکرون توسط ترامپ که در آن رئیسجمهور فرانسه از همکاری در پروندههای حساس مانند ایران و سوریه سخن گفته بود، اما در عین حال از رویکرد آمریکا در قبال گرینلند ابراز شگفتی کرده بود، تیر خلاصی بر روابط شخصی این دو بود.
مکرون در سخنرانی خود در داووس، با لحنی تند از «حرکت جهان به سوی بیقانونی» انتقاد کرد. او با اشاره به تهدیدات ترامپ علیه تمامیت ارضی کشورها، اعلام کرد اروپا تسلیم «قلدرها» نخواهد شد. مکرون به صراحت از اصطلاح «قانون قویترینها» استفاده کرد و پیشتر نیز هشدار داده بود که پیروی کورکورانه از قدرت آمریکا به «بردگی داوطلبانه» میانجامد. او تأکید کرد کشورهای اروپایی نباید و نمیتوانند به «تحتالحمایههای» واشنگتن تبدیل شوند. تهدید ترامپ به وضع تعرفههای ۲۰۰ درصدی بر محصولات صادراتی فرانسه مانند مشروبات الکلی، در پاسخ به مخالفتهای مکرون، نشان داد که آمریکا از تجارت به عنوان سلاحی برای ترور حاکمیت ملی متحدانش استفاده میکند.
نظم مبتنی بر قانون دروغ بود!
یکی از متفاوتترین بخشهای نشست داووس امسال، سخنان رهبرانی بود که سالها زیر سایه هژمونی آمریکا فعالیت میکردند. نخستوزیر کانادا در اظهاراتی بیسابقه اذعان کرد که شعار «نظم مبتنی بر قوانین» تا حد زیادی یک دروغ بوده است. او فاش کرد که کشورهای غربی همواره میدانستند قوانین بینالمللی به صورت گزینشی اجرا میشوند، اما چون این نمایش به نفع آنها بود و سلطه آمریکا منافعشان را تأمین میکرد، سکوت میکردند.
امروز اما این معامله دیگر برای متحدان آمریکا سودآور نیست. رهبران اروپا و کانادا خود را در میانه یک «گسست» بزرگ میبینند. آنها متوجه شدهاند که دیگر در «گذارهای آرام» نیستند، بلکه در دنیایی زندگی میکنند که در آن اگر «در کنار میز نباشید، بخشی از منوی غذا خواهید بود.»
ناتو در ناتو
برای 80 سال، ناتو ستون فقرات امنیت اروپا بود. اما اکنون، تهدید ترامپ به اعمال تعرفه علیه کشورهای عضو ناتو (مانند نروژ، سوئد، آلمان و بریتانیا) به دلیل همبستگی آنها با دانمارک در پرونده گرینلند، این پیمان را با چالش مواجه کرده است. برای اروپاییها، این پرسش مطرح است که چطور میتوان با کشوری در یک پیمان دفاعی ماند که خود آن کشور، تمامیت ارضی اعضا را تهدید میکند و از ابزارهای اقتصادی برای باجخواهی سیاسی استفاده میبرد؟ ترامپ صراحتاً اعلام کرده که دیگر تعهدی به «صلح به هر قیمت» ندارد و تنها به آنچه برای ایالات متحده «خوب و مناسب» است فکر میکند، حتی اگر این به معنای زیر پا گذاشتن منشور سازمان ملل و نقض حاکمیت متحدانش باشد.
نباید برده ترامپ باشیم
یکی از مواضع جالب توجه در نشست امسال، سخنان نخستوزیر بلژیک بود. او با صراحت اعلام کرد اروپا اگر میخواهد برده ترامپ نباشد، باید بسترهای فناوری و اقتصادی مستقل خود را بسازد. او هشدار داد که بدون استقلال در حوزههای کلیدی مانند هوش مصنوعی، انرژی و فناوریهای نوین، اروپا عملاً در وضعیت «بردگی» نسبت به ایالات متحده قرار خواهد گرفت.
به نظر میرسد اروپا دیگر امیدی به بازسازی روابط نرمال با آمریکا ندارد. کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا نیز در داووس تأکید کرد که این یک «فراخوان بیدارباش» بزرگ است. اروپا باید بیاموزد که به تنهایی بایستد، بر تجارت داخلی خود تکیه کند و خود را برای دنیایی آماده کند که در آن آمریکا یک رقیب تهاجمی و غیرقابل پیشبینی است.
جبهه جدید جنگ سرد
تنشهای اروپا و آمریکا در گرینلند را نمیتوان جدا از فعالیتهای روسیه و چین در قطب شمال تحلیل کرد. روسیه بیش از نیمی از خط ساحلی قطب را در اختیار دارد و به سرعت در حال نظامیسازی این منطقه است. چین نیز خود را یک قدرت «نزدیک به قطب» نامیده و به دنبال سرمایهگذاری در زیرساختهای گرینلند است.
واکنش ترامپ به این تهدیدات، به جای همکاری با اروپا، تلاش برای «بلعیدن» منطقه است. او معتقد است اروپا قدرت یا اراده کافی برای ایستادگی در برابر روسیه در قطب شمال را ندارد و بنابراین آمریکا باید مستقیماً کنترل این مناطق را در دست بگیرد. این نگاه امپریالیستی، اروپاییها را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ آنها از یکسو نگران توسعهطلبی روسیه هستند و از سوی دیگر، با آمریکایی روبهرو هستند که میخواهد به بهانه حفاظت، حاکمیت آنها را غصب کند.
پلن B اروپا
درحالیکه واشنگتن به سمت انزواگرایی تهاجمی حرکت میکند، سایر نقاط جهان در حال بازآرایی خود هستند. امضای قرارداد تجاری میان اتحادیه اروپا و کشورهای مرکوسور (آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه) در میانه اجلاس داووس، مصداقی از این بازآرایی قدرت بدون آمریکا بود. همچنین، چرخش کانادا به سمت چین برای تلطیف روابط و ایجاد یک حاشیه امن در برابر خصومتهای احتمالی آمریکا، نشاندهنده این است که حتی نزدیکترین همسایگان ایالات متحده نیز دیگر به امنیت ایجاد شده توسط واشنگتن اعتمادی ندارند. این حرکتها نشاندهنده شکلگیری یک بلوک جدید از «قدرتهای متوسط» است که سعی دارند با همکاری یکدیگر، در برابر تلاطمهای ناشی از سیاستهای ترامپ مقاومت کنند. اروپا امروز به واقعیت تلخی پی برده که میگوید دوران وابستگی به «چتر حمایتی آمریکا» به پایان رسیده است. ترامپ با سیاست «اول آمریکا» به هر قیمتی، به متحدان خود آموخت که هیچ قانون ثابتی وجود ندارد و فقط قدرت عریان است که روندها را تعیین میکند. سران حاضر در داووس، با وجود تمام انتقاداتشان، اکنون میدانند که باید میان تسلیم شدن در برابر تعرفهها و تهدیدات، یا بازتعریف هویت اروپایی به عنوان یک قدرت مستقل و مقتدر، یکی را انتخاب کنند.