شناسهٔ خبر: 76845853 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

عارف قزوینی؛ وقتی شعر و موسیقی به زبان آزادی تبدیل می‌شوند

در تاریخ معاصر ایران، کمتر نامی را می‌توان یافت که تا این اندازه مرز میان شعر، موسیقی و سیاست را درنوردیده باشد. ابوالقاسم عارف قزوینی، شاعر و تصنیف‌ساز نام‌آشنای عصر مشروطه، نه‌فقط با کلمات، که با صدا و نغمه، به بیان دردها و آرزوهای جامعه‌ای پرداخت که در آستانه‌ دگرگونی ایستاده بود.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ معاصر ایران، کمتر نامی را می‌توان یافت که تا این اندازه مرز میان شعر، موسیقی و سیاست را درنوردیده باشد. ابوالقاسم عارف قزوینی، شاعر و تصنیف‌ساز نام‌آشنای عصر مشروطه، نه‌فقط با کلمات، که با صدا و نغمه، به بیان دردها و آرزوهای جامعه‌ای پرداخت که در آستانه‌ دگرگونی ایستاده بود. آثار او امروز نه صرفاً اسنادی ادبی، بلکه بخشی از حافظه‌ تاریخی و فرهنگی ایران‌اند.

زادگاه، آموزش و شکل‌گیری شخصیت هنری

ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ۱۲۵۹ هجری قمری در شهر قزوین، در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش، ملاهادی وکیل، از روحانیان شناخته‌شده‌ی شهر بود و عارف در همان سال‌های نخست زندگی با آموزش‌های سنتی، از جمله ادبیات فارسی و عربی، آشنا شد. این آموزش‌های کلاسیک، بعدها در زبان و ساختار شعر او نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کردند.

در کنار ادبیات، عارف از نوجوانی به موسیقی گرایش پیدا کرد و نزد استادانی چون حاجی صادق خرازی، آواز و اصول موسیقی را آموخت. صدای خوش و توانایی او در اجرای آواز سبب شد که به‌تدریج در محافل هنری شناخته شود. با این حال، مسیر عارف از همان ابتدا صرفاً یک مسیر هنری نبود؛ او خیلی زود دریافت که شعر و موسیقی می‌توانند فراتر از سرگرمی یا هنر درباری، به ابزار بیان اجتماعی تبدیل شوند.

2020-11-04ff6480-7e07-441e-89e6-603ff25bd019

ورود به تهران و هم‌زمانی با انقلاب مشروطه

اقامت عارف در تهران، نقطه‌ی عطفی در زندگی او به‌شمار می‌آید. تهرانِ آغاز قرن چهاردهم هجری، شهری بود در التهاب سیاسی و فکری؛ فضایی که هم‌زمان با شکل‌گیری و گسترش انقلاب مشروطه، بستر تازه‌ای برای فعالیت‌های فرهنگی و هنری فراهم می‌کرد.

عارف در این دوره به‌تدریج به چهره‌ای شناخته‌شده بدل شد و ارتباط نزدیکی با جریان‌های فکری و آزادی‌خواهانه پیدا کرد. تصنیف‌ها و اشعار او در همین سال‌ها رنگ و بوی اجتماعی و سیاسی آشکاری به خود گرفتند. برخلاف سنت رایج که شعر را به دربار یا محافل خاص محدود می‌کرد، عارف شعر و موسیقی را به میان مردم آورد و آن‌ها را در خدمت بیان مطالبات عمومی قرار داد.

شعر و تصنیف؛ زبان مشترک مردم و سیاست

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی عارف قزوینی، پیوند آگاهانه‌ی شعر با موسیقی بود. او تصنیف را به‌عنوان قالبی برگزید که هم قابلیت اجرای جمعی داشت و هم پیام را به‌سرعت منتقل می‌کرد. تصنیف‌های عارف، اغلب بر پایه‌ی زبان نسبتاً ساده، تصویرسازی‌های قابل فهم و مضامین روشن اجتماعی شکل گرفته‌اند.

تصنیف مشهور «از خون جوانان وطن، لاله دمیده» نمونه‌ی شاخصی از این رویکرد است؛ اثری که با استفاده از استعاره‌های آشنا، مفهوم فداکاری و هزینه‌ی آزادی را به شکلی عاطفی و تاثیرگذار بیان می‌کند. چنین آثاری نه‌فقط شنیده می‌شدند، بلکه در حافظه‌ی جمعی جامعه جای می‌گرفتند و بارها بازخوانی می‌شدند.

در کنار این اثر، تصنیف‌ها و اشعار دیگری از عارف نیز وجود دارد که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به مفاهیمی چون استبدادستیزی، وطن‌دوستی، اندوه اجتماعی و امید به تغییر می‌پردازند. این مجموعه آثار، بعدها در قالب دیوان عارف قزوینی گردآوری و منتشر شد.

جایگاه عارف در ادبیات و موسیقی معاصر ایران

عارف قزوینی را می‌توان از جمله چهره‌هایی دانست که در گذار شعر فارسی از فضای صرفاً ادبی به عرصه‌ی اجتماعی نقش مؤثری داشتند. او نه بنیان‌گذار شعر سیاسی است و نه تنها چهره‌ی این جریان، اما بدون تردید از اثرگذارترین آن‌ها به‌شمار می‌آید.

از منظر موسیقی نیز، تصنیف‌های عارف سهم مهمی در شکل‌گیری و تثبیت موسیقی اجتماعی ایران دارند. بسیاری از این قطعات، بعدها توسط خوانندگان و نوازندگان مختلف اجرا شدند و همچنان در رپرتوار موسیقی سنتی ایران حضور دارند؛ نشانه‌ای از تداوم تأثیر هنری او فراتر از زمانه‌ی خود.

سال‌های پایانی؛ انزوا، فقر و پایان یک صدا

با فروکش‌کردن فضای پرشور مشروطه و تغییر شرایط سیاسی، عارف نیز به‌تدریج از مرکز تحولات کنار رفت. سال‌های پایانی عمر او با نوعی انزوا و دشواری معیشتی همراه بود. عارف سرانجام به همدان رفت و در همان‌جا، در ۲ بهمن ۱۳۱۲ هجری شمسی، درگذشت. پیکر او در کنار آرامگاه ابن‌سینا به خاک سپرده شد؛ مکانی که امروز نیز یادآور پیوند فرهنگ، اندیشه و تاریخ در ایران است.

میراث ماندگار عارف قزوینی

امروز، عارف قزوینی بیش از آن‌که صرفاً یک شاعر یا تصنیف‌ساز باشد، نمادی از دوره‌ای تاریخی است که در آن هنر و سیاست به‌طور جدی با یکدیگر گره خوردند. آثار او همچنان موضوع پژوهش‌های ادبی، تاریخی و موسیقی‌شناختی‌اند و نامش در کنار مشروطه، آزادی‌خواهی و شکل‌گیری شعر اجتماعی در ایران باقی مانده است.