شناسهٔ خبر: 76844887 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

تکلیف ناتمام لینک‌ها و کلیک‌ها

‌ زنگ کلاس به صدا درنمی‌آید، نیمکت‌ها خالی می‌مانند و تخته سیاه دوباره به سکوت عادت می‌کند؛ این تصویر، دیگر یک اتفاق مقطعی نیست، بلکه به بخشی از زیست آموزشی دانش‌آموزان تبدیل شده است.

صاحب‌خبر -

یادگیری در ایران، این روزها طعم دیگری گرفته و تقویم مدارس، دیگر آن دفترچه رنگارنگ و پر از امید نیست، بلکه یک یادآور تلخ از روزهای خاکستری و تعطیلی‌های بی‌انتهاست. آسمان شهرها، بوی دود و آلودگی می‌دهد و دانش‌آموزان، بیشتر از همیشه پشت پنجره‌های خانه‌شان به راه مدرسه خیره می‌شوند. کرونا، سیل، زلزله و ...، همه دست به دست هم داده‌اند تا مدارس را به بستری دور و دست‌نیافتنی تبدیل کنند. آموزش آنلاین، در این میان، دیگر صرفاً یک جایگزین موقت نیست، بلکه پاسخی به واقعیت‌های جدید نظام آموزشی است؛ واقعیتی که در آن نمی‌توان آموزش را معطل آلودگی هوا، کمبود انرژی، سرمای شدید یا تنش‌های اجتماعی نگاه داشت.

در نگاه مسئولان، تعطیلی مدارس پدیده‌ای تک‌علتی نیست و هر یک از مدیران و نهادهای تصمیم‌گیر، از زاویه مأموریت و مسئولیت خود به این موضوع نگاه می‌کنند؛ چنانکه علیرضا کاظمی، وزیر آموزش‌وپرورش، در اظهارات مختلف، تعطیلی‌های ناشی از آلودگی هوا، ناترازی انرژی و برودت هوا را «واقعیت‌های غیرقابل انکار» نظام آموزشی دانسته و تأکید کرده است که در چنین شرایطی نباید آموزش دانش‌آموزان متوقف شود.

به گفته او، آموزش مجازی و ترکیبی تنها راهکار موجود برای حفظ پیوستگی آموزشی در روزهایی است که امکان برگزاری کلاس‌های حضوری وجود ندارد.

از سوی دیگر، علیرضا زاکانی، شهردار تهران، با اشاره به تداوم آلودگی هوا در فصل‌های سرد سال، تعطیلی مدارس را یکی از راهکارهای ناگزیر برای صیانت از سلامت دانش‌آموزان عنوان کرده و تأکید دارد که در چنین شرایطی، مسیر آموزش باید از طریق ابزارهای جایگزین ادامه پیدا کند.

در حوزه سلامت نیز، مسئولان وزارت بهداشت بارها نسبت به مخاطرات آلودگی هوا و برودت شدید برای کودکان و نوجوانان هشدار داده و تعطیلی مدارس را اقدامی پیشگیرانه دانسته اند.

آموزش مجازی در ایران؛ از ناشناخته تا آزمون سخت در بحران کرونا

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش و پرورش با بیان اینکه پیش از شیوع کرونا، آموزش مجازی در ایران به عنوان یک مفهوم نسبتاً ناشناخته و کم‌کاربرد در سیستم آموزشی رسمی وجود داشت، به خبرنگار ما می‌گوید: ما به طور کلی هیچ تجربه عملی و ساختاریافته‌ای از آموزش آنلاین نداشتیم؛ در حالی که برخی کشورهای پیشرفته به دلیل شرایط جغرافیایی، ساختارهای آموزشی پیش‌پا افتاده یا تجربیات قبلی در فضای دیجیتال، به نسبت آشنا بودند، اما ایران به طور کامل از این فضا بی‌خبر بود. با شیوع کرونا و لزوم تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، سیستم آموزشی کشور مجبور شد به سرعت وارد فضای آموزش مجازی شود. این تغییر ناگهانی، همچون یک آزمون سخت برای مسئولان آموزشی بود. در این شرایط، پیام‌رسان شاد به عنوان یکی از نخستین ابزارهای مورد استفاده، معرفی شد. هدف از ایجاد آن، ایجاد یک پلتفرم متمرکز برای ارائه دروس، ارتباط معلمان و دانش‌آموزان و ادامه فرآیند آموزش در شرایط بحرانی بود؛ اما از آنجا که پروژه‌های ما معمولاً به صورت نصف و نیمه یا دست و پا شکسته انجام می‌شود، پیام‌رسان شاد نیز به آن شکل نهایی که نمونه‌های خارجی آن در ایران یا کشورهای دیگر وجود دارد، به سرانجام نرسید. بنابراین آموزش‌های مجازی در ایران نه تنها در شرایط بحرانی مانند کرونا، بلکه پیش از آن هم با مشکلات و چالش‌هایی همراه بوده است.

او می‌افزاید: بنده به عنوان یک معلم، تجربه کار با برنامه شاد را داشتم و شاهد مشکلات و ناکارآمدی‌های آن بودم. همچنین از تجربیات دانش‌آموزان و همکارانم نیز اطلاع دارم که نشان می‌دهد برنامه شاد هنوز با چالش‌هایی همراه است.

با وجود دسترسی نسبی به پلتفرم آموزشی شاد، محدودیت‌های زیرساختی اینترنت در ایران، چالش‌هایی را برای بهره‌برداری کامل از این سامانه ایجاد کرده است. در حالی که شاد به عنوان یک پلتفرم داخلی، فرصت مناسبی برای توسعه آموزش مجازی فراهم کرده، بسیاری از مدارس پیش از این از پلتفرم‌های خارجی با امکانات و ظرفیت‌های بیشتر مانند گوگل میت و اسکای روم استفاده می‌کردند. با این حال، با مسدود شدن این پلتفرم‌ها، مدارس، به ویژه مدارس غیردولتی و خاص که به این ابزارهای پیشرفته وابسته بودند، با مشکلاتی روبرو شده‌اند و در نتیجه، بخشی از فرآیند آموزشی با وقفه مواجه شده است. این موضوع نگرانی‌هایی را در مورد تداوم و کیفیت آموزش مجازی در کشور به وجود آورده است.

نیک‌نژاد معتقد است: آموزش مجازی در ایران، فراتر از یک ضرورت در شرایط بحرانی، به یک بهانه برای راضی کردن ذینفعان آموزش تبدیل شده است. با توجه به شواهد جهانی و گزارش‌های یونسکو، آموزش مجازی به طور کلی ناکارآمدتر از آموزش حضوری است. این ناکارآمدی، نه تنها به دلیل محدودیت‌های ذاتی این روش آموزشی، بلکه به دلیل مشکلات خاصی که در ایران وجود دارد، تشدید شده است. از جمله این مشکلات می‌توان به دسترسی نامتساوی به اینترنت، ناکارآمدی پلتفرم شاد و در نتیجه، کاهش چشمگیر کیفیت آموزش در عمل اشاره کرد. به نظر می‌رسد در ایران، آموزش مجازی بیشتر به عنوان یک اقدام ظاهری برای جلوگیری از توقف کامل آموزش در شرایط بحرانی مطرح می‌شود تا یک راهکار موثر و کارآمد.

به گفته وی، بسیاری از دانش‌آموزان معتقدند محتوای ارائه شده در آموزش حضوری، نه تنها به نیازهای روزمره آن‌ها پاسخگو نیست، بلکه فاقد ارتباط با آینده آن‌ها نیز هست. این در حالی است که آن‌ها معتقدند می‌توانند به راحتی و با سرعت زیادتری، حجم بسیار بیشتری از اطلاعات را از طریق فضای مجازی کسب کنند. این مسئله، همراه با جذاب نبودن فضای کلاسی سنتی، سبب کاهش توجه و مشارکت دانش‌آموزان در فرآیند یادگیری شده است. در آموزش مجازی نیز، نبود نظارت مستقیم معلم و وجود فضای شخصی برای هر دانش‌آموز، چالش‌های تازه ای را به وجود آورده است که در نهایت به ناکارآمدی آموزش منجر می‌شود.

این کارشناس آموزشی تصریح می‌کند: حتی با فرض کارآمدی نسبی پلتفرم‌های آموزشی مجازی، این پلتفرم‌ها تنها می‌توانند از توقف کامل آموزش جلوگیری کنند. متاسفانه، در ایران، آموزش به شکل عجیبی به تعطیلی عادت داده شده است. بهانه‌های متعددی از جمله سرما، آلودگی هوا، مشکلات انرژی و مسائل سیاسی، همواره به عنوان دلایلی برای تعطیلی مدارس و کلاس‌ها مطرح شده‌اند. این رویکرد، نشان‌دهنده این است که آموزش در اولویت‌های کشور قرار ندارد و دیگر مسائل، جایگاه ویژه‌تری نسبت به آن دارند. این مسئله، نگرانی‌هایی را در مورد آینده آموزش و پرورش در ایران به وجود آورده است.

چرا تعطیلی مدارس در ایران باید یک تابو باشد؟

نیک نژاد به مطالعاتی که در حوزه آموزش آنلاین در دیگر کشورها داشته اشاره می‌کند و می‌افزاید: کشورهایی مانند فنلاند، با وجود شرایط آب و هوایی سخت و بارش برف سنگین، به ندرت آموزش را تعطیل می‌کنند. آن‌ها با ایجاد زیرساخت‌های مناسب، مانند هموار کردن جاده‌ها و فراهم کردن سرویس‌های رفت و آمد برای دانش‌آموزان و معلمان، خود را با شرایط جغرافیایی وفق داده‌اند و بر تداوم آموزش تاکید دارند. این در حالی است که در ایران شاهد تعطیلی مدارس و کلاس‌ها به بهانه‌های مختلف هستیم. این تفاوت، نشان‌دهنده اهمیت و اولویت‌بخشی متفاوت به آموزش در این دو کشور است. من معتقدم در شرایط بحرانی، تداوم آموزش می‌تواند نقش مهمی در حفظ دانش‌آموزان در مسیر یادگیری ایفا کند. در فضای حضوری، حتی با وجود خستگی در ساعات پایانی کلاس، حضور فیزیکی و تعامل با معلم، می‌تواند به حفظ تمرکز و یادگیری کمک کند. در مقابل، در فضای مجازی، این تعامل کمرنگ‌تر شده و نیاز به مهارت‌های خاصی از سوی معلم برای جذاب‌سازی محتوا و جلب توجه دانش‌آموزان وجود دارد. اگر معلم توانایی ارائه محتوای جذاب و تعاملی را داشته باشد و دانش‌آموزان نیز علاقه‌مند بوده و از حمایت خانواده برخوردار باشند، می‌توان بخشی از آن‌ها را در چرخه آموزش حفظ کرد. این موضوع، اهمیت آموزش و توانمندسازی معلمان در زمینه آموزش مجازی را دوچندان می‌کند.

او با تاکید براینکه تعطیلی مدارس باید به یک تابو در هر جامعه‌ تبدیل شود، بیان می‌کند: هر ساعت حضور دانش‌آموزان در مدرسه، فرصتی ارزشمند برای ارتقای دانش و مهارت‌های آن‌ها است. تعطیلی مدرسه، این فرصت را از آن‌ها سلب می‌کند و می‌تواند تاثیرات منفی بر آینده آن‌ها داشته باشد. آموزش در ایران، نه در سطح بسیار پایین و نه در سطح بسیار بالا؛ بلکه در یک وضعیت میانه‌رو (حدود ۵۰-۵۰) قرار دارد. به عبارت دیگر، ما یک نظام آموزشی میان‌رده داریم که نه به طور کامل ناکارآمد است و نه به طور کامل ایده‌آل.

او در پاسخ به این پرسش که ما حدود ۶۴۰ ساعت آموزشی در ۸ ماه آموزشی داریم درصورتی که استاندارد بین‌المللی ۹۲۵ ساعت است. وضعیت ما از حیث زمان آموزش در مقایسه بین‌المللی چگونه است، می‌گوید: کشورهای پیشرفته معمولاً تعطیلی‌های طولانی‌مدت ندارند و به جای آن، تعطیلات کوتاه‌تر و متعددی در طول سال تحصیلی در نظر می‌گیرند تا از ایجاد فاصله زیاد در فرآیند یادگیری جلوگیری کنند. ایران از نظر ساعات آموزشی، در میان کشورهای جهان در وضعیت حد وسط قرار دارد، اما تعداد روزهای تعطیلی در سال تحصیلی بسیار بالا است. در سال گذشته، دانش‌آموزان ایرانی به طور ناپیوسته حدود دو ماه مدرسه نرفتند که این عدد بسیار زیاد است. در نتیجه، بخشی از مسئولیت آموزش بر دوش خانواده‌ها گذاشته شده و این موضوع می‌تواند منجر به کاهش هزینه‌های دولت در این حوزه شود.

بودجه ناکافی و فشار بر خانواده‌ها

نیک نژاد ادامه می‌دهد: با وجود افزایش محدود بودجه آموزش‌وپرورش در سال جاری به میزان ۹ همت، نگرانی‌ها درباره آینده این بخش حیاتی همچنان پابرجاست. این رشد بودجه، در برابر نرخ بالای تورم و افزایش مستمر هزینه‌های معیشتی، عملاً اثرگذاری لازم را ندارد و پاسخگوی نیازهای بنیادین نظام آموزشی کشور نیست. برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد برای حفظ حداقلی کیفیت آموزش و جبران فشارهای ناشی از تورم، بودجه آموزش‌وپرورش باید رقمی به‌مراتب بالاتر، در حدود ۱۲۰۰ همت، افزایش می‌یافت.

در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد رویکرد غالب به‌جای تقویت زیرساخت‌های آموزشی و سرمایه‌گذاری بلندمدت، به انتقال فشارهای اقتصادی به خانواده‌ها، معلمان و سایر ذی‌نفعان این حوزه منجر شده است. سیاستی که می‌تواند پیامدهای نگران‌کننده‌ای همچون افزایش هزینه‌های تحصیل برای خانواده‌ها، تشدید فشارهای معیشتی بر معلمان، گسترش محرومیت آموزشی در میان دانش‌آموزان و در نهایت، دلسردی و فرسایش سرمایه انسانی در نظام آموزش‌وپرورش را به همراه داشته باشد.

بر اساس واقعیت‌های موجود و روندهای قابل پیش‌بینی، این نگرانی وجود دارد که آموزش‌وپرورش در سال آینده نه‌تنها بهبود نیابد، بلکه با شرایطی دشوارتر از وضعیت فعلی روبه‌رو شود؛ وضعیتی که می‌تواند آن را محروم‌تر، ناکارآمدتر، کم‌جاذبه‌تر و حتی آزاردهنده‌تر برای معلمان و دانش‌آموزان رقم بزند.

چرا آموزش آنلاین برای دانش‌آموزان جذاب‌تر است؟

خشایار فهیم، مدیر محصول اپلیکیشن شاد در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین مزایا و معایب آموزش آنلاین نسبت به آموزش حضوری چیست، به خبرنگار ما می‌گوید: پیش از پاسخ به این پرسش، لازم است دامنه آن به‌روشنی مشخص شود؛ اینکه منظور دانش‌آموزان هستند، دانشجویان یا بزرگسالان. چرا که هر یک از این گروه‌های سنی، اقتضائات و نیازهای آموزشی متفاوتی دارند و نمی‌توان با یک نسخه واحد به این پرسش پاسخ داد.

با تمرکز بر جامعه دانش‌آموزی، می‌توان گفت آموزش آنلاین ظرفیتی چندبعدی را در اختیار یادگیرنده قرار می‌دهد؛ ظرفیتی که در بسیاری موارد در فضای فیزیکی و کلاس‌های حضوری به‌سادگی قابل دسترس نیست. آموزش آنلاین با فراهم کردن امکان درگیری هم‌زمان سمعی و بصری، متناسب با ذائقه و علایق نسل جدید، می‌تواند جذابیتی فراتر از آموزش سنتی ایجاد کند.

واقعیت آن است که امروز با نسلی روبه‌رو هستیم که میزان تمرکز، الگوی یادگیری و حتی توان نشستن طولانی‌مدت در کلاس برای او با نسل‌های پیشین تفاوت دارد. در چنین شرایطی، آموزش آنلاین این فرصت را در اختیار معلم قرار می‌دهد تا با انعطاف‌پذیری بیشتر، شیوه تدریس خود را متناسب با شرایط و ویژگی‌های مخاطب تنظیم کند؛ امکانی که در کلاس‌های حضوری محدودتر است.

با این حال، نباید از این نکته غافل شد که آموزش حضوری مزایایی دارد که در بستر آنلاین به‌طور کامل قابل جایگزینی نیست. شاید مهم‌ترین این مزایا، نقش کلاس درس در جامعه‌پذیری و شکل‌گیری فرهنگ ارتباطی دانش‌آموزان باشد. کلاس حضوری، نمونه‌ای کوچک از زندگی اجتماعی است که دانش‌آموزان در آن تعامل، همکاری و مسئولیت‌پذیری را تجربه می‌کنند؛ تجربه‌ای بنیادین که نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت یا ناکامی آینده آنان ایفا می‌کند و اهمیت آن فراتر از آموزش صرف محتوای درسی است.

او در خصوص تاثیر تعطیلی‌های مکرر نیز اینگونه می‌گوید: تعطیلی‌های مکرر مدارس، بی‌تردید نظم ذهنی و روال کاری دانش‌آموزان را با چالش مواجه می‌کند. هر وقفه آموزشی، بازگشت به شرایط پیشین را دشوارتر می‌سازد و مستلزم صرف زمان و انرژی مضاعف از سوی دانش‌آموزان و خانواده‌هاست. با این حال، کاهش آسیب‌های ناشی از تعطیلی‌ها نیازمند نگاهی چندلایه و مسئولانه است.

راهکارهای مقابله با پیامدهای این وضعیت را می‌توان در سطوح مختلف تعریف کرد؛ از سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری در سطح حاکمیت گرفته تا نقش آموزش‌وپرورش، خانواده‌ها و خود دانش‌آموزان. هر یک از این بازیگران، سهم مشخصی در تداوم جریان آموزش دارند و غفلت از هر بخش، می‌تواند زنجیره یادگیری را با اختلال مواجه کند.

در این میان، یکی از مؤثرترین اقدامات، نقش‌آفرینی فعال خانواده‌هاست. تعطیلی مدارس نباید به معنای توقف کامل فرآیند آموزشی باشد. خانواده‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از بسترهای متنوع آموزشی فراهم‌شده در کشور و با نظارت و پیگیری مستمر، مانع از گسست تحصیلی فرزندان خود شوند. در همین راستا، اپلیکیشن شاد به‌عنوان یکی از ابزارهای در دسترس، ظرفیت مناسبی برای تداوم آموزش در روزهای تعطیل فراهم کرده است. ترکیب امکانات آموزشی با عناصر سرگرمی و فضای تعاملی، این بستر را به گزینه‌ای کاربردی برای خانواده‌ها تبدیل کرده تا آموزش دانش‌آموزان حتی در روزهای تعطیل نیز دچار وقفه جدی نشود و پیوستگی یادگیری حفظ گردد.

به گفته فهیم، توسعه آموزش آنلاین دیگر یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه به ضرورتی انکارناپذیر در مقیاس جهانی تبدیل شده است. نظام‌های آموزشی در سراسر جهان و در تمامی سطوح، به‌سرعت در حال حرکت به‌سوی الگوهای ترکیبی هستند؛ الگویی که در آن انتقال داده‌ها و محتوای آموزشی عمدتاً در بسترهای آنلاین انجام می‌شود و فضاهای حضوری بیش از پیش نقش پشتیبان، تکمیلی و تمرینی را بر عهده می‌گیرند.

بررسی روندهای بین‌المللی نشان می‌دهد آموزش دیجیتال نه‌تنها پاسخگوی نیازهای امروز جوامع، بلکه به‌عنوان زیرساختی پایدار برای آینده آموزش شناخته می‌شود. در این میان، ایران نیز از این تحولات جهانی جدا نیست و ناگزیر در همان مسیر گام برمی‌دارد.

از این‌رو، ایجاد و تقویت زیرساخت‌های فنی، توسعه بسترهای آموزشی امن و پایدار و مهم‌تر از همه، آماده‌سازی فرهنگی برای پذیرش این تغییرات، ضرورتی دوچندان یافته است. تطابق هوشمندانه با این موج جهانی می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش دسترسی عادلانه و به‌روزرسانی شیوه‌های یاددهی و یادگیری در کشور فراهم آورد.