به گزارش گروه فرهنگی قدس، رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ساعاتی پیش بر اثر سکته قلبی درگذشت. بازیگری که در طول سالهای فعالیتش از پرکارترین هنرمندان بود اما طی سال های گذشته با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کرد و بیماری فعالیتش را محدودتر از قبل کرده بود که منجر به خانه نشینی او برای مدتی هم شد. با این حال اما، حتی در سخت ترین شرایط زندگی اش و در روزهای بیماری نیز از سینما فاصله نگرفت و علیرغم اینکه این اواخر حتی نقش های کوچکی در فیلم ها به او سپرده می شد اما امید و انگیزه زندگی را در او بیدار می کرد. هرچند در این میان مورد بی مهری های فراوان هم واقع می شد و از اهالی سینما گلایه داشت اما تا لحظه آخر در سینما ماند و این روزها هم فیلم سینمایی «شاه نقش» به کارگردانی شاهد احمدلو را بر پرده سینماها دارد.
زنده یاد رویگری بازیگری را از سال ۱۳۴۸ با تئاتر آغاز کرد، اتفاقی که سال ها بعد برای او ورود به عرصه خوانندگی را هم رقم زد و سال ۱۳۵۷ بود که در حاشیه بازی در یک نمایش به کارگردانی بیژن مفید، فریدون خشنود آهنگساز تئاتر به او پیشنهاد داد تا سرودی برای روزهای انقلاب بخواند و اینگونه بود که «ایران، ایران» یکی از حماسی ترین سرودهای انقلاب با خوانندگی رضا رویگری خلق شد.
او جزو هنرمندان خاطرهساز این مرز و بوم است، چه در عرصه موسیقی و چه با خلق نقشهای ماندگاری بر پرده نقرهای سینما؛ از «عقابها»، «کانی مانگا» و «وسوسه» گرفته تا مهندسِ «اجارهنشینها»، بادپای «مسافر ری» و درخشش در «بوتیک» و نقشآفرینی او در قامت کیان ایرانی در سریال تلویزیونی «مختارنامه»؛ اما درخشان ترین بازی رضا رویگری بازی در فیلم «بوتیک» ساخته حمید نعمت الله رقم خورد که اتفاقاً محبوب ترین فیلم این بازیگر هم بود، همچنین بازی او در سریال «مختارنامه» و در نقش کیان نیز از دیگر بازی های ماندگار این بازیگر فقید است.

رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سال گذشته به بهانه آخرین فعالیت هنریاش «شاه نقش» با قدس گفت وگو کرده بود؛ او درباره تجربه خود از بازگشت جلو دوربین با یک نقش تازه اینطور گفته بود: از بازی در فیلم «شاه نقش» خیلی راضی هستم و نقشم را بسیار دوست داشتم. یکی از نکات جالب توجه برای من در این فیلم این بود که بداهه بازی کردم و بسیاری از دیالوگهای این فیلم را هم خودم میگویم، یک عروسک هم دارم به نام موش موشک که با آن بازی میکنم.
وی در ادامه میافزاید: کارگردان دست من را برای ایفای این نقش باز گذاشت چون به این جنس بداههگویی نیاز داشت. من هم سابقه بداههگویی در نقشهایی که قبلاً ایفا کرده بودم را داشتم و این بار هم سراغ همان تجربهها رفتم. نمونه آن بازی در فیلمهای مسعود دهنمکی است که از همین شیوه استفاده کردم و فقط نگاهی به متن میانداختم و بسیاری از سکانسهای آن را بداهه بازی میکردم.
رویگری ادامه میدهد: اسم فیلم ابتدا «کتکخور» بود اما به خاطر همان قسمتهایی که من در آن بازی میکنم اسم فیلم را به «شاه نقش» تغییر دادند. رفتن جلو دوربین پس از مدتها برایم خیلی با حس و حال خوبی همراه بود. ما به کار کردن زندهایم و اگر کار نکنیم انگار مردهایم.
وی به تجربه همکاری با شاهد احمدلو اشاره میکند و میگوید: من قبلاً هم با شاهد کار کرده بودم، اما این تجربه خیلی بهتری بود و از حضور در این فیلم لذت بردم. فکر میکنم استقبال مخاطبان از این فیلم خوب باشد و امیدوارم از تماشایش لذت ببرند. پس از این هم اگر پیشنهاد خوبی داشته باشم حتماً بازی خواهم کرد.
همچنین گفت وگویی که در ادامه می خوانید بخش هایی از یک مصاحبه مربوط به چند سال گذشته و به مناسبت تولد این بازیگر پیشکسوت است که روزهای سختی را می گذراند و با مشکلات عدیده ای در زندگیش دست و پنجه نرم می کرد.
آقای رویگری این روزها اوضاع و احوال خودتان چطور است؟
راستش تعریفی ندارد؛ چه بگویم! یک فیزیوتراپ آمده بود و حالم بهتر شده بود که رها کرد و رفت. اینها اولش میگویند به عشق تو میآییم، اما بعد پول میخواهند، قهر میکنند و میروند. این قدر به حالت بدی دچارم که نمی توانم حتی توضیحش بدهم.
نیمی از عمرتان در سینما گذشته است، از سینما بگویید.
خداوند در این سینما فقط یک چیز به من داد که بسیار باارزش است و آن هم عشق و محبت مردم است. این باارزشترین چیزی است که از سینما به دست آوردم و خدا را شاکرم و میدانم که با ثروت زیاد هم نمیتوان محبت واقعی یک نفر را خرید اما خوشبختانه من این محبت را دارم و این برای من خیلی ارزشمند و مهم است. در حال حاضر هم محبت مردم کمتر از ایام قدیم نیست و به هیچ عنوان من را فراموش نکردهاند. سینما بیوفاست ولی مردم نه!
شما با کارگردانان بزرگی همچون داریوش مهرجویی، داود میرباقری، سیفالله داد و... کار کردید. تجربه کدام یک برایتان چالشبرانگیزتر بوده است؟
کار کردن با هر سه این عزیزان که نام بردی برایم بسیار جذابیت داشت و همه آنها فیلمسازان بزرگی هستند. مهرجویی و میرباقری که فوقالعادهاند و مرحوم داد هم خدا رحمتش کند، کار کردن با او هم برایم تجربه بسیار خوبی بود.
و کدام فیلمتان را بیش از همه دوست دارید یا برایتان خاطرهانگیز است؟
راستش نمیدانم و بیانصافی است اگر در این بین هر کدام را نگویم. «اجارهنشینها» فیلمی است که مردم هنوز آن را فراموش نکردهاند. سریال «مختارنامه» هم که برایش سر و دست میشکنند. «بوتیک» فیلمی است که یکی از بهترین بازیهایم را در آن داشتم و خیلی دوستش دارم. «کانگی مانگا» هم برایم فیلم خاطرهانگیزی است.
وقتی به پشت سر نگاه میکنید از کارنامه حرفهایتان راضی هستید؟
بله، خدا را شکر کارنامه کاری خوبی دارم و وقتی به پشت سرم نگاه میکنم حس خوبی از این همه تجربه دارم، در تئاتر، تلویزیون و سینما آثاری دارم که ارزشمند است و به آنها افتخار میکنم. البته موسیقی و نقاشی هم همین طور، بسیاری از شاگردان نقاشی من که امروز خودشان شاگرد دارند به من زنگ میزنند و احوالپرسی میکنند و این برای من بسیار افتخارآمیز است.
از سازمان سینمایی چه خبر؟ آیا به وضعیت شما رسیدگی میکنند؟
چه بگویم؟! فعلاً که خبری نیست. شاید نوبت من نشده است! البته کارهای کوچکی شده اما افراد دیگری هم هستند که وضعیت زیاد خوبی ندارند و باید به آنها رسیدگی شود و خوب است که مدیران به آنها هم توجه کنند.
در سالروز تولدتان، آرزویتان چیست؟
اول از همه سلامتی است و اینکه دستم پیش کسی دراز نباشد و خداوند عشق مردم را از من نگیرد. برای مردم هم همیشه آرزوی سلامتی، خوشبختی و آرامش دارم و برایشان یک زندگی بدون تنش و بیدغدغه خواهانم.
جزئیات مراسم خاکسپاری این هنرمند متعاقبا اعلام خواهد شد.