شناسهٔ خبر: 76831102 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان

پنجشنبه ۱۸ دی، رشت هم در آتش و خون فرو رفت؛ حملات سازمان‌یافته اغتشاشگران به مراکز درمانی و مذهبی قلب‌ها را به درد آورد و منجر به شهادت مظلومانه ۷ تن از مدافعان امنیت شد که با صلابت در برابر مهاجمان ایستادگی کردند.

صاحب‌خبر -
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، هنوز یک هفته از ۱۲ دی ماه «روز رشت» و ایام معنوی «اعتکاف» نگذشته بود که یکباره و یک شبه شهر باران‌های نقره‌ای در آتش خشم نمرودیان زمان و یهودی مسلکان صهیونیسم آمریکایی سوخت و آه از نهاد هر مرد و زن گیلک بلند شد. 
شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان
درست حوالی ساعت ۸ شب پنجشنبه ۱۸ دی ماه جمعی از مزدوران وطن فروش و خائنین سفاک به مساجد، مصلی، بازار، مراکز علمی و دانشگاهی، بانکها، آمبولانس‌ها و ماشین‌های آتش‌نشانی رشت حمله‌ور شدند و به بهانه‌های واهی تورم و فشار اقتصادی چرخه اقتصادی و کسب و روزی بیش از ۵۰۰ کاسب و مغازه‌دار را یک شبه به تاراج کشاندند و این بار باران نبود که بر سقف شیشه‌ای مردم رشت می‌بارید که زبانه‌های آتش بود که به جان ومال  رشتی‌های باغیرت و متدین افتاده بود و جلو چشم مردمان دیار رنج و برنج هم ۷ جان بر کف انقلابی نیز آماج تیر و تفنگ و چاقو و قمه و آتش یزیدیان زمانه قرار گرفتند و مظلومانه و بی‌دفاع خونهایشان سنگفرش خیابان‌های رشت شد و باران اشک بر دیدگان ۷ خانواده‌ای نشست که یک زن و ۶ مرد قهرمان و نان‌آور خانواده از فرزندان میرزا کوچک جانانه در جنگ شهری اسرائیل و آمریکا این نمرودیان و فرعونیان زمان با صلابت و محکم ایستادند.
 
قهرمانان گیلانی که درد و سوزش عمیق چاقو و قمه و آتش دژخمیان سفاک را برتن خریدند، اما لحظه‌ای از آرمان‌های دینی و انقلابی خود دست نکشیدند. 
فرزندان میرزا کوچک جنگلی اگر چه ۱۰۴ سال پیش نبودند تا در دل جنگل‌های گیلان یاریگر میرزا باشند، اما بعد از یک قرن در مساجد و خیابان‌های رشت مردانه در خیابان‌ها و پایگاه‌های بسیج و میادین شهر ایستادند و جان عزیزشان را دادند، اما سر تعظیم به خودفروختگان وطن فروش خائن و سلطنت‌طلب ندادند.
 
زنان و مردان گیل و دیلم در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ماه به ظالمان و مستکبران آمریکایی نشان دادند که خون فرزندان میرزا یونس جنگلی اگر چه به ناحق و مظلومانه ریخته شد و پیکر‌های فرزندان میرزا در آتش خشم شیاطین زمان سوخت، اما این سوختن‌های ققنوسی شان نه تنها که تمام نشد بلکه در دل هزاران انسان آزاده و انقلابی جان گرفت و تکثیر شد. 
 
در حافظه مردم رشت هرگز واقعه تلخ شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی ماه پاک نخواهد شد و بر صفحه روزگار حک خواهد شد که یازده مسجد رشت از جمله مسجد حاج مجتهد، مسجد سوخته تکیه، مسجد قدس، مسجدطالقانی، مسجد امیرالمومنین (ع)، مصلی امام خمینی (ره) و... چگونه توسط جمعی از بی‌خدایان و یزیدیان زمان که دست پرورده دیده موساد و اسرائیل بودند به آتش کشیده شد و به قرآن‌ها و ادعیه‌ها هتک حرمت شد. 
شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان
تاریخ همیشه در حال تکرار شدن است. روزی پشت درِ خانه مولا علی (ع) قرآن ناطقش یعنی حضرت زهرا (س) و فرزند شش ماهه‌اش را معاویه‌های زمان به آتش کشیدند و روزی در عصر دهم عاشورا در کربلا آتش بر سر خاندان و یاران اباعبدالله (ع) انداختند و روزی درب خانه جعفر آل محمد (ص) را به آتش کشیدند.
 
یهودیان سفاک کارشان همین است؛ هر آنجایی که نتوانند بر اسلام فائق آیند با آتش شیطانی‌شان به جان و مال و ناموس خاندان اهل بیت و یارانشان هجوم می‌برند و هر آنچه هست را می‌سوزاندند و محو می‌کنند.
 
تاریخ تکرار می‌شود؛ مردان و زنان ایرانی هیچ گاه حمله ددمنشانه مغول‌ها و به آتش کشیدن خانه‌ها و کتابخانه‌ها و کشتار خونین آنها را در قرن ششم هجری فراموش نکرده و نخواهند کرد.
 
نمرودیان و یزیدیان زمانه اینبار آمدند و خوی شیطانی‌شان آتش به جان درمانگاه امام سجاد (ع) سپاه قدس افتاد و فرشته مهربان این درمانگاه پرستار شهیده مرضیه نبوی‌نیا که متولد ۱۳ آذر ۱۳۷۳ و پنجمین و آخرین فرزند خانواده نبوی نیا بود را از جمع سه برادر و یک خواهر گرفت.
شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان
پرستار مهربانی که در حالی سرم به دست کودکی بسته بود و با وجود اصرار همکاران که درمانگاه را ترک کن تا در محاصره اغتشاشگران گرفتار نشوی، اما او به واسطه ذات پاک و تعهد اخلاقی‌اش گفته بود که تا اتمام سرم آن کودک تب‌دار منتظر می‌ماند تا سرم تمام شود و بعد خواهد رفت.
 
در همین حین تروریست‌های آموزش دیده موساد به درمانگاه حمله‌ور می‌شوند و با به آتش کشیدن «علمک گاز»، این درمانگاه را که به جدیدترین تجهیزات پزشکی مجهز بود و محل مراجعه بسیاری از بیماران کم بضاعت و متوسط رشت بود را به آتش کشیدند که در این حال ۴ نفر از کارکنان و بیماران به کمک مردی میانسال به وسیله طناب از پشت درمانگاه نجات پیدا می‌کنند، اما پرستار درمانگاه این مادر جوان ۳۱ ساله که دختری ۵ ساله در خانه چشم به راه بازگشتش بود به دلیل کمبود اکسیژن گرفتار آتش می‌شود و فرشته مهربان بیماران به طرز فجیعی زنده زنده در آتش می‌سوزد و به مقام والای شهادت می‌رسد. در این حادثه تلخ تاریخی، تروریسم‌های مسلح و آموزش دیده موساد آغوش گرم زینب را که تنها ۵ بهار از عمر عزیزش را که شب‌ها در کنار مادر در آرامش خوابیده بود را گرفتند.
شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان
زینبی که به گفته خود شهیده آن قدر وابستگی به مادر داشت که شب‌ها بدون او نمی‌خوابید و تا مادر برایش لالایی و قصه نمی‌خواند و دست بر سر و مو‌های زیبایش نمی‌کشید خوابش نمی‌برد؛ زینبی که نحیف و لاغر بود و در نبود مادر غذا هم نمی‌خورد و چشم به راه برگشت فرشته زندگیش بود تا در کنار او غذا بخورد و آرام بگیرد؛ و حال وطن فروشان خائن که به بهانه گرانی و فشار اقتصادی از آب گل آلود ماهی گرفتند در مرکز استان گیلان یعنی در رشت مادری را که حافظ ۸ جز قرآن کریم، عفیفه متعهد، نمازخوان و اهل روزه و ذکر و زیارت عاشورا و بود و سال‌ها درس خوانده و پرستار شده بود تا تسکین دهنده آلام بیماران شهرش باشد را به آتش کشیدند و از چهره زیبا و قدرعنای پرستار مکتب امام خامنه‌ای جز تابوتی سبک و قبری علی اصغر گونه نماند.
 
همه گیلان را با ۸ هزار شهیدش می‌شناسند و به سردارانی همچون شهید حاج محمود قلی‌پور که در دهه ۶۰ انقلاب اسلامی ترور‌های منافقین را در نطفه خفه کرده و لحظه‌ای برای از بین بردن منافقین و وطن فروشان خائن تردید به خود راه نداده بود، و حال از نسل همان حاج محمودها، «رضا سلمانی پیشه»‌هایی آمدند که اگر چه کارگر تاسیسات شهرداری رشت بود و به تازگی نیروی قراردادی شده بود و سایه سر حلمای ۹ ساله‌اش بود با وجود تب دار بودن دختر عزیزش صحنه نبرد را در آن شب مخوف و سنگین رها نکرد و در میدان نبرد مردانه و قهرمانانه و با دستانی خالی ایستاد و حماسه خلق کرد. 
 
ابوحلمایی که به گفته دوستانش در نبرد دوساله کرونا که حتی خانواده‌ها از شستن جسم پدران و پسران بی‌جان شان امتناع داشتند او در غسل ابدان کوتاهی نکرد و برای مردمان شهرش شبانه روز ایثار کرد.
 
ابوحلمای ۴۱ ساله‌ای که خود مستاجر و یک کارگر بود و در ایام مواسات واعیاد کمک‌های مردمی جمع می‌کرد و با وجود اینکه حتی اگر خود شام برای خوردن نداشت، اما برای خانواده‌های بی‌بضاعت و  نیازمند بسته‌های معیشتی فراهم می‌کرد. 
 
بسیجی شهید «رضا سلمانی پیشه» معروف به حمید سلمان پیشه در «جنگ شناختی» دشمن تا دندان مسلح و آماده قد رعنایش را سپر بلای ابوموسی اشعری‌هایی کرد که در میدان نبرد همانند عمروعاص شعار‌های ضد ولایی می‌دادند و به علی زمانه توهین می‌کردند، او به خاطر این دل دلدادگی در خیابان طالقانی رشت ۲۷ ضربه چاقو و لگد‌های دشمنان را به جان خرید و ستون فقراتش شکسته شد، اما دست از ولی‌فقیه‌اش بر نداشت و نامش به عنوان قهرمان بر صفحات تاریخ گیلان ماندگار شد. 
شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان
افتخار دیگر دهه هشتادی‌های گیلان «امیر علی لطیفی» شهیدی از بسیج سپاه ناحیه مرکزی رشت که غیرتمندانه تا پای جان برای ایران اسلامی ایستاد و آبروی دهه هشتادی‌های شد. امیر علی متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۳ بود که یک خواهر دارد. ۵ ساله بود که به عضویت بسیج رشت در آمد و طی دو سال آموزش امدادگری را به خوبی در هلال احمر رشت دید.
 
دانشجوی رشته روان شناسی دانشگاه آزاد رشت بود و در کنار پدر و مادر و خواهرش آبرومندانه زندگی می‌کرد. او با وجود اینکه جوان بود و می‌توانست جوانی کند همیشه به مادرش می‌گفت دعا کن که به شهادت برسم.
 
امیر علی یک امدادگر بود و به خوبی یاد گرفته بود که هر کجا انسانی نیاز به کمک دارد بدون هیچ چشمداشتی داوطلبانه و عاشقانه به کمک برود. او در ایام کرونا توانسته بود در بیمارستان پورسینای رشت به خوبی در همه حال  کمک حال کادر درمانی باشد. همو که در ۱۸دی ماه ۱۴۰۴ در چهار راه قدس (معروف به چها راه میکائیل) رشت به دست سفاکان دژخیم صهیون با ضربات چاقو و قمه خونش بر کف خیابان‌های چهار راه قدس ریخته شد و او همانند شهدای بی‌دفاع و مظلوم قدس شریف شهید شد.
 
اگر چه او شرایط حضور در غزه و قدس را نداشت، اما از چهار راه قدس رشت جانش را سپر بلای همه کرد و به دفاع از کودکان و زنان مظلوم غزه پای کار انقلاب اسلامی و ارزش‌های اسلامی و انسانی ایستاد. او که نیروی بسیجی خوش رو، مهربان و دوست داشتنی بود، با شجاعت و بی باکی‌اش محبوب دل دوستان و استخوان در گلوی دشمنان شد.
 
بسیجی میدان‌دار دیگر گیلان «کیومرث آذری» نام دارد، او که متولد سال ۱۳۳۲ و فرمانده محله پایگاه مقاومت بسیج «عینک» رشت بود، دارای ۵ دختر و ۲ پسر است. همواره دغدغه مردم محل را داشت و محل رجوع مردم برای رفع مشکلاتشان بود، او به معنای واقعی بسیج «محله محوری» را در عمل نشان داده بود، تلاش می‌کرد تا به پشتوانه هنرش با گرد و خاک کار چوب و نجاری، گرد غم را از شانه‌های بسیاری از هم محله‌ای‌هایش بزداید و مرهم درد‌های مردمی باشد که همیشه با وجود گلایه‌ها، قدر انقلاب اسلامی ایران را خوب می‌دانستند و پای کار ایران همیشه ایستاده‌اند، اما بدخواهان، داعش صفتانه و تروریست‌های مسلح نسخه دیگری پیچیدند و این شهید ۷۲ ساله بسیجی که ریش سفید محل و گره گشای انسان‌ها بود را با ضربات چاقو به سر و صورت به شهادت رساندند. او حالا شده است آبروی بازار و بازاریانی که هم مالشان سوخت و هم جان بازاری بسیجی شهرشان در میانه آتش تروریست‌های مسلح قرار گرفت و او همانند حبیب بن مظاهر حسین بن علی (ع) به موقع و در شب ۱۸ دی ماه پای ولی و امام زمانش ایستاد و نامش در تاریخ گیلان جاودانه شد. 
 
سرهنگ «هادی صادق پشتیری» فرزند «کاظم»  یکی از شهدای والامقام فراجا که اهل روستای «پشتیر» از توابع «گوراب زرمیخ صومعه سرا» که دارای دو دختر است. او متولد سال ۱۳۶۸ و ۳۶ ساله است که  در ۱۸ دی ماه در آتش کینه شرارت منافقین و وطن فروشان داعشی با اصابت تیربه ناحیه شکم و با ضربات چاقو در «پل فردیس» استان البرز به شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از وداع و تشییع باشکوه مردم شهرستان صومعه سرا در ۲۲ دیماه در جوار ۶ شهید دیگر این حادثه و به درخواست همسرش در گلزار شهدای رشت آرام گرفت.
 
پیکر مطهر شهید محمد پور ابراهیم یکی دیگر از شهدای والامقام فراجا که ۲۴ سال داشت در رشت تشییع و در جوار ۶  شهید والامقام این حادثه تروریستی تاریخی ایران اسلامی به خاک سپرده شد. 
کادر رسمی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که در کلانتری ۱۱ شهرستان رودبار مشغول به خدمت بود در حادثه شامگاه ۱۸ دی ماه آن هنگام که تروریست‌های مسلح از سه جهت قصد گرفتن کلانتری را داشتند مورد اصابت تیر مستقیم مسلحان حرفه‌ای به سر قرار می‌گیرد و به شهادت می‌رسد اگرچه همکارانش با توجه به مصدومیت او را به بیمارستان می‌رسانند، اما صبحگاه ۱۹ دی حین عمل جراحی به کما رفته و به شهادت می‌رسد.
 
داعشیان مسلح صهیونیستی آمریکایی در آن شب حتی بیمارستان رودبار را نیز محاصره می‌کنند؛ آنها قصد داشتند با ۴ لیتر بنزین بیمارستان را به آتش بکشانند، اما به فضل الهی و درایت نیرو‌های نظامی و بسیجیان، دشمنان شیطان صفت عقب نشینی کرده و به بیمارستان آسیبی نمی‌رسد. 
 
استوار یکم محمد پورابراهیم از شهدای فراجا که اهل و ساکن رشت بود قصد داشت در هفته پیش رو ۱۸ دی ماه یعنی در ۲۷ رجب و عید مبعث لباس دامادی بر تن کند و به خواستگاری برود. به خانواده اش گفته بود که لباس نو و عروسی بخرند و خود را مهیای جشن کنند، اما قسمت نشد این پلیس رعنای دهه هشتادی رخت دامادی بر تن کند و ناجوانمردانه در راه دفاع از وطن به شهادت رسید. او با فیش حقوقی بیست و دو میلیون تومانی که دریافتی خالصش به ۱۵ میلیون و هشتصد هزار تومان می‌رسید زندگی می‌گذراند در راه کشورش سر داد، اما سر تعظیم برخود فروختگان وطن فروش و ایادی سلطنت طلبان خائن نداد.
 
آن طرف دیگر بازار رشت از شهید «مهدی فردی» باید گفت، جوان دهه هشتادی که به گفته مادرش هنوز به ۲۰ سالگی نرسیده بود و دارای یک خواهر و یک برادر است. از قضا او هم شغل آزاد داشت و مکانیک بود و حافظ امنیت بسیج سپاه ناحیه مرکزی رشت که پای کار انقلاب تا آخر ایستاد تا آرمان حضرت روح الله (ره) استخوان در گلوی نظام استکبار باشد.
شب تاریک ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت تخریب، غارت و شهادت در دیار گیلان
شهید بسیجی که حرفه صنعتی‌اش کار جهادی را خسته کرده و خوش رویی و مهربانی‌اش دوستان و همرزمانش را متحیر کرده بود. در جهاد مقتدرانه‌ای دیگر در تاریخ گیلان و ایران خوش درخشید و با ایستادگی در برابر تروریست‌های داعش صفت مسلح، توطئه‌ها و خواب‌های خیالی بدخواهان و دشمنان را به کابوسی ابدی تبدیل کرد.
 
همرزمان شهیدش از آن شب حادثه می‌گویند که در یک آن جمعی از اغتشاشتگران او را غریب گیر آوردند، زمانی که او سوار بر موتور بود از پشت به پهلوی او تیر زدند و وقتی بر زمین افتاد، ده‌ها نفر بر او هجوم برده و با هرچه در دست داشتند بر او نواختند و او را «اربا اربا» کردند. دو دوستش را شکستند، با ضربات چاقو او را تکه تکه کردند و در زمانی که هنوز نفس می‌کشید باک بنزین را روی او و موتورش ریخته و او را زنده زنده در خیابان مطهری رشت سوزاندند. 
 
گیلان و گیلانی در طول تاریخ همیشه مورد آماج حملات مزدوران و منافقین بوده چه در دوران استکبار ستیزی هفت ساله میرزا کوچک جنگلی و چه در شکل گیری انقلاب اسلامی و در جنگ هشت ساله دفاع مقدس. در دهه ۶۰ جنگل‌های گیلان مامن منافقین و تروریست‌های خائن و وطن فروش بود و در املش و سیاهکل گیلان نیز شهدای زیادی تقدیم شد. در درگیری‌های ۱۸ دیماه نیز از روستای «امیر کلایه» شهرستان املش بسیجی فعال و ولایتمدار ۴۸ ساله «محمد میرزایی» نیز مورد آماج حملات منافقین تروریستی قرار گرفت و با ضربات چاقو و قمه در نزدیکی سپاه در پارک میرزا کوچک خان املش به دست ۶ مزدور خود فروخته به شهادت رسید. او شغل ساده و آبرومندانه‌ای داشت و به عنوان راننده تاکسی تلفنی با وجود فشار اقتصادی و بیماری سخت همسرش زندگی متاهلی خود را می‌گذراند. شهید میرزایی فرزندی نداشت. او بسیار ساده زیست بود و از سفره انقلاب سهمی برای خودش برنداشت و مدیون کسی نبود. او هرگز به آرمان‌های انقلاب و ولی فقیه پشت نکرد و از آنجا که تروریست‌های داعشی چشم دیدن بسیجیان آخر الزمانی خمینی کبیر (ره) را نداشتند حین گشت زنی و تعقیب او را به شهادت رساندند. پیکر مطهر او به عنوان تنها شهید این حادثه تلخ تاریخی با حضور مردم شهیدپرور در ۲۲ دی تشییع و در گلزار شهدای املش به خاک سپرده شد.
 
از غرب گیلان نیز شهیدی تقدیم شد. پیکر مطهر جوان آذری زبان گیلان شهید «میلاد وحید سولا» که در جریان حملات مزدوران وطن فروش و اغتشاشگران در تهران به شهادت رسیده بود، صبح  پنجشنبه، ۲۵ دی ماه از مقابل مزار شهدای گمنام آستارا تا گلزار شهدای این شهرستان تشییع و خاکسپاری شد.
 
بیگانگان وطن فروش و جیره خوار اسرائیل اینبار جنگ را نه در مرز‌ها که در دل خیابان‌های مطهری، شریعتی، طالقانی، معلم، شهدای ذهاب، یخسازی، جهاد، نامجو، مصلی و... رشت کشاندند.
 
جاهلان شیطان صفت و فریب خورده موساد به زعم خود می‌خواستند که با به آتش کشیدن مساجد و خیابان‌ها و مراکز علمی و دانشگاه‌ها و بانک‌ها و بیمارستان‌های و پایگاه‌های بسیج و بازار رشت کار رشت را یکسره کنند، اما غافل از اینکه «سلمانی پیشه‌ها» و «فردی‌ها» و «نبوی‌نیا‌ها» و «لطیفی‌ها» و «آذری‌ها» و صادق‌ها هستند که نه تنها خون‌هایشان هدر نرفت بلکه آتش خشم زنان و مردان گیل را برآشفت و سیل خروشان جمعیت در نماز جمعه ۱۹ دی و تکبیر شعار نمازگزاران و خطبه‌های آتشین آیت الله فلاحتی نماینده ولی‌فقیه در گیلان عزم‌شان را مصمم کرد و رشتیان قهرمان بار دیگر پوزه ترامپ رئیس جمهور آمریکا و نتایاهوی رژیم صهیونیستی را بر زمین مالیدند و آنها را که به فرموده مقام معظم رهبری در این فتنه قصد بلعیدن انقلاب اسلامی را داشتند بلعیدند و بار دیگر در این نبرد  نابرابر و جهانی شکست دادند.
رشتوندان سلحشور در ۲۲ دی ماه هم  با حضور پر شور و تشییع ۷ شهید قهرمان خود از معراج شهدای سپاه ناحیه مرکزی رشت (میدان پاسداران) تا میدان شهدای ذهاب حماسه آفریدند و این روز در تاریخ انقلاب اسلامی «یوم‌الله» نام گرفت. بار دیگر مردم غیور رشت و استان گیلان پای آرمان‌های حسینی شان ایستادند و خون دادند، اما آمال و آرزو‌های تروریست‌های مسلح و دشمنان قسم خورده انقلاب را ناکام گذاشتند و خون دهه هشتادی‌ها و ریش سفید‌های بسیجی گیلان ادامه مسیر تاریخ سازی فرزندان میرزا کوچک جنگلی را به اثبات رساند.
 
رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مردم ولایتمدار و جانبازان حادثه دیده ۱۸ دی در عید مبعث ۲۷ دی فرمودند: دست رئیس‌جمهور آمریکا به خون بیش از هزار ایرانی آلوده است. همه بدانند جمهوری اسلامی با خون صد‌ها هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل تخریب‌گر‌ها کوتاه نخواهد آمد. ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند و ملت ایران مجرمان داخلی و بین‌المللی این فتنه را رها نخواهد کرد
 
بله آنچه پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در حد کم نظیر خشونت عریان در ایران رخ داد سازمان دهی و صرفا با رهبری یک پیر خرفت پهلوی نبود. نباید به پهلوی وزن و بها صرف داد. در تمام این ۴۷ سال پهلوی توان بسیج کنندگی مردم ایران اسلامی را نداشته و نخواهد داشت. 
 
آنچه به زعم کارشناسان سیاسی رخ داد "اجماع موقت" تمام فرقه‌ها، گروهک‌ها و سازمان‌های مسلح، چریکی و خشن ضد جمهوری اسلامی بود. از پژاک گرفته تا حزب کومله دمکرات، سازمان مجاهدین خلق، کنگره شصت، ری استارت، عرفان‌های نوظهور، حلقه عرفان طاهری جیش الظلم و... از همه مهم‌تر رژیم صهیونیستی آمریکایی و روسای جمهور آمریکا و اسرائیل بود.
 
پس حال آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کار زینبی کنند. این حماسه‌های قهرمانانه باید در دل تاریخ بماند و برای نسل‌های امروز و آینده بیان شود. 
 
جوانان و نوجوانان این سرزمین باید بدانند که دشمنان چگونه طی ۴۸ ساعت هزاران هزار میلیارد به اقتصاد و دارایی مردم و جان زنان و کودکان و مردان بی گناه و بی دفاع حمله ور شدند و آنها را به فجیع‌ترین حالت سوزاندند و سر بریدند و تکه تکه کردند. آیندگان باید بدانند که مردم ایران اسلامی در چه شرایطی در نبرد ۱۲ روزه رژیم صهیونستی مبارزه کردند و پیروز شدند و در این جنگ روز سیزدهم اسرائیل نیز چگونه از کشور و تمامیت عرضی و اسلام و سرزمین آریایی‌ها دفاع کردند و اجازه تجزیه ایران اسلامی را به احدی ندادند.
 
گزارش از: سمیه اقدامی
 
انتهای پیام/