گروه حماسه و جهاد دفاعپرس؛ در شکلگیری نظام توحیدی یا نظام ولایی سه شرط الزامی است؛ رهبر الهی، دستور العمل و ساختار توحیدی و مردم. آنچیزی که حضرت امام راحل عظیمالشأن و رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوام امامین انقلاب از نقش مردم در حاکمیت بیان میکنند در واقع از همین حیث است که هیچ کجا در طول تاریخ زیست بشر از حضرت آدم علیه السلام تا امروز با توجه به قاعده اختیار انسان، هیچ ولی الهی حاکم نشده است مگر به خواست خود مردم.
به جهت بیان بهتر موضوع لازم است اشاراتی به آیات کلام الله مجید به عنوان راهنمای مسیر بشر داشته باشیم. آیه۱۱۲ سوره مبارکه هود از این جهت در بیان این موضوع مهم است که فلسفه همه این موضوع را در خود گنجانده است. «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ»، یعنی [ای رسول خدا]پس همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمدهاند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام میدهید میبیند!
میگویند رسول خدا صل الله علیه و آله بعد از نزول این آیه فرموند کمرم خم شد، که مقصودشان از سنگینی این آیه بود.
شاید بتوان گفت در محتوای این آیه، اختیار انسان را به معنا دقیق میتوان ادراک کرد. اما چگونه؟ مفسران قرآن در وصف بالاترین منقبت امیرالمؤمنین علیه السلام این آیه را مبنا قرار دادهاند.
یعنی در مقابل مسائل آنطوری که به تو گفته میشود استقامت کن نه آنطوری که میتوانی. به این معنا که نباید از توانمندیهای خود استفاده کنی. یعنی ایشان در ماجرای هجوم به خانه و آتش زدن درب خانه و اجبار برای بیعت میتوانستند با قدرت خدادادی خود کل ماجرا را تغییر دهند تا منجر به مجروحیت شدید همسر ایشان سرور زنان عالم حضرت صدیقه طاهر نشود، اما چنین نکردند و هزاران ماجرای دیگری که داشتند.
فلسفه انتظار چگونه معنا میشود؟
حضرت سیدالشهدا علیه السلام میتوانستند با اختیارات امامت خود تمام صحنه عاشورا را به نفع خویش بازگردانند یا به صورت حداقلی برای رفع عطش فرزندان خود از آسمان و از جانب فرشتگان طلب آب کنند، اما نکردند و همینطور تا امام یازدهم، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هر یک از ائمه راستین میتوانستند با اختیارات ناشی از امامت صحنه را به نفع جریان حق برگردانند و حتی دیگر لزومی به غیبت صغری و کبری هم نباشد.
اینجاست که انتظار فرج و فلسفه انتظار معنا پیدا میکند و جریاناتی که انتظار قعودی را ترویج میکنند دیگر سخنی برای بیان ندارند، که اگر قرار است خود حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیایند و با دعای خود مشکلات در مسیر ظهور را حل کنند، خب چرا هزاران سال انتظار! همان موقع این امر را نجام میدادند!
فلسفه تبیین و روشنگری
پس قطعا اینجا موضوع چیز دیگری است؛ حق انتخاب و اختیار؛ یعنی مردم در جبهه حق باید انتخاب کنند و باید بهترین انتخاب را بکنند. فلسفه این نکته «علی با مردم» هم همین است، علی علیه السلام همان علی خیبرشکن با همان شمشمیر ذوالفقار و همان جوانمردی است، اما مردمی که از فاصله غدیر تا رحلت رسول الله صل الله علیه و آله دور علی را خالی کردند، عملا مانع از تحقق کلمه حق شدند. این به این معنا است که راه درست برای مردم در فتنهها تاریک شد و در فضای عدم تبیین و روشنگری اتفاقات بهگونه دیگر رقم خورد که در تاریخ میخوانیم، فلذا تبیین و روشنگری یکی از اصول مهم این جریان است؛ چیزی که امام خامنهای مدظله العالی بارها خواص و مردم را به لزوم آن فرا خواندند و از آن با لفظ فریضهای به نام جهاد یاد کردند.
تاریخ از نگاه توحیدی به دو بخش عمده تاریخ انبیا و ائمه تقسیم میشود که غدیر نقطه عزیمت از تاریخ انبیا و تاریخ ائمه است و تاریخ ائمه از رحلت رسول الله صل الله علیه و آله شروع تا قیام حضرت بقیه الله ادامه خواهد یافت. در این برهه که تاریخ امامت است، یازده امام معصوم همان مفهوم «انسان ۲۵۰ ساله»ای که رهبر معظم انقلاب در مباحث امام شناسی خود بیان کردند را پیگرفتند و همه این مسیر مبتنی بر رشد دادن مردم بود. تا این که در عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبت صغری و بعد غیبت کبری آغاز شد و تا لحظه نگارش این نوشته ادامه دارد.
ولایت فقیه و اتفاقات دوران پیش از ظهور
در همه تاریخ انبیا و ائمه امر رشد دادن مردم جاری بوده است. اما در کل تاریخ در نیم قرن اخیر اتفاقات خارق العادهای وقوع پیوسته که توجه به آن حائز اهمیت است.
بعد از ۱۴۰۰ سال از خلافت امیرالمومنین و امام حسن علیه السلام به عنوان آخرین حکومت ولایی، انقلاب اسلامی سال ۱۳۷۵ به پیروزی رسید و یک زعیم شیعه که نائب عام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است در راس حکومت قرار گرفت. نیابت خاص و عام امام زمان در دو عصر غیبت کبری و صغری مقدمهای از جریان هدایت عالم برای مردمی بود که در فضای حضور ۱۱ امام این مهم را درک نکردند و باید در فضای غیبت و پشت پرده این امر را به مرور درک کنند. در خصوص چیستی و چرایی ولایت فقیه حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در کتاب ولایت فقیه خود فرمودند: «اسحاق بن یعقوب، نامهای برای حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مینویسد، و از مشکلاتی که برایش رخ داده سؤال میکند؛ و محمد بن عثمان عمری، نماینده آن حضرت، نامه را میرساند. جواب نامه به خط مبارک صادر میشود که «.. در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند، و من حجت خدایم ...
منظور از «حوادث واقعه» که در این روایت آمده مسائل و احکام شرعیه نیست. نویسنده نمیخواهد بپرسد درباره مسائل تازهای که برای ما رخ میدهد چه کنیم.
چون این موضوع جزو واضحات مذهب شیعه بوده است و روایات متواتره دارد که در مسائل باید به فقیه رجوع کنند. در زمان ائمه (علیهم السلام) هم به فقها رجوع میکردند و از آنان میپرسیدند. کسی که در زمان حضرت صاحب (سلام اللَّه علیه) باشد و با نوّاب اربعه روابط داشته باشد و به حضرت نامه بنویسد و جواب دریافت کند، به این موضوع توجه دارد که در فراگرفتن مسائل به چه اشخاصی باید رجوع کرد.
منظور از «حوادث واقعه» پیشامد اجتماعی و گرفتاریهایی بوده که برای مردم و مسلمین روی میداده است؛ و به طور کلی و سربسته سؤال کرده اکنون که دست ما به شما نمیرسد، در پیشامدهای اجتماعی باید چه کنیم، وظیفه چیست. یا حوادثی را ذکر کرده، و پرسیده در این حوادث به چه کسی رجوع کنیم. آنچه به نظر میآید این است که به طور کلی سؤال کرده، و حضرت طبق سؤال او جواب فرمودهاند که در حوادث و مشکلات به روات احادیث ما؛ یعنی فقها، مراجعه کنید. آنها حجت من بر شما میباشند، و من حجت خدا بر شمایم.
«حجت خدا» یعنی چه؟ شما از کلمه «حجة اللَّه» چه میفهمید؟ یعنی خبر واحد حجت است؟ و اگر زراره روایتی را نقل کرد حجت میباشد؟ حضرت امام زمان نظیر زراره است که اگر خبری از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل کرد، باید بپذیریم و عمل کنیم؟
این که میگویند «ولیّ امر» حجت خداست، آیا در مسائل شرعیه حجت است که برای ما مسأله بگوید؟ اگر رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده بود که من میروم، و امیرالمؤمنین (علیه السلام) حجت من بر شماست. شما از این میفهمیدید که حضرت رفتند، کارها همه تعطیل شد، فقط مسأله گویی مانده که آن هم به حضرت امیر (علیه السلام) واگذار شده است؟ یا این که «حجة اللَّه» یعنی همان طور که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) حجت است و مرجع تمام مردم، خدا او را تعیین کرده تا در همه کارها به او رجوع کنند، فقها هم مسئول امور و مرجع عام تودههای مردم هستند؟
«حجة اللَّه» کسی است که خداوند او را برای انجام اموری قرار داده است، و تمام کارها، افعال و اقوال او حجت بر مسلمین است. اگر کسی تخلف کرد، بر او احتجاج (و اقامه برهان و دعوی) خواهد شد. اگر امر کرد که کاری انجام دهید، حدود را این طور جاری کنید، غنایم، زکات و صدقات، را به چنین مصارفی برسانید و شما تخلف کردید، خداوند در روز قیامت بر شما احتجاج میکند. اگر با وجود حجت، برای حل و فصل امور به دستگاه ظلم رجوع کردید، خداوند در روز قیامت بر شما احتجاج خواهد کرد که من برای شما حجت قرار دادم، چرا به ظلمه و دستگاه قضایی ستمگران مراجعه کردید. خدا به وجود حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر متخلفین و آنها که کجروی داشتند احتجاج میکند، بر متصدیان خلافت، بر معاویه، و خلفای بنی امیه و بنی عباس و بر کسانی که طبق خواستههای آنان عمل میکنند، احتجاج میشود که چرا زمام مسلمین را غاصبانه به دست گرفتید. شما که لیاقت نداشتید چرا مقام خلافت و حکومت را غصب کردید.»
ماجرای انقلاب اسلامی ایران
مردمانی از سرزمین ایران در سال ۱۳۵۷ پشت نائب امام زمان قرار گرفتند و برای او قدرت سازی کردند و ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران قدرت گرفت. این حاکمیت قریب به ۴۷ سال ادامه یافته و تا کنون دو زعیم از نائبان عام امام زمان عجل الله این پرچم را در ایران بر افراشته کردهاند.
اما نشانههایی است که میگوید اینبار دیگر تاریخ تفاوت کرده، ۴۷ سال مردم در ایران همواره برای ولی فقیه تولید قدرت کردهاند که محصولش این بوده که به قول شهید سپهبد حاج حسین سلامی «جمهوری اسلامی ایران تا کنون در هیچ صحنه راهبردی در مواجهه با آمریکا و استکبار جهانی متحمل شکست نشده و همواره دشمن را متحمل شکست کرده و به پیش رفته است.»
اساس این پیروزیها و شکست دادن هم همه در همراهی و قدرتسازی مردمی خلاصه میشود. نمونه اعلای این امر را در دفاع مقدس هشت ساله میتوان یافت که کشور در طی هشت سال با همه مستکبران عالم درگیر بود و جنگ مردمی اداره شد و محصولش پیروزی یود.
بارزتر و نوتر از همه دفاع مقدس ۱۲ روزه بود که حضور و استقامت مثال زدنی مردم همه قدرت و تکنولوژی و فناوری دشمن را در میدان ناکارآمد کرد و منجر به تحمیل شکست به دشمن شد.
۲۲ دی هم که در پاسخ به روزهای ۱۳ و ۱۴ جنگ حماسه ساز شد، عیان کننده همان نقش مردم است.
در شورشهای ۱۸ و ۱۹ دی قرار بود کار نیمه تمام جنگی که ۲۳ خرداد شروع کردند را تمام کنند با همین مردم؛ ولی همین مردم همه فتنههای دشمن را خاموش کردند و ظرف یک هفته احساس پیروزی رخ نمود کرد.
در واقع انقلاب اسلامی که از قیام ۱۹ دی و چهلمهای این قیام و قیامهای بعدی تا بهمن ۵۷ با حضور و اراده مردم به پیروزی رسید و بعد از پیروزی هم با حضور مردم در صحنهها، همه مخاطرات خود را پشت سر نهاد مبتنی بر آموزههای حضرت امام راحل پا در مسیر ظهور نهاد، مسیری که در آن باید مجاهد و بود نه قاعد و شرط پیروزی مجاهده مردم است، یعنی انتظارِ نصر بدون وجود شرط مجاهده ممکن نیست، بارها در کلام رهبر معظم انقلاب این آیه جاریست که «والّذین جاهدوا فینا لنهدیّنهم سبلنا»، و یا این آیه «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ و...»
باید دانست مردم عصر ظهور مردم قدرتساز هستند و شرط این که ما امروز مردمان آن عصر باشیم همین است که برای حجت خدا قدرتسازی کنیم، همانطور که طهرانیمقدمها، محمود باقریها و حاجیزادهها و... برای ولی فقیه قدرت سازی کردند. یا ابنکه دانشمندان عرصه علوم مختلف در این جهت کشور را پیش بردند، باید این مسیر قدرتسازی برای امام جامعه ادامه پیدا کند؛ که قطعا شرط ظهور رسیدن مردم به این بلوغ است که باید برای امام زمان قدرت سازی کرد، قبلش باید اثبات کرد که برای نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همین امر صادق است.
حماسههای مردمی
از جهت دیگر برای نمونه ۹ دی و ۲۲ دی از جنس همین قدرتسازیهایی است که مردم رقم میزنند.
با این معادله دیگر نمیتوان بی تفاوت از اتفاقات جهان گذشت، برای نمونه برای کودمان غزه فقط تاسف خوردن و از خدا خواستن که انتقام بگیرد کافی نیست، باید دست به کار شد با قدرتسازی برای ولی فقیه مسیر رسیدن به امام را هموار کرد.
در پایان بر اساس همین منطق بیان شده، بنظر میرسد امروز مهمترین عرصه قدرتسازی برای ولایت عرصه معیشت و اصلاح سبک زندگی است، چراکه بر اثر کموکاستیها و عدم وجود قدرت مدیریت و تدبیر بر معاش که ناشی از الگوبرداری غلط از روشها و شیوههای مرسوم و غیر توحیدی در دنیا است که نمونه آن حاکمیت اعتبار به جای پول در کشور است، عملا معاش و فرمان معیشت مردم به دست دشمن سپرده شده و به جای قدرتسازی برای ولایت، ابزار تضعیف سازی کشور برای دشمن فراهم شده و لزوم خروج از مشکلات تغییر این ریل است. ریلی که امام انقلاب آن را در بازخوانی و شناخت مفهوم پول و فقه پول دانستند و در وجه دیگر مردمی کردن اقتصاد و واگذاری امور اقتصاد به مردم را لازم دانستند. چیزی که شروط بست قسط و عدل در جامعه است.
در نتیجه همه چیز به مردم برمیگردد، باید مردم را روشن ساخت، باید مردم را به میدان آورد که مردم همانطور که شرط تشکیل حکومت اسلامی هستند، شرط ظهور هم هستند.
انتهای پیام/ 119
∎