به گزارش خبرگزاری ایمنا از البرز، دود هنوز هم از خرابههای ایستگاههای اتوبوس در کرمان و شیراز بلند میشود؛ بوی سوختگی نه تنها چوب درختان کهنسالی که در یزد و مشهد به خاکستر نشستند، بلکه کاغذهای سوخته پرون, دههای قضایی در سمنان و اسکناسهای نیمسوخته بانکهای گرگان را در خود دارد.
صبحهای پس از آن شبها، شهروندان در شهرها از حاشیه کویر تا کنار دریای خزر، با مناظری یکسان روبهرو شدند؛ چراغهای راهنمایی خمشده بر زمین مانند استخوانهای شکسته، ایستگاههای اتوبوسِ قابعکس شده شبیه به اسکلتهای پیچخورده و خاکسترِ آنچه دیروز سرمایه عمومی شهر بود و به فرشی سیاه بر آسفالت خیابانها تبدیل شد؛ این تصاویر تکتک و پراکنده نبودند، اینها قطعات یک پازل بزرگ و شوم بود.
نقشهای که قرار بود پیکر شهرهای ایران را نه با اعتراض، که با آتش، تخریب و ترس نشانهگذاری کند و گزارش پیشرو، روایت این زخمهای همسان است.
گردآوری شده از سخنان تلخ کسانی که مباشران این ویرانیاند؛ شهرداران، فرمانداران و قضاتی که آمار خسارت را نه به عنوان عددی خشک بلکه به مثابه برگهای صورتجلسهای از یک جنگ نامتقارن و تمامعیار شهری ارائه میدهند.
روایتی که از پایتخت آغاز میشود و تا دورافتادهترین شهرها امتداد پیدا میکند و در هر ایستگاه تکرار الگویی یکسان، پرده از برنامهریزی و هدفمندی عملیاتی وسیع برمیدارد.

الگویی که تصادفی نبود: از فلج کردن امداد تا حمله به فرهنگ
وقتی خسارتی ۸۰۰ میلیارد تومانی فقط و فقط به سازمان آتشنشانی تهران وارد میآید، آن هم نه در یک حادثه طبیعی، بلکه در یک درگیری خیابانی و همزمان در شهر ساری در آن سوی کشور، موتور پمپهای شهری و خودروهای آتشنشانی هدف حمله قرار میگیرند، دیگر هیچ تردیدی باقی نمیماند که با یک «اعتراض خودجوش» روبهرو نیستیم، این یک تاکتیک نظامی کلاسیک برای فلج کردن خط مقدم امداد و نجات در اولین ساعات بحران است تا آتش گستردهتر شود و هرج و مرج عمیقتر.
قواعدی که حتی در میادین جنگ متعارف جهان نیز به طور معمول رعایت میشود و نیروهای امدادی در امان میمانند، اما اینجا در خیابانهای شهرهای ایران، عمداً و سازمانیافته نقض شد.
قدرتالله محمدی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران با لحنی آکنده از حیرت و تأسف میگوید «حتی در جنگ هم در تمام دنیا نیروهای امدادی مصون هستند.» اما الگوی تخریب، فراتر و پیچیدهتر از حمله به نیروهای امدادی بود، گویا نقشهکشانی پشت صحنه، فهرستی از اهداف حیاتی جامعه شهری را تهیه کرده بودند.
در رشت، قلب اقتصادی شهر ۴۰۰ واحد صنفی طعمه حریق شدند که هستی چندین نسل بود، در گرگان ۱۴ شعبه بانک به آتش کشیده شد و در استان گیلان، این عدد به شکل باورنکردنی به ۷۱ شعبه بانک و ۵۴۶ مغازه و واحد تجاری رسید.
در مشهد، فروشگاههای زنجیرهای «شهرما» وابسته به شهرداری، ابتدا غارت و سپس سوزانده شدند، آیا این اقدامات را میتوان در چارچوب «اعتراض اقتصادی» گنجاند یا باید صریحتر، آن را «حمله برنامهریزی شده به هستههای اشتغال، سرمایهی مردمی و چرخه اقتصاد محلی» نامید؟.
محمدرضا قلندرشریف، شهردار مشهد پاسخ را بیپرده میدهد «اغتشاشگران آموزش دیده به صورت هدفمند اقدام به تخریب اموال عمومی مردم کردند، به هیچ چیز رحم نکردند.»
اما اهداف این نقشه، منحصر به اقتصاد نبود؛ در سمنان ساختمان دادسرای عمومی و انقلاب و سازمان قضایی نیروهای مسلح مورد حمله و تخریب قرار گرفت و در آزادشهر، فرمانداری و دادگستری به آتش کشیده شد.
در گیلان آتش به ۲۱ مسجد و بقعه متبرکه و ۱۵ پایگاه بسیج و پاسگاه نظامی سرکشید، این یک فهرست تصادفی و پراکنده از اهداف نیست، این یک طرح حسابشده برای ضربه زدن همزمان و هماهنگ به ارکان سهگانه نظم و حاکمیت در یک جامعه است؛ قوه قضائیه (نماد قانون)، قوه مجریه (نماد اداره) و نهادهای فرهنگی-ایدئولوژیک و امنیتی (نماد هویت و حفاظت).

محمدحسین واثقکارگرنیا، رئیس شورای اسلامی شهر رشت با شفافیتی قابل تأمل میگوید «اغتشاشگران افرادی آموزش دیده هستند و مسلحانه برای ایجاد ناامنی و آشوب وارد کشور شدهاند.»
حتی ابزار اصلی این تخریب گسترده نیز در همه جا یکسان بود؛ آتش در کرمان ۲۰۰ اصله درخت کهنسال را طعمه حریق کرد، در یزد ۲۰۰ درخت و فضای سبز میدان امام حسین (ع) به خاکستر نشست و در مشهد نزدیک به هزار درخت و بیش از سه هزار درختچه سوزانده شد.
اینجا دیگر بحث تنها تخریب اموال عمومی یا محیط زیست نیست، این یک اقدام نمادین و روانشناختی است؛ سوزاندن نمادهای زندگی، سایهبانهای زیبایی و ریههای تنفسی شهرها، حملهای که قرار است امید و طراوت را در نگاه شهروندان به محاق ببرد.
سفر به شهرهای زخمخورده: روایت مستقیم از زبان مدیران شهری
آمار ارائه شده توسط علیرضا زاکانی شهردار تهران خشونت را در قالب اعداد خشک اما هولناک ارائه میدهد: ۸۰۰ میلیارد تومان خسارت فقط به سازمان آتشنشانی، ۵۰ دستگاه خودروی امدادی آسیبدیده که از این تعداد هشت دستگاه به طور کامل سوخته است و از چرخه خدمت خارج شدند، اما پشت این ارقام، واقعیتی تلختر نهفته است.
هدف، تنها نابودی تجهیزات نبود، بر اساس گزارش مدیرعامل سازمان آتشنشانی در طی دو شب، ۴۵۰ مأموریت برای مهار آتشسوزیهای عمدی انجام شد.
همزمان، ۶۰ بانک، تعدادی از اماکن مذهبی و مساجد و مراکز تجاری «مورد هجوم واقع و از رده خدمترسانی خارج شد.» تهران به عنوان پایتخت، گویا آزمایشگاه اجرای این الگو بود؛ الگویی که قرار بود با شدت و حدت کمتر یا بیشتر، در سایر شهرها تکرار شود.
مشهد؛ شهری که خون داد تا ویران نشود
قلندرشریف شهردار مشهد از همان ابتدا واژه «تروریستهای مسلح» را به کار میبرد و از خسارتی دو هزار میلیارد تومانی به زیرساختهای شهر سخن میگوید، اما هیچ عددی حتی این رقم سرسامآور، نمیتواند هولناکی روایت او از دو شهید را انتقال دهد.
وی عنوان میکند که چگونه اغتشاشگران مسلح به یک ساختمان حساس شهرداری حمله کردند، آن را تخریب و آتش زدند و دو نفر از نیروهای مستقر را به شهادت رساندند «شهید حسین غلامی که دارای یک پسر کلاس پنجم بود را با تیر مستقیم به سر به شهادت رساندند و شهید عیسی علیپور که دارای دو فرزند پسر و دختر بود را در آتش سوزاندند.»
اینجا، خشونت از مرز تخریب اموال عمومی فرسنگها فراتر رفته و به قتلعامی سرد و حسابشده تبدیل شده است؛ هدف تنها ایجاد ترس نبود، بلکه انتقامجویی و ایجاد رعب بود.
مشهد، کلانشهری که به گفته شهردارش «پیشروترین شهر کشور در هوشمندسازی ترافیک بود» با تخریب ۳۰۰ دوربین کنترلی، ۱۶ اتوبوس (از جمله یک اتوبوس دوکابینه ۳۰ میلیارد تومانی) و آسیب به خطوط قطار شهری، یکشبه دهها قدم به عقب رانده شد.

یزد؛ حمله به حافظه تاریخی یک شهر
ابوالقاسم محیالدینی شهردار یزد نگاه خود را به بُعد دیگری از این فاجعه معطوف میکند: هویت و فرهنگ.
ساختمان مرکزی شهرداری یزد، تنها یک اداره نبود؛ بنایی با ارزش تاریخی بود که ۲۴۰ میلیارد تومان به آن خسارت وارد آمد، او با تأکید بر این موضوع میگوید «این نشان میدهد که این افراد حتی مخالف تاریخ و فرهنگ ما هستند.»
در توصیف وی، این حمله یورش به هویت شهری است، اما ویرانی به ساختمان تاریخی محدود نماند و حمله به سه پاکبان، آتش زدن ۲۰۰ درخت در یک محدوده، تخریب ایستگاههای خطواحد، تابلوها و چراغهای راهنما و سرقت یا نابودی بیش از ۸۰ سیستم کامپیوتری، تصویری از یک تهاجم همهجانبه را ترسیم میکند که گویا قصد دارد شهر را از هر نظر فلج کند.
رشت و گیلان؛ ویرانی همهجانبه
آمار ارائه شده از استان گیلان، از هر نظر دهشتناک و دهانگیر است. علی باقری، معاون سیاسی امنیتی استانداری گیلان فهرستی طولانی ارائه میدهد "۷۱ شعبه بانک، ۳۰ اداره دولتی، ۵۴۶ مغازه و واحد تجاری، ۲۱ مسجد و بقعه متبرکه، ۱۵ پایگاه بسیج و پاسگاه، ۶۰ واحد مسکونی و ۳۴ دستگاه خودروی دولتی. "
وی تأکید میکند که آشوبگران «حتی قرآن و بیرق امام حسین (ع) را نیز به آتش کشیدند.» در شهر رشت، رئیس شورای شهر از ۴۰۰ واحد صنفی در بازار بزرگ شهر میگوید که حدود ۳۴۰ واحد آن به کلی در آتش سوخته و تخریب شده است.
اینجا، ویرانی چنان گسترده و همهجانبه است که گویا قرار بود هیچ بخشی از زندگی عادی شهروندان نه اقتصاد، نه اداره، نه خانه و نه عبادتگاه سالم نماند؛ پیام این حمله نه اعتراض بلکه ایجاد هراس کامل و نابودی زیرساختهای اجتماعی است.

اصفهان؛ تحمیل بار مالی به دوش مردم
علی قاسمزاده، شهردار اصفهان با صراحت یک مدیر مالی سخن میگوید و عنوان میکند: میزان خسارت ۵۰۰ میلیارد تومان است، شهرداری یک نهاد عمومی است، منابع مالی شهرداری تنها از شهروندان تأمین میشود و باید دوباره از مردم دریافت و خسارتها را جبران کنیم.»
وی همچون همتایانش به هدفمندی این تخریبها اشاره میکند و خطی روشن بین معترضان و اغتشاشگران میکشد «برخی اغتشاشگران، مزدور اربابان خود در کشورهای بیگانه هستند.»
در اصفهان، پنج دستگاه اتوبوس (هر کدام حدود ۲۰ میلیارد تومان) به طور کامل نابود شدند و ۳۱۱ دوربین نظارتی سیستم هوشمند ترافیک شهر آسیب دید.
این الگو در سراسر کشور تکرار شد. در کرمان شهردار از خسارتی ۸۰۰ میلیارد تومانی خبر داد و گفت: تخریب مبلمان شهری در مناطق درگیر به ۸۰ درصد رسیده است.
معاون حملونقل شهرداری شیراز نیز از وارد آمدن خسارتی بیش از هزار میلیارد تومان به زیرساختهای حملونقل خبر میدهد.
در بیرجند نیز خسارت دو میلیارد تومانی به زیرساختها همراه با ایجاد اختلال در اینترنت استان گزارش شد.
رئیس کل دادگستری استان سمنان از حمله به ساختمانهای قضایی و تشکیل ۱۶ شعبه ویژه برای رسیدگی به اتهامات اغتشاشگران خبر داد.
فرماندار آزادشهر نیز از خسارت ۵۰۰ میلیارد ریالی به فرمانداری و مجروح شدن پنج نیروی انتظامی با حال دو نفر وخیم خبر داد.
معاون استاندار گرگان نیز از خسارت ۲۰۰ میلیارد تومانی، آتش زدن ۱۴ بانک و ۳۱ خودرو گزارش داد.
شهردار بجنورد نیز خسارت ۳۰ میلیارد تومانی را «عدد بسیار قابل توجهی» برای بودجه شهرداری خواند.
در ساری، معاون خدمات شهری از خسارت ۷۰۰ میلیارد ریالی و تخریب سیستم آبیاری مکانیزه و موتور پمپهای شهری گفت.
ارقامی که فریاد میزنند
جمعزدن ساده اعداد اعلامشده از سوی مقامات تنها در چند شهر بزرگ، رقمی بالغ بر حداقل ۴,۹۰۰ میلیارد تومان خسارت مستقیم به اموال عمومی و شهرداریها را نشان میدهد.
این رقم، خسارات وارد شده به صدها بانک، هزاران واحد صنفی، مسکونی و تجاری، دهها اداره دولتی، صدها دستگاه خودروی شخصی و دولتی و دهها مکان مذهبی در سراسر کشور را که بر اساس آمار گیلان، گرگان، رشت و دیگر استانها اعلام شده است، در بر نمیگیرد و برآورد نهایی میتواند به راحتی به دهها هزار میلیارد تومان برسد.