شناسهٔ خبر: 76762153 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

شما به شنیدن آینده ایران دعوتید

حال ما و حال ایران، چگونه آینده‌ای را انتظار می‌کشد؟ گذشته، حال و آینده با ما چه خواهند کرد؟

صاحب‌خبر -

شما به شنیدن آینده ایران دعوتید

سرویس اجتماعی تابناک_ اسمش را نمیدانم چه باید گذاشت . وقتی تو در تبِ اعتراض به همه چیز می‌سوزی و اندیشه‌ی «گزینه‌ی بعد» بیشتر ازهر زخم کهنه تنت را می‌خراشد.

وقتی حتی یک نشانه از خیرخواهیِ این و آن، و همه دیگران برای این مردم نمیتوانی یافت و هر تغییر به ویژه بازگشت به گذشته، هزینه‌ای است سنگین، کمرشکن . و چنین بازگشتی در تجربه‌ی تاریخیِ این سرزمین، همواره خانمانسوز و "شکست‌خورده" بوده است.

وقتی تو به آنچه رخ داده است، اعتراض داری  و فریاد سر می‌دهی، فریادهای تو نبایدسرگردان باشند. باید در پیِ دادخواهی، به یک جایی ... به یک کسی بر بخورد.

اینجا، امروز منِ ایرانی به جست‌وجوی دانه‌ای امید می‌گردم در میانِ بیم‌ها. «گذشته»، گرگی است با دندان‌های طلا که در هر بازگشت، تکه‌ای از رؤیای امروز را می‌دَرَد.«آینده هم چراغی است در مبهمی دور دست. حال و روزم نیز، مرا می‌آزارد‌...

پادکست سرویس اجتماعی تابناک را بشنوید؛

mp4تعداد بازدید : 4107
کد ویدیو
دانلود ویدیو
<div id="video-display-embed-code_2208692"><script type="text/JavaScript" src="https://www.tabnak.ir/fa/news/play/embed/1351674/2208692?width=700&height=400"></script></div>

با توجه به درخواست برخی از مخاطبان گرامی، برای انتشار متن پادکست، به دلیل عدم دسترسی به اصل آن به‌خاطر اختلال اینترنت، ادامه متن تقدیم حضور می‌شود؛

... با این همه تنها نگرانِ سنگینی هزینه‌های امروزم نیستم. هزینه‌های فردای فریاد خویش نیز آزار می‌دهد مرا. مبادا هیچ رویدادی و هیچ اصلاحی رخ ندهد و فردایی پرهزینه‌تر و گران‌تر از امروز در انتظارم باشد.

منِ ایرانی در جست‌وجوی یکی دو متر آرامشم. حالِ بلبشوی تازه را ندارم. حالِ هزینه‌دادن‌های بسیار را ندارم.

آقایان! آیا تا به حال صدای ترک‌خوردنِ ستون‌های این خانه را شنیده‌اید؟

از پنجره بیرون را نگاه کنید: مردم دیگر سبزه‌ای برای عید نمی‌کارند. آنها درحال کاشتنِ سؤالند. اگر از دستتان برمی‌آید کاری بکنید. 

من نیز یکی از همین فریادهای برخاسته از خیابانم مرا نیز بشنوید. یک بار از بیرون و به چشمِ یک جامعه‌شناسِ بی‌غرض به روزگارِ ما بنگرید. به حکمرانی‌تان.  آنگاه شاید واقع‌گرایانه‌تر به اصلاح بیندیشید.

از مغزهای کهنه و قدیمی هیچ تدبیری نزاده است و نخواهد زاد. لطفاً اندیشه‌ای نو دراندازید، اساسی و ریشه‌ای.

اگر گوشی هست —این فریاد را بشنو. اگر چشمی هست —در این تاریکیِ یکدست، نقطه‌ی نورِ کوچکِ ما را ببین. ما از نوآوری نمی‌هراسیم. ما از تکرارِ کهنگی می‌میریم.

 

شما به شنیدن آینده ایران دعوتید