شناسهٔ خبر: 76758667 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: الف | لینک خبر

نکته‌سنجی لاریجانی در تحلیل اغتشاشات/ اتمام حجت قالیباف با دولت/ خشونت خیابانی چه بر سر پیرکودک آورد؟

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

صاحب‌خبر -

پایان عصر تراستی‌ها؟

روزنامه خراسان نوشت:

در اوج چالش های ارزی و نفتی، خبرهای تازه درباره بازگشت ارز نفتی و «تراستی‌ها» قابل توجه است. رئیس سازمان برنامه و بودجه با زبانی تلخ گفته است: «تریدرها و تراستی‌ها قارچ‌های مسمومی بودند که در اقتصاد ما روییدند... از این به بعد نفت را به صد نفر نمی‌دهیم که بچرخانند». همزمان، گزارش خبرگزاری فارس نیز از تصمیمات دولت برای تسریع بازگشت ارزهای صادراتی نشان می‌دهد که ایران در حال بازنگری جدی در مسیر فروش نفت و بازگشت ارز است.

اگر بخواهیم صادق باشیم، اقتصاد تراستی نتیجه اجبار بود نه انتخاب. در سال‌های تحریم، مسیر رسمی فروش نفت و بازگشت ارز محدود شد، بانک‌ها عقب نشستند، سوئیفت بسته شد و دولت برای حفظ صادرات ناچار شد روی شبکه‌ای از واسطه‌های چندلایه حساب کند. این شبکه که به «تراستی‌ها» معروف شد، فروش نفت، نگهداری ارز و حتی تأمین مالی واردات کالاهای اساسی را برعهده داشت. در ظاهر، این مدل راهی برای دور زدن تحریم‌ها بود؛ اما در عمل، یک بانک مرکزی سایه شکل گرفت که خارج از چارچوب رسمی، تصمیم می‌گرفت چه زمانی ارز وارد شود و چه زمانی رسوب کند. رسوبی که طبق آمارها بعضاً تا یک سال نیز به طول انجامیده است!

نتیجه چه بود؟ دلارهای نفتی، روان به اقتصاد داخلی نمی‌رسید، واردکنندگان به بازار آزاد رانده می‌شدند و در آن جا نرخ های غیررسمی که به سرعت از اخبار سیاسی و انتظارات واردکنندگان بزرگ نسبت به کمبود ارز متاثر می شدند، مسیر آینده اقتصاد ایران را عملاً تعیین می کرد. با تحولات ارزی اخیر، قهراً اصلاح این مسیر پررانت و فساد کلید خورده است. مسئله، صرفاً بازگشت ارز توسط این تراستی ها نیست، بلکه ساختاری تثبیت‌شده است که منابع ارزی کشور را از دست سیاست‌گذار خارج کرده است. ورود دستگاه قضا و فشار برای بازگشت ارز، به همراه بازطراحی مسیر فروش نفت، نشانه‌ای است از پایان عصر تراستی‌ها و آغاز بازپس‌گیری کنترل دولت بر منابع ارزی. به گفته کارشناسان، دیگر ضرورتی ندارد تحریم را با هزینه‌های سنگین دور بزنیم؛ با سازوکارهای رسمی‌تر، پیمان‌های پولی و تسویه‌های دوجانبه می‌توان تجارت را به مدار قابل رصد بازگرداند.

******

باز هم نوبت مسئولان است

روزنامه جوان نوشت:

«همانطور که ثبات امنیت مهم است، ثبات اقتصادی هم مهم است»، این بخشی از سخنرانی رئیس مجلس شورای اسلامی در جمع راهپیمایی باشکوه مردم تهران است که روز دوشنبه با وجود انتقاد بحق نسبت به شرایط اقتصادی، هم‌راستا با مردم سراسر کشورمان در محکومیت شرارت‌های چند روز اخیر تخریبگران صهیونیستی قیام کردند و باز هم سهم مردم در ایجاد ثبات امنیتی ادا شد ولی هنوز خبری از سهم مسئولان در ایجاد ثبات اقتصادی نیست و همین کم‌کاری قوای مختلف در حوزه اقتصاد، به اعتراض بحق مردم منجر شد ولی مع‌الأسف از سوی بدخواهان ملت، این روند منحرف شد و اجازه نداد درخواست مردم به درستی مطرح و پاسخ داده شود.

البته مسئولان هر سه قوه می‌گویند در تلاش برای رفع مشکلات مردم هستند، با این حال نباید اجازه می‌دادند شرایط به مرحله‌ای برسد که بستری برای ایجاد آشوب درست شود چرا که باز مردم در این شرایط سخت اقتصادی به زحمت افتادند و ضمن تقدیم جان عزیزان‌شان، خسارت‌های سنگین اقتصادی نیز متحمل شدند، بنابراین با هر قاعده‌ای که نگریسته شود باید مسئولان با کوتاه کردن دست مدیران ریزودرشت درگیر «تعارض منافع» نسبت به بهبود شرایط اقتصادی به صورت شبانه‌روزی تلاش کنند و اجازه ندهند معیشت مردم از سوی برخی‌ها گروگان گرفته شود.

جان کلام آنکه مسئولان هر سه قوه مخصوصاً مجریه و قضائیه باید به ثبات اقتصاد اهتمام داشته باشند و برای دشمنان قسم‌خورده این آب و خاک بهانه درست نکنند تا باز هم طمع کنند و عرض خود ببرند و زحمت ما دارند، ضمناً باید دورنمایی از وضعیت اقتصادی تصویر کنند و بگویند که با اقدامات صورت‌گرفته، بناست طی مثلاً چند روز یا چند ماه آینده به فلان نقطه مطلوب برسیم و این رویداد‌های مثبت نیز محصول آن خواهد بود، البته انتظار زیادی از تیم اطلاع‌رسانی دولت نباید داشت، چه آنکه اگر می‌توانست حداقل در مسیر مدیریت انتظارات تورمی حرکت می‌کرد.

******

برای پیشگیری از اغتشاش و تخریب چه باید کرد؟

علی بهادری‌جهرمی، حقوقدان و سخنگوی دولت سیزدهم در روزنامه کیهان نوشت:

به‌نظر می‌رسد عملاً قوای داخلی به‌جای تمرکز جدی بر پیشگیری از بروز و ایجاد چنین اغتشاشاتی، گویی بیشتر وقت و هزینه خود را مصروف برخورد و مقابله با اغتشاشات نموده است. از این منظر تحلیل دلائل موفقیت دشمن در ایجاد اغتشاش داخلی و روش‌های پیشگیری مؤثر از تکرار یا استمرار آن اهمیت اساسی دارد. جلوگیری از تکرار و استمرار این وضعیت مستلزم توجه همزمان به چهار جنبه مهم است:

۱ - برخورد قضائی پیشگیرانه با جرایم عمومی مرتبط با اغتشاشات

رسیدگی‌های قضائی گذشته در پیشگیری از تکرار جرایم قبلی نقش برجسته‌ای دارد. تجربه‌ کوتاه مدت قبلی در شرایط آشوب ایجاد شده در آبان ۱۳۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ و آثار قضائی آن اگر پیشگیری لازم را ایجاد کرده بود، قطعا میزان موفقیت دشمنان ایران را در جذب نیروهای نیابتی و مزدوران خیابانی برای ایجاد اغتشاش تحت تأثیر جدی‌تری قرار می‌داد.

۲- حل مشکلات جاری مردم و پاسخ به مطالبات اولویت‌دار

اولین موضوع، توجه جدی به مطالبات اقتصادی مردم است. به‌نظر می‌رسد متاسفانه دولت تاکنون برنامه‌های مشخص و لازم را برای حل مشکلات اقتصادی نداشته است؛ افزایش چشمگیر نرخ تورم به ویژه تورم در مواد غذایی و خوراکی‌ها، کاهش جدی نرخ رشد اقتصادی تا حد رکود اقتصادی و در نتیجه کاهش سرانه درآمد عمومی همزمان با افزایش هزینه‌های ضروری مردم به واسطه نرخ بالای تورم، عدم بهبود جدی در شاخص‌های اساسی اقتصادی همچون فاصله طبقاتی یا ضریب جینی، نرخ افزایشی رشد نقدینگی، افزایش جهشی نرخ دلار و مسایلی از این دست، یعنی تقریباً و عملاً به هیچ یک از مطالبات مردمی که در جنگ ۱۲ روزه نشان دادند تا چه میزان پای کار حاکمیت و کشور خود هستند پاسخ نداده است.

۳- برخورد قاطع با مظاهر فساد و رانتی که ذهنیت عمومی را خدشه‌دار می‌کند

دومین مسئله اساسی موضوعاتی است که ذهن مردم را به شدت خدشه‌دار کرده و مردم مطالبه برخورد قاطع با آنها را دارند. با توجه به روحیه عدالت‌طلبی ایرانیان، فساد در حوزه‌های مختلف به ویژه موضوعات اقتصادی از قبیل فساد و مافیا در حوزه‌های بانکی، خودروسازی، نهاده‌های اساسی و موضوعات همه‌گیر و عامی از این قبیل سال‌هاست ذهن ایرانیان را آزرده کرده است.

۴- طراحی ساز و کار مناسب اعلام اعتراضات عمومی

 سومین موضوع اساسی مطالبه به‌حق عمومی برای تحقق اصل ۲۷ قانون اساسی و امکان برگزاری تجمعات و راهپیمایی‌های اعتراضی عمومی نسبت به سیاست‌ها یا اقدامات اجرائی دولت است. علی‌رغم ارسال لایحه جامع برگزاری تجمعات و راهپیمایی‌ها در دولت شهید رئیسی به مجلس،‌ متأسفانه برخلاف قانون این لایحه اعلام وصول نشد و در دولت چهاردهم نیز عملاً مسترد شد. 

******

خشونت خیابانی چه بر سر پیرکودک آورد؟

روزنامه فرهیختگان نوشت:

بعد از یک شب کاملاً آرام در شهرهای ایران، نهایتاً سیل جمعیت در واکنش به اقدامات آشوبگرانه تروریست‌های مسلح در سرتاسر کشور به خیابان آمدند تا تصویر واقعی‌تری از خیابان‌های ایران به جهان مخابره شود. اینکه اعتراضات به وضعیت نوسانات ارزی به صحنه آشوب تبدیل شده در ادامه با ورود علنی رضا پهلوی به نقطه اوج خشونت تبدیل شده و بلافاصله فروکش کند بیش از هر چیز ریشه در محاسبات غلط و طراحی عوامل پشت‌صحنه‌ای دارد که با تشدید رادیکالیسم ظرفیت اعتراض را سوزانده و آن را به ضد خود تبدیل کردند.

رضا پهلوی که تنها عنوان سیاسی‌اش پسر شاه مخلوع ایران است در غائله 1404 نیز مثل بقیه غائله‌های ضدایرانی در سال‌های اخیر نشان داد حداقلی از پختگی سیاسی را نداشته و با دستپاچگی موضع‌گیری می‌کند. او در دومین فراخوان دعوت به آشوب خود که روز جمعه منتشر کرد مدعی شد که «درحال آماده‌شدن برای آمدن به ایران است.» طرح این گزاره که با شکست پروژه 1404 اکنون به مثالی برای تمسخر ایده‌های براندازانه ربع پهلوی تبدیل شده است تصویر کاملی از فقدان توانمندی سیاسی کاراکتری ارائه می‌دهد که در 1403 منشور همبستگی را رونمایی کرد که حتی دوماه هم دوام نیاورد و در دوسال گذشته چندین بار نیز فراخوان جذب نیرو منتشر کرد که مهم‌ترین آن هم‌زمان با تهاجم نظامی به ایران بود.

پهلوی که امید داشت در زمان جنگ بتواند خیابان را نیز به نفع نتانیاهو فعال کند پس از شکست پروژه خود اکنون مسیر را معکوس طی کرده و هم زمان با دعوت کردن به رادیکالیسم کور در خیابان دست به دامان ترامپ شده تا پروژه نظامی علیه ایران را مجدداً آغاز کرده و کودتای دیگری در ایران رقم بزند. این کودتا به قدری واضح شده است که مردم مرز خود را با آن جداکرده و راهبردهای ضد زندگی پهلوی را تقبیح می‌کنند.

این مزدور آمریکا و اسرائیل که امید داشت با رادیکال کردن فضا از مسیر خشونت، شکست چندین ساله خود در پروژه براندازی را به‌یک‌باره جبران کرده و یک‌شبه پیروزی به دست بیاورد اکنون این صحنه را در مقابل خود می‌بیند که ننگ جنایت نتوانسته اغتشاش خیابانی را تداوم بخشد. این شکست به طور واضح ناپختگی سیاسی رضا پهلوی را نشان می‌دهد که تا پیش از به میدان آورده شدن توسط موساد کاری جز خوش‌گذرانی با پول‌توجیبی‌ای که مادرش به او می‌داد بلد نبود؛ اما براندازی به‌یک‌باره به پروژه مالی برای او تبدیل شد تا بتواند در کنار اموال غارت شده مردم ایران، یک منبع درآمد جدید برای خود پیدا کند.

******

و حالا پاسخ‌دهی به مطالبات مردم

روزنامه اعتماد نوشت:

این‌گونه نیست كه اتفاقاتی كه طی حدودا دو هفته اخیر رخ داده، اموری غیرقابل پیش‌بینی بوده باشند؛ تحلیلگران و نخبگان عرصه سیاسی، اجتماعی، فلسفی و...پس از جنگ 12 روزه می‌دانستند كه اگر فكری برای مطالبات اقتصادی، سیاسی، ارتباطی و...مردم نشود، با سوءاستفاده دشمنان، ممكن است برخی نارضایتی‌ها ظهور و بروز یابند. طی ماه‌های اخیر دو تكانه تورمی سنگین به معیشت مردم وارد شد؛ نخست كاهش ارزش پول ملی كه بر اثر فشار حداكثری دشمنان ایجاد شد و دومین تكانه تورمی نیز مرتبط با جراحی اقتصادی اخیر بود كه مردم را با شوك معیشتی مواجه كرد. حقوق‌بگیران در كنار كسبه و نهایتا اقشاری كه با فقر مطلق روبه‌رو هستند در كنار هم جریان اعتراضی مسالمت‌جویانه‌ای را شكل دادند. اتفاقا طی 7 الی 8 روز اخیر تا پنجشنبه نیروهای امنیتی و انتظامی در كشورمان مدارا و سعی كردند با گفت‌وگو و تعامل، مسائل را حل و فصل كنند. اما از روز پنجشنبه برخی عوامل خارجی كه در جریان جنگ 12 روزه نیز در راستای منافع دشمنان ایران رفتار كرده بودند، وارد عمل شده و حركت‌های تروریستی و تخریبی را در دستور كار قرار دادند.

پرسشی كه پس از این مقدمات به ذهن خطور می‌كند، آن است كه سیستم چگونه می‌تواند به گونه‌ای تصمیم‌سازی و سیاستگذاری كند كه از حجم اعتراضات عمومی كاسته و زمینه افزایش انسجام فراهم شود؟ در پاسخ باید گفت:

۱) در رخدادهای اعتراضی اخیر بسیاری از ایرانیان آسیب دیده‌اند، باید از آسیب‌دیدگان دلجویی و خسارات آنها جبران شود. برخی آسیب‌ها متاسفانه جانی بوده و برخی آسیب‌ها هم اقتصادی و مالی. دولت و حاكمیت باید از خانواده‌های آسیب‌دیده دلجویی كرده و زمینه رفع خسارات مردم را فراهم سازد.

۲) با صدا و سیمای فعلی نمی‌توان رضایت مردم را جلب كرد. صدا و سیما با رفتارهایش بزرگ‌ترین عاملی است كه به انسجام عمومی ضربه می‌زند. حتی در جنگ 12 روزه هم صدا و سیما حاضر نشد، تریبونش را در اختیار افراد متكثر و متفاوت قرار دهد. باید افرادی در صدا و سیما تریبون در اختیار داشته باشند كه اقبال عمومی دارند و مردم پذیرای دیدگاه‌های آنان هستند. اینكه تریبون صدا وسیما در اختیار یك جریان اقلیت و چهره‌های تكراری باشد هیچ كمكی به كاهش مشكلات و نارضایتی‌ها نمی‌كند. این در حالی است كه افرادی مانند دكتر سروش، علیرضا رجایی و...با اتخاذ مواضع معقول و حمایت از تمامیت ارضی تلاش می‌كردند راهبردهای دشمنان را خنثی كنند.

۳) موضوع دگر بهبود شاخص‌های معیشتی مردم در كوتاه‌مدت و بلندمدت است. مردم دهك‌های محروم آسیب‌های اقتصادی بسیاری متحمل شده‌اند . برای كوتاه‌مدت میزان افزایش دستمزدها باید بالای 50درصد و مطابق نرخ تورم باشد. این افزایش دستمزدها به مردم كمك می‌كند تا بخشی از نیازهای معیشتی خود را پوشش دهند. برای بلندمدت هم از طریق اعمال اصلاحات اقتصاد زمینه رونق كسب و كار و بهبود معیشت مردم فراهم شود. افزایش دستمزدها به تولید هم كمك می‌كند تا یك رونق نسبی را تجربه كند. زمانی افزایش دستمزدها منجر به تورم می‌شود كه عرضه‌ای در جامعه وجود نداشته باشد. در غیر این صورت افزایش دستمزدها باعث ایجاد رونق می‌شود.

******

اتمام حجت قالیباف با دولت

حمید رسایی، نماینده مردم تهران در جلسه علنی امروز (سه شنبه ۲۳ دی ماه) مجلس شورای اسلامی طی اخطار قانون اساسی گفت: «استیضاح حق نمایندگان است و برای آن در آئین نامه داخلی مجلس، زمان تعیین شده است و باید طبق زمان بندی پیش برود. استیضاح وزرا باید در صحن مجلس اعلام وصول شود و سوال ما از شما آن است که علت تأخیر در رسیدگی به استیضاح وزرا چیست؟ آقای قالیباف! شما در جلسه غیر علنی مجلس گفتید که اگر دولت خودش برخی از وزرا را تغییر ندهد، مجلس استیضاح وزرا را در دستور کار قرار می‌دهد. مردم روز گذشته در راهپیمایی از ما سوال می‌کردند که چرا طرح استیضاح وزرا در مجلس پیگیری نمی‌شود».

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در پاسخ به اظهارات رسایی گفت: «ترمیم کابینه به مراتب اثرگذارتر از استیضاح است اما اگر دولت این کار را نکند، ما وظیفه خود را انجام می‌دهیم».

وی بیان کرد: «مجلس در این زمینه تاکنون با درایت و پختگی عمل کرده است. زمانی که استیضاح انجام می‌شود، رئیس جمهور تا سه ماه فرصت دارد که وزیر بعدی را به مجلس معرفی کند و عملاً ۹۰ روز یک وزارتخانه بدون وزیر می‌ماند، اما اگر دولت خودش نسبت به ترمیم کابینه اقدام کند، ظرف یک هفته فرد جدید را جهت اخذ رأی اعتماد به مجلس معرفی می‌کند و زودتر کارها تعیین تکلیف می‌شود».

قالیباف متذکر شد: «در دولت شهید رئیسی نیز ۵ یا ۶ وزیر و معاون وزیر جابجا شدند و این جابجایی‌ها از طریق تعامل و گفتگو انجام شد و فقط یک وزیر در مجلس استیضاح شد. طبیعتاً اگر دولت اعتقادی به ترمیم کابینه نداشته باشد، حتماً مجلس وظیفه خود را انجام خواهد داد».

******

کاسبی سلبریتی‌ها با مشکلات مردم

سایت ایسکانیوز نوشت:

با روی کار آمدن شبکه های اجتماعی و با گسترش و تنیده شدن این رسانه‌های نوین در جریان زندگی مردم، تریبونی در اختیار همگان قرار گرفت که هرکس تلاش کرد از طریق این تریبون مخاطبان (فالوور) بیشتری را جذب خود کند تا علاوه بر گسترش دامنه نفوذ خود، به درآمد از شبکه های اجتماعی نیز منجر شود اما حالا این ابزار و شبکه‌های اجتماعی در دست سلبریتی‌ها کارکرد دیگری پیدا کرده است.

سلبریتی‌های ایران با وجود درآمد میلیاردی، عدم پرداخت مالیات، شرکت در جشنواره‌های گوناگون با هزینه‌های دولتی، آزادی عمل و گفتار بیشتر نسبت به سایر مردم، اما در هر بزنگاهی که هرج و مرجی در کشور شکل گرفته پشت حکومت را خالی کرده و با دشمنان ایران همصدا شده‌اند. اگر این موضوع را یک اقدام برنامه ریزی شده در راستای براندازی نرم ندانیم پس باید گفت که سلبریتی‌ها از لحاظ هوش هیجانی بسیار کم هوش هستند و در شناختن دسیسه‌های دشمن یا در خواب هستند و یا خود را به خواب زده‌اند.

در برهه‌ای از زمان گرفتن ویزای آمریکا یکی از دلایل سیاسی کاری سلبریتی‌ها بود و برخی از بازیگران ایرانی، ویزای آمریکا را بر رسالت اجتماعی خود ترجیح دادند و با درآمد نجومی‌ای که در سایه جمهوری اسلامی کسب کرده بودند به هر نحوی مخالفت خود را با حکومت نشان می‌دادند تا بلکه آمریکا نیم نگاهی به آنان بیندازد و می‌توان گرفتن ویزای آمریکا توسط باران کوثری را در همین راستا تعریف کرد.

حالا هم محسن تنابنده که دستمزدهای میلیاردی‌اش برای سریال پایتخت همیشه مورد بحث بوده، کالابرگی را که حق مردم است توهین حساب می‌کند و خودش را طلبکار می داند و با انتشار یک استوری (پیش از قطع‌شدن اینترنت) در صفحه اینستاگرام خود چنین نوشت: «کالا برگ حق ما نیست، توهینه! کشوری که روی ثروت خوابیده چرا باید مردمش با کوپن ساکت بشن؟ ما اعتراض نکردیم صدقه بگیریم ما اعتراض کردیم راه حل اساسی پیدا کنید. ما برده نیستیم. ما طلبکاریم!»

سوال اساسی اینجاست افرادی مانند محسن تنابنده که بالاترین دستمزدها را از جمهوری اسلامی دریافت کرده‌اند و همیشه مورد احترام مردم و حاکمیت بوده‌اند دقیقا برای چه چیزی و از چه کسی طلبکار هستند؟

******

نکته‌سنجی لاریجانی در تحلیل اغتشاشات

سایت مشرق‌نیوز نوشت:

علی لاریجانی، دبیر شورایعالی امنیت ملی در سخنانی پیرامون اغتشاشات اخیر گفته است: «در کنار اعتراضات به‌حق، جریانی مخرب و سازمان‌یافته وارد صحنه شد که هیچ ارتباطی با مطالبات اقتصادی مردم نداشت. این جریان از بستر اعتراضات سوءاستفاده کرده و دست به رفتارهای بسیار خشن و جنایت‌آمیز زد؛ از جمله به قتل رساندن افراد، سوزاندن اشخاص و اقدامات خشونت‌باری که شباهت زیادی به روش‌های گروه‌های تروریستی مانند داعش داشت. بدیهی است فردی که معترض مشکلات اقتصادی است، هرگز دست به چنین اعمالی نمی‌زند».

او همچنین تصریح می‌کند: «اگر کشور با مشکلات اقتصادی مواجه است، ناامنی و تخریب، نه‌تنها این مشکلات را حل نمی‌کند بلکه آنها را تشدید می‌کند. سوزاندن مراکز اقتصادی، اماکن عمومی و مذهبی، اتوبوس‌ها و تجهیزات شهری که همگی با مالیات مردم تهیه شده‌اند، مستقیماً به اقتصاد مردم آسیب می‌زند. ناامنی باعث رکود اقتصادی می‌شود و مسیر حل مشکلات اقتصادی، این‌گونه اقدامات نیست. بر همین اساس، قوه قضائیه باید با قاطعیت با عاملان ناامنی، کشتار مردم و تخریب اموال عمومی برخورد کند. خوشبختانه رئیس محترم قوه قضائیه نیز در این زمینه تصمیم جدی دارند و با عوامل اصلی این جنایات برخورد قاطع صورت خواهد گرفت».

*در سخنان دکتر لاریجانی یک نکته بسیار کلیدی وجود دارد و آن اینکه مشکلات اقتصادی با تخریب و ناامنی و حرکات خیابانی نه تنها رفع نمی‌شود بلکه تشدید می‌شود. این گزاره‌ای است که باید بیش از این در عرصه رسانه‌های مکتوب، صداوسیما و منابر به آن پرداخته شود تا همه لایه‌های اجتماعی بدانند آدرس حل مشکلات در خیابان نیست! اما آدرس حل مشکلات کجاست؟ باید این نکته را دانست که سمت سیر سیاست و اقتصاد، دفعی نیست و بلکه تدریجی است. یعنی رخدادهای این دو عرصه ناگهانی و در خلأ رخ نمی‌دهند بلکه به‌صورت تدریجی و با تأثیر از روندهای گوناگون شکل می‌گیرند. به تعبیر دیگر می‌توان اینطور گفت که در امر سیاست و اقتصاد کاملا با پدیده "اثر پروانه‌ای" مواجه هستیم. یعنی هر حرکتی می‌تواند در این دو پدیده تأثیر بگذارد و سمت حرکت آنها را تغییر بدهد.

بدین روال و در بحث چیستی راه حل‌ها مثلا می‌توان به اثر "رأی خوب" مردم در انتخابات‌ها اشاره کرد که چگونه می‌تواند سبب بهبود مشکلات شود و یا همینطور باید به رأی بد نیز اشاره کرد که چطور می‌تواند مشکلاتی را در دامان رأی دهندگان بگذارد. سکوت نکردن در مقابل اشتباهات خواص، رها نکردن عرصه سیاست عقلایی توسط شهروندان، بی‌تفاوت نبودن نسبت به مثبتات اقتصادی و حمایت از نخبگان صاحب کارنامه نیز از جمله همین راه حل‌ها هستند. راه حل‌هایی که عمل کردن به هریک یا تمام آنها می‌تواند اثرات مهمی از بهبود را در زندگی مردم پدیدار کند بی‌آنکه نیاز به جستجوهای طاقت‌فرسا و فرمول‌های سخت برای یافتن راه حل‌های ناپیدای مشکلات باشد.