شناسهٔ خبر: 76711064 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

هوشنگ جزی‌زاده درگذشت + بیوگرافی

هوشنگ جزی‌زاده، پیشکسوتی کم‌نظیر در هنرهای سنتی ایرانی، عمر خود را صرف آموزش، پرورش شاگردان و خلق آثار ماندگار کرد. آثار او در موزه‌ها و مجموعه‌های داخلی و خارجی نگهداری می‌شوند و نسل‌ جدید هنرمندان ایرانی از میراث و سبک او الهام می‌گیرند.

صاحب‌خبر -

‌به گزارش خبرگزاری ایمنا، هوشنگ جزی‌زاده، پیشکسوتی کم‌نظیر که در هنرهای سنتی ایران، عمری طولانی صرف آموزش، پرورش شاگردان و خلق آثار ماندگار در مینیاتور کرد، درگشذشت. آثار او در موزه‌ها و مجموعه‌های داخلی و خارجی نگهداری می‌شوند و نسل جدید هنرمندان ایرانی از میراث او الهام می‌گیرند

امیرهوشنگ جزی‌زاده در هفتم اردیبهشت ۱۳۱۲ در اصفهان متولد شد. علاقه و استعداد او به هنر از کودکی آشکار بود. او که تحصیلات خود را در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان آغاز کرد، بعدها با بورس تحصیلی به انگلستان رفت تا مهارت‌های خود را در زمینه طراحی و هنرهای تجسمی تکمیل کند. او پس از بازگشت به ایران، سال‌ها به تدریس مینیاتور، طراحی فرش و تذهیب پرداخت و نسل‌های زیادی از هنرمندان امروز را پرورش داد. او معتقد بود آموزش هنر تنها انتقال تکنیک نیست، بلکه پرورش نگاه و ذهن خلاق هنرمند نیز اهمیت دارد.

سبک و آثار امیرهوشنگ جزی‌زاده

وی در آثارش پیرو سبک اصفهان بود و رنگ، نقش اصلی طراحی‌هایش را ایفا نمی‌کرد. جزی‌زاده قدرت قلم‌گیری ویژه‌ای داشت که در هنگام استفاده از تک رنگ‌ها این قدرت نمود بیشتری پیدا می‌کرد.

آثار جزی‌زاده بازتابی از سنت کلاسیک نگارگری ایرانی و درعین‌حال آمیخته با خلاقیت شخصی و نگاه مدرن است. او معتقد بود هنر باید پیام، روح و تجربه زیسته را منتقل کند و تقلید از سبک‌های گذشته نباشد. این نگرش باعث شد آثار او در ایران و حتی خارج از کشور موردتوجه قرار گیرد و او را به‌عنوان یکی از چهره‌های ماندگار هنر نگارگری مطرح کند.

«چشم دل باز کن»، «باده فروشان»، «مرد و خروس» و «دو دلداده» از جمله آثار معروف این هنرمند است. نزدیک به پنجاه سال پیش آثار این هنرمند از سوی سران دولتی به پادشاه بلژیک و ولیعهد ژاپن اهدا شد. آثار او در کاخ باکینگهام لندن، کاخ پادشاهی بلژیک، کاخ پادشاهی فنلاند، دفتر بی ینال اروپایی آسیایی ترکیه، موزه هنرهای ملی، موزه هنرهای معاصر تهران، موزه بنیاد شهید و دفتر مجله فصلنامه هنر ثبت و نگهداری می‌شود.

جزی‌زاده نمادی از پیوند هنر، تجربه و عشق

در آئین بزرگداشت استاد جزی‌زاده که در اصفهان برگزار شد، ضمن رونمایی از کتاب نفیس «کمال حسن» شامل گزیده آثار او، مستند «بهای عشق» که روایت تصویری زندگی هنری‌اش است، نیز به نمایش درآمد. این مراسم نشان داد که جزی‌زاده فقط هنرمندی بزرگ نیست و نمادی از پیوند هنر، تجربه و عشق به زیبایی بود؛ هنری که فراتر از زمان و مکان باقی ماند.

یکی از بزرگ‌ترین میراث جزی‌زاده، شاگردان او هستند. او با صبر و فروتنی، تکنیک‌ها را آموزش می‌داد و روح هنر و نگاه خلاق را در شاگردانش پروراند. بسیاری از هنرمندان امروز می‌گویند که استاد باعث شد هنر را با حس و تجربه شخصی درک کنند و به دور از تقلید از گذشته به هنر بپردازند.

رضا بدرالسما، نگارگر و مینیاتوریست در گفت‌وگویی درباره این هنرمند اظهار کرد: برای من جزی‌زاده تنها یک معلم نبود؛ او چراغی بود که مسیر هنر را روشن کرد. او به من آموخت که نگاه‌کردن به هنر نباید سطحی باشد، بلکه نگاهی است که روح نقاشی را درک می‌کند. استاد همیشه تأکید داشت که هنر تیغی است که هم جسم و هم جان را صیقل می‌دهد و نقاشی، بیش از هر چیز، بیان تجربه‌های زیسته انسان است.

وی افزود: او به ما آموخت که هنر فقط تصویر کشیدن نیست، بلکه نمایش زندگی، رنج، عشق و زیبایی است. استاد می‌گفت اگر نقاشی‌ات تنها زیباست، اما حرفی برای گفتن ندارد، درک نشده است. هنر باید پیام داشته باشد؛ پیامِ روحِ هنرمند. همین نگاه باعث شد آثار او در دل مخاطب جاری شود.

این نگارگر با اشاره به شخصیت استاد بیان کرد: استاد جزی‌زاده با فروتنی، صبوری و مهربانی بی‌نظیرش، نه فقط تکنیک به ما آموخت؛ بلکه چگونه انسان بهتری باشیم. او می‌گفت هنر باید گرمیِ انسانیت داشته باشد؛ این همان چیزی است که در بسیاری از آثارش می‌بینی نوعی ادب در رنگ و نقش، مشابه ادب در کلام شاعران بزرگ ایرانی.

بدرالسما توضیح داد: او معتقد بود هنر باید آزاد باشد؛ آزاد از تکرار و قضاوت. هنر یعنی گفتن حقیقتِ خودت با هر خط و رنگی که انتخاب می‌کنی و استاد در آثارش همین آزادی و عمق را نشان داد از سبک سنت تا لحظه‌هایی که رنگ و نقش، معنا و زندگی را کنار هم می‌گذارند.

وی درباره میراث استاد تصریح کرد: آنچه استاد را زنده نگه می‌داشت، نگاه او به جهان هنر و آموزش است؛ چیزی که هر شاگرد و هنرمندی که با او کارکرده، آن را با خود حمل می‌کند. او نه فقط استادِ دست، بلکه استادِ دل و نگاه هنری ما بود.