به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، یک خطای استراتژیک امارات در گسترش نفوذ به شرق یمن، بار دیگر رقابت بر سر نفوذ منطقهای را شعلهور کرده است، حال آنکه عربستان سعودی از مرحله مدیریت اختلافات به اقدام قاطع برای بازآرایی سریع معادلات منطقهای روی آورده است.
سؤال اصلی این است که چرا ابوظبی ریسک گسترش به مناطقی را پذیرفت که عربستان آنها را بخشی از امنیت حیاتی خود میداند، بیآنکه محاسبه دقیقی از واکنش احتمالی ریاض داشته باشد. تحلیلهای اولیه نشان میدهد امارات در یک خطای استراتژیک دچار شده و بر این تصور بوده که عربستان درگیر فشارهای منطقهای متعدد و یک مرحله نسبی انزوای سیاسی است و قادر به واکنش سریع و قاطع نخواهد بود. همچنین، ابوظبی امید داشت که تردید سعودیها در رویارویی مستقیم با آنها، با توجه به پیچیدگی ترتیبات نفوذ در جنوب یمن طی یک دهه گذشته، ادامه یابد. برخی تحلیلگران حتی بر این باورند که اقدام امارات بخشی از تلاش برای ایجاد یک واقعیت میدانی پیش از هر توافق منطقهای یا بینالمللی و مرتبط با بازآرایی خاورمیانه است، اقدامی که به ابوظبی کارتهای قدرت بیشتری در پروژه آمریکایی-منطقهای میدهد.
با این حال، این محاسبات نتوانست در مقابل تغییر رویکرد سعودیها دوام بیاورد. عربستان از سیاست کنترل اختلافات به بازتعریف مشارکتها و محدودیت نفوذ امارات روی آورده است. «انستیتوی سلطنتی امور بینالملل بریتانیا» تأکید کرده که تحریک اخیر، بهویژه پس از مشارکت عربستان در جنگ و بحران انسانی یمن، یک «خطر تحقیرآمیز» برای ریاض محسوب میشد. علاوه بر آن، ظهور یک قدرت جداییطلب در مرزهای جنوبی، بهویژه در حضرموت که روابط قبیلهای و اقتصادی عمیقی با عربستان دارد، یک شوک استراتژیک برای تصمیمگیران سعودی بود.
این شوک موجب شد عربستان تصمیم بگیرد حضور اماراتیها در جنوب یمن را پایان دهد و مرزهای نفوذ بازیگران محلی را بهطور قاطع بازتعریف کند. در این چارچوب، هر کسی که از مسیر «سیاستزدایی» تبعیت نکرد، بهعنوان خارج از معادله تلقی شد و متهم به خیانت، حذف از «شورای ریاستی» و تحت تعقیب قرار گرفت، از جمله عیدروس الزبیدی، رئیس شورای انتقالی جنوبی، که مقر او در الضالع هدف حمله قرار گرفت؛ پیامی روشن که عربستان تصمیم خود برای پایان دادن به هر مسیر جداییطلبانه را اعلام کرده است.
اما این تحولات به اینجا محدود نخواهد ماند. پیشبینی میشود عربستان در دو مسیر موازی عمل کند: مسیر اول نظامی است، با ادامه گسترش نیروهای «سپر وطن» در استانهای شرقی و نشانههایی از آمادگی برای حرکت به سوی استانهای جنوبغربی مانند عدن، ابین، لحج و الضالع، با هدف تثبیت یک معادله میدانی جدید مطابق اولویتها و نفوذ مستقیم سعودی. مسیر دوم سیاسی است و در قالب دعوت رهبران جنوبی به «نشست گفتوگوی جنوب» تجلی مییابد که زمان برگزاری آن هنوز مشخص نشده و بیش از اینکه اقدامی مصالحهآمیز باشد، بهعنوان ابزاری برای فشار سیاسی و بازتنظیم وفاداریها و نفوذ جنوب عمل میکند.
در این وضعیت، شورای انتقالی با دو گزینه مواجه است: پذیرش اجباری خواستههای عربستان، بهویژه پس از آنکه متحدان سنتی و برخی چهرههای داخلی وفاداری خود را به ریاض اعلام کردند، یا رویارویی نظامی که نیازمند حمایت سیاسی، مالی و نظامی مستقیم امارات است که فعلا فراهم نیست. شکست سریع نیروهای شورای انتقالی در حضرموت و المهره و ظهور ضعف و آشفتگی در ساختار داخلی آن، نشاندهنده شدت بازتاب اقدامات سعودی و آمادهسازی مسیر برای پیشروی احتمالی به ابین و تثبیت کنترل در جنوب است.
در عدن، گزارشها از احتمال حملات هوایی سعودی به اهداف حساس شورای انتقالی خبر میدهند که موجب ایجاد ترس و فرار نیروهای محافظ الزبیدی شد. همزمان، مأموریت تأمین امنیت شهر به ابوزرعه المحرمی، از فرماندهان اصلی پیشین شورای انتقالی، سپرده شده است که نشان میدهد عربستان قصد دارد معادلات جدید میدانی و سیاسی جنوب را به سرعت تثبیت کند.