شناسهٔ خبر: 76692283 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: طرفداری | لینک خبر

سنگ محکی برای با مردم بودن!

58 سال از رفتنش می‌گذرد اما آوازۀ او هنوز در گوش مردم است.

صاحب‌خبر -

طرفداری | هفدهم دی‌ماه مصادف است با پنجاه‌وهشتمین سالروز مرگ جهان‌پهلوان غلامرضا تختی، اسطورۀ بی‌بدیل تاریخ معاصر ایران.

کسی که با گذشت ده‌ها سال از مرگ رازآلودش، همچنان نماد پهلوانی و جوانمردی در ورزش ایران محسوب می‌شود. غلامرضا تختی را نمی‌شود فقط در تاریخ ورزش جست‌وجو کرد؛ او در تمام دوران زندگی و پس از مرگ، یک پرسشِ زنده بوده و هست. پرسشی که هر نسل، هر مدیر، هر قهرمان و هر مدعیِ اخلاق باید روزی به آن پاسخ بدهد: اینکه با مردم چه نسبتی داری؟ کجای جریانات مربوط به مردم ایستاده‌ای؟!

تختی در کشتی به همۀ آنچه باید می‌رسید، رسید. قهرمان جهان، المپیک و پهلوان ایران شد، اما در قهرمانی متوقف نماند. او در فردای دوران باشکوه قهرمانی‌اش، راهی را انتخاب کرد که نه مدال داشت، نه تشویق و پاداش و سکو. راهی که تبدیل به راز جاودانگی‌اش شد. او در زمانه‌ای که قدرت، سکوت و تبعیت و همراهی می‌خواست، راه پهلوانی در پیش گرفت و کنار مردم ایستاد. به مناصب و عناوین پرطمطراقی همچون شهرداری تهران و وکالت مجلس و … پشت کرد تا مجبور به کرنش در برابر ظالم نشود.

او می‌توانست مثل بسیاری دیگر از قهرمانان، تنها یک قهرمان بماند؛ کافی بود فاصله‌اش را با مردم حفظ می‌کرد یا به‌وقت لازم، سرش را پایین می‌انداخت، یا با جریان حاکم همراه و هم‌صدا می‌شد. اما تختی همراه نشد، چون آرامش و عشقی را کنار مردم کوچه و بازار تجربه کرده بود که مشابه دیگری در دنیای جهان‌پهلوان وجود نداشت. او نخواستن را خیلی بهتر از خواستن بلد بود. هر آن چیزی که منجر به فاصله گرفتنش از مردم می‌شد را پس می‌زد. همین نخواستن، او را بزرگ‌تر از هر مدال‌دار و صاحب‌نامی در تمام تاریخ ایران کرد.

امروز که ورزش ایران از کمبود الگو رنج می‌برد، بازگشت به تختی، بازگشت به گذشته نیست؛ بازگشت به معیار است. معیاری که می‌گوید قهرمان‌بودن بدون مسئولیت اجتماعی، یک پیروزی ناقص است. معیاری که یادآوری می‌کند اخلاق، تزئین ورزش نیست؛ ستون آن است.

نام تختی از این رو هنوز زنده است که هر بار بی‌عدالتی رواج می‌یابد و مردم نادیده گرفته شده و قهرمانان کوچک می‌شوند، یاد او مثل یک هشدار برمی‌گردد: او سنگ محکی برای با مردم بودن قهرمانان نسل‌های بعد از خود شده است. اینکه با مردم چه نسبتی دارند؟! کجای دردهای آنان ایستاده‌اند؟! کدام تاوان را برای مردم‌داری داده‌اند؟!