به گزارش ایرنا، فرهاد نظری افشار در دورهای بازی میکرد که بازیکنان زیادی لقب ستاره را یدک میکشیدند؛ با این حال او به واسطه کیفیت فنی بالایی که داشت تا مدتها در سطح اول والیبال ایران بازی میکرد. نظری افشار این روزها در مالدیو به سر میبرد و سرمربیگری تیم ملی والیبال این کشور را بر عهده دارد. با او درباره شرایط خودش و همینطور اتفاقات والیبال ایران گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
عجیبترین اتفاقی که برایت میتوانست رخ دهد سرمربیگری تیم ملی مالدیو بود. چطور شد که به این کشور رفتی؟
۵ ماهی هست که با تیم ملی مالدیو کار میکنم. برای مسابقات کاوا هم قرار بود من هدایت تیم را بر عهده داشته باشم اما به دلیل مشکلات داخلی که بین مربیانشان وجود داشت آنها در این رقابتها تیم را کوچ کردند و به همه تیمها باختند. پس از آن من کارم را با این تیم شروع کردم و یک تیم جدید ساخته شد. مالدیویها خیلی با والیبال روز دنیا و حتی آسیا فاصله دارند. یک تیم نوپا است و تجربه بینالمللی ندارد.
پس با این اوصاف کار سختی در پیش داری!
مالدیو کشور بزرگی نیست اما آدمهای موفقی در فدراسیونهای جهانی و آسیایی دارند. دو سال و نیم است که والیبالشان شروع شده است و قبل از آن نگاه جدی به این رشته نداشتند. امیدوارم تیمی بسازیم که به لحاظ فنی و اخلاقی قابل احترام باشد.

زندگی در مالدیو چطور است؟
مالدیو جاهای دیدنی زیادی برای توریستها دارد. برای کسانی مثل من که در این کشور زندگی میکنیم پس از مدتی عادی میشود. مردم مالدیو خونگرم و مهربان هستند. بخش زیادی از آنها در ادارات دولتی و ادارات پلیس کار میکنند. نکته جالب برای من این بود که مردم مالدیو در آرامش و بدون استرس زندگی میکنند. مالدیویها درگیر تجملات نیستند و طلا و جواهر و خیلی مسائل مالی برایشان مهم نیست. زندگی در مالدیو آسان است و کسی نگران شغلش نیست؛ چون امنیت شغلی وجود دارد.
اگر از هر ایرانی درباره مالدیو سئوال شود بلافاصله به بازی تیم ملی فوتبال این کشور با ایران اشاره میکند که با نتیجه ۱۷ بر صفر به پایان رسید. مالدیویها در این مدت درباره آن بازی صحبتی با شما کردند؟
تا الان صحبتی درباره آن بازی با من نشد. مالدیویها فوتبال ندارند و بیشتر فوتسال بازی میکنند که آن هم به شکل متفاوت از همه جای دنیاست و منحصر به فرد خودشان است. ضمن اینکه مالدیویها علاقه زیادی به والیبال ایران، هند و پاکستان دارند.
درباره والیبال ایران صحبت کنیم. قبل از لیگ ملتها مدتی در کنار تیم ملی بودی و کار پیاتزا را از نزدیک دیدی. عملکرد او را در لیگ ملتها و همینطور قهرمانی جهان چطور ارزیابی میکنی؟
لیگ ملتها، میدانی برای شناخت پیاتزا از بازیکنان بود و صعود به مرحله دوم این رقابتها هدف اصلی نبود. به همین دلیل بود که پیاتزا در هر بازی ترکیب متفاوتی به زمین میفرستاد؛ اما در مسابقات جهانی، تیم ملی میتوانست نتیجه بهتری کسب کند و اتفاقات دیگری رقم بزند. البته برای ما که بیرون نشستیم اینطور به نظر میرسد. به نظر من تیم ملی یک مشکل بزرگ دارد؛ در شرایط بحرانی فقط میتواند روی ۳ بازیکن تکیه کند. این مسئله آنالیز ایران را آسان میکند. مقابل فیلیپین این مسئله خودش را نشان داد. اگر درخواست ویدیوچک توسط حضرتپور صورت نمیگرفت ما مقابل این تیم شکست خورده بودیم. در قهرمانی جهان بازیکنان آمادگی ذهنی و فکری نداشتند و تصور میکردند از پیش برنده هستند.
لیگ هم در حال برگزاری است. این رقابتها را دنبال میکنی؟
تا الان چند تا از بازیها را دیدم. متاسفانه همه نتایج لیگ قابل پیش بینی شده و حتی میتوان گفت کدام تیمها فینالیست میشوند و خیلی زود همه چیز مشخص شد. این مسئله جذابیت را از لیگ میگیرد. در خصوص مسائل فنی هم ما در پست سرعتیزن مشکل داریم در پشت خطزن نه خوب هستیم و نه بد و در پست دریافت کننده هم بازیکنان خوبی حضور دارند اما ثبات باید داشته باشند. تیمها همچنان روی مهرههای قدیمی نتیجه میگیرند و این خوب نیست. تا الان بازیکن جوان تاثیرگذار در لیگ ندیدم.

دلت برای بازی در لیگ تنگ نشده؟
من میتوانستم بیشتر بازی کنم و ای کاش زود از میادین خداحافظی نمیکردم. زمان ما فضای مجازی وجود نداشت و اگر بود میتوانست به رشد ما کمک کند. البته الان بازیکنان غرق فضای مجازی شدهاند؛ در حالی که استفاده از این فضا باید کنترل شده باشد.
زمانی بود که کیفیت بازی بانک سرمایه و پیکان، از بازیهای ملی هم بالاتر بود. در یکی از بازیهای این دو تیم بود که حواشی زیادی به وجود آمد و تو از سعید معروف حمایت کردی.
یکی از بازیکنان بانک سرمایه به سعید معروف بیادبی کرد و من به هم ریختم. چون آن بازیکن ۵ سال کوچکتر از معروف بود. هر چند بعدا گفته شد که ابتدا سعید بیادبی کرده بوده؛ اما من توهینی از او نشنیدم. همیشه دوست داشتم در مسابقه حرمتها حفظ شود، آن چیزی که میماند مردانگی و شخصیت است.
ارتباطی با بازیکنانی آن دوره داری؟
مدتهاست خبری از سعید معروف ندارم. هرازگاهی با موسوی و شهرام صحبت میکنم. نمیشود زیاد ارتباط گرفت؛ شاید درگیر باشند. همه آنها قابل احترام و پیشکسوت هستند. خیلی خوشحالم که با این بازیکنان همدوره بودم و رشد کردم.
موافق لقب نسل طلایی هستی؟
این لقب انگار به مزاج نسل جدید خوشایند نیست. نمیخواهم بگویم نسل جدید کمتعصب است. اما نسل قبلی با تعصب خاصی میجنگید. اگر مردم کنار والیبال هستند و اسپانسرها آمدند همگی به خاطر آن نسل هستند.
و صحبت پایانی.
امیدوارم در مالدیو نماینده خوبی برای والیبال ایران باشم. برای همه هموطنانم آرزوی بهروزی دارم و امیدوارمتنشان سالم باشد.