در این بیانیه آمده است جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر انسجام ملی، توان بازدارندگی همهجانبه و آمادگی کامل دفاعی، بار دیگر تصریح میکند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور، خط قرمزی غیرقابل عبور است. هرگونه تعرض به منافع ملی، مداخله در امور داخلی یا اقدام علیه ثبات ایران با واکنشی متناسب،هدفمند وتعیینکننده مواجه خواهدشد. دبیرخانه شورای دفاع ادامه داد: در چارچوب دفاع مشروع، جمهوری اسلامی ایران خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند و نشانههای عینی تهدید را بخشی از معادله امنیتی تلقی میکند. شورای دفاع در پایان خاطرنشان کرد: شدید شدن ادبیات تهدید و مداخله که فراتر از یک موضعگیری لفظی است، میتواند بهمثابه رفتاری خصمانه فهم شود؛ مسیری که تداوم آن، پاسخ متناسب، قاطع و تعیینکنندهای را بهدنبال خواهد داشت و مسئولیت کامل پیامدها بهعهده طراحان این روند است.
بیانیهای بر بستری از تهدیدات عینی
صدور این بیانیه را نمیتوان صرفا واکنشی لفظی به مواضع سیاسی دانست، بلکه باید آن را بر بستری از تهدیدات عینی پس از آتشبس جنگ ۱۲ روزه و تداوم فشارهای امنیتی ایالات متحده و رژیم اسرائیل فهم کرد. پس از پایان درگیریها، نهتنها سطح تنشهای نظامی در منطقه کاملا فروکش نکرده، بلکه تحرکات اطلاعاتی، رزمی و جنگ روانی علیه ایران ادامه یافته و در هفتههای اخیر با بهرهبرداری هدفمند از اعتراضات اقتصادی، به سطح جدیدی رسیده است. در این دوره، بخشی از اعتراضات اقتصادی واقعی مردم، بهویژه در شهرهای بزرگ، بستر تمرکز عملیات شبکههای سازمانیافته و هستههای آشوبمحور شد که از بیرون مرزها تغذیه رسانهای، مالی و عملیاتی شدهاند.دستگاههای امنیتی با اعلام دستگیری تعدادی از مرتبطان سرویسهای خارجی و عناصر فعال در هدایت و تشدید خشونت خیابانی، بر این گزاره صحه گذاشتهاند که بخشی از میدانیسازی نارضایتیها، ذیل طرحهای اطلاعاتی فرامرزی تعریف شده است.
حمایت بیپرده واشنگتن و تلآویو از ناآرامیها
در کنار تحرکات میدانی، وجه آشکار ماجرا در سطح سیاسی، رسانهای و دیپلماتیک رقم خورده است. رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، طی پیامهایی در شبکههای اجتماعی هشدار داده که اگر ایران «به شکل خشونتآمیز معترضان را به قتل برساند»، آمریکا «به کمک آنها خواهد آمد» و اعلام کرده که کشورش «آماده و مسلح» است؛ عباراتی که حتی در فضای غربی نیز «تهدیدآمیز» و «خطرناک» توصیف شده است. این سطح از موضعگیری، آشکارا از مرز ادبیات حقوق بشری عبور میکند و به زبان مداخله مستقیم در منازعه داخلی یک کشور مستقل نزدیک میشود. همزمان، شماری از نمایندگان تندرو و چهرههای جنگطلب کنگره آمریکا، صراحتا از ادامه ناآرامیها حمایت کرده و از دولت آمریکا خواستهاند سیاست فشار حداکثری سیاسی و امنیتی را علیه تهران تشدید کند. در سوی دیگر، نخستوزیر و برخی وزرا و نمایندگان رژیم اسرائیل نیز با بیان جملاتی نظیر «همسرنوشتی با مبارزه مردم ایران» و «فرصت تاریخی برای تغییر در ایران»، عملا ناآرامیها را ابزاری برای تضعیف حاکمیت ملی ایران معرفی کردهاند. شبکهای از رسانهها و پلتفرمهای وابسته یا همسو نیز با برجستهسازی اغتشاشات خشونتآمیز و عادیسازی حمله به زیرساختها، قطع راهها و درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی، سعی در مشروعیتبخشی به فاز آشوب دارند.در این چارچوب، انتقاد مشروع و مسالمتآمیز شهروندان از وضعیت اقتصادی، عمدا با برچسبهای «قیام»، «انقلاب» و «شورش» بازنمایی میشود تا زمینه لازم برای توجیه مداخله سیاسی، اطلاعاتی و حتی نظامی بازیگران بیرونی فراهم شود. همین پیوند میان میدان اعتراضات و اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو است که بیانیه شورای دفاع را از یک متن صرفا هشدارآمیز، به سندی ناظر به تهدیدات عینی تبدیل کرده است.
دگرگونی در دکترین دفاعی و مفهوم «اقدام پیشدستانه»
نکته محوری بیانیه شورای دفاع و گزارشهای تکمیلی پیرامون آن، اشاره صریح به این است که جمهوری اسلامی ایران خود را به واکنش پس از حمله محدود نمیداند و «نشانههای عینی تهدید» را در محاسبات امنیتی همسنگ وقوع حمله ارزیابی میکند. این گزاره، در عمل به معنای تغییر در دکترین دفاعی ایران و رسمیتیافتن امکان «اقدام پیشدستانه» در برابر تهدیداتی است که در سطوح مختلف ازلفاظیهای تهدیدآمیزتاجابهجایی نیرووتجهیزات رزمی شکل میگیرد. گزارشهای رسانهای و تحلیلی خارجی نیز صراحتا به این برداشت اشاره کردهاند که شورای دفاع ایران، در صورت مشاهده علائم روشن حمله یا عملیات بیثباتساز، خود را محق به آغاز اقدام قبل از شلیک نخستین گلوله از سوی طرف مقابل میداند. این تحول، در امتداد تجربههای سالهای اخیر است؛ از حملات مستقیم و نیابتی اسرائیل علیه منافع ایران در منطقه گرفته تا فشارهای نظامی آمریکا که همگی به این جمعبندی در تهران دامن زده که «صِرف انتظار برای ضربه اول» به معنای واگذاری کامل ابتکار عمل به دشمن است.در این چارچوب، لفاظیهای تهدیدآمیز مقامهای آمریکا و اسرائیل، استقرار برخی یگانها و تجهیزات در محیط پیرامونی ایران و همچنین سناریوهای اعلامشده درباره حملات پیشگیرانه به زیرساختهای حیاتی ایران، همگی بهعنوان اجزای یک پازل تهدید تلقی میشوند. بیانیه شورای دفاع با برجستهکردن این نکته که حتی تشدید گفتار تهدید و تحرکات میدانی میتواند «رفتار خصمانه» محسوب شود، عملا سطح اخطار را چند پله بالا برده و پیام بازدارندگی را برای واشنگتن و تلآویو شفافتر کرده است.
پیام بازدارندگی
در لایه تحلیلی، این بیانیه دو پیام اصلی دارد: نخست، ارسال اخطار جدی به ایالات متحده و رژیم اسرائیل نسبت به تداوم مداخله در امور داخلی و بازی با کارت ناآرامیهای اقتصادی و دوم، اطمینانبخشی به افکار عمومی داخلی که امنیت و تمامیت ارضی کشوربارویکردی منفعلانه اداره نمیشود.این پیامها، درفضایی صادرمیشود که در آن، برخی تصمیمسازان در واشنگتن و تلآویو، ناآرامیهای داخل ایران را پنجره فرصت برای تحمیل اراده خود برمعادلات منطقهای میپندارند.در عین حال، هشدار ایران درباره امکان «اقدام پیشدستانه» و تعبیر لفاظیهای تهدیدآمیز و جابهجاییهای نظامی بهعنوان «نشانه عینی تهدید»، حامل این پیام است که هزینه بازی با متغیر «ناامنی» علیه ایران میتواند بسیار فراتر از برآوردهای رایج در پایتختهای غربی باشد. به بیان دیگر، بازیگران مداخلهگر نمیتوانند همزمان از ابزار تحریک ناآرامی داخلی، تهدید نظامی خارجی و جنگ روانی بهره بگیرند و انتظار داشته باشند واکنش ایران صرفا در سطح بیانیه و اعتراض دیپلماتیک باقی بماند.
بیانیهای بر بستری از تهدیدات عینی
صدور این بیانیه را نمیتوان صرفا واکنشی لفظی به مواضع سیاسی دانست، بلکه باید آن را بر بستری از تهدیدات عینی پس از آتشبس جنگ ۱۲ روزه و تداوم فشارهای امنیتی ایالات متحده و رژیم اسرائیل فهم کرد. پس از پایان درگیریها، نهتنها سطح تنشهای نظامی در منطقه کاملا فروکش نکرده، بلکه تحرکات اطلاعاتی، رزمی و جنگ روانی علیه ایران ادامه یافته و در هفتههای اخیر با بهرهبرداری هدفمند از اعتراضات اقتصادی، به سطح جدیدی رسیده است. در این دوره، بخشی از اعتراضات اقتصادی واقعی مردم، بهویژه در شهرهای بزرگ، بستر تمرکز عملیات شبکههای سازمانیافته و هستههای آشوبمحور شد که از بیرون مرزها تغذیه رسانهای، مالی و عملیاتی شدهاند.دستگاههای امنیتی با اعلام دستگیری تعدادی از مرتبطان سرویسهای خارجی و عناصر فعال در هدایت و تشدید خشونت خیابانی، بر این گزاره صحه گذاشتهاند که بخشی از میدانیسازی نارضایتیها، ذیل طرحهای اطلاعاتی فرامرزی تعریف شده است.
حمایت بیپرده واشنگتن و تلآویو از ناآرامیها
در کنار تحرکات میدانی، وجه آشکار ماجرا در سطح سیاسی، رسانهای و دیپلماتیک رقم خورده است. رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، طی پیامهایی در شبکههای اجتماعی هشدار داده که اگر ایران «به شکل خشونتآمیز معترضان را به قتل برساند»، آمریکا «به کمک آنها خواهد آمد» و اعلام کرده که کشورش «آماده و مسلح» است؛ عباراتی که حتی در فضای غربی نیز «تهدیدآمیز» و «خطرناک» توصیف شده است. این سطح از موضعگیری، آشکارا از مرز ادبیات حقوق بشری عبور میکند و به زبان مداخله مستقیم در منازعه داخلی یک کشور مستقل نزدیک میشود. همزمان، شماری از نمایندگان تندرو و چهرههای جنگطلب کنگره آمریکا، صراحتا از ادامه ناآرامیها حمایت کرده و از دولت آمریکا خواستهاند سیاست فشار حداکثری سیاسی و امنیتی را علیه تهران تشدید کند. در سوی دیگر، نخستوزیر و برخی وزرا و نمایندگان رژیم اسرائیل نیز با بیان جملاتی نظیر «همسرنوشتی با مبارزه مردم ایران» و «فرصت تاریخی برای تغییر در ایران»، عملا ناآرامیها را ابزاری برای تضعیف حاکمیت ملی ایران معرفی کردهاند. شبکهای از رسانهها و پلتفرمهای وابسته یا همسو نیز با برجستهسازی اغتشاشات خشونتآمیز و عادیسازی حمله به زیرساختها، قطع راهها و درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی، سعی در مشروعیتبخشی به فاز آشوب دارند.در این چارچوب، انتقاد مشروع و مسالمتآمیز شهروندان از وضعیت اقتصادی، عمدا با برچسبهای «قیام»، «انقلاب» و «شورش» بازنمایی میشود تا زمینه لازم برای توجیه مداخله سیاسی، اطلاعاتی و حتی نظامی بازیگران بیرونی فراهم شود. همین پیوند میان میدان اعتراضات و اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو است که بیانیه شورای دفاع را از یک متن صرفا هشدارآمیز، به سندی ناظر به تهدیدات عینی تبدیل کرده است.
دگرگونی در دکترین دفاعی و مفهوم «اقدام پیشدستانه»
نکته محوری بیانیه شورای دفاع و گزارشهای تکمیلی پیرامون آن، اشاره صریح به این است که جمهوری اسلامی ایران خود را به واکنش پس از حمله محدود نمیداند و «نشانههای عینی تهدید» را در محاسبات امنیتی همسنگ وقوع حمله ارزیابی میکند. این گزاره، در عمل به معنای تغییر در دکترین دفاعی ایران و رسمیتیافتن امکان «اقدام پیشدستانه» در برابر تهدیداتی است که در سطوح مختلف ازلفاظیهای تهدیدآمیزتاجابهجایی نیرووتجهیزات رزمی شکل میگیرد. گزارشهای رسانهای و تحلیلی خارجی نیز صراحتا به این برداشت اشاره کردهاند که شورای دفاع ایران، در صورت مشاهده علائم روشن حمله یا عملیات بیثباتساز، خود را محق به آغاز اقدام قبل از شلیک نخستین گلوله از سوی طرف مقابل میداند. این تحول، در امتداد تجربههای سالهای اخیر است؛ از حملات مستقیم و نیابتی اسرائیل علیه منافع ایران در منطقه گرفته تا فشارهای نظامی آمریکا که همگی به این جمعبندی در تهران دامن زده که «صِرف انتظار برای ضربه اول» به معنای واگذاری کامل ابتکار عمل به دشمن است.در این چارچوب، لفاظیهای تهدیدآمیز مقامهای آمریکا و اسرائیل، استقرار برخی یگانها و تجهیزات در محیط پیرامونی ایران و همچنین سناریوهای اعلامشده درباره حملات پیشگیرانه به زیرساختهای حیاتی ایران، همگی بهعنوان اجزای یک پازل تهدید تلقی میشوند. بیانیه شورای دفاع با برجستهکردن این نکته که حتی تشدید گفتار تهدید و تحرکات میدانی میتواند «رفتار خصمانه» محسوب شود، عملا سطح اخطار را چند پله بالا برده و پیام بازدارندگی را برای واشنگتن و تلآویو شفافتر کرده است.
پیام بازدارندگی
در لایه تحلیلی، این بیانیه دو پیام اصلی دارد: نخست، ارسال اخطار جدی به ایالات متحده و رژیم اسرائیل نسبت به تداوم مداخله در امور داخلی و بازی با کارت ناآرامیهای اقتصادی و دوم، اطمینانبخشی به افکار عمومی داخلی که امنیت و تمامیت ارضی کشوربارویکردی منفعلانه اداره نمیشود.این پیامها، درفضایی صادرمیشود که در آن، برخی تصمیمسازان در واشنگتن و تلآویو، ناآرامیهای داخل ایران را پنجره فرصت برای تحمیل اراده خود برمعادلات منطقهای میپندارند.در عین حال، هشدار ایران درباره امکان «اقدام پیشدستانه» و تعبیر لفاظیهای تهدیدآمیز و جابهجاییهای نظامی بهعنوان «نشانه عینی تهدید»، حامل این پیام است که هزینه بازی با متغیر «ناامنی» علیه ایران میتواند بسیار فراتر از برآوردهای رایج در پایتختهای غربی باشد. به بیان دیگر، بازیگران مداخلهگر نمیتوانند همزمان از ابزار تحریک ناآرامی داخلی، تهدید نظامی خارجی و جنگ روانی بهره بگیرند و انتظار داشته باشند واکنش ایران صرفا در سطح بیانیه و اعتراض دیپلماتیک باقی بماند.