این تجاوز آمریکا که به ربودن نیکلاس مادورو و همسرش منجر شد، واکنشهای گستردهای در سطح بینالمللی بههمراه داشته است و شماری از کشورها این اقدام را بهعنوان نقض قوانین بینالمللی، از جمله منشور سازمان ملل و اصل عدم توسل به زور توصیف کردهاند.
بلافاصله پس از این تجاوز، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در نشست خبری خود به نفت ونزوئلا اشاره کرد و گفت: ما در بخش نفت ونزوئلا بسیار مشارکت خواهیم داشت.
این دکترین ابتدا بهعنوان هشداری به قدرتهای اروپایی برای عدم دخالت در امور نیمکره غربی (آمریکا) مطرح شد، اما در طول زمان، به ابزاری برای توجیه مداخلههای آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شد.
تئودور روزولت، رئیسجمهور وقت آمریکا در سال ۱۹۰۴ بخشی به نام «کورولاری روزولت» را به دکترین اضافه کرد که معنای آن را کاملا دگرگون کرد.
براساس این گسترش، آمریکا خود را پلیس بینالمللی نیمکره غربی اعلام کرد و حق مداخله نظامی در کشورهای آمریکای لاتین را برای آنچه جلوگیری از دخالت اروپاییها خواند، محفوظ کرد.
در عمل، این سیاست به مداخلههای مستقیم برای حفظ منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا، ازجمله اشغال نظامی کوبا، نیکاراگوئه، هائیتی و جمهوری دومینیکن منجر شد.
این تغییر، دکترین مونرو را از یک سیاست ادعایی دفاعی به ابزاری تهاجمی برای امپریالیسم تبدیل کرد و منتقدان آن را امپریالیسم ضداستعماری نامیدند، زیرا آمریکا رفتار مشابه استعمارگران اروپایی را در پیش گرفت.
در همین رابطه حسن هانیزاده، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با میزان به تشریح ابعاد سیاست خارجی آمریکا در نیمکره غربی و تجاوز به ونزوئلا پرداخته است.
دکترین مونرو؛ بخش مهم سیاست هژمونیک آمریکا
هانیزاده، با اشاره به اینکه دکترین مونرو بخش مهمی از سیاست هژمونیک آمریکا را شامل میشود، گفت: آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی و وحشتآفرینی در جهان از رهگذر بمباران اتمی ژاپن، سیاست تهاجمی نسبت به کشورهای جهان را در پیش گرفت.
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به استفاده از یگان موسوم به دلتا فورس در تجاوز به ونزوئلا، بیان کرد: بخشی از سیاست آمریکا استفاده از نیروی نظامی دلتا فورس است که این نیروها در واقع خطشکن سیاست آمریکا را تشکیل میدهند و تاکنون در ترور شخصیتهای مهم جهانی و سرنگونی برخی از نظامهای مخالف سیاستهای آمریکا در جهان نقش داشتهاند.
وی عنوان کرد: همچنین ترورها و تغییر نظامهایی در آمریکای لاتین و در غرب آسیا و شمال آفریقا هم بوده که قوانین بینالمللی را نقض میکند و شرایط را بهگونهای رقم میزند که آمریکا با استفاده از قدرت نظامی، معادلات جهانی را به نفع خود و با استفاده از قوه قهریه بر هم میزند.
سیاست آمریکا در قبال نیمکره غربی
هانیزاده، با اشاره به سیاستهای آمریکا در نیمکره غربی و آمریکای لاتین تاکید کرد: آمریکا فکر میکند که به دلیل نزدیکی جغرافیایی با کشورهای آمریکای لاتین، همه این کشورها باید تابع اراده آمریکا باشند.
وی افزود: اتفاقاتی که در طول چند دهه گذشته در شیلی، کوبا، مکزیک، ونزوئلا و پاناما رخ داد، همه اینها نشان میدهد که آمریکا سعی میکند که همان سیاست استعماری خود را در قرون گذشته به شکل جدیدی در آمریکای لاتین اعمال کند و هیچ کشوری در این منطقه نتواند در برابر سیاستهای تهاجمی واشنگتن ایستادگی و مخالفت کند.
- بیشتر بخوانید:
- سفیر پیشین ایران در ونزوئلا: تجاوز آمریکا به کاراکاس نقض بدیهیترین اصول بینالمللی است
- ربایش نیکلاس مادورو؛ فشار حداکثری و فرسایش هژمونی
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تجاوز اخیر آمریکا به ونزوئلا و ربودن رئیسجمهور مشروع این کشور، تصریح کرد: این اقدام نوعی راهزنی سیاسی است و نقض تمامی قوانین بینالمللی بهشمار میرود.
تجاوز آمریکا به ونزوئلا؛ قانون جنگل به جای اصول بینالمللی
هانیزاده، اظهار کرد: اینکه آمریکا با استفاده از نیروی نظامی و عوامل خود یک رئیسجمهور منتخب و دارای پایگاه مردمی را در ونزوئلا شبانه میرباید، نقض آشکار قوانین بینالمللی است و با تمام معیارهای جهانی مغایرت دارد.
وی بیان کرد: تجاوز اخیر آمریکا به ونزوئلا و ربودن رئیسجمهور این کشور نشان حاکمیت قانون جنگل و جایگزینی قانون جنگل به جای روابط بینالمللی است که جهان را به سمت هرجومرج و بحرانهای جهانی و منطقه سوق خواهد داد.
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به واکنش مردم ونزوئلا و کشورهای جهان به اقدام اخیر آمریکا در ونزوئلا عنوان کرد: مردم منطقه آمریکای لاتین با این اقدام مخالفت خود را آشکارا اعلام کردند؛ تظاهراتی در طول روزهای گذشته در چندین کشور علیه راهزنی سیاسی آمریکا و ربایش رئیسجمهور ونزوئلا به راه افتاد.
هانیزاده، گفت: مردم ونزوئلا طبیعتا با راهپیمایی و تظاهرات، مخالفت خود را با اقدام دونالد ترامپ ابراز کردند و این نشان میدهد که آمریکا بهشدت نزد افکار عمومی دچار انزوا شده است.
انتهای پیام/