مريم آموسا
شوشتر شهري تاريخي در استان خوزستان است. اين شهر داراي تاريخ و تمدني كهن و تا ابتداي دوره پهلوي مركز استان خوزستان بوده است. در شوشتر به تنهايي ۱۴ ميراث جهاني طي دو پرونده در سالهاي ۲۰۰۹ و ۲۰۲۳ در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شدهاند و اين شهر به عنوان «پايتخت سازههاي آبي جهان» شناخته ميشود. سازه ارزشمندي كه قابليت و جذابيت اين را دارد كه هر علاقهمند به تاريخ و تمدني را به اين شهر كهن بكشاند.
بافت تاريخي شوشتر يكي از كهنترين بافتهاي شهري ايران به شمار ميرود؛ گيرشمن، باستانشناس فرانسوي، غار پبده در شمال شرقي شهر شوشتر را نخستين سكونتگاه انساني در ايران ميداند و قدمت سكونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمين ميزند. «والترهينس»، ايلامشناس برجسته نيز در كتاب دنياي گمشده عيلام، احتمال داده شوشتر امروز همان آدامدن عيلامي باشد؛ اما اين شهرها بعدها بنا به دلايل متعدد؛ رو به ويراني رفته و پادشاهان هخامنشي دوباره اين شهر را بنا كردهاند و در كاوشهاي متعددي كه در اين شهر انجام شده ردپاي حكومتهاي اوليه شوش كشف شده است. البته ردپاي شوشتر را در ميان اشعار فارسي از جمله شاهنامه فردوسي، سفرنامهها و منابع تاريخي متعدد ميتوان جستوجو كرد. در خوزستان بيشتر شهرها در كنار رودها بنا شدهاند و شهر شوشتر نيز در كنار رود كارون و تمدني كه در اين شهر شكل گرفته همچون رود كارون در دل تاريخ پيچ و تاب خورده و تا امروز به ما رسيده است. در شوشتر همانگونه كه كارون زنده و جاري است همهچيز زنده و پوياست؛ مردم شوشتر همانگونه كه موسيقي آنها به گوش ميرسد؛ خونگرم و مهربانند و گويي گرماي هوا و مشكلات زندگي دور از مركز مانع از آن نشده تا گل لبخند از روي لبهاي آنها محو شود و رسم دلنواز ايراني مهمان نوازي را فراموش كنند. مردم شوشتر در سالهاي اخير با توجه به درك درستي از ميراثي كه در شهرشان به آنها بهامانت سپرده شده به اين باور رسيدهاند كه بايد بيش از گذشته درصدد اين باشند كه از بناها و آثار بهجا مانده از تاريخ سرزمين پدر و مادري خود نگهباني كنند. از اين رو به جاي تخريب بناهاي قديمي و ساخت بناهاي جديد، به يك باره عزم خود را جزم كردهاند تا اين بناها را با تغيير كاربري و به بهرهوري رساندن جديد از گزند روزگار حفظ كنند. در شوشتر شهر زنده است و استفاده از آجرهاي قرمز و معماري ايراني در ساخت بناها كه يادآور معماري ايراني است، موجب شده تا شهر در روز و بر اثر تابش نورخورشيد بسيار چشمنواز شود. همين زيبايي و ساختار كوچهها در بافت قديمي شوشتر كه به بنبست نميرسند و گويي نمونه بصري از هزارتوهاي بورخس به شمار ميروند، همه و همه دست به دست هم دادهاند كه دلت نخواهد قدم زدن در كوچه پس كوچههاي بافت تاريخي شوشتر به پايان برسد؛ چون هر چه به چشم ميآيد زيبايي است، هر چند كه در برخي موارد، تصاويري نابهنجار از تخريب بنايي يا انباشت زباله در برخي مناطق بافت تاريخي به چشم ميخورد، اما اين موارد نيز مانعي نميشوند تا دلت نخواهد در اين بافت قدم نزني. در بافت تاريخي شوشتر زندگي جاري است و كم نيستند افرادي كه عزم خود را جزم كردهاند و ساير وارث يك بناي قديمي را راضي كردهاند تا خانهشان بماند نه براي آنها، بلكه براي تاريخ و آيندگاني كه شايد سدههاي ديگر گذرشان به اين شهر تاريخي بيفتد و كمترين چيز اين باشد كه دلشان بخواهد حداقل عكسي به يادگار در كنار اين بناي تاريخي بگيرند. اين جاي بسي خوشحالي است كه مردم اين خطه تاريخي عزم خود را جزم كردهاند و خواستار اين هستند تا بافت تاريخي شهرشان را حفظ كنند و باعث اين شوند تا شهرشان به صورت منسجم حفظ شود و شهر هويت يكپارچه خود را حفظ كند. البته اين ناشي از نگاه جامعنگر فعالان ميراث فرهنگي اين شهر است كه توانستهاند نظر جمعي را نسبت به اين خواست فراملي جلب كنند،چراكه شوشتر باتوجه به ميراث تاريخي جهاني كه در دل خود دارد، شهري است كه حياتش با گردشگري گره خورده است و در تمام ادوار تاريخ در صورت ايجاد بستر مناسب براي گردشگرپذيري ميتواند روزها و هفتهها ميزبان گردشگران باشد و از اين راه حيات اقتصادي شهر جريان داشته باشد.
از اين رو در ماههاي گذشته ساكنان اين شهر؛ نامههاي متعددي به مديركل ميراث فرهنگي و استاندار اين شهر و كميته ملي يونسكو نوشتهاند تا زمينه ثبت بافت تاريخي شهر شوشتر فراهم شود. البته بايد توجه داشت ثبت جهاني شهر تاريخي شوشتر درخواست منطقهاي و محلي نيست، بلكه يك خواست ملي و فراملي است كه زمينهاي فراهم شود تا سرمايههاي فرهنگي و ملي ما براي نسلهاي بعد و در دل تاريخ به يادگار بماند. بيشك ثبت جهاني بافت تاريخي شوشتر اينبارقه را در دل ساكنان ساير شهرهاي تاريخي ايران روشن خواهد كرد تا آنها هم به همين شيوه خواستار حفظ هويت تاريخي و ملي خود باشند.