شناسهٔ خبر: 76681469 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: طرفداری | لینک خبر

آموریم هم رفت؛ منچستریونایتد همچنان اندر خم یک کوچه

با اخراج سرمربی منچستریونایتد، یکی دیگر از پروژه‌های مدیران شیاطین سرخ ناکام ماند، تا این تیم پس از سال ۲۰۱۳، همچنان سردرگم باشد.

صاحب‌خبر -

طرفداری | بعد از ظهر روزی که روبن آموریم به‌ سرعت از درِ خروجی اولدترافورد به بیرون هدایت شد، یک چیز دیگر را هم اشتباه گفت. او برخلاف ادعایش، سرمربی باشگاه منچستریونایتد نبود. او ۱۴ ماه پیش به‌عنوان «مربی» استخدام شد و در نهایت ثابت شد در همین نقش هم به اندازهٔ کافی خوب نیست.

زیر نظر سر جیم رتکلیف و تیم تازه‌ تشکیل‌ شدهٔ مدیران، یونایتد از نظر ساختار فوتبالی دچار یک «بازسازی ریشه‌ای» شده بود. اما فارغ از همهٔ این تغییرات، مأموریت آموریم کاملاً روشن بود: بهتر کردن و جلو بردن یونایتد؛ ایجاد نظم در هرج‌ و مرج تاکتیکی‌ای که از دوران مربی قبلی، اریک تن‌ هاخ هلندی، به جا مانده بود.

او در حالی می‌رود که در انجام مأموریتش شکست خورد و تمام بهانه‌هایش ته کشیده بود. آموریم با بازیکنانی بهتر از آنچه تن‌ هاخ در اختیار داشت کار کرد. یونایتد تابستان گذشته پنجرهٔ نقل‌ و انتقالاتی خوبی داشت و آموریم در این فصل از زمان کافی برای جا انداختن ایده‌هایش برخوردار بود.

یونایتد پس از فصل ناامید کننده و اسفناک گذشته که با رتبهٔ پانزدهم لیگ برتر و شکست در فینال لیگ اروپا به پایان رسید، در این فصل در رقابت‌های اروپایی حضور نداشت و از آگوست، با شکست مقابل گریمزبی، از لیگ کاپ نیز کنار رفت. بنابراین تیم آموریم در چهار ماه و نیم اخیر، عملاً هر هفته فقط یک بازی انجام داده است.

هر مربی‌ای در پنج لیگ برتر اروپا، به‌ خصوص انگلستان، اگر در تلاش باشد تیمی را تمرین دهد، ایده‌هایش را منتقل کند و بازیکنان را از نظر فردی بهتر کند، حاضر است برای چنین زمانی که آموریم داشت همه‌ چیزش را بدهد.

مربی‌ها برای اینکه هر آخر هفتهٔ لیگ برتر تیمی تازه‌ نفس، بدون خستگی ناشی از مسابقات اروپا و سفرهایش، در اختیار داشته باشند، حاضرند هر کاری انجام دهند. این امتیازی بود که آموریم در این فصل در اختیار داشت؛ اما با آن چه کرد؟ تقریباً هیچ.

یونایتد چند نتیجهٔ خوبِ شاخص داشت، مثل برد مقابل چلسی و لیورپول، اما هیچ بهبود مستمر و پایداری در عملکرد یا نتایج به چشم نخورد؛ چیزی که ملموس باشد و رضایت میان طرفداران و مالکانی ایجاد کند که پایش ایستادند. هیچ چیز محکم و قابل اتکایی دیده نمی‌شد.

به شکلی عجیب، یونایتد در حال حاضر در ردهٔ ششم جدول لیگ قرار دارد، اما ثبت فقط هشت برد در ۲۰ بازی لیگ، تصویر واقعی‌تری ارائه می‌دهد. این تیم فقط یک بار در طول این فصل توانسته است دو بازی پیاپی را ببرد.

این آمار نشانی از پیشرفت واقعی یا رشد منسجم ندارد؛ بیشتر حاکی از عدم قطعیت و بی‌ثباتی است و مانند لیورپول، با توجه به پول زیادی که در تابستان روی خط حمله خرج شد، اصلاً قابل قبول نیست.

دربارهٔ بازیکنانی که زیر نظر او کار کردند، کدام‌یک از آن‌ها واقعاً به شکل چشمگیری یا حتی کم‌ و‌ بیش، در دوران آموریم پیشرفت خاصی کردند؟

کاسمیرو، هافبک برزیلی، تا حدی یک «بازگشت دوباره» در اولدترافورد داشته است و کاپیتان برونو فرناندز، نیز سطح عملکردش افت نکرد. میسون مانت این فصل چند لحظهٔ خوب داشته و خریدهای جدید مثل سنه لامنس، برایان امبومو و ماتئوس کونیا بازیکنانی هستند که نشان داده‌اند می‌توان روی آن‌ها در یونایتد حساب باز کرد.

متأسفانه ستون دیگر این دفتر حساب، بیش از حد شلوغ است؛ بازیکنانی مستعد مثل بنیامین ششکو، مانوئل اوگارته، کوبی مینو، آماد دیالو، لنی یورو و جاشوا زیرکزی یا بی‌هدف در زمین سرگردان بوده‌اند یا کاملاً از صحنه محو شده‌اند.

طبیعتاً نمی‌توان همهٔ این‌ها را پای مربی نوشت. او خودش همهٔ این بازیکنان را نخریده است. به‌ نظر نمی‌رسد تعدادی از آن‌ها به اندازهٔ کافی خوب باشند و احتمالاً واقعاً هم همین‌طور است؛ در حالی که هر یک در رسانه‌های مختلف، پیش‌مرگان خود را دارند. رفتارهای ناپسند برادر مینو و دیگران، برای آموریم قابل کنترل نبود.

مدیران منچستریونایتد         مالکان در انتخاب سرمربی مناسب پس از فرگوسن، همچنان وا مانده‌اند!

واقعیت این است که آموریم برای ساختن و هدایت یک «تیم» استخدام شد و در این کار موفق نبود. تیم‌هایی که خوب بازی می‌کنند، پیشرفت دارند و الگوهای تاکتیکی رو به رشد نشان می‌دهند، همیشه مربی را از ضربه‌ خوردن در سایر حوزه‌ها محافظت می‌کنند. اما وقتی این‌ها وجود نداشته باشد، همان مسائل جانبی به‌ راحتی می‌توانند مربی را بر لب پرتگاه قرار دهند.

آموریم شاید در دفاع از خود بگوید تیمش فاصلهٔ چندانی تا منطقهٔ لیگ قهرمانان ندارد؛ در واقع فقط به خاطر تفاضل گل پشت سر قهرمان جهان، چلسی، قرار گرفته و تنها سه امتیاز با قهرمان لیگ برتر، لیورپول، فاصله دارد. اما از طرف دیگر، تیم آموریم تنها یک امتیاز بالاتر از برنتفورد و ساندرلند قرار دارد و سه امتیاز بیشتر از تیمی مثل فولامِ بی‌ادعا دارد.

این خود داستان دیگری را بازگو می‌کند؛ داستانی که او برای نوشتنش به خدمت گرفته شده بود، اما هرگز کلمه‌ای از آن نوشته نشد.

خارج از زمین، زندگی به‌ عنوان مربی منچستریونایتد همچنان از سخت‌ترین مشاغل در بالاترین سطح فوتبال انگلیس است. در اولدترافورد هیچ سایه‌ روشن و منطقهٔ خاکستری‌ای وجود ندارد. هر پیروزی خیلی زود به‌ عنوان «نقطهٔ عطف» و بازگشت تیم به اوج جشن گرفته می‌شود و هر شکست به‌ عنوان یک تراژدی ورزشی تفسیر می‌شود. انصافاً باید گفت آموریم تلاش کرد با این افراط‌ و تفریط مقابله کند. او دربارهٔ مشکلات فرهنگی مزمن باشگاه نیز صادقانه و تحسین‌ برانگیز صحبت کرد.

هم‌زمان، هیچ مربی دیگری در انگلستان این‌قدر سریع و این‌قدر مداوم توسط همه و همه زیر ذره‌بین قرار نگرفته بود.
در هر آخر هفته و دوشنبه صبح و گاهی میان هفته، آموریم زیر تیغ انتقادهای بازیکنان بزرگ قدیمی منچستر، گری نویل، روی کین، ریو فردیناند، پل اسکولز و دیگران که حالا در دنیای رسانه برای خود اسم و رسمی مشابه دوران بازی به هم زده‌اند، بود.

هیچ مربی دیگری در کشور مجبور به تحمل چنین فضایی نیست و اصلاً تصادفی نبود وقتی آموریم در آنچه عملاً به «یادداشت خودکشی کلامی» او در اتاق کنفرانس مطبوعاتی الند رود تبدیل شد، به این موضوع اشاره کرد.

با این وجود، فکر می‌کنم مربی پرتغالی می‌توانست با در اختیار ندادن این‌ همه «مهمات» و بهانه به نسل ۹۲ و دیگر منتقدان، قدری به خودش کمک کند. هر مربی‌ای دوره‌های بد و روزهای تلخ دارد. در لیورپول، آرنه اسلوت این را به‌ خوبی می‌داند. اما جایی که اسلوت «اعتبار در بانک» دارد، سابقهٔ آموریم سرشار از یک خشکی و سختی تاکتیکی است که دیر یا زود کار دستش می‌داد.

یکی از افشاگرانه‌ترین جملات در مطلب خواندنی نیتن سالت دربارهٔ تنش‌های پشت‌ پرده‌ای که جایگاه آموریم را تهدید می‌کرد، آن بخشی بود که فاش می‌کرد تیم‌های رده‌های سنی متفاوت یونایتد مطابق با سیستم محبوب ۱-۲-۴-۳ آموریم بازی نمی‌کنند.

آموریم در پرتغال به‌ خاطر روش‌هایش تحسین می‌شد، اما استانداردها و سطح پرسش‌هایی که در فوتبال انگلیس مطرح می‌شود بسیار بالاتر و سخت‌گیرانه‌تر است و در طول زمان این مربی ۴۰ ساله به‌ طور قاطع موفق نشد پاسخی برای آن‌ها پیدا کند.

سقوط تدریجی استانداردها در اولدترافورد بعد از روزهای سر الکس فرگوسن به این‌ سو به‌ گونه‌ای بوده است که هر یک از شش مربی دائمی‌ که پس از او آمده‌اند، آزادی عمل و مهلت بیشتری نسبت به قبلی گرفته‌اند.

مثلاً دیوید مویس پس از ده ماه، در حالی که یونایتد در ردهٔ هفتم بود و بعد از دو بازی بسیار نزدیک در مرحلهٔ یک‌ چهارم نهایی لیگ قهرمانان مقابل بایرن مونیخ حذف شد، از پست خود کنار رفت.

آموریم اما، در مقابل بابت فصل فاجعه‌بار گذشته تا حد زیادی بخشیده شد. او تازه در نوامبر ۲۰۲۴ هدایت تیم را بر عهده گرفت، با این امید که این فصل چیز بهتری ارائه کند. او عملکرد بهتری داشت، اما این «بهتر بودن» فقط در حدی جزئی و حاشیه‌ای بود.

کادر فنی منچستریونایتد آموریم همه جوره غرامتی سنگین برای یونایتد به همراه داشت

حالا غرامت آموریم باعث شده است مجموع هزینه جذب و اخراج او به نزدیک ۲۷ میلیون پوند برسد. یونایتد در اکتبر ۲۰۲۴ برای خرید قرارداد او از اسپورتینگ لیسبون ۸.۳ میلیون پوند پرداخت کرد و ۹۰۰ هزار پوند دیگر هم پرداخت تا او بتواند زودتر کارش را شروع کند. او یک قرارداد سالانه ۶.۵ میلیون پوندی تا ژوئن ۲۰۲۷ امضا کرد؛ به این معنا که مبلغ تسویهٔ او برای باقیمانده قراردادش حدود ۱۰.۰۵ میلیون پوند است.

یونایتد همچنین باید به پنج عضو کادر فنی که او را از پرتغال همراهی کردند غرامت بپردازد. در حالی که آموریم در بدترین فصل یونایتد در بیش از نیم قرن نظارت داشت؛ فصلی که در آن باشگاه تنها برای دومین بار در ۳۵ سال گذشته از حضور در رقابت‌های اروپایی بازماند.

او فقط ۲۵ بازی از ۶۳ مسابقه‌ای که هدایت تیم را بر عهده داشت برد که این آمار بدترین درصد پیروزی و کمترین میانگین امتیاز در دوران لیگ برتر برای یک سرمربی یونایتد است.

برای روشن شدن موضوع باید گفت یونایتد در آن روز سرد اواخر پاییز یک «مدیر» استخدام نکرد. آن‌ها کسی را استخدام کردند که امیدوار بودند به یکی از الهام‌بخش‌ترین مربیان اروپا تبدیل شود و در این امید و دست‌ و پا زدن در انتخاب خود اشتباه بزرگی کردند. آموریم هم یک امید واهی بیش از مربیان پیشین خود نبود.

 

همه چیز به نقطهٔ آغاز بازگشت و منچستر همچنان اندر خم یک کوچه است! و سیزده سال پس از بازنشستگی فرگوسن بزرگ، جست‌وجوی یونایتد همچنان ادامه دارد… .