به گزارش ایرنا، مازندران سرزمینی است با وفور طعم؛ با انبوهی از غذاهای بومی و محلی که هرکدام میتوانند بهانهای برای سفر باشند و حتی در قالبهایی مانند «خیابان غذا» به جاذبهای شهری تبدیل شوند.با این حال، این داشته ارزشمند هنوز راهی جدی به منوی رستورانها و تجربه زیسته گردشگران باز نکرده است. آنچه امروز در اغلب رستورانهای استان دیده میشود، سهمی اندک از این خوشمزههای ریشهدار است؛ گویی مزیت رقابتی مازندران در سکوت مانده و این استان، با وجود همه ظرفیتهایش، هنوز به مقصدی با انگیزه غذایی بدل نشده است.این در حالی است که در شهرهایی مانند رشت، اردبیل و سرعین، غذا نه یک گزینه فرعی، بلکه یکی از محرکهای اصلی سفر است. در آنجا زنجیره ارزش تجربهگرایی شکل گرفته و خوراک، بخشی از روایت مقصد شده است. مقایسه این وضعیت با مازندران، پرسشی جدی را پیش میکشد: چرا استانی با این حجم از تنوع غذایی و گردشگرپذیری، هنوز نتوانسته طعم را به جاذبه تبدیل کند؟ حتی برای شهرهایی که کمتر مورد توجه گردشگران قرار میگیرد چنین خیابانی میتواند مقصد جدیدی را برای گردشگران تعریف کند.جالب اینکه حتی وجود ساحل نیز نتوانسته مازندران را به سمت خلق فضاهایی مانند خیابان غذا سوق دهد؛ تجربهای که نمونه آن در خیابان هفتتیر تهران شکل گرفت و با استقبال قابل توجهی همراه شد. در ساحل مازندران اما تجربه طعم نهایت به خوردن ذرت ختم میشود.
این درحالی است که در بسیاری از کشورهای خارجی، بهویژه در شرق آسیا، خیابان غذا به یکی از ارکان اصلی تجربه شهری و گردشگری تبدیل شده است. در شهرهایی مانند بانکوک، سئول یا تایپه، غذا از فضای بسته رستورانها بیرون آمده و به متن زندگی روزمره شهر پیوند خورده است؛ جایی که مخاطب میتواند با هزینهای اندک، در ظروف کوچک و متنوع، طعمها را امتحان کند و همزمان با قدمزدن در شهر، تجربهای چندحسی از بو، مزه و فضا به دست آورد. این خیابانها نهفقط محل خوردن غذا، بلکه بستری برای روایت فرهنگ، هویت محلی و تعامل اجتماعیاند.نمونهای نزدیکتر، جشنواره غذایی «دوآب» رامسر است؛ رویدادی که با تمرکز بر غذاهای محلی برگزار شد و با استقبال چشمگیر مردم همراه بود. صفهایی که برای چشیدن طعمها شکل گرفت، نشان داد مسئله کمبود علاقه نیست، بلکه فقدان بستر مناسب است. حالا شهرداری رامسر با همراهی انجمن معماری این شهرستان، در قالب یک فراخوان، به دنبال طراحی خیابان غذاست؛ اقدامی که اگر در مکان درست و با طراحی محیطی هوشمندانه اجرا شود، میتواند به جاذبهای تازه در گردشگری منطقه بدل شود.
وقتی طعم، مقصد میسازد/ نقش خیابان غذا در جاذبهسازی گردشگری
در همین ارتباط یک کارشناس گردشگری،گفت: خیابان غذا» نه یک بازار ساده خوراک، بلکه فصل تازهای در تجربه سفر است. تجربهای که میتواند از خوراک بهعنوان یک جاذبه فرهنگی و اقتصادی بهره ببرد و جای پای خود را در صنعت گردشگری مستحکم کند.سیامک کلاهدوز با اشاره به اینکه در جهان امروز، گردشگری غذا (گاسترونومی) یکی از پویاترین بخشهای گردشگری است که توانسته برای مقاصد گردشگری از طریق فرهنگ غذایی روایت و هویت محلی بسازد و تصویر ذهنی قویتری در ذهن گردشگر شکل دهد افزود: مثالهای موفق این رویکرد در بسیاری از کشورها دیده میشود؛ برای نمونه در شهرهای بانکوک، استانبول و جزایر گاسترونومی اروپا، خیابانهای غذا بهعنوان فضاهایی زنده برای تجربه فرهنگ و سبک زندگی شهری تبدیل شدهاند که گردشگران زیادی را جذب میکنند. در این فضاها، گردشگر نه فقط غذا میخورد، بلکه با روش پخت، داستان غذا، گفتوگو با فروشنده و فضای عمومی نیز مواجه میشود اتفاقی که تجربه سفر را از صرف دیدن جاذبهها فراتر میبرد و به «زیستن مقصد» تبدیل میکند.کلاهدوز در توصیف افزایش جذابیت مقصد با داشتن خیابان غذا گفت:چنین فضایی مانند یک ویترین زنده غذاها عمل میکند و میتواند حتی نام یک شهر را بهعنوان مقصد غذایی در سفرهای داخلی و خارجی برجسته کند. تجربه چندحسی و فرهنگی و طعمهای مختلف، بافتهای بومی و حتی روایت مردمی پشت هر غذا، بخشی از میراث ناملموس محسوب میشوند که گردشگر میخواهد تجربه کند. مطالعات جهانی نشان میدهد گردشگری غذا یکی از مهمترین انگیزهها برای سفر است و حدود نیمی از هزینههای سفر به مصرف غذا و نوشیدنی اختصاص دارد. چیزی که نشاندهنده درجه اهمیت این تجربه است.او برندسازی و گردشگری پایدار را از دیگر ویژگیهای خیابان غذا برشمرد و گفت: این اقدام میتواند به یک عنصر برندینگ برای شهر بدل شود و حتی به توسعه پایدار گردشگری کمک کند؛ زیرا اقتصاد خرد محلی، هنرهای غذایی سنتی و تعامل اجتماعی را در کنار هم قرار میدهد و مخاطبان را با ریشههای فرهنگی مقصد آشنا میسازد.کلاهدوز یادآور شد: اگر خیابان غذا با برنامهریزی درست، ترکیب غذاهای محلی و مدیریت تجربه مخاطب اجرا شود، میتواند نه فقط گردشگر بیشتری جذب کند بلکه خاطرهای بهیادماندنی از مقصد در ذهن او بسازد خاطرهای که بیش از هر جاذبه دیگری در لایههای مختلف سفر حک میشود.
باید نبایدهای خیابان غذا
با این همه، کارشناسان هشدار میدهند که خیابان غذا صرفاً چیدن چند غرفه و فروش خوراک نیست. این مسیر، بایدها و نبایدهایی دارد؛ از توجه به هویت محلی و کیفیت غذا گرفته تا طراحی شهری و تجربهسازی برای مخاطب؛ مسیری که اگر درست دیده نشود، فرصت را به تهدید تبدیل میکند.یک معمار پیرامون باید و نبایدهای طراحی و ایجاد چنین فضاهایی گفت: خیابان غذا صرفاً چیدن چند غرفه فروش خوراک نیست، بلکه طراحی دقیق شهری و معماری هوشمندانه میتواند این فضا را از یک پاتوق موقت خوراک به یک جاذبه گردشگری شهری پایدار تبدیل کند. او یادآور شد که اگر طراحی خیابان غذا بدون چارچوب معماری و شهری مشخص انجام شود، نه تنها به زیبایی و هویت بصری شهر کمک نمیکند، بلکه میتواند باعث اغتشاش بصری، ناکارآمدی فضا و تضعیف چهره شهری شود.
خشایار معتمدی افزود که هویتمحوریباید در رأس طراحی قرار گیرد؛ به این معنا که خیابان غذا باید بر مبنای فرهنگ، اقلیم و معماری بومی منطقه شکل گیرد تا هم با محیط اطراف هماهنگ باشد و هم برای گردشگران جلوهای متمایز و جذاب ایجاد کند. طراحی هماهنگ نماها، رنگها و مصالح، باعث میشود خیابان غذا نه تنها به محلی برای خوردن غذا، بلکه به بخشی از روایت شهری تبدیل شود که خاطرهای بصری و فرهنگی برای بازدیدکنندگان بسازد.
این معمار نمونههای موفق خیابان غذا و فضاهای عمومی شهری در دنیا را برخاسته از اصول طراحی شهری که فضای پیادهمحور، تعامل اجتماعی و کیفیت بصری را در اولویت قرار دادهاند، برشمرد و گفت: در بسیاری از شهرها، خیابانها و بازارهای غذا در قالب پیادهراههای امن طراحی شدهاند که پیوند ارگانیک میان عرصه عمومی، غذایی و شهری ایجاد میکنند و به جای فضایی شلوغ و بینظم، تجربهای دلپذیر برای حاضرین فراهم میآورند.او یادآور شد: یکی از کلیدیترین بایدها در طراحی چنین فضاهایی، ایجاد فضاهای مکث، نشستن و تعاملاست. خیابان غذا نباید فقط مسیر عبوری باشد؛ بلکه باید فضاهایی برای توقف، دیدار، تماشای محیط و گفتوگوی اجتماعی داشته باشد تا حضور گردشگران معنا پیدا کند و تبدیل به جاذبهای زنده و ماندگار شود.وی تصریح کرد: هماهنگی میان عملکرد و زیباییشناسی نیز بسیار اهمیت دارد؛ به این معنی که علاوه بر در نظر گرفتن هویت فرهنگی و بصری، خیابان غذا باید از نظر ترافیکی، ایمنی، دسترسی و زیرساخت شهری هم کارآمد باشد تا تجربه حضور در آن به یک خاطره خوش برای گردشگر بدل شود. معتمدی افزود: خیابان غذایی که بهدرستی طراحی شود، نه تنها درآمدزایی محلی را ارتقا میدهد، بلکه میتواند خود به یکی از نمادهای شهری و بخشی از مسیر گردشگری شهری تبدیل شود.شهرهای مازندران دستکم با داشتن نوار ساحلی، فضاهایی مناسبی برای ایجاد خیابان غذا و محلی برای تجربه غذاهای اقوام یا بومی و محلی استان دارند. چنانچه این فضاها با معماری محیطی مناسب طراحی و حساسیت برای طبخ غذا در آن رعایت شود، میتوانند به یکی دیگر از انگیزههای سفر به شهرهای مازندران و اقتصاد گردشگری پایدار تبدیل شوند
این درحالی است که در بسیاری از کشورهای خارجی، بهویژه در شرق آسیا، خیابان غذا به یکی از ارکان اصلی تجربه شهری و گردشگری تبدیل شده است. در شهرهایی مانند بانکوک، سئول یا تایپه، غذا از فضای بسته رستورانها بیرون آمده و به متن زندگی روزمره شهر پیوند خورده است؛ جایی که مخاطب میتواند با هزینهای اندک، در ظروف کوچک و متنوع، طعمها را امتحان کند و همزمان با قدمزدن در شهر، تجربهای چندحسی از بو، مزه و فضا به دست آورد. این خیابانها نهفقط محل خوردن غذا، بلکه بستری برای روایت فرهنگ، هویت محلی و تعامل اجتماعیاند.نمونهای نزدیکتر، جشنواره غذایی «دوآب» رامسر است؛ رویدادی که با تمرکز بر غذاهای محلی برگزار شد و با استقبال چشمگیر مردم همراه بود. صفهایی که برای چشیدن طعمها شکل گرفت، نشان داد مسئله کمبود علاقه نیست، بلکه فقدان بستر مناسب است. حالا شهرداری رامسر با همراهی انجمن معماری این شهرستان، در قالب یک فراخوان، به دنبال طراحی خیابان غذاست؛ اقدامی که اگر در مکان درست و با طراحی محیطی هوشمندانه اجرا شود، میتواند به جاذبهای تازه در گردشگری منطقه بدل شود.
وقتی طعم، مقصد میسازد/ نقش خیابان غذا در جاذبهسازی گردشگری
در همین ارتباط یک کارشناس گردشگری،گفت: خیابان غذا» نه یک بازار ساده خوراک، بلکه فصل تازهای در تجربه سفر است. تجربهای که میتواند از خوراک بهعنوان یک جاذبه فرهنگی و اقتصادی بهره ببرد و جای پای خود را در صنعت گردشگری مستحکم کند.سیامک کلاهدوز با اشاره به اینکه در جهان امروز، گردشگری غذا (گاسترونومی) یکی از پویاترین بخشهای گردشگری است که توانسته برای مقاصد گردشگری از طریق فرهنگ غذایی روایت و هویت محلی بسازد و تصویر ذهنی قویتری در ذهن گردشگر شکل دهد افزود: مثالهای موفق این رویکرد در بسیاری از کشورها دیده میشود؛ برای نمونه در شهرهای بانکوک، استانبول و جزایر گاسترونومی اروپا، خیابانهای غذا بهعنوان فضاهایی زنده برای تجربه فرهنگ و سبک زندگی شهری تبدیل شدهاند که گردشگران زیادی را جذب میکنند. در این فضاها، گردشگر نه فقط غذا میخورد، بلکه با روش پخت، داستان غذا، گفتوگو با فروشنده و فضای عمومی نیز مواجه میشود اتفاقی که تجربه سفر را از صرف دیدن جاذبهها فراتر میبرد و به «زیستن مقصد» تبدیل میکند.کلاهدوز در توصیف افزایش جذابیت مقصد با داشتن خیابان غذا گفت:چنین فضایی مانند یک ویترین زنده غذاها عمل میکند و میتواند حتی نام یک شهر را بهعنوان مقصد غذایی در سفرهای داخلی و خارجی برجسته کند. تجربه چندحسی و فرهنگی و طعمهای مختلف، بافتهای بومی و حتی روایت مردمی پشت هر غذا، بخشی از میراث ناملموس محسوب میشوند که گردشگر میخواهد تجربه کند. مطالعات جهانی نشان میدهد گردشگری غذا یکی از مهمترین انگیزهها برای سفر است و حدود نیمی از هزینههای سفر به مصرف غذا و نوشیدنی اختصاص دارد. چیزی که نشاندهنده درجه اهمیت این تجربه است.او برندسازی و گردشگری پایدار را از دیگر ویژگیهای خیابان غذا برشمرد و گفت: این اقدام میتواند به یک عنصر برندینگ برای شهر بدل شود و حتی به توسعه پایدار گردشگری کمک کند؛ زیرا اقتصاد خرد محلی، هنرهای غذایی سنتی و تعامل اجتماعی را در کنار هم قرار میدهد و مخاطبان را با ریشههای فرهنگی مقصد آشنا میسازد.کلاهدوز یادآور شد: اگر خیابان غذا با برنامهریزی درست، ترکیب غذاهای محلی و مدیریت تجربه مخاطب اجرا شود، میتواند نه فقط گردشگر بیشتری جذب کند بلکه خاطرهای بهیادماندنی از مقصد در ذهن او بسازد خاطرهای که بیش از هر جاذبه دیگری در لایههای مختلف سفر حک میشود.
باید نبایدهای خیابان غذا
با این همه، کارشناسان هشدار میدهند که خیابان غذا صرفاً چیدن چند غرفه و فروش خوراک نیست. این مسیر، بایدها و نبایدهایی دارد؛ از توجه به هویت محلی و کیفیت غذا گرفته تا طراحی شهری و تجربهسازی برای مخاطب؛ مسیری که اگر درست دیده نشود، فرصت را به تهدید تبدیل میکند.یک معمار پیرامون باید و نبایدهای طراحی و ایجاد چنین فضاهایی گفت: خیابان غذا صرفاً چیدن چند غرفه فروش خوراک نیست، بلکه طراحی دقیق شهری و معماری هوشمندانه میتواند این فضا را از یک پاتوق موقت خوراک به یک جاذبه گردشگری شهری پایدار تبدیل کند. او یادآور شد که اگر طراحی خیابان غذا بدون چارچوب معماری و شهری مشخص انجام شود، نه تنها به زیبایی و هویت بصری شهر کمک نمیکند، بلکه میتواند باعث اغتشاش بصری، ناکارآمدی فضا و تضعیف چهره شهری شود.
خشایار معتمدی افزود که هویتمحوریباید در رأس طراحی قرار گیرد؛ به این معنا که خیابان غذا باید بر مبنای فرهنگ، اقلیم و معماری بومی منطقه شکل گیرد تا هم با محیط اطراف هماهنگ باشد و هم برای گردشگران جلوهای متمایز و جذاب ایجاد کند. طراحی هماهنگ نماها، رنگها و مصالح، باعث میشود خیابان غذا نه تنها به محلی برای خوردن غذا، بلکه به بخشی از روایت شهری تبدیل شود که خاطرهای بصری و فرهنگی برای بازدیدکنندگان بسازد.
این معمار نمونههای موفق خیابان غذا و فضاهای عمومی شهری در دنیا را برخاسته از اصول طراحی شهری که فضای پیادهمحور، تعامل اجتماعی و کیفیت بصری را در اولویت قرار دادهاند، برشمرد و گفت: در بسیاری از شهرها، خیابانها و بازارهای غذا در قالب پیادهراههای امن طراحی شدهاند که پیوند ارگانیک میان عرصه عمومی، غذایی و شهری ایجاد میکنند و به جای فضایی شلوغ و بینظم، تجربهای دلپذیر برای حاضرین فراهم میآورند.او یادآور شد: یکی از کلیدیترین بایدها در طراحی چنین فضاهایی، ایجاد فضاهای مکث، نشستن و تعاملاست. خیابان غذا نباید فقط مسیر عبوری باشد؛ بلکه باید فضاهایی برای توقف، دیدار، تماشای محیط و گفتوگوی اجتماعی داشته باشد تا حضور گردشگران معنا پیدا کند و تبدیل به جاذبهای زنده و ماندگار شود.وی تصریح کرد: هماهنگی میان عملکرد و زیباییشناسی نیز بسیار اهمیت دارد؛ به این معنی که علاوه بر در نظر گرفتن هویت فرهنگی و بصری، خیابان غذا باید از نظر ترافیکی، ایمنی، دسترسی و زیرساخت شهری هم کارآمد باشد تا تجربه حضور در آن به یک خاطره خوش برای گردشگر بدل شود. معتمدی افزود: خیابان غذایی که بهدرستی طراحی شود، نه تنها درآمدزایی محلی را ارتقا میدهد، بلکه میتواند خود به یکی از نمادهای شهری و بخشی از مسیر گردشگری شهری تبدیل شود.شهرهای مازندران دستکم با داشتن نوار ساحلی، فضاهایی مناسبی برای ایجاد خیابان غذا و محلی برای تجربه غذاهای اقوام یا بومی و محلی استان دارند. چنانچه این فضاها با معماری محیطی مناسب طراحی و حساسیت برای طبخ غذا در آن رعایت شود، میتوانند به یکی دیگر از انگیزههای سفر به شهرهای مازندران و اقتصاد گردشگری پایدار تبدیل شوند