شناسهٔ خبر: 76667081 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: میزان | لینک خبر

یادداشت|

ربایش نیکلاس مادورو؛ فشار حداکثری و فرسایش هژمونی

اقدام آمریکا در ربایش رئیس‌جمهور مشروع یک کشور علاوه بر اینکه نشانه آشکار عدم پایبندی واشنگتن به قوانین و اصول بین‌المللی است، نشان می‌دهد که سیاست فشار حداکثری وارد مرحله‌ای عریان، پرخطر و بی‌پرده شده است.

صاحب‌خبر -
خبرگزاری میزان -

عابد اکبری، کارشناس مسائل بین‌الملل طی یادداشتی برای میزان به اقدام آمریکا در بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا و همچنین تهدید‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور علیه کشور‌ها و مناطق دیگر پرداخته است.

متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

اقدام آمریکا در ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا نقطه عطفی کم‌سابقه در رفتار مداخله‌جویانه واشنگتن به‌شمار می‌رود؛ اقدامی که نه‌تنها تمامی ادعا‌های آمریکا درباره پایبندی به حقوق بین‌الملل را بی‌اعتبار کرد، بلکه نشان داد سیاست فشار حداکثری وارد مرحله‌ای عریان، پرخطر و بی‌پرده شده است.

ربایش یک رئیس‌جمهور، دیگر نه «فشار سیاسی» است و نه «اقدام دیپلماتیک»، بلکه مصداق روشن نقض حاکمیت ملی و بازگشت به منطق زور در روابط بین‌الملل است.

این اقدام، پس از سال‌ها تحریم اقتصادی، جنگ روانی، حمایت از دولت موازی و تهدید به مصادره دارایی‌های ونزوئلا، نشان داد که واشنگتن عملا به بن‌بست راهبردی رسیده است؛ زمانی که ابزار‌های اقتصادی و سیاسی به نتیجه نمی‌رسند، توسل به اقدام‌های قهری مستقیم، نشانه قدرت نیست؛ بلکه علامت ناتوانی در مدیریت بحران و فقدان گزینه‌های مؤثر است. آمریکا با ربایش مادورو، اعتراف کرد که پروژه تغییر سیاسی در ونزوئلا از مسیر‌های معمول شکست خورده است.

واکنش داخلی ونزوئلا به این اقدام، برخلاف محاسبات آمریکا، به تضعیف ساختار قدرت منجر نشد. برعکس، ربایش رئیس‌جمهور به‎سرعت به عامل انسجام داخلی تبدیل شد؛ اختلافات سیاسی، ولو موقت، در سایه تهدید خارجی رنگ باخت و گفتمان «دفاع از استقلال ملی» به محور بسیج عمومی بدل شد. این تجربه بار دیگر ثابت کرد که مداخله مستقیم خارجی، حتی علیه دولت‌های بحران‌زده، اغلب نتیجه‌ای معکوس به همراه دارد.

در سطح منطقه‌ای، این اقدام شوک سیاسی گسترده‌ای ایجاد کرد. بسیاری از کشور‌های آمریکای لاتین، حتی آنهایی که منتقد سیاست‌های مادورو بودند، ربایش رئیس‌جمهور یک کشور مستقل را خطری جدی برای امنیت جمعی منطقه تلقی کردند.

حافظه تاریخی این منطقه از کودتا‌ها و مداخلات آمریکا هنوز زنده است و اقدام اخیر واشنگتن، این خاطره تلخ را با شدتی تازه احیا کرد؛ نتیجه، افزایش بی‌اعتمادی به آمریکا و تضعیف بیش‌ازپیش جایگاه آن در آمریکای لاتین بود.

در عرصه بین‌المللی نیز، ربایش مادورو به تقویت صف‌بندی علیه آمریکا انجامید؛ روسیه و چین، با صراحت بیشتری بر لزوم احترام به حاکمیت دولت‌ها تأکید کردند و این اقدام را نمونه‌ای خطرناک از قانون‌گریزی دانستند. حتی کشور‌هایی که در موارد دیگر با واشنگتن همراهی دارند، در برابر چنین اقدامی با احتیاط و نگرانی موضع گرفتند. آمریکا، با این رفتار، عملا دیگران را به موازنه‌سازی فعال علیه خود سوق داد.

مهم‌تر از همه، ربایش مادورو آخرین میخ بر تابوت ادعای آمریکا درباره «نظم مبتنی بر قانون» بود؛ کشوری که خود را مدافع حقوق بین‌الملل معرفی می‌کند، نمی‌تواند هم‌زمان دست به ربایش رهبران سیاسی بزند و انتظار داشته باشد گفتارش معتبر باقی بماند. این تناقض آشکار، شکاف میان ادعا و عمل آمریکا را به مرحله‌ای بی‌سابقه رسانده است.

ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا نشان داد که سیاست آمریکا از فشار اقتصادی و سیاسی عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده است که مستقیماً ثبات بین‌المللی را تهدید می‌کند.

این اقدام نه ونزوئلا را تسلیم کرد و نه بحران را حل کرد؛ بلکه اعتبار، مشروعیت و نفوذ آمریکا را بیش از پیش فرسوده ساخت؛ ونزوئلا اکنون فقط یک پرونده منطقه‌ای نیست، بلکه نماد خطرناکی از آن است که یک قدرت بزرگ، در مواجهه با افول نفوذ خود، چگونه می‌تواند به ابزار‌هایی متوسل شود که نظم جهانی را متزلزل می‌کند.

انتهای پیام/