به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسدالله علم در یادداشتهای روز دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۵۴ نوشت: صبح خبر دادند (پیشخدمت مخصوص) که شاهنشاه قصد اسکی دارند و به دفتر تشریففرما نمیشوند. به این جهت من تلفن عرض کردم و به عرض رساندم که «دیروز حضور علیاحضرت شرفیاب شدم و معظملها را متقاعد کردم که به جای سنموریتز به یکی از نقاط فرانسه تشریف ببرند. اگر اجازه عزیمت میفرمایند کارم را شروع کنم.» فرمودند: «بکن، ولی خودت هم ساعت ۳ بعدازظهر که من برمیگردم بیا پیش من.» عرض کردم: «اطاعت میکنم.»
ساعت ۳ شرفیاب شدم. عرض کردم که «والاحضرت اشرف کاملا بدون محافظت به آفریقا و از آنجا به سوئیس میروند و خطرناک است.» فرمودند: «فکری بکن.»
عرض کردم: «ملک حسین که قرار بود به سنتموریتز پیش علیاحضرت برود، خبر بدهم که به فرانسه برود.» فرمودند: «حالا زود است. بگذار آنها کارهای خودشان را از لحاظ امنیتی در سنتموریتز بکنند. به علاوه ملک حسین در آنجا مهمان ما نبوده، خودش خواسته است بیاید.»
عرض کردم: «امروز صبح سفیر آمریکا به دیدنم آمد و با من صبحانه خورد business breakfast. یادداشت ضمیمه را داد که تقدیم پیشگاه مبارک کنم. آیا اعلیحضرت همایونی کمکی به آنگولا میفرمایند؟» فرمودند: «ابدا، پولی نداریم که بدهیم. همینطور به او بگو.» عرض کردم: «سفیر میپرسد که بعد از رفتن رئیسجمهور سوریه آیا باز هم مطلبی هست که من باید بدانم و به واشنگتن بگویم؟» فرمودند: «نه، مطالب همان است ک در شرفیابی او به او گفتم.» عرض کردم: «قدری هم راجع به مراکش و وضع ملک حسن صحبت کرد و گفت وقتی من رئیس سیا بودم او را یک [عیاش] playboy میشناختیم. من گفتم حالا حسن تغییر کرده است. قدری هم راجع به انتخابات آمریکا صحبت کردیم. راجع به [رونالد] ریگان بسیار ناامید و بدبین است. به [هیوبرت] همفری، اگر بشود، امیدوار است. میگوید که بسیار خوب خواهد شد.»
فقط عرض کردم: «به هر صورت دست ایران از لحاظ اینکه احتیاج به کالای صنعتی بسیار دارد و باید این کالاها را به بازار آمریکا و انگلیس و اروپا [سفارش] order بدهد بسیار قوی است. در صورتی که سایر کشورهای نفتخیز از لحاظ سفارش کالا چنین امکانی ندارند.» شاهنشاه را ماشاءالله بسیار با استحکام و قوی یافتم. با آنکه من در دل متزلزل شدهام ولی به رو نیاوردم. به هر حال شاه مردی قوی و باحوصله است و با مشکلات مردانه مبارزه میفرمایند.
خبری از یونایتدپرس راجع به سفر حافظ اسد [به ایران] عرض کردم که ضمیمه است. فرمودند: «تمام حرف مفت است، بیچاره هیچ این چیزها را از من نخواست. بسیار هم سر به راه بود.»
باز در خصوص سرکار فریده خانم و اینکه دیروز مرا دیدند و از من لقب والاحضرتی میخواهند به عرض رساندم که با عصبانیت رد فرمودند و با لحن تندی فرمودند: «بلیی، درویش خانم، درویش خانمها حالا میخواهند والاحضرت بشوند.»
مقاله اکونومیست را راجع به هند به عرض رساندم که خانم گاندی قصد محدود کردن مجلس را دارد. فرمودند: «درست است، بسیار هم خوب میکند. خودش را با تقلید دموکراسی مسخره گیر انداخته بود.» بعد فرمودند: «ملک حسن هم که به خود میبالد که احزاب را آزاد گذاشته، بگو چه دموکراسی؟ حزب بدون مجلس و انتخابات آیا معنی دارد؟» (معلوم شد عرض ملک حسن که من در مراجعت از مراکش عرض کرده بودم خیلی در شاهنشاه تاثیر گذاشته)...
به منزل برگشته شنا کردم. تا نصف شب، که حالاست کار میکنم.
از اخبار مهم جهان کنفرانس کشورهای جهان سوم و تولیدکننده نفت در پاریس است برای آماده شدن و مقابله با کنفرانس کلی بعدی پاریس بین این کشورها و کشورهای صنعتی.
منبع: یادداشتهای علم، جلد پنجم، تهران: کتابسرا، صص ۴۲۶-۴۲۴
۲۵۹