شناسهٔ خبر: 76654711 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

لات‌های کوچه خلوت

صاحب‌خبر -

«باز شروع شد... باز شروع شد... باز شروع شد...» این دیالوگ رحیم در سریال لیسانسه‌ها را حتما در فضای مجازی دیده‌اید. کاربران اینستاگرامی، وقتی از تکرار یک ماجرای خسته‌کننده که دوستش ندارند، کلافه می‌شوند این سکانس را در حساب کاربری‌شان به اشتراک می‌گذارند. مثلا وقتی بعد از یک تعطیلات دلچسب، باز مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها شروع می‌شود؛ یا زمانی که بعد از مدتی فروکش کردن کرونا، دوباره سر و صدای شیوع یک ویروس به گوششان می‌رسد؛ یا وقتی بعد از مدتی آرامش در منطقه، بار دیگر خبر درگیری نظامی منتشر می‌شود. حالا این سکانس که اصطلاحا به یک «میم» تبدیل شده، دوباره در حساب‌های کاربری زیادی منتشر می‌شود. کاربران این دیالوگ رحیم را چسبانده‌اند به سلام نتانیاهو، به حرف‌های ترامپ، به تصاویر اغتشاشات و اخیرا نیز به ویدئو «احسان کرمی» که از رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد با او علیه ایران متحد شود. رحیم سریال لیسانسه‌ها باز با همان نگاه عاقل اندر سفیه و خسته‌اش از این سناریوی تکراری و عبث اپوزیسیون، پشت سر هم غر می‌زند: «باز شروع شد... باز شروع شد... باز شروع شد...»
احسان، فیت، دونالد ترامپ!
از چند روز گذشته که گروه‌هایی از مردم، در اعتراض به مشکلات اقتصادی از جمله گرانی، تورم، افزایش نرخ ارز و طلا و بی‌ثباتی بازار، تجمعاتی را شکل داده‌اند، بار دیگر فرصت برای لمپن‌های تاریخ مصرف گذشته فراهم شده است تا باز مثل طبل‌های توخالی، سر و صدا به راه بیندازند و مسیر وقایع داخلی ایران را به سمت و سویی که برای خودشان آب و نان دارد بکشانند.
«احسان کرمی» مجری و خواننده‌ای که چند سالی است از ایران رفته و خود را ملیجک رسانه‌های ضد ایرانی کرده، به بهانه اعتراضات و اغتشاشات در ایران، در ویدئویی به زبان انگلیسی، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: «هدف ما و شما یکی است؛ بیایید در راه رسیدن به این هدف متحد شویم.»
اظهارات کرمی به سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست شد و واکنش‌هایی به دنبال داشت که نشان می‌داد دعوت او از ترامپ، از طرفی یک طنز احمقانه و از طرف دیگر یک وطن‌فروشی انزجارآور است. گروهی از کاربران فضای مجازی دعوت یک مجری - خواننده رده سه که سال‌هاست غیر از هیاهوی توئیتری، هیچ نام و نشان هنری یا هویت برجسته سیاسی نداشته از رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا که چهره‌ای جنگ‌افروز است را، تصویر کاریکاتوری و بی‌ربط دانستند. آنها کرمی را دست انداختند و نوشتند: «شاید او گمان کرده ترامپ به دنبال گروه موسیقی تازه است، یا شاید می‌خواهد با ترامپ آهنگ مشترک بخواند و فیت بدهد!»
«اف‌تی» یا «فیت» کوتاه شده کلمه انگلیسی «فیچرینگ» است که در متون هنری به معنای «حضور برجسته» یا «با همکاری» یک چهره مشهور است. این اصطلاح معمولا کنار اسم خواننده اصلی نوشته می‌شود تا نشان دهد هنرمند دیگری نقش محسوس یا نمادینی در قطعه موسیقی ایفا کرده است. حالا جهان موسیقی منتظر اتحاد احسان و دونالد است تا با هم، فیت بدهند...

دو ریالی پلشت!
واکنش به کرمی، به کاربران پرشماری که او را مسخره کردند ختم نمی‌شود. در کنار طعنه‌ها، برخی با غیرتی وطن‌پرستانه، او را مذمت کردند. «جواد قارایی» مستندساز و ایرانگرد خطاب به احسان کرمی در یک استوری نوشت: «دو ریالی پلشت! غلام حلقه به گوش مزدور، رفتی آن سر دنیا و مردم بی‌گناه و معترض به وضعیت بد اقتصادی را تحریک به جنگ و نابودی ایران می‌کنی؟ ترامپ و نتانیاهو جنایتکار که خون 1200 ایرانی باشرف را در 12 روز به زمین ریختند، شاهزاده‌ای که از حمله به ایران حمایت کرد و خوشحال بود را به گفت‌وگو برای حمله به ایران جان و مردم ایران دعوت می‌کنی؟»
قارایی در این استوری در سوالی تأمل‌برانگیز از کرمی می‌پرسد: «دست به دامن آمریکایی شده‌ای که 150 میلیون انسان بی‌گناه را در 250 سال کشته است؟ به خدا قسم نه شرف داری و نه انسانیت! تو یکی از کثیف‌ترین صهیونیست‌ها هستی!»

در به دری! اما نه هر دری... 
نباید نادیده گرفت کرمی به گفته خودش، زمانی در ایران مجری مهم‌ترین مراسم‌های فرهنگی و هنری بود و در سریال‌های پرمخاطب پلتفرم‌ها بازیگری می‌کرد؛ حتی در گروه موسیقی معروفی به‌نام «موسیو» خواننده بود. دورانی که او با آرامش و آسایش پول درمی‌آورد و نان محبوبیت میان همین مردم را می‌خورد.
اما او خود اذعان کرده بود که بعد از رفتن به آمریکا، سه سال تمام، در به در اسپانسر بود و به نتیجه نرسید. کرمی، رفاه و درآمدی که در ایران داشت را با سراب همکاری با پروژه‌های امنیتی و سیاسی تاخت زد؛ اما زودتر از آنچه که فکرش را می‌کرد از نان خوردن افتاد؛ تا جایی که به ایرانی‌های خارج از کشور حمله کرد که چرا به تئاترش نمی‌آیند یا چرا در تجمعات سیاسی شرکت نمی‌کنند.
کرمی حتی از ایرانی‌های مهاجر گلایه داشت که چرا از او حمایت مالی نمی‌کنند تا مجبور نباشد در سالن‌های کوچک لس‌آنجلس برنامه‌ ضعیف اجرا کند. او آن روزها به وضعیتی دچار شد که در مصاحبه‌ای اعتراف کرد دیگر «هر کاری بخوره» انجام می‌دهد.
او در حالی به صورت دیگران چنگ می‌انداخت که خود، به هر خوش‌رقصی سیاسی تن داده بود تا شاید بتواند لقمه نانی برای خودش فراهم کند. هر خوش‌رقصی! حتی خواندن سرود معروف منافقین در یک مراسم و به اشتراک گذاشتن ویدئوی آن در فضای مجازی. اما به نظر می‌رسد تمام فعالیت‌های سیاسی و امنیتی احسان کرمی به نفع گروه‌های منافقین و دشمنان ایران، باز هم نتوانسته سفره‌اش را رنگین و شکمش را سیر کند که حالا مستقیما از قاتل مردم ایران می‌خواهد بار دیگر به کشورش حمله کند.

چه‌گواراهای توئیتری؛ مبارزان نایس مجازی
چهره دیگر که سرنوشتی شبیه به احسان کرمی را تجربه کرده، «اشکان خطیبی» است. خطیبی هم که رنج نان او را به وطن‌فروشی انداخته و فقر انسانیت، جان هم‌وطنانش را در نظرش بی‌اهمیت جلوه داده، اخیرا در یک توئیت نوشته است: «مأمور دستتان افتاد رحم نکنید! چون آنها رحم نخواهند کرد...» و بار دیگر در حساب کاربری‌اش نوشت: «دست خالی به خیابان نروید.» و سه بار تأکید کرد: «رحم نکنید!»
کسی که امروز با «علامت‌های تعجب» در توئیت‌هایش مبارزه می‌کند، همان کسی است که سال 96 وقتی خبر شهادت محسن حججی منتشر شد در استوری اینستاگرامش تصویر شهید حججی را منتشر کرد و نوشت: «من با سر بریده‌ات حرف‌ها دارم...» 
کسی که سال 96 تصویر شهید حججی را منتشر کرد همان کسی است که پنج سال بعد، یعنی سال 1401 شش ماه طول کشید تا موضع خود را اعلام کند و بالاخره بعد از شش ماه در یک توئیت با هشتگ «زن، زندگی، آزادی» پیوستنش به اپوزیسیون را تأیید کرد، اما دلیل فاصله معنادار شش ماهه میان شروع وقایع سال 1401 و موضع‌گیری خطیبی این بود که او آن زمان، با چندین نهاد داخلی در ایران قرارداد داشت؛ بنابراین او از ترس اینکه مبادا یک ریال از حساب و کتاب‌هایش را فدا کند، صبر کرد تا حد امکان همه چیز را تسویه کند و بعد بارش را بست و رفت.
چنین کسی که خودش از پول چشم‌پوشی نکرده، حالا از هزاران کیلومتر دورتر برای جوان ایرانی که زیر ده‌ها فشار روحی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد توئیت می‌زند و او را تهییج می‌کند که جان، امنیت و آینده خود و دیگران را به بازی بگیرد و با سلاح به خیابان برود. خطیبی برای این توئیت‌ها و علامت تعجب‌های تأثیرگذارش نه‌تنها تاوان و هزینه‌ای نمی‌دهد، بلکه احتمالا از موساد و سیا هم پول می‌گیرد.

یا شما هم بیایید؛ یا شما هم ببندید!
به لیست بلندبالای لات‌های کوچه خلوت و وطن‌فروشان نوکیسه، نام «حمید فرخ‌نژاد»، «علی کریمی» و «اعلی حسرت پهلوی» را نیز اضافه کنید که از طرفی از ترامپ برای تهدید ایران و قصد حمله به کشورشان تشکر کرده‌اند و از طرف دیگر مردم و معترضان را به سوی بی‌رحمی و خشونت بی حد و مرز می‌کشانند. برخی کاربران مجازی در واکنش به حمایت این چهره‌ها از قاتل زنان و کودکان ایرانی، آنها را با رزمندگانی مقایسه کرده‌اند که در جنگ تحمیلی هشت ساله، با حداقل امکانات خود را فدا کردند تا خرمشهر فقط چند ساعت دیرتر سقوط کند و با این مقایسه وطن فروشی این غرب نشینان را نشان دادند.
حالا کاربران فضای مجازی و کسانی که دیگر دست اشکان خطیبی‌ها برایشان رو شده، آنها را چه‌گوارای مبارزه در فضای مجازی یا لات کوچه خلوت خطاب می‌کنند. یکی از آنها نوشته است: «آقای فرخ‌نژاد! یا برای پسرت بلیط بگیر بیاد بره توی خیابون یا دهنت رو ببند!»
 
خیلی تأثیرگذار بود...
تاریخ نشان داده همیشه وطن‌فروشان به لجن‌زار فرو رفته‌اند و آنچه باقی مانده، غیرت، ایستادگی و دفاع از وطن است.  احتمالا بار دیگر، دیر یا زود، ماجرای این اغتشاشات نصفه نیمه تمام هم می‌شود و باز هم مردم می‌مانند و وطن .
اما سوال اینجاست که اپوزیسیون جمهوری اسلامی چه زمانی یاد خواهد گرفت و خواهد پذیرفت که هر گردی گردو نیست؛ هر صدایی فریاد نیست؛ هر چهره‌ معروفی رهبر و لیدر نیست؛ هر شاخ و شانه کشیدنی انقلاب نیست. به نظر می‌رسد بارها و بارها آوردن نام انقلاب و تکرار کردن آن توسط اپوزیسیون جمهوری اسلامی، مفهوم انقلاب را لوث کرده و آن را خفیف پنداشته است.
طوری که بعد از هر بار تلاش مذبوحانه آنها، سکانس معروف رضا عطاران در فیلم هزارپا توی ذهن‌ها پخش می‌شود؛ سکانسی که حسابی بین کاربران فضای مجازی معروف و محبوب شده و از آن، برای دست انداختن یا مسخره کردن یک کار بی‌فایده و عبث استفاده می‌کنند. آنجا که رضا با نی، ته‌مانده نوشیدنی‌اش را هورت می‌کشد و با نگاهی عاقل اندر سفیه می‌پرسد: «تموم شد؟ خیلی تأثیرگذار 
بود...»