شناسهٔ خبر: 76645427 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: شهرآرانیوز | لینک خبر

درباره عبدالحسین نوشین و فراز‌و‌فرودهای هنری و سیاسی حیات او | روزگار پدر مشهدی تئاتر ایران

هنر نمایش در ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. با این حال، الگو‌هایی که برخی از آن با عنوان «الگو‌های کلاسیک تئاتر» یاد می‌کنند، تقریبا پس از پیروزی نهضت مشروطه وارد ایران شد.

صاحب‌خبر -

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ هنر نمایش در ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. تعزیه به‌عنوان مشهورترین الگوی نمایشی در تاریخ کشور ما، یکی از شناخته‌شده‌ترین الگو‌های اصیل نمایش در سراسر دنیاست. با این حال، الگو‌هایی که برخی از آن با عنوان «الگو‌های کلاسیک تئاتر» یاد می‌کنند، تقریبا پس از پیروزی نهضت مشروطه وارد ایران شد و به‌تدریج گسترش یافت. رویکرد‌های اولیه الگوی نمایش در ایران، عموما غیرمتمرکز و بر‌اساس ذوق و به‌ویژه، بداهه‌پردازی بود و از اصول و انضباط خاصی پیروی نمی‌کرد.

بخش عمده از نمایش‌ها -به جز نمایش تعزیه که جایگاه خاص و قداست ویژه خود را داشت- مجموعه‌ای طنز و هزل بود که برای سرگرمی مخاطبان اجرا می‌شد، هر چند که در آنها، با بهره‌گیری از ذخایر ادبی، گاه درام‌ها و روایت‌های حکمت‌آموز هم می‌گنجاندند، اما در مجموع بازیگران بخشی از «عَمَله طَرَب» بودند که باید دیگران را می‌خنداندند و سرگرم می‌کردند و این امر، هنر آنها را در نظر عموم، سخیف جلوه می‌داد. 

در پی استقرار مشروطیت و انتشار فرهنگی که با عناصر وارداتی درآمیخته بود، نمایش در ایران شاهد تغییرات اساسی و الگوی آن به نمونه‌های غربی و به‌طور خلاصه «تئاتر کلاسیک» نزدیک شد، هر چند که تا مدت‌ها جایگاه بازیگران و هنرمندان و حتی قالبی که اجرا می‌کردند، به نمونه‌های پیشین نزدیکی بیشتری داشت که البته ناشی از جنس ذائقه جامعه در آن روزگار بود. 

ظاهرا در مشهد و برای نخستین‌بار، قفقازی‌ها با محوریت «هیئت هوسکاری قفقاز» الگوی نوین نمایش را برای اجرای تئاتر به کار گرفتند، آن هم در «سرای ملک‌التجار»، جایی در بازار مشهد و به زبان تُرکی. اجرای تئاتر در مشهد آن روزگار، چالش‌ها و دشواری‌های خودش را داشت. با وجود این چالش‌ها، هیئت هوسکاری توانست «نمایش اخلاقی» خود را در شب ۲۸‌جمادی‌الاول سال‌۱۳۲۹‌قمری به روی صحنه ببرد و درآمد آن هم به امور خیریه اختصاص پیدا کرد. 

اما در خوش‌بینانه‌ترین حالت هم کمتر کسی می‌توانست حدس بزند که «پدر تئاتر نوین ایران» در مشهد متولد شود، ببالد و به منشأ یک تحول بنیادین در این هنر جهانی تبدیل گردد. روایت این گزارش، داستان زندگی عبدالحسین نوشین است؛ مردی که صرف نظر از تکاپو‌های ناکام و بی‌ثمر سیاسی، نقشی مهم و راهبردی در نهادینه شدن تئاتر مدرن در ایران داشت و کتاب «هنر تئاتر» او، هنوز هم یکی از مهم‌ترین منابع درباره این هنر به زبان فارسی است.

سال‌های تکوین در مشهد؛ آغاز یک راه طولانی

عبدالحسین نوشین در سال‌۱۲۸۵‌خورشیدی (برخی منابع ۱۲۸۴‌خورشیدی)، در مشهد و ظاهرا از خانواده‌ای اهل تربت‌حیدریه دیده به جهان گشود. اگرچه شهرت او در تهران و بعد‌ها در سطح ملی فراگیر شد، اما خاستگاه فکری و هنری او خراسان بود. مشهدِ اوایل قرن چهاردهم خورشیدی، از نظر فرهنگی، ماهیتی دوگانه را بروز می‌داد.

از‌یک‌سو سنت و به‌ویژه عقاید دینی پایگاهی کم‌نظیر و قدرتمند در آن داشت و از سوی دیگر به‌دنبال استقرار مشروطیت و به‌واسطه حضور مهاجران و اتباع دیگر‌کشورها، نوعی از تجدد در آن شکل گرفته بود که به مظاهر تمدن غربی روی خوش نشان می‌داد. این دو رویکرد، همواره با یکدیگر در تقابل بودند و این تقابل، گاه چهره‌ای آشکار و حتی خصمانه به خود می‌گرفت.

همان‌طور که در ابتدا هم اشاره کردیم، تئاتر در مشهد هم مانند دیگر نقاط ایران، عمدتا به نمایش‌های سنتی ایرانی، مانند «تعزیه‌خوانی» و نمایش‌های شادی‌آورِ تخت‌حوضی (روحوضی) محدود می‌شد. گروه‌های سیاری که در عروسی‌ها یا مناسبت‌ها برنامه اجرا می‌کردند، متن مکتوب نداشتند و بر پایه تیپ‌سازی‌های تکراری (مانند حاجی‌بازاری، نوکر سیاه و…) برنامه اجرا می‌کردند.

در چنین فضایی، سخن گفتن از تئاتر به‌عنوان یک «هنرِ فاخر» و «ابزارِ اندیشه»، جسارتی مثال‌زدنی می‌طلبید. نوشین تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس مشهد گذراند. گزارش‌ها و روایت‌هایی که در‌دسترس قرار دارد، نشان می‌دهد که او در مدرسه «ثروت» مشهد، نخستین بارقه‌های استعداد خود را در دکلمه و بیان نشان داد. در آن دوران، مدارس نوین پایگاهی برای اجرای نمایش‌های کوتاه و اخلاقی بودند. نوشین نوجوان، نه به‌عنوان یک سرگرمی، بلکه با جدیتی عجیب به این اجرا‌ها می‌نگریست.

درباره عبدالحسین نوشین و فراز‌و‌فرودهای هنری و سیاسی حیات او | روزگار پدر مشهدی تئاتر ایران

«کلوپ فردوسی»، بلوغ خلاقیت

مهم‌ترین فراز حضور نوشین در تاریخ تئاتر مشهد، همکاری و نقش کلیدی او در فعالیت‌های هنری «کلوپ فردوسی» بود. در سال‌های ۱۳۰۴‌تا‌۱۳۰۸‌خورشیدی، جمعی از متجددان و جوانان مشهدی با هدف ارتقای سطح فرهنگ مد‌نظر خودشان، محافلی را تشکیل دادند که «کلوپ فردوسی» یکی از مهم‌ترین آنها بود.

نوشین طی فعالیت‌هایش در این کلوپ، تلاش کرد تا تئاتر را از شکل تفننی خارج کند. او برای نخستین‌بار در مشهد، بر لزوم «تمرین» پیش از اجرا تأکید کرد. تا پیش از آن، بازیگرانِ محلی معتقد بودند که «روی صحنه خدا کریم است» و به‌صورت بداهه کار را پیش می‌بردند، اما نوشین این تفکر را به چالش کشید.

او به کار نظام‌مند در این زمینه معتقد بود و باور داشت که برای رساندن تئاتر به حد اعلای هنری آن، نیاز به برنامه و اصول انضباطی و سازمانی مبتنی بر هنر و خلاقیت است. نوشین در دوران فعالیت در «کلوپ فردوسی»، همه توانش را برای بروز این خلاقیت به کار گرفت.

به عنوان نمونه، با توجه به نبودِ برق سراسری و امکانات مدرن در مشهدِ آن روزگار، با استفاده از چراغ‌های زنبوری (توری‌دار) و قرار دادن شیشه‌های رنگی و پارچه‌های نازک در مقابل آنها، تلاش می‌کرد تا «نورِ موضعی» و «نورِ رنگی» ایجاد کند تا فضای حسی صحنه را تغییر دهد؛ کاری که تا آن زمان در مشهد بی‌سابقه بود.

از سوی دیگر، در نمایش‌های سنتی مشهد، گریم معنایی نداشت و نهایتا از دوده یا آرد برای سیاه یا سفید کردن چهره استفاده می‌شد. نوشین با مطالعه اندک منابع موجود و آزمون و خطا سعی کرد با استفاده از موادِ دست‌ساز، خطوط چهره بازیگران را برای ایفای نقش‌های متفاوت (پیرمرد، شرور، اشراف‌زاده و‌...) تغییر دهد.

هنرنمایی در جشن هزاره فردوسی

چند سال کار خلاقانه در «کلوپ فردوسی» توانایی‌های نوشین را افزایش داد. علاقه فراوان او به متون ادب فارسی باعث شد که در سال‌۱۳۱۳‌خورشیدی و در جشن هزاره فردوسی، نمایش‌هایی با مضامین حماسی و ملی را بنویسد و روی صحنه ببرد. این نمایش‌ها که در تعداد زیاد برگزار می‌شد و علاوه بر کلوپ فردوسی، در مدارس بزرگ شهر هم روی صحنه می‌رفت، نام عبدالحسین نوشین را به‌عنوان یک هنرمند خلاق سر زبان‌ها انداخت.

البته، اگر بخواهیم واقع‌گرایانه درباره فعالیت‌های هنری وی در این برهه زمانی صحبت کنیم، باید بگوییم که کار‌های نوشین در مشهد، از نظر استاندارد‌های امروزی یا حتی استاندارد‌های اروپای آن زمان، بسیار ابتدایی به نظر می‌رسید. اما اهمیت تاریخی آنها در «تغییرِ نگرش» بود. او به مردم مشهد نشان داد که تئاتر می‌تواند مکانی باشد که صرفا محل سرگرمی نیست، فقط در آن تخمه نمی‌شکنند و با صدای بلند نمی‌خندند، تئاتر می‌تواند مکانی برای اندیشیدن باشد.

درباره عبدالحسین نوشین و فراز‌و‌فرودهای هنری و سیاسی حیات او | روزگار پدر مشهدی تئاتر ایران

تکمیل دانش در «تولوز»

عبدالحسین نوشین مدتی به تهران رفت و سپس به‌عنوان یکی از محصلان اعزامی دولت به فرنگ، راهی اروپا شد. وی با وجود مخالفت مسئول محصلان، توانست رضایت زعمای امر را برای تحصیل در رشته کارگردانی تئاتر در دانشگاه تولوز فرانسه به دست آورد. به این ترتیب، با مبانی علمی تئاتر در اروپا آشنا شد، تاریخ تئاتر یونان، آثار مولیر و شکسپیر را شناخت و تکنیک‌های نوین صحنه‌پردازی را فرا‌گرفت. نوشین در سال‌۱۳۱۱‌خورشیدی به ایران بازگشت. برخی این بازگشت را آغازی بر تئاتر نوین در ایران می‌دانند.

دوران طلایی تهران

پس از بازگشت به ایران، نوشین فعالیت‌های خود را در تهران متمرکز کرد. او در هنرستان هنرپیشگی تدریس و گروه‌های تئاتری مختلفی را رهبری می‌کرد. اوج فعالیت وی در دهه‌۱۳۲۰‌خورشیدی و در تئاتر‌های «فرهنگ»، «فردوسی» و «سعدی» رقم خورد. او برای ایجاد تغییر، به‌نوعی «دیکتاتوری هنری» رو آورد و هنرمندان را وادار به پذیرش مقررات کرد.

تا پیش از این دوره، بازیگران متن را حفظ نمی‌کردند و شخصی به نام «سوفلور» در اتاقک جلوی سِن، متن را می‌خواند و بازیگر تکرار می‌کرد. این مسئله باعث می‌شد بازیگر هیچ حسی نداشته باشد و فقط جملات را طوطی‌وار تکرار کند. نوشین، با جسارت تمام سوفلور را حذف کرد.

این کار چنان جنجالی بود که برخی بازیگران قدیمی از کار با او انصراف دادند. در‌های سالن نمایش‌های نوشین، رأس ساعت بسته می‌شد. این احترام به زمان، برای تماشاگرِ ایرانی که به تأخیر عادت داشت، شوک‌آور بود! او خوردن تنقلات و صحبت کردن در سالن را ممنوع کرد تا «تمرکز» بر فضای نمایش حاکم شود.

نوشین به جای پرده‌های نقاشی‌شده (که در باد تکان می‌خوردند)، از دکور‌های چوبی و واقعی استفاده کرد. اگر در صحنه دری وجود داشت، آن در واقعا باز و بسته می‌شد. از جمله نمایش‌های برجسته او در این دوره، می‌توان به «ولپن»، «مستنطق»، «پرنده آبی» و نمایش‌نامه ایرانی «جعفرخان از فرنگ برگشته» اشاره کرد.

سیاست‌ورز ناکام

نوشین از نظر فکری، اصولا در رده روشنفکران و متجددان قرار می‌گرفت و در آن زمان، تمایل به جریان چپ در میان این قشر، یک رویکرد رایج و عمومی بود. او بعد از اشغال ایران در سوم شهریور‌۱۳۲۰‌خورشیدی، به عضویت حزب توده درآمد. البته پیش از آن هم با گروه ۵۳‌نفر و «تقی ارانی» که به‌نوعی پدر معنوی حزب توده محسوب می‌شد و در زندان‌های رضاشاه درگذشت، آشنایی داشت.

عضویت نوشین در حزب توده و ورودش به فضای سیاسی چپ، سرنوشت هنری وی را هم تحت‌تأثیر قرار داد. برخی منتقدان واقع‌گرا، مانند خلیل ملکی و جلال آل‌احمد معتقد بودند که وابستگی حزبی نوشین، گاهی هنر او را قربانی ایدئولوژی می‌کند و این چندان به دور از واقعیت نبود.

نمایش‌هایی مانند «خروس سحر» که آن را یکی از شاهکار‌های هنری نوشین هم می‌دانند، بیشتر شبیه بیانیه سیاسی بود تا اثری دراماتیک. با این حال، نوشین از چنان توانایی بالایی در هنر تئاتر برخوردار بود که حتی مخالفان سیاسی‌اش هم نمی‌توانستند قدرت کارگردانی او را انکار کنند.

به هر حال، این وابستگی حزبی، باعث شد که بعد از ترور بی‌نتیجه محمدرضا پهلوی در ۱۵‌بهمن‌۱۳۲۷‌خورشیدی و قرار گرفتن توده‌ای‌ها در مظان اتهام، نوشین هم بازداشت و روانه زندان شود. جالب اینجاست که او در زندان هم تئاتر را رها نکرد. در سال‌۱۳۲۹‌خورشیدی، سران حزب توده تصمیم به فرار از زندان گرفتند. نوشین علیرغم میل باطنی با آنها همراه شد. این افراد طی نقشه‌ای پیچیده از زندان گریختند و به شوروی رفتند.

سال‌های خاکستری؛ تنهایی، افول و مرگ

عبدالحسین نوشین بعد از فرار به شوروی، تبدیل به یک سیاست‌ورز ناکام شد. هنر او به چشم روس‌ها نمی‌آمد؛ نوشین روسی را خوب نمی‌دانست و در ضمن، مقامات فرهنگی مسکو حاضر نبودند صحنه‌های تئاتر خود را به یک خارجی واگذار کنند. برخلاف باور برخی نویسندگان، نوشین در شوروی شرایط بسیار دشواری را تجربه کرد.

او به مدت بیست سال، فقط شاهد نمایش‌هایی بود که روی صحنه می‌رفت؛ ناچار به حوزه تحقیق روآورد و در «انستیتوی خاورشناسی مسکو» مشغول به کار شد. حاصل این دوران، تصحیحِ انتقادیِ شاهنامه فردوسی بود که تا امروز یکی از بهترین تصحیحاتِ شاهنامه محسوب می‌شود.

تدوین واژه‌نامه شاهنامه هم از دیگر یادگار‌های این دوران است. فشار روحی ناشی از غربت، ورشکستگی سیاسی و دوری از صحنه تئاتر، به‌تدریج ذهن و جسم او را فرسود. نوشین به سرطان معده مبتلا شد و سرانجام در ۱۲‌اردیبهشت‌۱۳۵۰‌میلادی (۲‌مه‌۱۹۷۱) در بیمارستانی در مسکو درگذشت و پیکرش در همان شهر به خاک سپرده شد.

نکته پایانی

عبدالحسین نوشین در عرصه سیاست، شخصیتی قابل عرضه نداشت. پیوستن او به توده‌ای‌ها عملا جدایی از متن جامعه و فرهنگی را رقم زد که بدان عشق می‌ورزید. بسیاری از افرادی که مانند او در گرداب جریان‌های چپ گرفتار شدند، چنین فرجامی یافتند. با این حال، نوشین را باید هنرمندی بدانیم که تحولی بنیادین در تئاتر ایران ایجاد کرد. او در مشهد نهالی کاشت که در ادوار بعد به درختی تناور تبدیل شد و عملا میان هنر تئاتر و آنچه در جامعه به‌عنوان «مطربی» شناخته می‌شد، مرزی آشکار پدید آورد.

برخی منابع:
«تاریخ تئاتر مشهد (از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی)»، علی نجف‌زاده، انتشارات انصار؛
«ادبیات نمایشی در ایران»، جمشید ملک‌پور؛
«تئاتر ایران در گذر زمان»، مجموعه مقالات، انتشارات روشنگران.