به گزارش دفاعپرس از کردستان، در جنگ شناختی یا جنگ ادراکی (پسانرم) بر خلاف جنگ سخت و نیمه سخت و نرم، حریف نه تنها نباید فکر کند، بلکه باید چنان مسخ شود که دقیقاً مطابق خواست و میل دشمن عمل کند!
بشر تا کنون جنگهای متفاوتی را تجربه کرده است؛ جنگ سخت، جنگ نیمه سخت، جنگ سرد، جنگ نرم، جنگ فرهنگی، جنگ اقتصادی، جنگ آب، و غیره.
اما امروز پس از چهار مرحله جنگ سرد، سخت، نیمه سخت و نرم کشور وارد پنجمین مرحله جنگ سلطه با عنوان جنگ شناختی شده است. ولی جنگ شناختی چیست؟
در اولین قدم یک جمله ساده برای درک راحتتر جنگ شناختی ارائه میدهیم: «جنگ شناختی، شناخت انسانها را مورد هدف قرار میدهد».
به عنوان مثال؛ آیا افرادی را دیدهاید، تا چند ماه قبل به اعتقادات خود به شدت پایبند بودهاند و اکنون اعتقادات خود را خرافات تلقی میکنند.
یا با افرادی مواجه شدهاید، به رهبری جامعه خود عشق میورزیدند ولی حالا با دید بدبینانه از وی سخن میگویند و امثال این نمونه ها.
جای تعجبی وجود ندارد، در یک کلام ساده این افراد مورد اصابت گلوله دشمن در جنگ شناختی قرار گرفتهاند، بدون اینکه وی جراحتی در بدن خود احساس کند.
اصطلاح جنگ شناختی نیازمند برخی فاکتورهاست. تشریح و تفسیر در متن امنیت ملی، به صورت فرآیند اطلاعات غلط برای فرسودگی روانشناختی گیرندههای اطلاعات به طور گسترده تعریف شده است.
اثرات این جنگ از طریق منابع اطلاعاتی مانند رسانههای اجتماعی، شبکه اینترنت به طور استراتژیک گسترش مییابد.
جنگ شناختی، هنگامی که به طور موثر تمرین میشود، دارای ماهیت موذیانهای است و درک و واکنش معمولی ما نسبت به حوادث را مختل میکند.
حال این سوال مطرح است که چگونه دشمنان با استفاده از این نوع جنگ یکدیگر را تحت تاثیر قرار میدهند و به رقبای خود آسیب وارد میکنند؟ و چگونه قدرتها بدون دخالت محسوس خود این جنگ را به راه میاندازند؟
به همین دلیل است که گاهی از این جنگ به عنوان جنگ موریانهای نام میبرند. این نوع جنگ شکل تکامل یافته تر، پیشرفتهتر و اثر گذارتر جنگ نرم است.
از ویژگیهای مهم این جنگ متکی بودن بر زیرساخت رسانههای نوین سایبری است که تفکر آدمی را مورد هدف قرار میدهد.
هدف جنگ شناختی؛ انواع جنگها را کنار هم قرار دهید و آنها را باهم مقایسه کنید. همگی در هدف و مقصود با یکدیگر اتفاق نظر دارند: از بین بردن رقیب حال با هر روشی که بهتر و موثرتر باشد.
اما اهداف اصلی دشمن در جنگ شناختی از بین رفتن اعتماد جامعه نسبت به حاکمیت، نابود کردن نیروهای اجتماعی و سرمایههای کاری کشور رقیب است.
هدف جنگ شناختی در واقع همان هدف جنگ سخت است که در نهایت از پای در آوردن حریف هدف اصلی میباشد.
ولی شیوه تهاجم بسیار متفاوت است. روش عمل در نبرد شناختی مشروعیت زدایی، اعتبارزدایی، اعتمادزدایی، قداست زدایی، ناامیدسازی و ناکارآمدنمایی است، که در نهایت دشمن امیدوار است سبب رویگردانی اجتماعی و از بین رفتن سرمایه اجتماعی و نیروهای مردمی کشور شود.
«جوزف نای» محقق و سیاستمدار برجسته آمریکایی، مبدع عبارت «قدرت نرم» یا Soft Power میباشد که کتب و مقالات متعددی در خصوص بکارگیری قدرت نرم در مناسبات بین المللی و کسب هژمونی جهانی نگارش کرده است.
جوزف نای قدرت نرم یک کشور از سه طریق قابل تامین میداند: اول؛ فرهنگ آن کشور، دوم؛ ارزشهای سیاسی، و سوم؛ سیاست خارجه آن کشور.
البته ما میدانیم که هنوز هیچ قانونی برای جلوگیری از جنگ شناختی در فضای مجازی وجود ندارد.
همچنین قانونی هم برای مقابله با جنگ شناختی و تلقی آن به عنوان اقدام مجرمانه وجود ندارد.
بهترین راه برای مقابله با این نوع جنگ شناختی، ارتقای آگاهی در میان طیف خاکستری و افزایش هوشیاری عمومی است.
مولفههای قدرت در نبرد شناختی؛ این نوع نبرد، در مرحله طرح ریزی و همچنین اجرا، دارای سطوحی سه گانه مشتمل بر سطح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی است. این سطوح نشانگر دامنه، عمق، هدف، اهمیت و تاثیرگذاری جنگ نرم در جامعه هدف است.
شناخت این سطوح به روشن سازی برنامهها و راهبردهای دشمن در این حوزه کمک میکند.
شناخت دقیق این سطوح انطباق راهبردها و راهکارهای مقابلهای با سطوح طرح ریزی دشمن را ممکن میسازد.
بر این اساس، برای مقابله با سطح راهبردی جنگ نرم، باید به اتخاذ راهکارهائی در سطح راهبردی اقدام کرد.
میتوان با درک سطح کنشگری و برنامه ریزی دشمن به اولویت گذاری در اقدامات مقابل مبادرت نمود.
چه بسا، در قبال سطوح پائینتر جنگ نرم، اتخاذ راهکارهائی در آن حدود بدون هزینه نمودن در سطح راهبرد، کافی باشد.
در هر حال کسب توانمندی و قدرت در چهار حوزه زیر در جنگ شناختی میتواند در سطوحی سه گانه؛ راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی موثر واقع شود.
۱. قدرت در رصد شناختی دشمن ۲. قدرت در تحلیل شناختی دشمن ۳. قدرت در طرح زیری شناختی ۴. قدرت در انجام عمیات شناختی.
پیچیدگیهای جنگ شناختی نسبت به جنگ سخت؛ در این قسمت به جنبههای مرموز و دلهره آور جنگ شناختی میپردازیم. با این امید که با خواندن این مطلب پیچیدگیهای این نوع از جنگ وحشتناک را بهتر لمس کنید.
سعی بر این است که با نوشتن یک سری سوال و گزارههای ساده اهمیت موضوع را برای شما ارائه دهیم.
تفاوت جنگ نرم و جنگ شناختی؛ جنگی که شباهت به جنگ نرم دارد، اما دیگر خبری از تلاش دشمن بر تضعیف باورها و افکار افراد یک سرزمین با استفاده از اعتقادات نیست.
بلکه از رسانههای جدیدتر و فضاهای مجازی برای تحت تاثیر قرار دادن افراد جامعه استفاده میکند، بدون اینکه خود را نشان دهد.
مانند حشرهای که ساختار چوب را از داخل از بین میبرد، اما از خارج چیزی مشهود نیست.
شروع جنگ شناختی چگونه است؟؛ این جنگ یک جنگ اعلام نشده است و شروع مشخصی برای آن نمیتوان متصور بود.
معمولاً زمانی متوجه میشویم که دیگر کاری از دست ما ساخته نیست. حمله شناختی روسها برای انتخاب ترامپ را به یاد بیاورید. روسها تفکر مردم آمریکا را چنان مهندسی کردند که نهایتاً در کمال ناباوری ترامپ رئیس جمهور شد.
چه چیز برای دشمن بهتر از نشاندن یک رئیس جمهور بی کفایت بر سرکار است. قطعاً تخریبی بیش از بمب اتم برای کشور به بار میآورد.
سلاحهای جنگ شناختی؛ در جنگ شناختی دشمن از چند سلاح اعتمادزدایی، ناامیدسازی جامعه، ناکارآمد نشان دادن حاکمیت، از بین بردن مشروعیتهای جامعه، و زیر سوال بردن اعتبار نظام و حاکمیت در راس یک کشور استفاده میکند.
تلفات حمله شناختی چگونه است؟؛ دلهره آورترین قسمت این جنگ اعلام نشده، تلفات انسانی آن است.
در جنگ سخت وقتی یک نیروی خودی مورد اصابت دشمن قرار میگیرد یک نفر از نیروهای خودی کم میشود، ولی در جنگ شناختی وقتی یک نیروی خودی مورد اصابت دشمن قرار میگیرد، یک نفر از نیروهای خودی کم میشود و یک نفر به نیروهای دشمن اضافه میشود.
حتی بدتر از این آنکه فرد مورد اصابت قرار گرفته شاید گروهی را از نیروهای خودی به جبهه دشمن بیفزاید.
زخمیهای نبرد شناختی چگونه است؟؛ در جنگ نرم زخمیها متوجه زخمی شدن خود نمیشوند، چون نه خونی میبینند و نه دردی حس میکنند.
زخمیهای جنگ شناختی شادان و خندان و بدون نگرانی از زخمهای کشنده خود به زندگی ادامه میدهند.
شهدا در جنگ شناختی چگونهاند؟؛ در جنگ سخت افراد کشته شده بر طبق عقیده اکثر ادیان، شهید محسوب شده و رهسپار بهشت تلقی میشوند. بالعکس این موضوع در جنگ شناختی کشته شدگان، پیرو شیاطین و بازیچه دست قدرتها هستند.
البته نکته مثبت اینجاست که در صورت اصابت نفر خودی و تاثیر نپذیرفتن او، دیگر نسبت به حملات بعدی مصون خواهد ماند. به عبارتی دیگر فرد تاثیر نپذیرفته روئین تن خواهد شد.
آسیب دیدههای جنگ شناختی؛ اگر حس میکنید که از این جنگ آسیبی به شما نمیرسد کاملاً در اشتباه هستید.
این جنگ نفر به نفر نیست و تمام جامعه یک کشور درگیر آن خواهند شد. شما از آسیبهایی که میبینید هیچ دردی احساس نمیکنید.
به تیم دشمن ملحق میشوید و حتی از ترکشهایی که به شما اصابت میکند ممکن است ابراز رضایت کنید، چرا که افکار شما دیگر دست خودتان نیست.
تصرف زمین در جنگ شناختی چگونه است؟؛ در جنگ شناختی تصرف زمین به معنی جنگ سخت وجود ندارد. ولی عرصه کارزار در این جنگ تفکر مردم است.
در نبرد شناختی جبههای موفق است که اذهان بیشتری را تصرف کند. باور پذیر بودن یکی از مولفههای مهم این کارزار است.
به عنوان مثال در قبل از دوران انقلاب اسلامی ایران اگر ناوگان نیروی دریایی آمریکا به قصد حمله، به سمت کشوری حرکت میکرد، آن کشور قبل از رسیدن ناوگان آمریکا دچار فروپاشی میشد.
ولی امروز آمریکاییها در کشورمان این باورپذیری را از دست دادهاند، با حرکت ناوگان آمریکا همچنان زندگی عادی مردم جاری است.
این موضوع یکی از جنبههای شکست در باورپذیری برای آمریکا و موفقیت برای ایران است. پس اگر در جنگ شناختی باورهای عموم مردم تصور نشود، پس زمینها تصرف نخواهد شد.
ایثار و حماسه سازی جنگ اداراکی شناختی چگونه است؟؛ یکی از مولفههایی که هر کشوری در جنگ سخت از آن بهره میبرد حماسه سازی میباشد.
معرفی افراد فداکار و ایثارگر موجب تشویق مردم به ایثار و فداکاری برای کشور در جنگ سخت میشود. ولی در جنگ نرم ایثارگران و قهرمانان چه کسانی هستند.
جلوگیری از جنگ شناختی؛ شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که کسی و یا قدرتی جلوی جنگ شناختی را بگیرید. بر خلاف دیگر انواع جنگها هنوز برای دو نوع جنگ یعنی جنگ نرم و جنگ شناختی که زائیده پیشرفتهتری از جنگ نرم است، قانون منعی وضع نشده است.
کسی به کمک یک جامعه درگیر جنگ شناختی نمیآید. مگر اینکه خود جامعه با استفاده از چند سلاح پیشگیرانه و مقابلهای یعنی: ارتقای هوش اجتماعی و آگاه کردن جامعهای که مورد اصابت گلولههای جنگ شناختی قرار گرفتهاند، از این میدان پیروز خارج شوند.
یک مثال مهم از جنگ اداراکی یا شناختی؛ هدف جنگ شناختی، ایجاد تحول در نحوه نگرش شما به محیط پیرامون و زمینهسازی برای انجام کاری خاص از جانب شماست.
یکی از مثالهای جدید این نوع جنگ را میتوان در اثرگذاری روسیه بر انتخابات امریکا در سال ۲۰۱۶ جستوجو کرد.
روسیه با انتشار اخبار جعلی در فضای سایبری و با بهرهگیری از تکنیکهای روانی، سعی کرد مردم آمریکا را به سمت رای دادن به کاندیدای مطلوب خود هدایت کند. گفته میشود روسیه با تکیه برجنگ شناختی موجب انتخاب ترامپ شده است.
برخی دیگر عقیده دارند که روسیه به طور مشخص قصد نداشته از کاندیدای خاصی حمایت کند. این گروه هدف اصلی روسیه را آشکار ساختن ناتوانی آمریکا در حراست از آرا اعلام میکنند.
در جنگ شناختی، جنگ روانی به شکل چندلایه اجرا میشود. مثلاً ممکن است تبلیغات برای جلب رای مردم به گونهای انجام شود که بخشی از جامعه هدف از بین برود.
فرض کنید یکی از نامزدها خود را طوری مدافع حقوق جوانان معرفی کند که موجب دلسرد شدن میانسالان و سالخوردگان گردد.
خوب است به این نکته نیز اشاره کنیم که جنگ شناختی به روشهای متعدد دیگری هم انجام میشود.
آنچه اهمیت دارد این است که بعضی از این روشها، افراد فعال حاضر در ستادهای انتخاباتی را هدف میگیرد، در حالی که در برخی دیگر از این روشها، طیف خاکستری هدف گرفته میشوند.
چند نفر آلوده جنگ شناختی میشوند؟؛ این جنگ صورتی شبیه به بیماریهای لاعلاج و یا اعتیاد دارد. شما درگیر آن شده و از بین میروید. ممکن است از بین نروید و دیگری را نیز تشویق به ملحق شدن به گروه دشمن کنید، اما بدون اینکه متوجه شوید؛ بنابراین در جنگ سخت نهایتاً از بین میرویم درحالی که برای حفظ حریم کشور و ارزهای خود تلاش میکنیم.
اما از بین رفتن در جنگ شناختی به منزله این است که فرد ابتدا گرایشش به سوی دشمن کشیده شده است. به این ترتیب با سوق دادن دیگران به سوی دشمن نیز نامحسوس قدرت دشمن را افزایش داده و نیرویهای خودی را تضعیف کرده است.
نشانههای هدف در جنگ شناختی؛ نخبگان، جامعه، اعتقادات و نگرشهای مثبت نسبت به کشور، همگی نشانههای اصلی برای اصابت گلولههای دشمن هستند.
در واقع ادراک را از افراد میگیرند و آنها را دست آویز خود برای رسیدن به هدف میکنند، بدون اینکه خود وارد میدان شوند؛ بنابراین جامعه از جنگ و تبعات آن در رنج است، اما همچنان با توجه به اینکه در حال مدیریت شدن از سوی دشمن است خود را از درون از بین میبرد.
دیگر ابعاد جنگ ادراکی یا شناختی؛ در جنگ شناختی اعتقادات، نگرشها و رفتار نخبگان و عامه جامعه هدف قرار میگیرد.
به عبارت دقیقتر، در جنگ شناختی مدیریت ادراک صورت میگیرد که ترکیبی از طرحریزی، عملیات امنیتی، پوشش و فریب و عملیات روانی است و به تغییر و دستکاری شناخت جامعه نسبت به نظام سیاسی منجر میشود.
از بین بردن سرمایههای اجتماعی و معنوی نظام که سالها با نظام همراه و همدل بودهاند، یکی از ویژگیهای این جنگ است؛ برای این منظور دشمن با مستندسازیهای پیچیده و حیلههای رسانهای زیرساختهای فکری و مذهبی نظام را زیر سؤال برده و اعتقادات گذشته مخاطبان را با تردید روبهرو میکند.
پیروزی در جنگ شناختی سبب میشود دشمن در کوتاهمدت توانایی اثرگذاری بر رفتارهای جامعه را به دست آورد و رفتارهای آنان را در امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی دیپلماتیک به سمت مورد نظر خود سوق دهد.
تغییر باورهای نظام اسلامی یکی از کارویژههای اصلی جنگ ادراکی است، که در آن باور به اسلام، باور به کارآمدی نظام اسلامی، و باور به امکان تداوم نظام اسلامی هدف قرار میگیرد و حتی با روشهای پیچیده درصدد بر میآید دوستان انقلاب را نسبت به آینده ناامید و مأیوس کند!
حمله به منبع ادراک به کمک اسلحه اطلاعات، اساس جنگ شناختی را تشکیل میدهد و راهکار مقابله با آن نیز دفاع از منبع ادراک با کمک اسلحه اطلاعات است.
در چنین وضعیتی، سانسور و سکوت نمیتواند به حل مسائل و مشکلات کمک کند؛ بلکه اصل متقاعدسازی و اقناع مخاطبان را باید در دستور کار قرار دهیم.
جنگ شناختی گونهای از جنگهای مدرن است که در آن مخاطب مسخ شده و به نحوی عمل میکند که خواست دشمن است!
افرادی که با شناسنامه ایرانی، دقیقاً طبق خواسته و مطابق میل دشمنان ایران و اسلام فکر و عمل میکنند و در واقع قربانیان جنگ شناختی یا جنگ ادراکی هستند که گونهای از جنگهای پسا نرم است.
در گونههای جنگ، چند مدار اصلی وجود دارد: در جنگ سخت بایستی حریف نابود و حذف شود. در جنگ نیمه سخت حریف باید ضعیف شود. در جنگ نرم باید حریف نادان باشد و اشتباه فکر کند. در جنگ پسا نرم یا جنگ شناختی اصلاً حریف نباید فکر کند و باید مسخ شده و کنترلش در دست دشمن باشد!
آمریکا تقریباً چهار برابر ایران جمعیت دارد و ۹۰٪ ماهوارههای دنیا در اختیار آمریکا است.
مردم آمریکا به دولتشان مالیات میپردازند، اما برای استفاده از ماهواره باید پول پرداخت کنند!
دولت آمریکا فقط هشت کانال مجانی برای مردم خود دارد که بیشتر محتوای آن، دولتی و خبری است و برنامههای تفریحی کمتری دارد. باقی کانالها در این کشور باید خریداری شود.
در تمام دنیا ماهواره با کسب هزینه در اختیار مشتری قرار میگیرد. در اکثر کشورهای دنیا باید شبکههای ماهوارهای توسط مخاطب خریداری شود.
اما، ما در ایران بسیار خوشبختیم که علاوه بر کانالهای غیر فارسی، بیش از ۱۶۲ کانال فارسی شناخته شده و رایگان داریم!
چقدر دوستمان دارند! اکثر این کانالها از جمله فارسی وانها در مالکیت مورداک یهودی صهیونیست قرار دارد.
فارسی وان وقت نماز اذان پخش میکند و حتی مناسبتهای مذهبی اسلامی، خصوصاً شیعی را یادآوری میکند!
آنها لابد فقط برای سرگرمی ما به روزترین فیلمها و سریالها را میخرند، به فارسی دوبله میکنند و رایگان برای ما ایرانیها پخش میکنند!
و جالب اینکه این شبکههای ماهوارهای فقط و فقط برای ما ایرانیها رایگان است! و حتی کشورهای عرب زبان همسایه، برای استفاده از کانالهای ماهوارهای باید پول بپردازند!
موضوع خیلی از سریالها به روابط خانوادگی و عادی سازی روابط نامشروع بین زن و مرد و فرزندان خانواده با سایرین است.
موضوع پرتکرار در این سریالها و فیلمها هم خیانت به همسر و تشویق به طلاق و پذیرفتن بچه نامشروع به عنوان یک هدیه الهی و… است!
این در حالی است که بارها مردم انگلیس بابت مالیاتی که روی قبضهای برق شان بابت برنامههای BBC فارسی میآید اعتراض کردهاند و جواب گرفتهاند که این یک مسأله دیپلماتیک و پذیرفته شده است!
اما در ایران یک ایرانی با مختصری هزینه برای خرید امکانات اولیه ماهواره، میتواند از انواع و اقسام شبکههای گفته شده، به صورت کاملاً رایگان و نامحدود استفاده کند!
مورداک در یکی از برنامههای تلویزیونی خود در آمریکا عنوان کرد که ما ایرانیها را قورباغه پز میکنیم!
اما این اصطلاح قورباغه پز کردن به چه معناست؟ فرانسویها قورباغه را در آب ولرم و با شعله بسیار آرام میپزند! به این ترتیب قورباغه نمیفهمد که در حال مرگ است و قبل از آنکه به خود بیاید، پخته شده است!
در صورتی که اگر همین قورباغه با حرارت زیاد پخته شود، یک آنزیم از خود ترشح میکند که بسیار تلخ مزه و مضر است! به این شگرد کثیف که حیوان زنده زنده پخته میشود، قورباغه پز کردن میگویند!
آیا بعضی از مردم ما باید قورباغهای پخته شوند؟ و ناخواسته به سربازان دشمن در جنگ شناختی تبدیل شوند و با شناسنامه ایرانی و دین اسلام، علیه ایران و اسلام عمل کنند؟
به راستی تا به حال تحت تأثیر فضای مجازی و ماهواره ها، چند نفر از مردم ما قورباغه پز شدهاند؟
و سوال مهمتر اینکه برای مقابله با این جنگ چه باید کرد؟ برای افرادی که در جنگ شناختی مورد هدف قرار گرفتهاند، چه درمانی وجود دارد؟
نفوذ نرم در آندلس اسلامی و تبدیل آن به مرکز فساد و فحشا؛ ماجرای دیگری که اتخاذ تاکتیک نرم توسط دشمنان اسلام و مسلمین را نشان میدهد، ماجرای تکان دهنده و عبرت آموز آندلس است.
آندلس یک کشور بود با صدها سال سابقه دولت اسلامی! بزرگترین قدرت نظامی و علمی زمان خودش در اروپا بود و بارها جنگهایی بین این کشور و مسیحیها و یهودیها در گرفته بود که به خاطر غیرت جوانان آندلسی، با شکست دشمنان همراه شده بود.
اما دشمن برای شکست مسلمانان آندلس دست به یک سیاست کثیف زدند. مسیحیان با ایجاد یک دولت کوچک در شمال آندلس چند کار کردند: نخست باغهای بزرگ انگور ایجاد کردند، فقط برای ساخت مشروب و توزیع مجانی آن بین مسلمانان!
از سوی دیگر تبلیغ میکردند مشروب فروشی باید باشد، و هر کس آزاد است بخورد یا نخورد. مسیحیها میگفتند اتفاقاً اگر مشروب فروشی باشد و مسلمانی از آن خرید نکند هنر کرده است، نه اینکه نباشد و نخرد!
از طرف دیگر هم دختران مسیحی با آرایش و لباس محرک در میان مسلمانها و به ویژه جوانان ظاهر میشدند.
دشمنان رستورانهایی درست کردند که خدمه آن دختران بی حجاب مسیحی بودند و در آن رستوران ها، انواع غداهای حرام از جمله گوشت خوک و مشروب نیز با قیمت ارزان به فروش میرفت!
چندین سال بعد وقتی مردم مسلمان اندلس درگیر عیاشی و انواع فساد شده بودند و دیگر غیرتی در بین آنها وجود نداشت، دشمن با یک حمله، قتل عامی در اندلس به راه انداخت که مورخین نوشتهاند تپههای بزرگی از دست و پا و سرهای مسلمانان به طور جداگانه در شهرها ایجاد شد!
و به گفته خودشان هنگام عبور از کوچهها خون تا زیر لگام اسبها میرسید! در حال حاضر آن آندلس اسلامی شده است اسپانیای مسیحی، که کمترین تعداد مسلمان را در بین کشورهای اروپایی دارد!
جالب است ۹۰ درصد نصابان ماهواره در خانه خود ماهواره ندارند! در یک تحقیق میدانی در ساری از ۲۰ نصب کننده حرفهای آنتن ماهواره ۱۸ نفرشان ماهواره نداشتند!
وقتی سوال شد چرا؟ گفتند: ما که برای نصب ماهواره برای بار اول به خیلی از خانهها میرفتیم ظاهر خوبی از خانواده میدیدیم؛ اما پس از چند ماه که با ما برای تعمیر یا تنظیم آنتن تماس گرفته میشد، میدیدیم وضعیت خانواده کاملاً با چند ماه قبل از نظر رفتار و اخلاق و حجاب و عفاف عوض شده است!
از یکی از اینها در جاده ساری قائم شهر مقدار ۲۹۰ آنتن کشف شد در حالی که خودش استفاده نمیکرد، فقط به دلیل حفاظت از خانواده خودش! اما حاضر بود آنها را بفروشد و خانوادههای دیگر را به تباهی بکشاند.
منبع: پایگاه خبری «میگنا» و مجله خبری «روزلاگ»
انتهای پیام/
∎