شناسهٔ خبر: 76629832 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

یاوه‌گویی ضدایرانی ترامپ؛ بازتولید گفتمان مداخله‌گرانه آمریکا

تهران- ایرنا- اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره آمادگی ایالات متحده برای «کمک به مردم ایران» در صورت سرکوب اعتراضات، در ظاهر زبانی انسان‌دوستانه دارد، اما در واقع بازتولید یکی از قدیمی‌ترین و پرتناقض‌ترین الگوهای سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران است؛ الگویی که مداخله، فشار و حتی جنگ را در پوشش مفاهیمی چون حقوق بشر، آزادی و حمایت از مردم مشروعیت‌بخشی می‌کند.

صاحب‌خبر -

در این گفتمان، جهان به دو قطب ساده‌سازی می‌شود: «مردمِ مظلوم» در برابر «حکومتِ سرکوبگر»، و آمریکا در نقش منجی اخلاقی. این دوگانه‌سازی، عاملیت تاریخی جامعه ایران را نادیده می‌گیرد و مسیر «مداخله به نام نجات» را هموار می‌سازد؛ مسیری که تاریخ روابط ایران و آمریکا بارها پیامدهای آن را نشان داده است.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقطه آغاز این پیوستار مداخله‌گرانه بود؛ جایی که آمریکا با سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق، نه‌تنها روند دموکراتیک را قطع کرد، بلکه الگویی را بنا نهاد که تا امروز تداوم یافته است. در جنگ هشت‌ساله، همین منطق در قالب حمایت همه‌جانبه از رژیم بعث عراق بازتولید شد؛ حمایتی که با چشم‌پوشی از به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان ایرانی همراه بود. ادعای دفاع از حقوق بشر، در این بزنگاه‌ها، به‌روشنی ابزاری و گزینشی بود.

در دهه‌های بعد، فشار نظامی جای خود را به جنگ اقتصادی داد. تحریم‌های گسترده و چندلایه—به‌ویژه در دوران ترامپ—معیشت، سلامت و زندگی روزمره مردم ایران را هدف گرفت، اما در گفتار رسمی واشنگتن با عنوان «حمایت از مردم ایران» بازنمایی شد. این تناقض زمانی آشکارتر شد که دولت ترامپ با خروج یک‌جانبه از برجام، تعهدات بین‌المللی را نقض کرد و مسیر تنش را تشدید نمود.

اوج این روند در تشدید تقابل‌های نظامی و جنگ دوازده‌روزه نمایان شد؛ جایی که ایالات متحده نه‌تنها نقش ناظر نداشت، بلکه با حمایت اطلاعاتی، لجستیکی و سیاسی از رژیم صهیونیستی، عملاً در حملات علیه ایران مشارکت کرد. بمباران تأسیسات و پایگاه‌های هسته‌ای ایران—فارغ از میزان خسارت—پیامی روشن داشت: عبور از خطوط قرمز حقوق بین‌الملل در منطق «مهار ایران» مجاز شمرده می‌شود. هم‌زمانی این کنش خشونت‌بار با ادعای حمایت از مردم ایران، شکافی عمیق میان گفتار و کردار آمریکا ایجاد می‌کند و ماهیت ابزاری گفتمان انسان‌دوستانه را عیان می‌سازد.

این همه در شرایطی رخ می‌دهد که اعتراضات داخلی به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی و درون‌زا جریان دارد. تلاش برای پیوند زدن اعتراضات به مجوز مداخله خارجی، همان پروژه‌ای است که ترامپ و جریان‌های مداخله‌گر دنبال می‌کنند. بنابراین، مواجهه مؤثر ایران با این تهدیدها، مستلزم راهبردی است که هم واقعیت مطالبات داخلی را به رسمیت بشناسد و هم مسیر سوءاستفاده خارجی را ببندد.

راه‌های مواجهه ایران با تهدیدها در بستر اعتراضات

کوتاه‌مدت (مهار هم‌زمان فشار خارجی و تنش داخلی):

نخست، تفکیک صریح «اعتراض داخلی» از «مداخله خارجی» در گفتار رسمی ضروری است. هم‌ارزسازی این دو، ناخواسته روایت مداخله‌گرانه را تقویت می‌کند. دوم، کاهش فوری تنش در فضای عمومی از طریق پرهیز از زبان برچسب‌زن و دوگانه‌ساز، و سوم، مدیریت شفاف و مسئولانه اطلاع‌رسانی برای جلوگیری از شایعه و رادیکالیزه‌شدن فضا، می‌تواند امکان بهره‌برداری خارجی را کاهش دهد.

میان‌مدت (کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری اجتماعی):

گشودن کانال‌های واقعی گفت‌وگو با بدنه معترض، اصلاحات ملموس اقتصادی و معیشتی، و بازتعریف امنیت از «کنترل» به «اعتماد»، ظرفیت نفوذ خارجی را به‌طور معناداری تضعیف می‌کند. هم‌زمان، دیپلماسی فعال منطقه‌ای و بین‌المللی باید روایت «اعتراض = مجوز مداخله» را به چالش بکشد و نشان دهد جامعه ایران توان اصلاح درون‌زا دارد.

بلندمدت (بستن مسیر مداخله از ریشه):

نهادینه‌سازی حق اعتراض و سازوکارهای قانونی آن، ترمیم پایدار رابطه دولت–جامعه، و تولید یک گفتمان ملی فراگیر که استقلال و امنیت را با عدالت و کرامت شهروندی پیوند بزند، سپر اصلی در برابر فشار خارجی است. تجربه نشان می‌دهد کشورهایی که اعتراض را «سیگنال اصلاح» می‌فهمند، کمتر در معرض مداخله قرار می‌گیرند.

جمع‌بندی

سخنان ترامپ را باید ادامه منطقی سنتی دانست که از کودتای ۲۸ مرداد آغاز شد، در جنگ تحمیلی و تحریم‌های فلج‌کننده تداوم یافت و امروز در قالب تهدید، همراهی با حملات نظامی و حتی بمباران تأسیسات هسته‌ای بازتولید می‌شود. پاسخ مؤثر به این وضعیت، نه واکنش‌های احساسی و نه امنیتی‌سازیِ صرفِ اعتراضات است؛ بلکه پیوند عقلانیت داخلی با کنش فعال بین‌المللی است. هرچه ایران در داخل منسجم‌تر، پاسخ‌گوتر و عادلانه‌تر عمل کند، گفتمان مداخله‌گرانه—هرقدر پر سر و صدا—کم‌اثرتر خواهد شد و اعتراض، به‌جای بهانه‌ای برای فشار خارجی، به فرصتی برای اصلاح و تقویت قدرت ملی بدل می‌شود.