گروه استانهای دفاعپرس- مینا صدیقیان؛ سیزدهم دیماه، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نقطهای است که تاریخ معاصر، معنای تازهای از «مقاومت» را به خود دید. روزی که مردی از تبار ایمان و غیرت، با خون خود مرزهای جغرافیا را درنوردید و به نماد جهانی ایستادگی در برابر ظلم بدل شد، در تاریخ ماندگار و جاودان شد.

سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، در سحرگاه ۱۳ دیماه ۱۳۹۸، نهتنها به شهادت رسید، بلکه مکتبی را امضا کرد که امروز به نام «مقاومت» در جهان شناخته میشود. شهادت حاج قاسم، پایان عمر یک فرمانده نبود، بلکه آغاز راهی بود که از دل تاریخ اسلام و عاشورا و مجاهدتهای خاموش و صبورانه مردانی برخاسته که برای «حق» زیستند و برای «حق» جان دادند.
روز جهانی مقاومت، یادآور این حقیقت است که مقاومت یک واکنش مقطعی نیست، بلکه یک فرهنگ، تفکر و انتخاب آگاهانه برای زیستن با عزت است. حاج قاسم سلیمانی، فرزند مکتب امام خمینی(ره) و تربیتیافته مکتب ولایت، مردی بود که سیاست را با اخلاق، قدرت را با انسانیت و میدان را با عقلانیت درآمیخت. او فرماندهای بود که پیش از آنکه نقشههای نظامی ترسیم کند، دلها را فتح میکرد.
از همین روست که نامش نه فقط در حافظه نظامی منطقه، بلکه در قلب ملتها حک شده است. او نشان داد که قدرت واقعی، در اشغال سرزمینها نیست، بلکه در آزادسازی انسانها از ترس، تحقیر و سلطه نهفته است. در جهانی که تروریسم دولتی با نقاب دموکراسی و حقوق بشر، ملتها را به خاک و خون میکشید، حاج قاسم سلیمانی ایستاد؛ بیهیاهو، بیادعا و بیچشمداشت.
او ایستاد تا امنیت را نه فقط برای ایران، بلکه برای منطقهای زخمخورده از افراطگرایی و خشونت به ارمغان بیاورد. مقابله او با جریانهای تکفیری، تنها یک نبرد نظامی نبود؛ دفاع از انسانیت بود در برابر پروژهای که میخواست هویت، تاریخ و آینده ملتها را نابود کند. حاج قاسم، فرماندهای از جنس مردم بود که فاصلهای میان خود و رزمندگان نمیشناخت.
حاج قاسم در میدان، پیش از آنکه دستور بدهد، خود قدم برمیداشت. همین روحیه بود که از او «سردار دلها» ساخت؛ لقبی که نه با تبلیغ بلکه با صداقت، اخلاص و فداکاری به دست آمد. او نه در قابهای تشریفاتی، بلکه در دلهای شکسته، در نگاههای امیدوار و در دعاهای مادران داغدیده جا داشت. سیزدهم دی، روزی است که جهان فهمید ترور، پایان یک تفکر نیست.
دشمن گمان میکرد با حذف فیزیکی حاج قاسم، محور مقاومت تضعیف میشود، اما خون او، شتابدهنده بیداری شد. شهادت سردار سلیمانی، معادلات را تغییر داد، چهره واقعی استکبار را آشکارتر کرد و جبهه مقاومت را از یک جغرافیای محدود، به یک گفتمان جهانی تبدیل ساخت. از آن روز، «مقاومت» تنها یک واژه سیاسی نیست، بلکه یک هویت است.
روز جهانی مقاومت، فرصتی است برای بازخوانی این هویت؛ مقاومتی که در فلسطین، لبنان، یمن، عراق، سوریه و هر نقطهای که انسان در برابر ظلم ایستاده، جاری است. مقاومتی که ریشه در ایمان دارد و ثمرهاش عزت است. حاج قاسم، این مقاومت را از شعار به عمل رساند و از تئوری به میدان و از مرزها به دلها.
او به ما آموخت که میتوان مقتدر بود و در عین حال متواضع، میتوان استراتژیست بود و در عین حال عارف، میتوان فرمانده بود و در عین حال خادم. این جمع اضداد، راز ماندگاری اوست. سردار سلیمانی، نهتنها یک چهره نظامی، بلکه یک الگوی تمدنی بود؛ الگویی که نشان داد امنیت، بدون عدالت پایدار نمیماند و قدرت، بدون اخلاق فرو میریزد.
امروز، در سالروز شهادت او، پرسش اصلی این نیست که حاج قاسم که بود؛ پرسش این است که ما با راه او چه کردهایم؟ مقاومت، تنها در میدان جنگ معنا ندارد، بلکه در میدان اقتصاد، فرهنگ، رسانه و سبک زندگی نیز باید مقاوم بود. حاج قاسم سلیمانی، نماد «مسئولیتپذیری تاریخی» است؛ اینکه هر نسل، سهم خود را در دفاع از حقیقت ادا کند.
سیزدهم دیماه، روز عهد بستن دوباره است؛ عهد با خون شهدا، آرمانهای انقلاب اسلامی و آیندهای که باید ساخته شود؛ آیندهای که در آن، ملتها نه زیر سایه ترس، بلکه در پرتو عزت زندگی کنند. روز جهانی مقاومت، یادآور این حقیقت است که اگرچه راه مقاومت سخت، اما پایان آن روشن است.
حاج قاسم سلیمانی نشان داد که «مقاومت» نه یک انتخاب مقطعی که سبک زندگی است؛ سبک زندگیای که همه ابعاد انسانی، اجتماعی و فرهنگی یک ملت را شامل میشود. مقاومت یعنی اینکه در برابر فشار اقتصادی و تهدیدهای خارجی ایستادگی کنیم، در برابر جنگ رسانهای و تحریف تاریخی هوشیار بمانیم و در عرصه فرهنگ و تربیت، نسل آینده را برای ایستادگی و دفاع از ارزشها آماده کنیم.
مقاومت یعنی اینکه هر ملت، هر رهبر و هر انسان آزادهای وظیفه دارد هویت، استقلال و عزت خود را پاس بدارد. در این مسیر، حاج قاسم نه فقط یک فرمانده نظامی، بلکه معلمی بود که درس مقاومت را با عمل به همه آموخت. او نشان داد که امنیت امروز ما، حاصل دیپلماسی هوشمندانه، فرماندهی شجاعانه و فداکاری بیوقفه است.
از عراق تا سوریه، از لبنان تا یمن، هر نقطهای که او گام برداشت، نه فقط دشمن شکست خورد، بلکه امید در دل مردم زنده شد. او ثابت کرد که مقاومت فقط توقف ناپذیری در برابر دشمن نیست بلکه توان ساختن آیندهای امن، آباد و عادلانه است. سردار سلیمانی رفت تا راه بماند، رفت تا «ما» بمانیم؛ ما که امروز مسئولیم روایت درست مقاومت را به نسلهای بعد منتقل کنیم.
ما مسئولیم نگذاریم حقیقت در غبار تحریف گم شود. مسئولیم که بدانیم امنیت امروز، حاصل خونهایی است که بیصدا بر زمین ریخته شد. باید توجه داشت که مکتب مقاومت حاج قاسم، فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، الهامبخش ملتهای منطقه و جهان است. او به جهان نشان داد که ایستادگی در برابر سلطه و زور، یک حق انسانی است و هر ملتی حق دارد برای آزادی، استقلال و عزت خود بجنگد.
از این رو، روز جهانی مقاومت نه فقط روزی برای یاد سردار سلیمانی، بلکه روزی برای یادآوری عزت و کرامت ملتهاست. ۱۳ دی، روز جهانی مقاومت، یادآور این حقیقت است که اگر ما امروز مقاومت را پاس بداریم، نسلهای آینده نیز خواهند توانست با امید، عزت و آزادی زندگی کنند. خون شهدا چراغ راه ما و راه حاج قاسم، مسیر ایستادگی و پایمردی است.
هرکسی که بخواهد مقاومت را در سطح فردی، اجتماعی یا ملی بیاموزد، باید نگاه به این مکتب داشته باشد؛ مکتبی که در آن اخلاق، ایمان و شجاعت به هم گره خورده است. ۱۳ دی را نهفقط بهعنوان روز شهادت یک سردار، بلکه بهعنوان روز تولد یک مکتب گرامی میداریم. مکتبی که میگوید میتوان ایستاد، میتوان مقاوم بود و میتوان تاریخ را تغییر داد.
حاج قاسم سلیمانی، زنده است؛ تا زمانی که مقاومت زنده است و تا زمانی که ظلم هست و انسانهایی هستند که در برابر آن میایستند. ۱۳ دی روز ایمان به آیندهای است که با خون ساخته شد، اما با آگاهی ادامه خواهد یافت. این روز فرصتی است برای بازخوانی معنای واقعی ایستادگی، پایمردی و عزت و یادآوری به نسلها که مقاومت، سبک زندگی و هویت یک ملت است.
خون شهیدان، چراغ راه و مکتب سردار سلیمانی، چراغ هدایت ماست؛ تا زمانی که انسانیت و آزادی ارزش دارند، مسیر مقاومت ادامه خواهد داشت. هر قدمی که در مسیر عدالت برداشته میشود، پژواک فداکاریهای سردار و هر نوری که در دلهای ملتها روشن میشود، یادآور ایستادگی اوست. نسلهای آینده با شناخت این مکتب، خواهند آموخت که عزت و استقلال، بدون ایستادگی و پایمردی به دست نمیآید.
انتهای پیام/
∎