شناسهٔ خبر: 76618813 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

تابناک بررسی می کند؛

پشت‌پرده تهدید ترامپ: نتانیاهو دستور داد، کاخ سفید اجرا کرد!

در همزمانی قابل تامل، همزمان با اعتراضات اقتصادی اخیر در برخی نقاط کشور، ناشی از فشار‌های تحمیلی دشمنان خارجی و مشکلات داخلی،  تهدیدات تازه و بی سابقه ای از سوی ترامپ صادر شده است که  بار دیگر ماهیت خصمانه سیاست‌های کاخ سفید علیه نظام و انقلاب را آشکار ساخته است.

صاحب‌خبر -

پشت‌پرده تهدید ترامپ: نتانیاهو دستور داد، کاخ سفید اجرا کرد!

به گزارش تابناک، ترامپ که در دور اول ریاست‌جمهوری خود (۲۰۱۷-۲۰۲۱) با خروج یک‌جانبه از توافق هسته‌ای برجام در سال ۲۰۱۸، اعمال سیاست فشار حداکثری و تحریم‌های ظالمانه علیه ملت ایران، و حتی ترور ناجوانمردانه شهید سپهبد قاسم سلیمانی، سابقه‌ای سیاه در دشمنی با ایران دارد، اکنون در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش  بار دیگر شمشیر تهدید را از رو بسته است.

 سابقه این تهدیدات به روز‌های اخیر بازمی‌گردد؛ جایی که ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) در تاریخ ۲ ژانویه ۲۰۲۶، اعلام کرد که ایالات متحده "قفل و پر" (locked and loaded) است و مدعی شد در صورت کشته شدن معترضان توسط نیرو‌های ایرانی، مداخله خواهد کرد.

این اظهارات تاثیر  استراتژیک دارد و می‌تواند تصمیم‌گیری در تهران را پیچیده‌تر کند و  این هدف را دارد که فضای مانور جمهوری اسلامی را محدود سازد

این اظهارات، که بلافاصله با واکنش تند مقامات ارشد کشورمان همراه شد، از جمله نامه ایران به دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای امنیت برای محکومیت "تهدیدات بی‌پروای" ترامپ، نشان‌دهنده تلاش آمریکا برای دخالت در امور داخلی ایران است.

 رئیس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی هم بلافاصله پاسخ های درخوری به ترامپ دادند که نشان داد تصمیم گیران در تهران کاملا بر شرایط مسلط هستند و یک سخن واحد در برابر تهدید دشمن دارند.

   این تهدید نباید صرفاً از زاویه وضعیت داخلی و اعتراضات اقتصادی فعلی بررسی شود، بلکه ریشه در استراتژی‌های بلندمدت آمریکا و هم‌پیمانانش دارد.

 ران زیمت، کارشناس صهیونیست با بیش از ۲۰ سال سابقه در بخش اطلاعات ارتش رژیم اشغالگر قدس و نویسنده کتاب «ایران از درون»، که تحلیل‌هایش اغلب در محافل امنیتی غرب و رژیم صهیونیستی مورد استناد قرار می‌گیرد، معتقد است: تهدید ترامپ مستقیماً منجر به خروج گسترده مردم به خیابان‌ها یا تغییر رژیم نخواهد شد، زیرا مهار معترضان توسط نیروهای امنینی کار سختی نخواهد بود و شهروندان عادی نیز حاضر نیستند جان خود را صرفاً به امید دخالت خارجی به خطر بیندازند.

 با این حال، این اظهارات تاثیر  استراتژیک دارد و می‌تواند تصمیم‌گیری در تهران را پیچیده‌تر کند، فشار روانی بر  سامانه تصمیم گیری کشور را افزایش دهد و در عمل تصور هماهنگی کامل میان آمریکا و رژیم صهیونیستی را تقویت کند (به ویژه پس از دیدار اخیر ترامپ و نتانیاهو ) این هدف را دارد که فضای مانور جمهوری اسلامی را محدود سازد.

 زیمت هشدار می‌دهد  این وضعیت می‌تواند ریسک محاسبات اشتباه را افزایش دهد، اما در عین حال به دشمنان یادآوری می‌کند که گزینه‌های خوبی در اختیار ندارند. این تحلیل، هرچند از سوی یکی از ناظران وابسته به رژیم صهیونیستی ارائه شده، در محافل امنیتی غرب تأثیرگذار است و بخشی از جنگ روانی علیه ایران به شمار می‌رود. حال سؤال اینجاست: ترامپ که در طول سال‌های گذشته نسبت به مسائل داخلی ایران بی‌تفاوت بود و هیچ‌گاه به طور جدی از ایده "تغییر رژیم" سخن نمی‌گفت، چرا ناگهان چنین موضعی گرفته است؟

 بررسی اخبار و اظهارات ترامپ از زمان اعلام نامزدی مجددش در نوامبر ۲۰۲۲ تا امروز نشان می‌دهد که وی عمدتاً بر مسائل هسته‌ای و امنیت تنگه هرمز تمرکز داشت و سیاست داخلی جمهوری اسلامی را به ندرت ملامت می‌کرد. حتی در سند امنیت ملی آمریکا ، دغدغه‌های مربوط به ایران صرفاً به تضمین امنیت تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای محدود شده و خاورمیانه تا حد زیادی به رقابت‌های منطقه‌ای میان قدرت‌ها (رژیم صهیونیستی در یک سو و کشور‌های عربی خلیج فارس و ترکیه در سوی دیگر) واگذار شده است. برداشت کارشناسان این است که سیاست ترامپ در قبال ایران کاملاً بر اساس میل بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، پیش می‌رود.

ترامپ الگویی دارد که یک متحد مطمئن انتخاب می‌کند و سیاستش را با آن هماهنگ می‌سازد. برخلاف ادعا‌های رسانه‌های چپ‌گرای رژیم صهیونیستی و آمریکا که همواره به دنبال برجسته کردن اختلافات پنهان میان ترامپ و نتانیاهو بودند، هیچ اختلاف‌نظری واقعی وجود ندارد و حتی تظاهر به اختلاف، بخشی از بازی فریب برای گمراه کردن افکار عمومی بوده است. رسانه‌های چپ ناخواسته مهره این بازی شدند.

ترامپ الگویی دارد که یک متحد مطمئن انتخاب می‌کند و سیاستش را با آن هماهنگ می‌سازد.  تظاهر به اختلاف، بخشی از بازی فریب برای گمراه کردن افکار عمومی بوده است. رسانه‌های چپ ناخواسته مهره این بازی شدند.

اکنون نیز هیچ تغییری رخ نداده و ترامپ سیاستش در قبال جمهوری اسلامی ایران را با رژیم صهیونیستی هماهنگ می‌کند.

 اما به شیوه خود: ترامپ ایده کلی صهیونیست‌ها را می‌پذیرد، دست رژیم اشغالگر را باز می‌گذارد و مداخله آمریکا را به حداقل می‌رساند. این الگو در جنگ ۱۲روزه غزه (۲۰۲۱) دیده شد، جایی که آمریکا حمایت لجستیکی کرد، اما مستقیماً وارد نشد. علاوه بر این، ترامپ دکترین مونرو را احیا کرده (تمرکز بر آمریکای جنوبی)، روسیه را تهدید نمی‌بیند و تمرکز اصلی‌اش بر چین است. اعزام نیروی نظامی گسترده به ایران برای ترامپ جزو محالات است.

 پس منظور ترامپ از حمایت از ناآرامی ها چیست؟ الگوی ترامپ همان چیزی است که در ونزوئلا اجرا می‌کند: فشار روانی، تک‌ضربات، ایجاد فشار سیاسی در شورای امنیت، محدودیت در آب‌های بین‌المللی، جلوگیری از حرکت نفتکش‌ها و شاید عملیات محدود مانند جنگ ۱۲روزه. این تهدیدات، بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران است که با اعتراضات داخلی هم‌زمانی دارد و هدفش تضعیف اقتدار نظام  است.

پشت‌پرده تهدید ترامپ: نتانیاهو دستور داد، کاخ سفید اجرا کرد!