گروه سیاسی دفاعپرس، شایان میرزایی، توییت اخیر دونالد ترامپ درباره اعتراضات ایران، حامل پیامی روشن از ورود مستقیم بازیگران خارجی به فرآیند بیثباتسازی داخلی ایران است. رئیسجمهور آمریکا با ادبیاتی تهدیدآمیز و مداخلهجویانه، آشکارا از سناریویی سخن میگوید که هدف نهایی آن، بینالمللیسازی اعتراضات و سوق دادن آن به مسیر تقابل خشونتبار داخلی است.
ترامپ در این پیام اعلام میکند که در صورت برخورد خشونتآمیز با «معترضان مسالمتجو»، ایالات متحده «برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد» و تأکید میکند که آمریکا «مسلح، آماده و مهیای اقدام» است. این نوع ادبیات، نه تنها ناقض اصول بدیهی حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست، بلکه نشاندهنده تلاش آگاهانه برای ارسال سیگنال حمایت خارجی به بخشی از معترضان و همزمان افزایش فشار روانی بر ساختار حاکمیتی ایران است.
نکته قابلتوجه آن است که توییت ترامپ، از منطق «حمایت از حقوق بشر» عبور کرده و وارد فاز تهدید مستقیم به مداخله میشود. این همان الگویی است که پیشتر در پروندههایی، چون عراق و افغانستان نیز تجربه شده؛ الگویی که در آن اعتراضات اجتماعی، بهتدریج از مسیر مطالبات داخلی خارج و به بستری برای تقابل نیابتی قدرتهای خارجی تبدیل میشود. در این چارچوب، تأکید ترامپ بر «آمادهباش کامل»، بیش از آنکه نشانه اقدام فوری نظامی باشد، بخشی از جنگ روانی با هدف رادیکالسازی فضای میدانی و افزایش هزینههای امنیتی در داخل ایران ارزیابی میشود.
از منظر تحلیل راهبردی، این پیام را باید تلاش آشکار واشنگتن برای پیوند زدن ناآرامیهای داخلی ایران با پروژه فشار حداکثری و سناریوهای مداخلهگرایانه دانست. چنین موضعگیریهایی عملاً مرز میان اعتراض اجتماعی و اغتشاش سازمانیافته را مخدوش میکند و به نیروهای میدانی این پیام را میدهد که پشتوانه خارجی برای تشدید تنش وجود دارد. به بیان دیگر، ترامپ با این توییت «دست خود را رو کرده» و نشان داده که یک سرِ طراحی بیثباتی، مستقیماً در واشنگتن قرار دارد.
در نهایت، آنچه از این موضعگیری برمیآید، نه دلسوزی برای مردم ایران، بلکه تلاش برای مهندسی بحران و سوق دادن کشور به سمت شکافهای عمیق اجتماعی و حتی سناریوی جنگ داخلی است؛ پروژهای که در صورت غفلت، میتواند اعتراضات را از مسیر طبیعی خود خارج کرده و به ابزاری در خدمت اهداف ژئوپلیتیکی بازیگران خارجی تبدیل کند.
انتهای پیام/381
∎