به گزارش ایرنا، روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی به بررسی پیامدهای سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده میپردازد و تصویری از آمریکایی ترسیم میکند که بهسوی «مهاجرت نزدیک به صفر» حرکت میکند.
تنها یک سال پس از آغاز سرکوب مهاجرت، آثار این سیاستها در سراسر کشور نمایان شده است: کمبود نیروی کار در بخشهایی چون ساختوساز، کشاورزی، خدمات درمانی و مراقبتی؛ کاهش فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در محلههای مهاجرنشین؛ و اختلال در اقتصاد شهرهای کوچک و مناطق روستایی.
دولت ترامپ با افزایش هزینه ویزا، کاهش شدید پذیرش پناهندگان و دانشجویان خارجی، لغو وضعیتهای موقت اقامتی و اخراج صدها هزار نفر، عملاً درهای آمریکا را به روی جهان بسته است. هرچند سهم جمعیت مهاجر هنوز بالاست، اما هدف کاخ سفید بازگشت به الگوی دهه ۱۹۲۰ است؛ دورهای که محدودیتهای شدید، مهاجرت خالص را به صفر رساند.
قصد داریم متن کامل این گزارش را طی سه شماره در خبرگزای جمهوری اسلامی (ایرنا) منتشر کنیم. بخشاول این این گزارش پیشتر منتشر شده است. بخشدوم در ادامه آمده است:
در نخستین قرن شکلگیری ایالات متحده، مهاجرت در سطح فدرال عملاً بدون محدودیت بود. این وضعیت در اواخر قرن نوزدهم تغییر کرد؛ زمانی که «موج بزرگ» مهاجرت آغاز شد و میلیونها نفر برای فرار از سرکوب سیاسی یا یافتن کار، راهی آمریکا شدند. از دهه ۱۸۷۰ به بعد و طی دهههای بعدی، کنگره ورود مجرمان، آنارشیستها، فقرا و تمامی کارگران چینی را ممنوع کرد.
اوج احساسات ضد مهاجرت در آغاز قرن بیستم
با آغاز قرن بیستم، احساسات ضد مهاجرتی بهشدت گسترش یافته بود. مدیسون گرانت، وکیل و طرفدار نظریههای اصلاح نژادی، در کتاب خود با عنوان «زوال نژاد برتر» که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد، نوشت: کشورهای خارجی از بازبودن آمریکا سوءاستفاده میکنند و «تفالههای زندانها و تیمارستانهای خود» را به این کشور میفرستند و این افراد «لحن کلی زندگی آمریکایی —اجتماعی، اخلاقی و سیاسی— را پایین آورده و مبتذل کردهاند».
زمانی که کنگره کار تدوین قانون مهاجرت ۱۹۲۴ را آغاز کرد، از گرانت بهعنوان کارشناس نظرخواهی شد. این قانون، همراه با مقررات مکمل، تقریباً تمام مهاجرت از آسیا را ممنوع کرد، گشت مرزی آمریکا را بنیان گذاشت و سهمیههایی برای مهاجرت از کشورهای اروپای شرقی و جنوبی تعیین کرد. در نتیجه، مهاجرت خالص—که هم ورود و هم خروج افراد را در نظر میگیرد—بهشدت کاهش یافت.
پژواک گذشته در زبان امروز
زبان امروز شباهت زیادی به آن دوران دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، مهاجران کشورهای سومالی، هائیتی و افغانستان را افرادی از «جهنمدرهها» توصیف کرده و کشورهای دیگر را متهم کرده است که «زندانها و بیمارستانهای روانی خود را خالی میکنند و افرادش را به ایالات متحده آمریکا میفرستند».
بحثهای گسترده دهه ۱۹۲۰ نیز برای گوش امروز آشناست: ترس از افزایش جرم، نگرانی درباره کاهش نرخ زاد و ولد شهروندان بومی، بدگمانی نسبت به گرایشهای سیاسی تازهواردان، امید به اینکه محدودیتها دستمزد کارگران متولد آمریکا را بالا ببرد و اختلافنظر بر سر جذب و ادغام مهاجران در جامعه.
استدلالهای جدید برای توقف مهاجرت
امروزه برخی از حامیان توقف مهاجرت —از جمله جیدی ونس معاون رئیسجمهور— استدلال میکنند که این کار به کشور کمک میکند افرادی را که پیشتر آمدهاند بهتر جذب کند، رقابت بر سر کالاهای کمیابی مانند مسکن را کاهش دهد و فرصتهای شغلی را برای مردان جوانی که از بازار کار کنار رفتهاند تقویت کند.
ریهان سلام، رئیس مؤسسه محافظهکار «منهتن»، در کتاب خود در سال ۲۰۱۸ با عنوان «دیگ ذوب یا جنگ داخلی؟» نوشت که جمعیت بزرگ و رو به رشد مهاجران کممهارت —که بسیاری از آنها در محلههای قومی طبقه کارگر زندگی میکنند— در معرض ایجاد «یک طبقه فرودست دائمی» قرار دارد.
جذب یا مقاومت؛ نتایج متناقض سیاستها
شواهد درباره تأثیر محدودیتهای دهه ۱۹۲۰ بر جذب مهاجران یکدست نیست. برخی پژوهشگران دریافتهاند که وقتی مهاجران تازهای از کشورهای مبدأ نمیآمدند، مهاجران ساکن آمریکا بیشتر با شهروندان متولد این کشور ازدواج میکردند و کمتر در محلههای کاملاً همقوم زندگی میکردند.
اما مطالعات دیگر نشان میدهد سیاستهایی که با هدف تحمیل جذب فرهنگی طراحی شده بودند، نتیجه معکوس داشتند و عزم مهاجران برای حفظ هویتهای قومی خود را تقویت کردند.
اثرات ماندگار محدودیتها
در هر صورت، پیامدهای آن دوره همچنان ادامه دارد. ملیسا مارینارو، مدیر برنامه ایتالیایی-آمریکایی در مرکز تاریخ هاینز در پیتسبورگ، میگوید زمانی که افرادی که در سالهای پیرامون جنگ جهانی دوم از ایتالیا گریخته بودند نتوانستند به خانوادههایشان در آمریکا بپیوندند، بهجای آن راهی استرالیا یا کانادا شدند.
او میگوید: «صد سال بعد، هنوز خانوادههای ایتالیایی-آمریکاییای داریم که از خانوادههای گستردهشان جدا ماندهاند.»
محدودیتهایی که در دهه ۱۹۲۰ تصویب شد، تا سال ۱۹۶۵ بر سیاست مهاجرتی آمریکا حاکم بود؛ تا آنکه رقابتهای بینالمللی دوران جنگ سرد، جنبش حقوق مدنی و تغییر موضع اتحادیههای کارگری، به لغو سهمیههای مبتنی بر منشأ ملی انجامید.
دستمزدها، سازگاری بازار و پیامدهای ناخواسته
گرچه جدا کردن اثرات محدودیتهای مهاجرتی ۱۹۲۴ از سایر تحولات —مانند جنگها، پیشرفتهای فناورانه و انفجار جمعیتی— دشوار است، اما در مناطقی که تحت تأثیر این محدودیتها بودند، دستمزد کارگران متولد آمریکا افزایش یافت؛ هرچند فقط برای مدتی کوتاه.
کارفرمایان با استخدام نیروی کار از مکزیک و کانادا —کشورهایی که مشمول سقف مهاجرتی نبودند— از پرداخت دستمزد بالاتر اجتناب کردند. کارگران آمریکایی از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند و کمبود نیرو را کاهش دادند. مزارع بهسوی خودکارسازی رفتند تا نیروی کار ازدسترفته را جبران کنند. صنعت استخراج زغالسنگ، که به نیروی کار مهاجران وابسته بود، کوچک شد.
امروز چه میبینیم؟
امروز نیز دستمزدها در بخش ساختوساز در حال افزایش است، حتی در شرایطی که ساخت خانه کند شده است؛ نشانهای احتمالی از اینکه اخراج مهاجران در صنعتی که بهشدت به آنها وابسته است، به افزایش حقوقها انجامیده است.
اتحادیه کارگران صنعت فرآوری گوشت خوک نیز با وجود مخالفت با اخراجها، این وضعیت را فرصتی میبیند؛ اتحادیهای که پس از افزایش مهاجرت در دوران جو بایدن، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، موفق به افزایش دستمزدها شد.
مارک لوریتسن، رئیس بخش بستهبندی گوشت در اتحادیه بینالمللی کارگران صنایع غذایی و تجاری، میگوید: «قطعاً سر میز مذاکره مطرح میکنم که راهحل کمبود نیروی کار، پرداخت پول بیشتر است.»
کمبود نیرو در مشاغل خدماتی
وضعیت در بخش فضای سبز نیز مشابه است. گروههای کاری مهاجر که در فضای باز کار میکردند، در تابستان هدف آسانی برای اخراج بودند. به گفته کیم هارتمن، یکی از مدیران یک شرکت فضای سبز در اطراف شیکاگو، با فرا رسیدن بهار ممکن است نیروی کار این بخش ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش یابد.
او میگوید: «پیدا کردن فردی که سرکارگر یا ناظر بوده و سالها تجربه دارد، بسیار رقابتیتر خواهد شد. میدانیم که این مسئله هزینهها را بالا میبرد.»
اما توان پرداخت مشتریان برای بوتهها و گیاهان تزئینی حدی دارد و ممکن است برخی ترجیح دهند اصلاً از این خدمات صرفنظر کنند.
درسهای تاریخ: بازار همیشه راهی پیدا میکند
یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ اخراج دهها هزار مکزیکی از آمریکا در اوایل دهه ۱۹۳۰ را بررسی کرد. برخلاف هدف سیاستگذاران، بیکاری افزایش یافت و دستمزد کارگران متولد آمریکا کاهش پیدا کرد؛ احتمالاً به این دلیل که بخشهایی که به نیروی کار مهاجر وابسته بودند —کشاورزی، ساختوساز و تولید— چنان آسیب دیدند که کوچک شدند.
لیا بوستان، استاد اقتصاد دانشگاه ییل که تاریخ مهاجرت را مطالعه میکند، میگوید: درس آن دوره محدودیت شدید این است که کارفرمایان راههای متعددی برای سازگار شدن دارند. او میگوید: «گزینهها شامل منابع دیگر نیروی کار و ماشینآلات است. اصلاً بدیهی نیست که در مقایسه با این گزینهها، سراغ فردی بروند که همین نزدیکی زندگی میکند.»
گزینههای جدید در دنیای امروز
امروز این فهرست گزینهها گستردهتر شده است. شرکتها میتوانند مشاغل را به کشورهای دیگر برونسپاری کنند. هوش مصنوعی برخی انواع کار را جایگزین میکند و کشورهایی مانند ژاپن امکانات روباتیک را به نمایش گذاشتهاند. با این حال، بسیاری از خدمات همچنان به حضور فیزیکی انسان نیاز دارند.
دیوید گلدبرگ، معاون شبکه بیمارستانی و مراکز درمانی وندالیا در ویرجینیای غربی، میگوید: «اگر متخصص زنان و زایمان باشید و همان لحظه در حال تولد نوزاد، به دستهایی نیاز دارید که روی بیمار کار کند. این مثل کار یک بانکدار یا کسی که کد مینویسد نیست.»