در دل جنگلهای بارانی، جایی که نور خورشید تنها از لابهلای برگها جرئت عبور دارد، جگوار همچون سایهای زنده حرکت میکند. عضلاتش زیر پوست خالدارش موج میزنند و هر قدمش بیصدا اما پر از اقتدار است. چشمان طلاییاش، همچون دو چراغ در تاریکی، جهان را با دقت یک شکارچی افسانهای میکاوند. او بزرگترین گربهسان آمریکا است؛ موجودی که قدرت را در سکوت معنا میکند. نه میغرد، نه میتازد—فقط نزدیک میشود، آرام، دقیق، و درست در لحظهای که طبیعت نفسش را حبس کرده، ضربه میزند.