شناسهٔ خبر: 76601804 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

مهندسی آشوب با روایت زنانه

رصد رسانه‌های معاند و شبکه‌های همسو نشان می‌دهد در مقطع کنونی، تمرکز هدفمند بر نمایش حضور پررنگ زنان و دختران در صحنه‌های اعتراضی به‌مثابه یک تکنیک ترکیبی رسانه‌ای–میدانی در دستور کار است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری مهر، رصد پیوسته خروجی رسانه‌های معاند و شبکه‌های همسو نشان می‌دهد که در مقطع کنونی، تمرکز هدفمند بر نمایش «حضور پررنگ زنان و دختران» در صحنه‌های اعتراضی به‌مثابه یک تکنیک ترکیبی رسانه‌ای–میدانی در دستور کار قرار گرفته است. این الگو، امتداد همان الگوی عملیاتی سال ۱۴۰۱ است که در آن، پیوند دادن مطالبات صنفی و اقتصادی به نمادهای عاطفی و هویتی، بستر لازم برای تشدید التهاب و فرسایش نظم اجتماعی را فراهم می‌کرد. تفاوت این مرحله، نه در ماهیت هدف، بلکه در ظرافت ابزار و چیدمان روایی است.

در لایه نخست، رسانه‌های معاند با تکنیک برجسته‌سازی گزینشی، سوژه «زن معترض» را به کانون روایت منتقل کرده‌اند. انتخاب قاب‌هایی از بازارها، معابر پرتردد، خوابگاه‌های دانشجویی و فضاهای عمومی، با تأکید بر تقابل مستقیم با نیروهای انتظامی یا امنیتی، تلاش می‌کند تصویری عاطفی، قهرمان‌ساز و تکان‌دهنده تولید کند. در این روایت‌ها، زن نه به‌عنوان یک شهروند با مطالبه مشخص، بلکه به‌عنوان «نماد شجاعت جمعی» بازنمایی می‌شود؛ نمادی که قرار است هزینه روانی همراهی با اعتراض را برای دیگر اقشار کاهش دهد.

در لایه دوم، پیوندسازی مصنوعی میان اعتراضات اقتصادی و حافظه اعتراضی ۱۴۰۱ به‌صورت مستمر دنبال می‌شود. بازخوانی مکرر کلیدواژه‌ها، شعارها و حتی ژست‌های اعتراضی آن دوره، با هدف فعال‌سازی حافظه هیجانی جامعه انجام می‌گیرد. این تکنیک، اعتراض صنفی را از مسیر گفت‌وگوی مطالبه‌محور خارج کرده و آن را به میدان بازتولید دوگانه‌های سیاسی و هویتی سوق می‌دهد؛ فرآیندی که ذاتاً ظرفیت حل مسئله را تضعیف و امکان مدیریت اجتماعی اعتراض را محدود می‌کند.

در لایه سوم، هم‌افزایی رسانه‌ای با کنش‌های میدانی محدود اما پرهیاهو قابل مشاهده است. گزارش‌های هم‌زمان از «همراهی چند مرد با زنان معترض»، «هیاهو در معابر پرتردد» و «تلاش برای تحریک اصناف به بستن مغازه‌ها»، نشان می‌دهد هدف اصلی نه انباشت جمعیت، بلکه تولید احساس ناامنی، ارعاب روانی و القای فراگیری اعتراض است. در این چارچوب، حتی کنش‌های پراکنده، با بزرگ‌نمایی رسانه‌ای، به‌عنوان نشانه «گسترش سراسری» بازتعریف می‌شوند.

از منظر عملیات روانی، این الگو بر سه محور استوار است: القای شجاعت فراگیر، عادی‌سازی هنجارشکنی در فضاهای عمومی و تحریک زنجیره‌ای صنوف. زن در این معادله، به‌دلیل سرمایه نمادین اجتماعی، به ابزار افزایش ضریب نفوذ پیام تبدیل می‌شود. رسانه معاند با علم به حساسیت افکار عمومی نسبت به امنیت و کرامت زنان، می‌کوشد هرگونه مواجهه انتظامی را به‌سرعت به «روایت سرکوب» ترجمه کرده و چرخه بازتولید خشم را فعال نگه دارد.

نکته کلیدی آن است که این رویکرد، بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، تلاش برای مهندسی ادراک عمومی است. تمرکز بر چند تصویر و ویدئوی خاص، در کنار سکوت عامدانه نسبت به بدنه وسیع جامعه که مسیرهای قانونی و آرام را ترجیح می‌دهد، نشان‌دهنده یک انتخاب روایی آگاهانه است. انتخابی که هدف آن، جلوگیری از فروکش طبیعی موج‌های اعتراضی و حفظ فضای التهاب به‌عنوان سرمایه سیاسی–رسانه‌ای است.

آنچه امروز در خروجی رسانه‌های معاند دیده می‌شود، نه صرفاً «گزارش اعتراض»، بلکه بازآرایی یک الگوی آزموده‌شده برای تبدیل مطالبات اقتصادی به بحران اجتماعی چندلایه است. شناخت دقیق این تکنیک‌ها، شرط لازم برای خنثی‌سازی آن‌هاست؛ چرا که مدیریت هوشمند افکار عمومی، مستلزم تفکیک میان مطالبه مشروع، اعتراض مدنی و پروژه‌های سازمان‌یافته‌ای است که با بهره‌گیری از نمادهای حساس، به‌دنبال امتداد بی‌ثباتی و انسداد مسیرهای حل مسئله‌اند.